چگونه می توان تفکرخلاق رادر درس حرفه وفن دانش آموزان کلاس سوم مدرسه راهنمایی سمیه افزایش داد؟
چگونه:يعني از چه نوع ودر چه وضع ودرچه حالت وچه طور.(ناظم الاطباء).بچه طور. بچه طرز.چسان. * لغت نامه دهخداصفحه274جلد10سال 1325*
توان: بمعني توانائي معروف است. (فرهنگ فارسي دكتر معين). (توانستن،قدرت داشتن).(ماندن،دوام كردن،تحمل كردن،استقامت داشتن).(حاشيه برهان مصحح دكتر معين). * لغت نامه دهخداصفحه 1070جلد9 سال 1325*
تفكر: انديشه كردن.انديشدن.نظر كردن وتامل درچيزي. انديشه وفكروتعمق
*لغت نامه دهخدا صفحه821 جلد9 سال 1325*
خلاق :آفريننده *لغت نامه دهخدا صفحه677 جلد12 سال 1339*
خلاق : نيروي كه موجب خلق آثاربديع گردد*لغت نامه معين صفحه1433 جلد1
تفكر خلاق يعني : با ايجاد ارتباط بين چيزهاي بي ارتباط يك راه تازه براي حل مسئله پيدا كردن. http://www.mums.ac.ir/health/fa
دوره راهنمایی دوره راهنمایی تحصیلی پس از دوره ابتدایی آغاز می شود و مرحله دوم آموزش همگانی به شمار می رود. طول مدت تحصیل در آن سه سال تعیین شده است و معمولاً گروه سنی ۱۱ تا ۱۳ سال در آن تحصیل می کنند. در سال تحصیلی 51-1350 اجرای این دوره تحصیلی در سراسر کشور آغاز شد http://www.aftabir.com/articles/view/science_education/education_training/
درس حرفه وفن: یکی از کتاب های درسی دوره راهنمایی که بیشتر آموزش های مربوط به کار بر عهدهء این درس مي باشد. حرفه وفن دانش آموزان را براي انجام فعاليت هاي عملي و استفاده از دستاوردهاي تکنولوژي آماده مي سازدو دانش آموزان مي توانند فعاليت مورد نظر را با توجه به علايق و توانايي خود انتخاب کنند
فعاليت هاي آموزشي درسي حرفه و فن به گونه اي طراحي شده است که دانش آموز با کار دسته جمعي آشنا شده و از فکر و تجربهء همکلاسي هاي خود استفاده مي کند و همچنين دانش آموز ميتواند بخشي از نيازهاي فردي .خود را در زندگي روزمره برطرف کند
دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی-گروه برنامه ریزی درسی حرفه و فن
دانش آموز: كه دانش آموزد. كه علم آموزد. شاگرد مدرسه .طالب آموزنده علم. *لغت نامه دهخدا صفحه170 جلد13 سال 1340*
كلاس: كلمه فرانسوي هريك از شعبه هاي مدرسه كه شاگردان آن هم قوه وهمدرس در يك اطاق درس مي خوانند، اطاق درس دسته اي از دانش آموزان (ياد داشت بخط مرحوم دهخدا) *لغت نامه دهخدا صفحه50جلد21 سال 1340*
پایه سوم راهنمایی
سومين پایه تