چگونه می توانم یادگیری دانش آموزان دخترپایه سوم مدرسه راهنمایی نجددرشهرستان تربت حیدریه درواحدآشنایی
توصیف وضعیت موجود: نام اوبی بی فاطمه خطیبی است .اودرسال 1361 دریک خانواده فرهنگی در شهرستان تربت حیدریه به دنیا آمد.پس ازطی دوران تحصیل درمقاطع ابتدایی ،راهنمایی ودبیرستان در سال 1380 درکنکور سراسری درتربیت معلم شهیدهاشمی نژاد مشهد مقدس دررشته حرفه و فن دوره کاردانی قبول شد. ابتداعلاقه ای به این رشته نداشت ولی از مهر ماه سال 1382 که درمدارس راهنمایی شهرستان خود مشغول به آموزش شدمتوجه شد که حرفه وفن رشته متنوع وزیبایی است .وبه راحتی می توان بادانش آموزان ارتباط برقرارکردوآنها رابه علم وعمل در حوزه های مختلف آشنا نماید.وعلاقه وخلاقیت دانش آموزان را پرورش دهد. اوهرسال درصدد جستجوی روش بهتربرای یادگیری ویاددهی بودودراین زمینه تلاش های زیادی کرد که حتی درمسابقه الگوهای برتر تدریس حرفه وفن درسال 1384 رتبه ممتاز کشوری را کسب کرد. اکنون پس از 8 سال سابقه خدمت در حوزه آموزش؛دانشجوی کارشناسی دررشته حرفه وفن در همان تربیت معلم هاشمی نژاد می باشد.اودرمدرسه راهنمایی دخترانه نجدواقع درخیابان شهید چمران شهرستان تربت حیدریه درمحله رباط بالا مشغول به کار است. مدرسه راهنمایی نجددرضلع جنوبی شهرستان بافاصله 3کیلومترازمرکزشهرواقع است که برای رفت وآمدازتاکسی واتوبوس خط واحد استفاده می شود.این مدرسه یک نوبته درشیفت صبح ودارای شش کلاس درسه پایه مقطع راهنمایی است حیاط بزرگ (حدود.500مترمربع ،سرویس بهداشتی درضلع شرقی مدرسه قراردارد.دراین مدرسه 110دانش آموزتحصیل می کنند.اکثراین دانش آموزان درخانواده هایی که ازنظرمیزان تحصیلات بسیار سطح پایین (سیکل تادیپلم )وازنظرسطح مالی نیزوضعیت خوبی ندارند؛پرورش یافته اند.دراین مدرسه 30نفرپرسنل مشغول به کارمی باشند،که مدیرمدرسه بامدرک لیسانس حرفه وفن ،معاون لیسانس علوم اجتماعی می باشندوسایرپرسنل که معلمین هستند دارای مدارک لیسانس یافوق دیپلم هستندودررشته های مختلف مشغول به تدریس می باشند.البته تنها معلم حرفه وفن این مدرسه خطیبی می باشد.کلاس هادرمدرسه نجد موضوعی است.(یعنی هردرس کلاس مخصوص به خوددارد)ولی متاسفانه آزمایشگاه وکارگاه ندارد.تجهیزات کارگاه حرفه وفن آن درحد"7کمان اره ،5هویه ،12کلیدو3پریز"می باشد.یکی ازکلاس های پایه سوم 19نفردانش آموز داردکه جزءگروه جامعه آماری پژوهش هستند.او2ساعت اززمان موظفی خودرادراین کلاس می گذراند. علل انتخاب موضوع: درکتاب حرفه وفن پایه سوم واحدی به نام" آشنایی باقطعات خودرو و تعمیرشیرآلات بهداشتی"است.این واحدازکتاب برای دانش آموزان دختربسیارسخت ونامفهوم است.به طوری که هرسال هنگام تدریس این واحد شکایت هایی درباره مشکل بودن ،غیرمرتبط بودن باروحیه دختران و...اززبان دانش آموزان خودمی شنید.همچنین سطح نمرات آنها سندی برگفته هایشان بود. یک روز که طبق طرح درس ماهانه می خواستم واحد آشنایی باخودروراتدریس کنم ،همین که نام واحد را برتخته سیاه نوشتم سروصدای دانش آموزان بلندشدکه:خانم این فصل به چه دردما میخورد؟-خانم ماشین به ماچه ربط دارد؟-خانم برای ماسخته این هارا یادبگیریم؟ وقتی این اعتراضات راشنیدم کمی درباره فواید خودرو واینکه شماهم روزی بااین وسیله دراین دنیای ماشینی سروکارخواهیدداشت پس چه بهتر که اطلاعاتی درباره آن داشته باشید،مثل هروسیله دیگری که استفاده می کنید... مشغول تدریس شدم .درطی دوجلسه آن واحدرا تدریس نمودموسپس ازآنهادرس را پرسیدم ولی ازپاسخ دادن آنها راضی نبودم.تصمیم گرفتم از آنها امتحان بگیرم تاشاید بادقت بیشتری درس را بخوانند اما آن نیز رضایت بخش نبود. این مساله ،مساله من به تنهایی نبودبلکه ازدیگردبیران حرفه وفن در مدارس دخترانه که پرسیدم فهمید م که این مشکل اکثر همکارانم است. بنابراین تصمیم گرفتم امسال پژوهش طراحی مسائل یادگیری وآمورشی خودرا بااین موضوع که "چگونه می توانم یادگیری دانش آموزان پایه سوم دخترمدرسه راهنمایی نجد درشهرستان تربت حیدریه رادرواحد آشنایی باخودروبه کمک روش بارش مغزی بهبودبخشم؟"انجام دهم. شاید ازاین طریق بتوانم این درس را به نحو بهتری به دانش آموزان تدریس نمایم تامیزان یادگیری آنهابهبود یابد. برای چگونگی آن تصمیم گرفتم از خوددانش آموزان کمک بگیرم ،نظرسنجی دررابطه بامطالب فصل خودرو انجام دادم،مقایسه ای دررابطه باسطح نمرات درواحد قبل وبعدانجام دادم،درجلسه گروه های آموزشی باچندتن ازهمکاران مساله رامطرح کرده وازآنها کمک خواستم همچنین از مدیرمدرسه سرکارخانم زاهدی که ایشان هم مدرک حرفه وفن دارند مشورت گرفتم تابتوانم این مساله راحل کنم. سوالاتی که دراین زمینه در ذهنم ایجاد شد این بودکه: جگونه می توانم دانش آموزان را به این بحث علاقه مند کنم؟ چگونه می توانم این مطالب رابهترتدریس کنم؟ آیاتغییرمطالب فصل به یادگیری دانش آموزان کمک می کند؟ و... شواهد یک: تعریف مفاهیم وواژگان v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} چگونه: يعني از چه نوع و در چه وضع و در چه حالت وچه طور. َ (لغت نامه دهخدا) : کمیتی راتغییرواصلاح کردن می توانم: معنی: توانايي داشتن ، قادر بودن(لغت نامه دهخدا) در اینجا منظور: داشتن توانایی برای حل مشکل موجود يادگيري: یادگیری تغییر در رفتار است. به سخن دیگر نتایج یادگیری همواره باید قابل انتقال به رفتار مشاهدهپذیر باشد. پس از یادگیری، یادگیرنده قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمیتوانست آن را انجام دهد.( بی.آر.هرگنهان و میتو اچ.انسون؛ مقدمهای بر نظریههای یادگیری، علیاکبر سیف، تهران، روان، 1386، چاپ یازدهم، ص 22. ) دانش آموز: در این پژوهش فردی است با محدوده سنی 12 تا 14 سال که در سومین مقطع تحصیلی (راهنمایی) در نظام آموزش و پرورش ایران طبق برنامه آموزشی خاصی برای تحصیل روزانه به مدرسه می رود. دانشآموز از لحاظ لغوی به معنی کسی است که به دنبال دانش میرود. که دانش آموزد. که علم آموزد. که دانش فراگیرد. شاگرد،طالب علم . آموزنده علم( لغت نامه دهخدا) کلاس سوم: :متشکل از20نفردانش آموز دختربین 12تا14سالگی مدرسه : محل درس دادن و علم آموختن . جمع مدارس( فرهنگ معین )آنجا که درس دهند و درس خوانند. آموزشگاه . مکتب . دبستان . دبیرستان . جای تدریس . جای آموختن علوم و فنون .(لغت نامه دهخدا) دوره راهنمایی : مدارسی که اخیراً در ایران تاسیس شده است و دانش آموزان را پس از گذراندن دوره پنج ساله ابتدائی بدانها هدایت کنند تا با آموختن مقدماتی از فنون و حرف متداول برای خدمات آزاد اجتماعی آماده شوند. این مدارس در نظام جدید آموزشی ایران جانشین دوره اوّل دبیرستانهاست (لغت نامه دهخدا) واحدآشنایی باخودرو: واحدپنجم در کتاب آموزش حرفه وفن پایه سوم مقطع راهنمایی حرفه وفن: كتابي است كه در دوره راهنمايي با هدف آشنايي دانش آموزان با مشاغل . مهارت هاي مختلف در هشت فصل (سيستم و فناوري-برق- بهداشت- چوب- فلز- ساختمان- خوراك و پوشاك- كشاورزي) تاليف شده است. ( دفتر چاپ كتب درسي – اهداف كتب ) تعريف بارش مغزي: «اجراي فن و گردهمايي كه از طريق آن عدهاي ميكوشند براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام افكارو انديشههايي كه همانجا به وسيلة اعضا ارائه ميگردد، راه حلي بيابند».(زیباوب) بهبود بهبود، خیریت و معنی ترکیبی آن به بودن است.( لغت نامه . (بهتری . ترقی تدریجی . (فرهنگ فارسی معین دهخدا) بخشیدن بخشیدن( لغت نامه دهخدا ) عطا کردن . بذل . دادن بی عوض . موهبت . جود. نداوت . (یادداشت مؤلف) مقدمه تفکر، عالی ترین مراتب عبادت است. امام محمدباقر (ع ) گسترش شيوه هاي موثر در ياددهي و يادگيري را شايد بتوان يكي از رسالت هاي پايان ناپذير روان شناسان براي كمك به نظام هاي تربيتي دانست . درك فرايند يادگيري و توان آدمي در حل مسائل پيچيده هر روز بيش از پيش ظرفيت وجودي و ناشناخته ذهن را به نمايش مي گذارد(عباس معدن دار- صفحه 140) روشن است که براي دست يابي به اين هدف ها، مسؤوليتي سنگين بر دوش مراکز آموزشي، به ويژه آموزش و پرورش قرار می گيرد. اين مراکز، از يك سو وظيفه ي آموزش دانشها و تجهيز دانش آموزان به اطلاعات موردنياز آنان را بر عهده دارند و از سوي ديگر، بايد زمينه اي را فراهم آورند تا به رشد و پرورش خلاقيت و نوآوري و استفاده ي صحيح و جهتدار از اين استعداد و توانايي کمک کند0(حمزه گنجي-32) حاصل اين بينش نو در زمينه ي فرايند ياددهي - يادگيري اين است که معلمان بايد به جاي روش سنتي سخن راني، راه هاي ديگري را بيازمايند . متأسفانه، پژوهش هاي موجود نمي توانند راهبردهاي ويژه اي را تجويز آنند؛ راهبردهايي که بر پايه ي آن ها دانش آموزان قا در باشند در فرايند يادگيري نقش فعال تري بر عهده بگيرند . معلمان بايد با انجام دادن پژوهش هاي بنيادي به دانش آموزان نشان دهند که در صورت شرکت فعالانه ي آن ها در ارايه ي راهبردهاي فردي براي تحقق اين مشارکت، يادگيري کامل تر وکارامدتر خواهد شد.(بیستل-صفحه 45) الگوی تد ریس تدریس کار آسانی نیست. معلم در تدریس با عوامل مختلف و متعددی سروکار دارد که کنترل مجموعه آنها ممکن است محیط را بوجود آورد که یادگیری مطلوب و موثر در آن صورت گیرد. الگو به نمونه کوچکی از یک شیء بزرگ یا به مجموعه ای محدود از اشیای بی شمار گفته می شود که ویژگیهای مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیا را داشته باشد. الگویس تدریس نیز چهارچوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است و شناخت و آگاهی از عناصر و عوامل مذکور می تواند معلم را در اتخاذ روشهای مناسب تدریس کمک کند. بنابراین معلم در ایجاد موقعیت مناسب یادگیری قادر به تغییر و کنترل بسیاری از عوامل نیست اما تا حدی می تواند با تعیین هدفهای صریح اجرایی و اتخاذ الگو و روشهای مناسب تدریس و تهیه و بکارگیری تجهیزات لازم و ایجاد نوعی ارتباط سالم با شاگردانش ، کیفیت تدریس خود را دست خوش تغییر و تحول و پیشرفت بکند. ((www.aftab.com عوامل موثر در اجراي روش هاي فعال تدريس ۱) تصمیم گیری های موثر و انتخاب یک روش موفق در ایجاد انگیزه دانش آموزانی که نمی توانند همگام با سایرین پیش بروند، از نظر زمانی وقت بیشتری را طلب می کند و اصطلاحاً زمانبر می باشد. بدین جهت در پاره ای موارد که مساله زمان حساس است و محدودیت زمانی وجود دارد انتخاب روش مشورتی و گروهی و قراردادن دانش اموزان بدون انگیزه در ساختار آموزش موثر است. در اینجا باید متذکر شد که اگر چه ممکن است مرحله تجزیه و تحلیل و انتخاب در تصمیم گیریهای گروهی در مقایسه با روش فردی به زمان بیشتری احتیاج داشته باشد . اما تصمیمات اتخاذ شده در ایجاد انگیزه گروهی از غنای بیشتری برخوردار است و اجرای آن سهلتر و دارای ضمانت اجرایی بیشتری است و به خاطر این امتیاز ، زمانبری این شیوه قابل توجه و توجیه است. نکته دیگری که در تصمیم گیری و ایجاد انگیزه جمعی قابل یاد آوری است هدف شرکت کنندگان در گروه تصمیم گیری است. اگر دانش آموزان با هدف حل مشکل به اظهار نظر نپردازند و صرفاً بر نظر خویش پافشاری کنند، تششت آراء ایجاد می شود و تصمیم گیری در عمل دچار مشکلات زیادی می گرددو به نتیجه مطلوب منتهی نخواهد شد. البته وجود معلم به عنوان تصمیم گیرنده نهایی و یا استفاده از قانون اکثریت می تواند راه حل هایی برای رهایی از این گونه بن بست ها در جریان آموزش باشد. فشار گروهی و اثرات آن از سوی جمعی از دانش آموزان در این روش، از جمله مشکلاتی است که در این نوع فرآیند مشاهده می شود. دانش آموزان تحت تاثیر فشار گروهی خاص ممکن است نظراتی ناخواسته، درونی نشده و سطحی ارائه دهند که بر اثر فشار گروه به آنان تحمیل گردیده است. در چنین حالتی روند آموزش اثر بخش نیست. محرک های مختلفی در گروه بر تصمیمات و نظرات جمعی تاثیر می گذارد که از آن جمله است محرک های عمومی که با پذیرش افراد بدون انگیزه در گروه برای همه اعضاء به وجود می آید و محرک های اختصاصی که از طریق حمایت یا عدم حمایت از یک فرد در گروه ایجاد می شود و همه در روند آموزش اثر گذاشته و به آن جهت می دهد. ۲) از مشکلات و محدودیت های دیگر در روش های تدریس موفق از جمله روش تدریس کنترل خود، بعضاً کوتاه نگری و عدم توجه به آینده های دور در جریان تدریس از سوی معلم می باشد. معلمان گرایش دارند که به اخذ تصمیمات و روش هایی در ایجاد انگیزه دانش آموزان بپردازند که نیازهای معمولی وزودرس آنان را ارضا نموده، نتایجی قریب الوقوع و کاملا پیش بینی در برداشته باشد. آنان می کوشند تا از تردیدها، احتمالات مبهم و مخاطراتی که حاصل دورنگری و تصمیم گیری های بلند مدت است حذر کنند و به تصمیماتی دست بزنند که در مورد آینده نزدیک است. از این رو بعضی از آنان بیشتر به ارضای نیازهای مقطعی و انتشارات و توقعات فعلی و جاری توجه نشان داده، پاسخگویی به آنها را هدف اصلی خود می پندارند. بنابراین به برنامه های دراز مدت کمتر حساسیت نشان می دهند. شاید پیچیدگی و دشواری این برنامه ها عاملی است که هدایت کنندگان را به آینده های زودرس متمایل می کند و از توجه به اثر بخشی آتی بازشان می دارد. ۳) فقدان دید کلی نگر مشکل دیگری است که در اثر بخشی روند تدریس مانع ایجاد می کند. هر گاه معلمین به یک جنبه از مساله در ایجاد انگیزه فردی یا گروهی توجه کنند و از سایر جنبه ها غفلت ورزند، نتیجه ای ناقص حاصل می شود که امکان توفیق آن بسیار اندک خواهد بود. در تصمیم گیری و هدایت، عدم توجه به محیط های مختلف موثر بر موضوع تصمیم، مانند محیط فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی، جغرافیایی و حتی فنی موجب می شود تا خط و مشی گذاری حاصل از نقطه نظر هر محیطی که به آن توجه نشده باشد، آسیب پذیر گردیده و در اجرا دچار مشکل گردد. فی المثل خط و مشی ای که در آن به محیط ارزشی و فرهنگی فراگیر توجه نشده باشد در ایجاد انگیزه و یا دستور کار عملی مورد پذیرش فراگیر قرار نمی گیرد و مسلماً شکست خواهد خورد و یا انگیزه ای که اثرات اقتصادی محیط را نادیده انگاشته باشد، دچار مشکلات اقتصادی خواهد شد. بطور خلاصه نگرش و تفکر یک بعدی هدایت کننده و عدم توجه به مجموعه عوامل موثر در روند فراگیری یکی از موانع عمده در راه اثر بخشی تدریس موثر و موفق به شمار می آید. ۴) اعمال نظر شخصی در تصمیم گیری و اتکای بیش از حد بر تجربیات فردی نیز از محدودیت های دیگر است. در برخی موارد معلمین قبل از آنکه به بررسی همه جانبه مشکل بپردازند، در ذهن خود انتخاب مورد نظر را انجام داد ه و برای تایید و توجیه نظر خویش به اطلاعاتی رومی آورند که در جهت تایید آن تصمیم می باشد و سایر حقایق و شواهدی را که بر خلاف تمایل آنها می باشد، نادیده می انگارند. در چنین حالاتی تصمیم گیری جنبه صوری پیدا می کند و مراحل مختلف فرآیند به درستی رعایت نمی شود. در این صورت همه تلاش معلم بر آن است که به نظر شخصی خود جامه عمل بپوشاند و آن را نتیجه موثر فرآیند نشان دهد. اتکای بیش از حد بر تجربیات شخصی و خود رایی بدون در نظر گرفتن سایر شرایط، جنبه دیگری از عدم موفقیت است. البته تجربیات معلمین بعنوان یکی از منابع اطلاعاتی می تواند در روند فراگیری نقش مفیدی داشته باشد. ولی هرگاه تجربیات شخصی به عنوان تنها راهنما و اساس در تصمیم گیریها به کار برده شود، لزوماً نتایج اثر بخشی حاصل نمی شود، چرا که نمی توان یک نسخه را برای تمام مشکلات پیچید. در این گونه موارد، نظر شخصی و قضاوت فردی و تعصب بر صحت تجربه های بدست آمده از سوی معلم موجب می گردد قضاوت فردی ملاک اصلی شده، به نظرات و آرای تجربه شده دیگر و اطلاعات و آمار نا موافق توجهی نشود. خود شیفتگی خط و مشی گذار باعث می شود که وی تنها به تجربیات پیشین و قدیمی خود متکی شده به شرایط جدید توجهی نکند و از سایر نظرات خود را بی نیاز احساس نماید. زیرا بدین ترتیب نظرات مراجع علمی و متخصصان دیگر نیز در رفع مشکل یاد گیری جایی ندارد. عدم آگاهی معلمین و عدم تمایل آنان نسبت به استفاده از تجربیات و نظرات سایرین مشکل را تشدید کرده، روند رفع مشکل را تضعیف می کند. بدین ترتیب روند تدریس معلم در محدوده اطلاعات و دانش خود راکد می ماند و بهره ای از سایر دستاوردها نمی برد. در برخی موارد، عدم آگاهی معلمین از روش های جدید موجب می گردد، مساله ای که دارای راه حل تجربه شده و ساده ای است مدت ها لاینحل بماند و اتلاف منابع و امکانات بسیاری را سبب شود. ۵) انعطاف ناپذیر بودن تصمیمات در فرآیند تعلیم و تربیت بعضاً از مشکلات حاد و پیچیده ای است که عدم توجه به آن مشکلات زیادی را در پی دارد. عدم وجود انعطاف لازم در تصمیمات در امر یاد گیری مشکلی است که اجرای آن را در شرایط متغیر و متحول امروز دشوار می سازد. انعطاف ناپذیری تصمیمات زاییده تفکر استفاده کنندگان آنها نسبت به محیط و مجریان است. برخی معلمین چنین می پندارند که محیط اجرایی آنان محیطی ثابت و بدون تغییر است. بنابراین برای چنین محیطی، بطور ثابت و بدون انعطاف می توان برنامه ریزی کرد. در حالی که چنین تفکری مشکلات عملی بسیاری را به همراه دارد. فرآیند تدریس چرخه پیچیده ای است که هدایت کننده آن یعنی معلم، باید این چرخه را مرحله به مرحله طی کند و به مراحل بعدی برسد. وی باید بداند پس از هر مرحله اطلاعات بیشتری تولید می شود و درک او را افزایش می دهد. گاهی نیز اطلاعات جدید، روش های قدیمی را دگرگون ساخته و در جهت بهبودی فرآیند به سوی دیگری هدایت می کند. مهمترین مهارتی که معلم باید بیاموزد مهارت تفکر اثر بخش است. آنچه وی را طی فرآیند تدریس از مرحله ای به مرحله دیگر راهنمایی می کند، تفکر اوست. وی به منظور هدایت و تشریح مراحل مختلف کارخود لزوماً باید طرحی را تهیه کند که علاوه بر دارا بودن چارچوب کلی روش عمومی تدریس، وی را به رهیافت های متعددی رهنما شود. ) هشتم آذر 1390- مهرعلي گراوند( الگوی تد ریس بارش مغزی بارش مغزی یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات همفکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهای منحصر به فرد است. در واقع بسیاری از تکنیکهای دیگر منشعب از این روش است. این روش توسط الکس اسبورن در سال 1988 معرفی شد. در آن زمان بنیاد فرهنگی اسبورن این روش را در چندین شرکت تحقیقاتی، بازرگانی، علمی و فنی برای حل مشکلات و مسائل مدیریت به کار گرفت. موفقیت این روش در کمک به حل مسائل آن چنان بود که ظرف مدت کوتاهی به عنوان روشی کارآمد شناخته شد. فرهنگ لغت " وبستر" تعریف بارش مغزی را چنین بیان می دارد: تکنیک برگزاری یک کنفرانس که در آن سعی گروه بر این است تا راه حل مشخصی را بیابد. در این روش همه نظرات در جمع بندی مورد استفاده قرار می گیرند. روش بارش مغزی امروزه یکی از متداول ترین روشهای تصمیم گیری گروهی بوده و موجب گسترش و تحول بسیاری از روشهای مرتبط و مشابه شده است. دانشمندان زیادی از جمله اسبورن، کال و همکاران، بوچارد، گچار و همکاران، دلبگ و همکاران، لوئس و نگاندی و سیج در کتابهای خود به این روش پرداخته اند و برای ارتقاء آن کوشیده اند.( / منوچهر فضلی خانی صفحه 77) روش بارش مغزی هم از سوی متخصصان آموزش و پرورش و هم از سوی متخصصان آموزش خلاقیت به عنوان روش تدریس حل خلاق مسائل معرفی شده است و یافته های پژوهشی زیادی اثرگذاری آن را بر روی پرورش مهارت های حل مساله دانش آموزان به اثبات رسانده اند. آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. " روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مساله به یاد گیرندگان کمک می کند. " ( علی اکبر، سی،، ص 551-552 ) بارش مغزی در تدریس و یادگیری کارکردهای مفیدی نشان می دهد و به تسهیل برقراری ارتباط بین راه حل ها و ایده ها می انجامد. در گروههای بارش مغزی، مشارکت اعتلا می یابد، انتقاد و ایرادگیری کاهش می یابد، حمایت اجتماعی افزوده می شود و توانایی دانش آموزان برای " انتقال " اطلاعات برای حل مساله تعیین شده، افزایش و بهبود می یابد. یعنی دانش آموز به راحتی می تواند اطلاعات ذخیره شده در حافظه بلند مدت خود را بازیابی کرده و برای حل مساله به کار گیرد. روش تدریس بارش مغزی در عمل به تفکر واگرا و حل مساله خلاق یاری می رساند. این روش اعتماد به نفس فراگیران را افزایش داده و باعث می شود تا فراگیران به یک خودباوری مثبتی نایل شوند. خودباوری احتمالا" اثرگذارترین حالت بر تمام رفتارهای انسانی است. با اطمینان می توان گفت بدون خودباوری و بدون داشتن اعتماد به نفس و شناخت کافی از خود و بدون باور کردن توانایی هایمان برای انجام عملی خاص نمی توانیم آن عمل را چه عملکرد عاطفی باشد و چه شناختی، با موفقیت به انجام برسانیم. ( " اچ داگلاس براون " اصول یادگیری و آموزش زبان / ص 149 ) همچنین کلاس درس از حالت تکراری بودن خارج می شود و تنوع و رفع خستگی و ایجاد شادی و نشاط را به دنبال دارد. ضمنا" برای ایجاد این گونه فضا در محیط کلاس نیاز به کمی صبر و حوصله و تحمل سروصداست که البته می توان فضا را هم عوض کرد، نمازخانه و یا کتابخانه مدارس برای این کار می تواند فضای خوبی باشد. (حمید رضا ترکمندی ، زیباوب) تعريف بارش مغزي: «اجراي فن و گردهمايي كه از طريق آن عدهاي ميكوشند براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام افكارو انديشههايي كه همانجا به وسيلة اعضا ارائه ميگردد، راه حلي بيابند». فرایند یادگیری در این روش در این روش ابتدا موضوع یا مسئله در بین گروه یا کلاس درس مطرح و سپس افراد به گروه ای کوچکترین تقسیم می شوند، و آنگاه با تمرکز افکار و در کمال آزادی در مورد راه حل آن مسأله یا بهینه شدن آن نظر می دهند. مسلماً هر چه تعداد نظریات ارائه شده بیشتر باشد، معیارهای بیشتری به دست خواهد آمد. بعد از جمع آوری نظریات و عقاید گروه ها توسط مدیر جلسه، مرحله اول بحث به پایان می رسد. در مرحله دوم تمام گروه ها برای جمع بندی نهایی جمع شده مجری جلسه با بازنگری نوشته و فراوانی هر نظر و دیدگاه های افراد، به نتیجه گیری پرداخته، اندیشة نهایی را ارائه م نماید. اصول کاربرد این روش برای اجرای این روش به کارگیری چهار قانون زیر برای تمام اعضاء الزامی است. 1ـ از ابزار قضاوت مخالف و ناسازگار با اصل طرح سؤال و اجرای آن خودداری گردد. 2ـ چرخش آزاد ذهن با استقبال رو به رو شود؛ هر چند اندیشه ها دور از ذهن و جسورانه تر باشد، بهتر است. 3ـ کمیت اندیشه ها مورد نظر است؛ هر چند تعداد اندیشه ها بیشتر باشد، احتمال ظهور اندیشه های مفید بیشتر است. 4ـ تلفیق اندیشه ها و اصلاح آنها باید مورد توجه قرار گیرد؛ شرکت کنندگان، علاوه بر ایفای سهم خود در ایجاد اندیشه های خویش، باید پیشنهاد کننده که چگونه می توان اندیشه های دیگران را به اندیشه های بهتری تبدیل و یا چگونه می توان دو یا چند اندیشه را تلفیق و به اندیشه های دیگری تبدیل کرد. بارش مغزی اساساً برای مسائلی که به اندیشه یابی بستگی دارد مناسب است. ولی برای مسائلی که به داوری و قضاوت بستگی دارند، مناسب نیست. این روش برای مسائلی که دو یا سه راه حل برای آنها وجود دارد، مناسب نمی باشد.) سلیمان محمدی ، صفحه 32( روش بارش مغزی بر دو اصل اساسی استوار است : اصل اول مبتنی بر تنوع نظرات است. تنوع نظرات، آن بخش از مغز را که به خلاقیت مربوط است فعال تر می کند تا بر" تفکر قضاوتی" خود فایق آید. تفکر قضاوتی در واقع به معنی ارزیابیها و نظرات تکمیلی نسبت به مطلب مطرح شده است. به این منظور بعد از آنکه تمامی پیشنهادات جمع آوری گردید؛ بررسی و ارزیابی پیشنهادات صورت می گیرد. اصل دوم می گوید کمیت، فزاینده کیفیت است. یعنی هر چه تعداد پیشنهادات بیشتر شود، احتمال رسیدن به یک راه حل بهتر افزایش می یابد. تشكيلات جلسة بارش فكري: رئيس گروه: رئيس گروه برنامهريز و هدايت كننده گروه است و در ابتداي جلسه آموزشهاي مقدماتي در خصوص اجرا را به اعضا ميدهد و كنترل جلسه را بعهده دارد. يك يا چند نفر منشي: منشي بايد تمام نظريات و انديشههاي جديد را ثبت كند تا در پايان جلسه، فهرست كاملي به نام افراد ارائه دهنده تكميل گردد. بهتر است منشيها خارج يا در كنار جلسه حضور داشته باشند و وظيفه خود را با آرامش كامل انجام دهند. اعضاي شركت كننده: عدة افراد شركت كننده در جلسه بارش مغزي، متفاوت و از 10 تا 400 نفر متغير است. به نظر ميرسد كه عدة افراد براساس دايرة اطلاعات آنان از موضوع تعيين ميشود. مشاهده كنندگان گاه عدهاي در مقام مشاهدهگر، بر جلسه نظارت ميكنند. برداشتهاي خود را مينويسند و در صورت لزوم، (در مرحلة دوم) كه مرحلة ارزشيابي است، عقايد خود را بيان ميدارند، معمولاً در جلسات بزرگ، عدة اين افراد زياد است.) مهدی یاراحمدی خراسانی- روش بارش يا طوفان فكري( مزایا و معایب: با وجودی که روش بارش مغزی بسیار متداول است، لیکن تاکنون بطور خاص، در جهت روشن کردن بهترین شرایط اجرای این روش، تحقیقات کافی صورت نگرفته است. مزایای این روش عبارتند از: با توجه به اصل هم افزایی باعث می شود خلاقیت گروهی موثر از خلاقیت فردی عمل کند. با این روش، در مدت زمان نسبتا" کوتاهی، شمار زیادی پیشنهاد حاصل می شود. معایب و نقایص این روش عبارتند از: ممکن است ایجاد شرایط برای اظهار نظر آزاد و بی واسطه دشوار باشد گروه معمولا" تحت فشار اکثریت قرار گرفته و موجب می شود فرد با نظر اکثریت موافقت کند، حتی اگر قویا" احساس کند که نظر اکثریت اشتباه است. اکثر اوقات تمایل گروه بر حصول یک توافق است، تا دستیابی به پیشنهادهای متنوعی که به خوبی مورد بررسی قرار گرفته باشند. در واقع این حرکت در حال حاضر به خاطر ساختار جلسات، بصورت عادت درآمده است. هنگام بارش مغزی، اغلب افراد مواردی بدیهی یا ایده آل را پیشنهاد می کنند و این از تلاش آنها برای بحث بیشتر و در نتیجه ارائه پیشنهاد خلاق می کاهد. ماهیت تنوع گرای بار مغزی، خود به خود مسبب افزایش پیشنهادها می شود، ولی اصلاح و پالایش ساختاری پیشنهادها را در بر ندارند. اگر گروه از یک رئیس جلسه خوب و با تجربه برخوردار نباشد، ممکن است برخی از افراد جلسه را، بطور کامل تحت الشعاع خود قرار دهند. لذا رئیس جلسه باید وقت را با توجه به تعداد شرکت کنندگان تنظیم کرده و از ابراز توضیحات اضافی توسط شرکت کنندگان بکاهد و فرصت را به نفر بعدی بدهد. اجرای موفقیت آمیز این روش مستلزم شناخت قبلی افراد از مساله است. در این روش، بهبود مرحله به مرحله " تدریجی " پیشنهادها کمتر مشاهده می شود. گاهی اوقات این روش، به مسائل نسبتا" ساده و پیش پا افتاده محدود شده و باعث می شود که روش ارائه شده برای حل مسائل کلی، پیچیده شده و کارآیی کافی را نداشته باشد. اینجا هم باید مدیر جلسه بطور صریح و واضح تذکر لازم را گوشزد کند و از بحث های انحرافی افراد را بر حذر دارد. برای بعضی افراد، پیروی از قواعد این روش، یا ارائه پیشنهاد های متنوع مشکل است. مراحل روش بارش مغزی الف) خلاقیت و تولید اندیشه فعالیت افراد گروه در جلسه بارش فکری، با هدایت و راهنمایی مقدماتی مسئول جلسه شروع می شود. با این نوع سازماندهی، افراد اندیشه ها و نظریات خود را بیان می دارند و منشی تمام آنها را ثبت می کند. رعایت قوانین برای اجرای این قسمت ضروری است. در حقیقت، فعال ترین بخش این روش، اجرا و کنترل همین جلسه خلاقیت است که شخص، اندیشه ای تولید می کند و تولیدات خود را در ضمن یک تفکر خلاق بیان می دارد. ب) قضاوت و ارزشیابی پس از این که مرحله تولید اندیشه ها در مدت معینی صورت گرفت، طبیعی است که تعداد زیادی نظریه و طرح به دست می آید. در مرحله دوم، این مجموعه پالایش می شود و نظریات مشابه و نامناسب حذف خواهد شد، سپس مشاهده گران و اعضای اصلی جلسه بارش مغزی، این نظریات را مورد بررسی و ارزشیابی قرار می دهند و در نهایت، تعدادی نظریه یا طرح بصورت پیشنهاد و دست آورد اصلی جلسه اعلام می شود، (منوچهر فضلی خانی/ راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرآیند تدریس ). مراحل اجرای روش تدریس مبتنی بر یورش فکری مرحله نخست : بیان و ارائه قوانین یورش فکری مرحله دوم : ارائه موضوع یا مسئله بهتر است مرحله حاضر را با این عبارت « چه شیوه ها و راه هایی هست تا ... ؟» شروع کنیم . برای به دست آوری فهرستی پیشنهادات درباره مسئله یا موضوع می توان ازعبارت گفته شده استفاده کرد . مرحله سوم : آغاز ابراز ایده یا فکر کار ارائه ایده یا فکر به صورت های متفاوتی انجام می شود . یکی از این روشها جریان چرخشی مزیت روش حاضر این است که همه افراد در ایده سازی شرکت می کنند و ایده ها یک به یک ثبت می شود . مرحله چهارم : نمایش ایده ها برای تکوین مرحله پنجم : بررسی و ارزشیابی ایده ها در این مرحله سعی می کنیم ایده های گروه های متفاوت را بررسی کنیم و درباره مجموعه ایده هایشان به اظهار نظر بپردازیم بهتر است برای موفقیت در این کار ایده ها را از نظر میزان اهمیت درجه بندی کنیم . برنامه ریزی و آماده سازی موارد آموزشی پیش از شروع آموزش یکی از جنبه های مهم تدریس موثر محسوب می شوند ؛ هر دو مولفه های برنامه ریزی دقیق و گسترده تر آموزش هستند . در این روش باید دریافت های قبلی و برداشت های نادرست دانش آموزان را ارزیابی می کند و مد نظر قرار می دهد . از آن جا که میزان یادگیری دانش آموزان متفاوت است ، معلمان موثر فرصت هایی را برای غنی سازی و اصلاح یادگیری آنان ایجاد می کنند[1] ( لیلی محمد حسین ، ص 67 ، 1386 ) دادن فرصت به دانش آموزان 1- تک تک دانش آموزان را به اسم صدا بزنید و فرصت بیشتری را در اختیار آنها قرار دهید تا راجع به موضوع توضیح دهند . 2 – پاسخ های ناصحیح دانش آموزان را دست کم نگیرید . 3- سوالات را به روش جالبی طرح نمائید . 4- همه دانش آموزان را در پاسخ به سوالات دخیل نمایید [2]. ( کورش فتحی ، ص 114 ، 1386 ) روشهــا و تکنیکهــای مشابــه از بارش مغزی روش های گوناگونی مشتق شده است. مثلاً یک روش می گوید بهتر است شرکت کنندگان پیش از ورد به جلسه پیشنهادات خود را کتباً در اختیار رییس جلسه قرار دهند، رییس جلسه پیشنهادات را بدون اعلام منبع برای همه شرکت کنندگان قرائت می کند. این روش که برای از بین بردن معایب بندهای 2 و 3 مورد استفاده قرار می گیرد، بارش مغزی گمنام "Anonymous Brains " نام دارد. شیوه های دیگری نیز وجود دارد، به عنوان مثال از شرکت کنندگان خواسته می شود، تا نظرات خود را در مدتی کوتاه به رشته تحریر درآورند. این روش افکارنویسی "Brainwriting" خوانده می شود. تلفیقی از افکار نویسی و بارش مغزی نیز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است. این روش را جورج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد. در این روش شرکت کنندگان هر کدام شخصاً فهرستی از کلمات مرتبط به مسأله را تهیه می کنند. مزیت این روش بر روش بارش مغزی در این است که قابلیت بسط و گسترش پیشنهادات را دارد. ویلیام گوردن به منظور غلبه بر برخی مشکلات بارش مغزی شیوه جدیدی را ابداع کرد. رویه آن بدین گونه است که : رییس جلسه، از گروه می خواهد تا به مفهوم با اصول مسأله پرداخته و مسأله را ریشه ای مورد بررسی قرار دهند، رفته رفته، با مطرح شدن نظرات متفاوت، افراد اطلاعات بیشتری پیدا کرده و پیشنهادات جدیدی مطرح می کنند. مزیت عمده این روش امکان بررسی سایر پیشنهادات و عدم تمرکز بر یک پیشنهاد است. در نتیجه این روش مانع تصمیم گیری ناپخته در فرآیند حل مسأله می گردد. تلفیقی از افکار نویسی و بارش مغزی نیز وجود دارد که به روش Trigger مشهور است . این روش را جوج مولر کارشناس شرکت فورد موتور ابداع کرد. گونه دیگر بارش مغزی شیوه of Problem Elements= Sil Succesive integeration است. این روش به وسیله هلموت اشلیکسوپ از مؤسسه باتل ابداع گردید. معایب بندهای شماره 5، 3، 2 با این روش برطرف خواهد شد. در این روش عناصر جلسات آزاد و روابط اجباری به طور فزایده ترکیب می شوند تا این که گروه به راه حل نهایی مورد توافق دست یابد. توفان فکری عبارت است از بیان تفکرهای متنوع، در حالی که روش SIL کتبی بوده و تفکر چه متنوع، چه مشابه اصل است.( (www.edu.tebyan.net تعریف یادگیری تعريفهاي گوناگوني كه درباره يادگيري انجام گرفته نشان ميدهند كه هنوز تعريف جامع و يكدستي كه براي همه روانشناسان با نظريههاي مختلف پذيرفتني باشد به دست نيامده است. اما بسياري از روانشناسان و پرورشكاران معتقدند كه « يادگيري تغييري است كه بر اثر تجربه يا آموزش در رفتار موجود زنده پديد ميآيد ». در اين تعريف مهمترين واژهاي كه نظر را به خود جلب ميكند واژه تغيير است. زيرا رفتار فرد در زماني كه چيزي نياموخته با زماني كه آن چيز را، آموخته است تفاوت دارد. واژه مهم ديگر رفتار است. زيرا تغيير رفتار با ابعاد بدني مانند طول و عرض و قد و وزن بدني ارتباط ندارد، بلكه بيشتر معلوم يادگيري است، نه دگرگونيهاي بدني. با توجه به نكتههاي ياد شده مشاهده ميشود كه دگرگونيهاي ناشي از رشد طبيعي، بازتابها، پاسخهاي خستگي، تاثير داروها از نوع يادگيري نيستند. همچنين، دگرگونيهايي كه نتوانند تغييري در رفتار داشته باشند يادگيري به شمار نميآيند. مانند زماني كه تجربه يا انديشهاي، احساس يا طرز فكر ما را تغيير ميدهد. اما هيچگونه اثر آشكاري در رفتار ندارد. هيلگارد روانشناس معروف، گرچه يادگيري را داراي دو جنبه نهان (نظري) و نمايان (كارنمودي) ميداند، ولي تصريح ميكند كه يادگيري فقط از جنبه نمايان يا عملكردي آن حاصل ميشود. از سوي ديگر روانشناساني هستند كه يادگيري از دگرگونيهاي نسبتاً پايدار در توانايي، گرايش يا ظرفيت پاسخدهي عنوان كردهاند. با اين تعريف مشاهده ميشود كه يادگيري پيش از تغيير رفتار پديد ميآيد. البته موجود زنده زماني ميتواند پاسخ لازم را بدهد كه توانايي و ظرفيت دادن پاسخ را دارا باشد. بسيار اتفاق افتاده است كه معلم موضوعي مانند حل مساله را ميخواهد به شاگرد بياموزد كه مشهود نيست. انسان فقط نتيجه انديشيدن يا حل مساله را مشاهده ميكند، نه فرايندهاي ظاهري آنها را. در اين مورد علاقه معلم اين است كه شاگرد توانايي و استعداد انجام دادن رفتار را به نحو خاصي پيدا كند تا رفتار نمايان و معيني را. ممكن است ادعا شود كه حل مساله عبارت از يك رشته الگوهاي پاسخدهي مشخص است و پاسخها نهان هستند تا نمايان. اما در حقيقت وقتي شاگرد جيزي ميآموزد فقط رفتارش تغيير نمييابد، بلكه استعداد پاسخ دادن او در اوضاع و احوال آينده نيز تغيير پيدا ميكند.) توحيد پورعبدل -1387- نقش انگیزش در یادگیری بسیاری از معلمان ویژگی های دانش آموزان خوب را در خصوصیاتی نظیر سخت کوشی، همکاری و علاقه مندی می دانند و بعضی از آنان این ویژگی ها را به داشتن انگیزش دانش آموز منحصر می کنند. بسیاری از معلمان از دانش آموزان سخت کوشی صحبت می کنند که ترم تحصیلی را آهسته، ولی پیوسته به پایان می رسانند." 1 ". پژوهش ها نیز نشان داده است که انگیزش دانش آموزان در یادگیری اهمیت مطلوب تری در مقایسه با هوش دارد. همچنین درباره ی تأثیر انگیزش بر یادگیری، پژوهش ها نشان می دهد که انگیزش قوی به یادگیری استوار، و انگیزش کم به یادگیری کم می انجامد." 1 ".در واقع انگیزش، موتور محرک تلاش و فعالیت برای یادگیری است و میزان یادگیری دانش آموزان را به حداکثر می رساند. دانش آموز بی انگیزه نه تنها رغبتی به درس خواندن و یادگیری نشان نمی دهد، بلکه با بی تفاوتی و بی توجهی خود چه بسا برای کار کردن دانش آموزان دیگر در کلاس نیز مزاحمت ایجاد می کند. در این مورد، ضرب المثلی انگلیسی وجود دارد که می گوید: شما می توانید اسبی را که تشنه است تا کنار آب بکشانید اما نمی توانید به نوشیدن آب وادارش کنید. مسئله ی انگیزش در دانش آموزان نیز همین گونه است؛" 2 ".یعنی ما باید دانش آموز را تشنه ی یادگیری کنیم؛ زیرا با این کار خود او به دنبال یادگیری خواهد رفت. به این نکته باید توجه داشت که هر چند انگیزه در امر آموزش نقش مهمی دارد، این گونه نیست که بدون انگیزه نتوان در فرد یادگیری ایجاد کرد." 3 ". در این زمینه آزوبل می نویسد: بین انگیزش و یادگیری رابطه ی دوسویه است، نه یک سویه، لزومی ندارد که فعالیت های یادگیری را به تعویق اندازیم تا اینکه علایق و انگیزه ها رشد یابند. اغلب بهترین راه برای آموزش به دانش آموز بدون انگیزش این است که حالت انگیزشی او به طور موقت نادیده گرفته شود و تا آنجا که ممکن است به طور مؤثر به او آموزش داده شود.) سید محمدرضا موسوی نسب-118) عوامل موثر در یادگیری یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال میآورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار: روش تدریس معلم در کنار شرایط و امکانات آموزشی نیرویی انسانی و بویژه معلم ، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیطهای آموزشی است. تاثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست. اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارایی لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی میپردازد. محیط و امکانات آموزشی را سازماندهی میکند، موقعیت آموزشی مناسب را بوجود میآورد و با شناخت استعداد ، علایق و توانایی شاگردان ، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت میکند. البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی دارد. اگر چه کنجکاوی و ارضای آن را بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیتهای علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس ، گوش دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد. زیرا شاگرد که همواره علاقمند به فکر کردن است. در بررسی عوامل مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدفهای آموزشی برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت. کسی که میخواهد یاد بگیرد باید فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد. و اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود، مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجادکننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و بجای انتقال اطلاعات ، روش کسب تجربه را به شاگردان بیاموزد، آنان در برخورد با مسائل فعالتر خواهند شد، از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورند، به سازماندهی آن خواهد پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند. با چنین روشی ، شاگرد نه فقط حقایق علمی را فرا میگیرد. بلکه با روشهای علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد، طرز کار را با منابع مختلف و نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مساله را خواهد آموخت و در فرِآیند یادگیری ، ابتکار و خلاقیت خود را به کار خواهد انداخت.( آقای ثابت- تحقیقات آموزشی) سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد (حافظ) منظور من از تدریس عبارت است از هر فعالیتی از جانب یک فرد که به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگری انجام می پذیرد[3] . این جمله را ابن ال گیج در کتاب مبانی علمی هنر تدریس در میان چیستی تدریس آورده است . نگاهی به روش تدریس یورش فکری هر گاه شخص یا فرا گیرنده ای بخواهد کاری انجام دهد یا از جایی به جای دیگری گذر کند ولی نتواند به مقصود خود برسد ، « مسئله ای » زاده می شود . با پدید آیی مسئله او در صدد بر می آید تا آن را حل کند .از این نوع مسائل در دوره های تحصیلی هم موجود است . و حتی حل مسئله به عنوان عالی ترین نوع یادگیری هم تلقی می شود . یعنی ، در نظام های آموزشی تلاش می شود مطالب درسی در قالب مسائلی به دانش آموزان ارائه گردد و آنان به حل مسائل اقدام کنند حل مسئله گونه ای از یادگیری پیچیده و سطح بالا است توانایی حل مسئله از دو راه دست می آید : کوشش و خطا ، و فراگیری نظام دار[4] (محرم آقا زاده ، ص 351 ) معلمان خوب برای رسیدن به نیازهای بچه ها تغییر می کنند آیا واقعاً می توانیم ادعا کنیم در کلاس جغرافی درس داده ایم، در حالی که هیچ کس مفاهیم تدریس ما را نفهمیده است؟ اگر هیچ کدام از دانش آموزانمان بیرون از کلاس کتاب به دست نگیرد، آیا ما واقعاً به آنها خواننده خوب بودن را آموخته ایم؟ ما اغلب به این جنبه ها فکر نمی کنیم اما آنها در قلب تدریس مؤثر جا دارند. یک طرح درس عالی و یک درس عالی دو موضوع کلاً متفاوت هستند؛ وقتی یکی از آنها در پی دیگری اتفاق می افتد خیلی خوب است، اما همه می دانیم که این اتفاق هر روزی نیست. ما به بچه ها درس می دهیم که یاد بگیرند و وقتی یاد نمی گیرند، باید استراتژی های تازه ایجاد کنیم، به راه های تازه فکر کنیم، و کلاً هر کاری که بتوانیم برای زنده کردن فرآیند یادگیری انجام دهیم. داشتن متدولوژی خوب، عالی است اما بهتر است بچه هایی داشته باشیم که در یادگیری خوب، شرکت می کنند.( مهرعلي گراوند-1390) اهمیت وفایده ی یادگیری حمید رضا ترکمندی درسایت زیباوبدرمقاله خودمینویسد: بدون شک پدیده ی یادگیری مهمترین پدیده ی روانی درانسان وموجودات تکامل یافته می باشد به این دلیل که پایه واساس بسیاری از مسائلی است که موجب می شود انسان از نظرروانی ازسایر موجودات ودیگر همنوعان خود متمایز گردد انسان درهر لحظه از زندگی نیاز به رفتاری تازه دارد که از طریق یادگیری میسر می گردد روان شناسی یادگیری یکی از مباحث بنیادی در علم روان شناسی می باشد که در خصوص آن نظریات گوناگنی ارائه شده است یادگیری عبارت است از تغییرات نسبتا"دائمی دررفتار که براثر تجربه وتمرین حاصل می شود مثلا" وقتی کودکی می آموزد که سخن بگوید یا دوچرخه سواری کند ،یا تار بزندگفته می شود این اعمال را آموخته یایاد گرفته است.اهمیت وارزش یادگیری درنزد آدمی هنگامی نمایان می شود که مارا ازتمام آنچه آموخته ایم محروم سازند دراین صورت با وجود آنکه از نظر فیزیو لوژیکی فردی بالغ وطبیعی خواهیم بود اما از نظر مسائل روانی به دوره ی کودکی برگشت خواهیم کرد دراین حالت تمامی احتیاجات فیزیو لوژیک مامثل گرسنگی وتشنگی باقی خواهند ماندولی طرق ارضای این نیازها را نخواهیم دانست در زندگی عاجز خواهیم بود علاوه براین بیشتر انگیزه ها ،ادراکات وشخصیت آدمی دراثر یادگیری شکل می گیرند یادگیری ارتباط بسیار نزدیکی با اعمال ورفتار موجود زنده دارد . اغلب انگیزه ها اکتسابی وتابع قوانین یاد گیری می باشند امروزه گفتاردرمانی ورفتاردرمانی براساس مبانی یادگیری یعنی شرطی شدنها می تواند انجام گیرد وبراساس قوانین یادگیری پدیده های مربوط به آنها حذف ویا خاموش گردد به طور کلی اگر بخواهیم خلاصه ای از اهمیت پدیده ی یادگیری را عنوان کنیم باید بگوئیم موجودات زنده ازآغاز پیدایش همواره درحال تغییر وتحول بوده اند ودراصل یادگیری اساس وپایه ی این تحول وتکامل بوده است هر موجودی به طور فطری سعی می کند که موجودیت وبقاء خودرا حفظکند ویادگیری یکی از عمده ترین ابزار دستیابی به این هدف است .یادگیری ،گذشته ،حال وآینده را به هم مربوط می کند زیرا نسلهای گذشته تجربیات خودرا به ماانتقال داده اندوما نیز آنچه را یادگرفته ایم ویادخواهیم گرفت به آیندگان منتقل خواهیم کرد که این انتقال ازراه یادگیری میسر می باشد.یادگیری سازگاری هرفرد را با محیط خود ممکن می سازد واساس وپایه ی زندگی فردی واجتماعی است باید گفت قلمرو یادگیری وسیع است واز ابتدائی ترین موجود زنده تاانسان رادر بر می گیرد. یادگیری دارای ویژگیهای مشخصی می باشد. 1.یادگیری ممکن است به تغییر در رفتار منتهی شود. 2.یادگیری دراثر تمرین یا تجربه صورت می گیرد. 3.یادگیری یک تغییر نسبتا" دائمی می باشد این ویژگی شامل تغییرات موقتی دررفتار نمی گرددمانند تغییراتی که به وسیله ی انگیزشهای مفرط به وجود می آیدموقعی که یادمی گیرد که دوچرخه سواری کنید این یک تغییر نسبتا"دائمی می باشد. 4.یادگیری مستقیما" قابل مشاهده نیست از همین رو تفاوتهای قطعی بین یادگیری وعملکرد وجوددارد. یادگیری تنها یکی از متغیرهای فراوانی است که برعملکرد تأثیر می گذارد علیرغم تفاوتهای بین یادگیری وعملکرد ،تنها را ه مطالعه ی یادگیری استفاده از برخی رفتارهای قابل مشاهده می باشد. الگوهای یادگیری براساس نظریه های یادگیری شکل گرفته اندمهمترین ومشهورترین آنهایادگیری از طریق شرطی شدن کلاسیک،مجاورت،شرطی شدن فعال،یادگیری ازطریق مشاهده ویادگیری از طریق شناخت است.اگرچه درفرایند یادگیری ازهمه ی الگوها استفاده می شود ،یادگیری از طریق شناخت ،محور یادگیری را تشکیل می دهدانسان براساس اندیشه وتفکر ،روابط بین پدیده ها واشیاءرا کشف می کند؛بنابراین وظیفه ی آموزش وپرورش ایجاد شرایط مطلوب برای پرورش تفکر است.تفکر انواع مختلفی دارد؛مانندتداعی آزاد،خیالبافی،تفکر علمی وتفکر خلاق.تفکر خلاق براساس تفکر منطقی حاصل می شود.تفکر منطقی دارای سه جنبه احساس ،حافظه وتخیل است.تفکررا زمانی منطقی می نامیم که تعادلی بین احساس ،حافظه وتخیل وجودداشته باشد.وظیفه مدارس پرورش تفکر منطقی شاگردان است.هدف از پرورش منطقی ،شناخت علمی ،ایجادباور،گرایش به سوی علم وعمل است.رسیدن به چنین هدفهایی مستلزم دستیابی به شرایط آموزشی سالم است.شناخت وباور هرگز با روشهای خشک وتمرین وتکرارهای بی معنا حاصل نخواهد شد.مدارس باید به جای انتقال وانباشتن حقایق علمی به ذهن شاگردان ،به آنان چگونه فکر کردن ،چگونه یادگرفتن وچگونه زندگی کردن را بیاموزند. کاربرد نظریه برونر درفرایندتدریس ویادگیری دراین نظریه ،نگرش وبینش شاگرد بسیار مهم است معلمان باید به جای کنترل رفتار شاگردان به ایجاد وضعیت مطلوب یادگیری اقدام کنندوسبب شوند که آنان به کشف روابط وحل مسائل نائل آیندتا بتوانند کاربرد آموخته هایشان را درزندگی واقعی بیاموزند.درچنین برداشتی هرشاگرد باید مطابق بااستعدادوتوانایی خود مسائل را کشف کندوبه پیش رود. طبق این نظریه ،محیط آموزشی باید کاملا"آرام ودور ازتنش باشد.شرایط آموزشی باید به گونه ای تنظیم شود که شاگردان بتوانند عقاید خودرا باآزادی بیان کنند،با علاقه به گفتار دیگران گوش دهند،درمورد مسائل مختلف بیاندیشندوبه سازماندهی مفاهیم ذهنی خود بپردازندتا نیروی تفکر درآنان تقویت شود.به نظر برونر معلم باید وسایل کافی در اختیار شاگردان قرار دهد.سوالاتی مطرح کند تاآنان با بکارگیری وسایل ،راه حل آنها را کشف کنند.باید به میزان مواد درسی وتفاوتهای فردی توجه شود.به شاگردان خردسال باید اصول ومفاهیم را به طور مستقیم آموخت؛زیرا آنان برای یادگیری اکتشافی تجربه وحوصله ی کافی ندارند.برعکس دردوره های عالی ،یادگیر ی اکتشافی موجب رضایت خاطر آنان می شود.از طرف دیگر این یادگیری نیاز به معلم کارآزموده وتوانادارد. موانع یادگیری: موانعی هستند که در شخص یادگیرنده ایجاد مقاومت میکنند: 1.مقاومت دربرابر یادگیری به دلیل آموزش دهنده یاددهنده در وقوع یادگیری نقش موثری دارد.ویژؤگیهای شخصی که مطلوب مانیست از قبیل خدوخواهی مدرس ویا غرور سبب ایجاد مقاومت درشخص یادگیرنده می شود. کلیشه سازی نوعی مقاومت معمول افراد در برابر یادگیری استمسائل مربوط به نژاد ،جنسیت،سبک زندگی ،فرهنگ از جمله این کلیشه ها می باشند. موقعیت وجایگاه افراد نیز پدیده ی مقامت دربرابر یادگیری را ایجاد می کندمسائلی مانن سن ،تجربه وسمتاز عوامل مهم این مقاومتها هستند. .مقاومت به دلیل محتوای مطالب مواقعی که محتوای موضوع یادگیری باباورها وعقاید ما درتضاد باشد اگر چه به آن موضوع علاقه داشته باشیم دریادگیری آنها مقاومت می کنیم. یادگیری که منجر به افزایش میزان کار وتلاش درانجام فرایند می شودکه قبلا"به شیوه های دیگری انجام می گرفته ویا عامل تحقیر شخصیت یادگیرنده می شود. 3. شیوه انتقال مطالب معمولا"این مقاومت ریشه در تجربه های پیشین شخص دارندوبه علت نامطلوب بودن آنها درشخص ایجاد مقاومت می کند. مقاومت دیگر در خصوص سبک یادگیری استهر چند سبک یادگیری خودفرد بسیار مهم است ،امانباید موجب محدودیت دربکار گیری سایر سبکها شود. موانع یادگیری موانعی است که شخص یادگیرنده مستقیما"در مسیر دستیابی به اهداف خاص یادگیری باآنها مواجه می شود. - کم اهمیت بودن موضوع یادگیری. - دست نیافتنی بودن هدف یادگیری. - داشتن استرس دررسیدن به هدف. - تردید درتوانایی شخص برای رسیدن به موفقیت. - کاربردی نبودن موضوع یا سهل الوصول نبودن هدف. - نگرش منفی یادگیرنده به موضوع یادگیری به علت تجربیات قبلی. - عدم حمایت محیط از موضوع مورد مطالعه. تفاوت مقاومت با موانع دراین است که مقاومتها نوعا"دراخلاق ورفتار یادگیرنده ظاهر می شوند،اماموانع از محیط هستند ووشخص کنترلی روی آنها ندارددرهر صورت وجود این موانع عامل مهمی برای کاهش انگیزه یادگیری وهمچنین کاهش انرژی یادگیرنده می شوند. دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي به طور کلی از نظر پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان را می توان به سه دسته تقسیم کرد: الف) دانش آموزان ضعیف: دانش آموزان ضعیف، خود به دو دسته تقسیم می شوند: افرادی که در کلاس رفتار پرخاشگرانه دارند، پیوسته در جنگ و جدال اند، در رفتار آن ها ناهنجاری مشاهده می شود، در محاوره از کلام های بی مورد و نابه جا استفاده می کنند، دنباله بهانه می گردند، متوجه مفهوم درس نمی شوند، از بغل دستی خود مرتب گله دارند، هیچ علاقه ای به یادگیری ندارند، و در رفتار آن ها انواع بازی گوشی دیده می شود. این دانش آموزان، در حین تدریس، کارهای شخصی خود را انجام می دهند. وقتی از آن ها درس پرسیده می شود، به صورت آموزگار نگاه می کنند و به جای خجالت کشیدن، لبخند می زنند، و از شیطنت خود دست بردار نیستند. ب) دانش آموز متوسط این گونه افراد از نظر پیشرفت تحصیلی در کلاس، نه در حد پایین و نه در حد بالا قرار دارند. گاهی کارشان را خیلی خوب انجام می دهند. تکالیف خود را آماده می کنند و وسایلی را که آموزگار از آن ها خواسته است به کلاس بیاورند، مهیا می کنند. ولی گاهی هم برعکس، ممکن است خوش خط یا بدخط و مرتب یا نامرتب باشند. حداقل امتیازی که از درس ها کسب می کنند، بین عدد 15 تا 18 است. ج) دانش آموز باهوش و زرنگ این افراد بهنجار هستند. اکثراً تمیز، مرتب و فعال اند. در کارهای انفرادی و گروهی موفق هستند. بیش تر آن ها خوش خط اند یا سعی برخوش خط نوشتن دارند. تند و تیز و کنجکاو هستند. برای انجام دادن تمرینات علاقه نشان می دهند. با آموزگار و دوستان رفتار خوب دارند. هنگام تدریس با دقت گوش می دهند. در حین تدریس و در پایان تدریس، برای پاسخ گویی به سؤالات آموزگار آماده هستند. از این گونه دانش آموزان و هم چنین از اولیای آن ها تشکر به عمل می آید و از آن ها خواسته می شود؛ به دانش آموزان سطح پایین تر کمک کنند و برای ارتقای سطح یادگیری آن ها بکوش ند.(مهرعلي گراوند -1390) پیشینه تحقیق پس ازجستجوهای فراوان درکتابخانه ها،پژوهش سرای شهرستان خود،پژوهشکده عباس زادگان وموتورهای جستجوگر این مواردکه نزدیک ومشابه کار من بود به دست آمد: مورداول: چگونه می توانم دانش آموزان را به یادگیری درس حرفه و فن علاقه مند کنم . سید رضا میرساوه ، دبیر حرفه و فن ، لیسانس ، سبزوار اینجانب پس از مدتی تدریس در مدرسه راهنمایی تیزهوشان سبزوار دریافتم که علاقه چندانی به درس ندارند و فقط برای کسب نمره درس می خوانند ولی این موضوع را نمی توانم ثابت کنم زیرا همه دانش آموزان نمره عالی می گرفتند . تصمیم گرفتم با ارائه پرسشنامه علاقه آنان را بسنجم . بررسی نتایج پرسشنامه دریافتیم که 60% فقط برای کسب نمره و حاضر نیستند در کلاس حاضر شوند . تصمیم گرفتم با مجموعه ای از اقدامات کلاس را جذاب کنیم . تجهیز کارگاه کار عملی ، برگزاری بازدید علمی ، نمایش فیلم ، استفاده از کامپیوتر ، برگزاری کلاس تئوری در کارگاه ، استفاده از روش نوین تدریس که نتیجه 80%حاضرند حتی بدون نمره در کلاس باشند . این موفقیت چشمگیر علاوه بر اینکه درس را برای دانش آموزان جذاب و شاداب نمود باعث ایجاد نشاط برای بنده در امر تدریس شد و دیگر تدریس نه تنها برایم خسته کننده نبود بلکه جذاب و شیرین بود . نتیجه گیری و پیشنهادات با توجه به نتایج حاصله به این نتیجه رسیدیم که سیستم آموزشی مدارس ما بسیار ناکارآمد می باشد ص 35 و ص 36 . و لزوم تغییر در آن هر روز بیشتر از دیروز احساس می شود و هر چه دیرتر ببینیم بیشتر متضرر می شویم . برای این تغییر یک عزم ملی لازم است و همه دستگاه ها باید به این تغییر کمک نمایند . زیرا اساسی ترین نهاد هر جامعه آموزش و پرورش آن جامعهاست و اگر بخواهیم هر تغییری در یک ملت ایجاد نماییم باید از آموزش و پرورش شروع کنیم ... ما می توانیم با الگو گرفتن از دیگر کشورها و بومی سازی روشهای آنها و تطابق دادن با فرهنگ غنی اسلامی – ایرانی خود و استفاده از صاحب نظران عرصه تعلیم و تربیت در داخل و خارج کشور یک نظام جامع تعلیم و تربیت بنا کنیم . پیشنهادات 1- کارگاه مدارس راهنمایی را تجهیز شوند . 2- سازمان نوسازی هنگام ساخت مدارس برای کارگاه فضای مناسبی دور از کلاس های درس در نظر بگیرد . 3- در درس حرفه و فن کلا کتاب کنار گذاشته شود و به کارهای عملی با توجه به سرفصل هایی که معلم در اختیار دارد پرداخته شود . 4- از آنجا که انجام کارهای عملی زمان بر است یک ساعت به زمان درس حرفه و فن افزوده شود و حتی کارگاه های حرفه و فن در شیفت عصر در مدارس تشکیل شود . 5- کلاس های ضمن خدمت آموزش عملی گذاشته شود . 6- درس حرفه و فن فقط به دبیر تخصصی داده شود . 7- امکان بازدید فراهم شود . 8- دانشگاه ها در رشته مهندسی فقط از طریق هنرستان های فنی و حرفه ای و کاردانش دانشجو جذب نمایند . مورددوم: بررسي اثر روش بارش مغزي بر افزايش خلاقيت دانش آموزان نويسنده: [ فرزاد محمدجاني ] - عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور سوريان فارس هدف اساسي اين مطالعه، بررسي تاثير بارش مغزي در افزايش خلاقيت دانش آموزان است. در اين پژوهش براساس پژوهش آزمايشي از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه كنترل و اجراي آزمون سنجش خلاقيت عابدي، اطلاعات لازم جمع آوري شد. نمونه مورد مطالعه متشكل از 100 نفر دانش آموز پايه دوم راهنمايي تحصيلي {50 نفر پسر (25 نفر آزمايشي و 25 نفر كنترل) و 50 نفر دختر (25 نفر آزمايشي و 25 نفر كنترل)} با روش انتخاب تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. پس از سه ماه برگزاري جلسات بارش مغزي با موضوعات مختلف در كروههاي آزمايشي و تحليل داده ها با روش تحليل كوواريانس، نتايج نشان مي دهد كه روش بارش مغزي در افزايش خلاقيت گروههاي آزمايشي و تحليل داده ها با روش تحليل كوواريانس، نتايج نشان مي دهد كه روش بارش مغزي در افزايش خلاقيت گروههاي آموزشي پسر و دختر موثر بوده است. در خصوص مولفه هاي چهارگانه خلاقيت اثر بارش مغري در افزايش مولفه هاي سيال بودن، ابتكار و انعطاف پذيري دختران و مولفه هاي سيال بودن و بسط پسران معني دار است. موردسوم: روشهاي افزايش ميزان يادگيري دانش آموزان پايۀ دوم راهنمايي در درس زبان انگليسي · نور اله فرجي کرامتی ، مهین : « بررسی تاثیر شیوه های نوین آمزش و ارزشیابی علوم تجربی دوره ابتدایی در میزان یادگیری دانش آموزان در آن کلاس » . اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان ، 1379 . چکیده : جامعه آماری پژوهش را 142 دانش اموز چهارم ابتدایی ( 89 پسر ، 63 دختر) از دو مدرسه پسرانه و دخترانه از دو گروه شاهد و تجربی در 4 کلاس در شهرستان رشت تشکیل می دهد . در این تحقیق پس از همسان نمودن گروه های کلاس دانش آموزان از ابعاد شرایط اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی و نیز هماهنگ نمودن دو گروه از لحاظ توانایی پاسخ دادن به مفاهیم علوم تجربی تنها دو کلاس چهارم ابتدایی به روش سنتی (یک کلاس دخترانه و یک کلاس پسرانه ) مورد بررسی قرار گرفته اند . چهار کلاس فوق از لحاظ جنسیت ، سابقه کار معلمان و مدرک تحصیلی معلمان ، مشابه هم بوده اند . هدف پژوهش : بررسی تاثیر شیوه های نوین آموزش و ارزشیابی علوم تجربی دوره ابتدایی در میزان یادگیری دانش آموزان در آن کلاس است . نتایج تحقیق نشان داد : 1 – میان روش تدریس جدید و ارزشیابی جدید با یادگیری در دانش آموزان تاثیر و رابطه وجود دارد و دانش آموزان با ارائه روش تدریس جدید از سوی معلمان می توانند . به سوالاتی که در سطح بالاتر یادگیری بلوم قرار گرفته پاسخ دهند که یکی از ویژگی های مهم یادگیری با معنا می باشد و با روش تدریس جدید مهارت ها و نگرش ها ضروری پرورش می یابد که در زندگی شخصی و اجتماعی کودک بسیار موثر است . 2 – استفاده از روش های تدریس قدیم باعث می شود که دانش آموزان در سطوح پایین یادگیری بلوم قرار گیرند و بعد از مدتی بیشتر مطالب آموخته شده به بوته فراموشی سپرده شود . پرورش مهارت ها و نگرش در این کلاس ها به صورت مطلوب انجام نمی پذیرد . 3 – میانگین نمره آزمون پیشرفت تحصیلی ، دانش آموزان پایه چهارم دختر آموزش دیده به روش جدید در درس علوم بیشتر از میانگین نمره آزمون پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی است که با روش قدیم آموزش دیده اند . 4 – میانگین نمزه تجزیه و تحلیل دانش آموزان پایه چهارم دختر آموزش دیده به روش جدید در درس علوم بیشتر از میانگین نمره تجزیه و تحلیل دانش آموزانی است که با روش قدیم آموزش دیده اند . .
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۱۴ ساعت 15:57 توسط مدیروبلاگ - احمد غفاریان
|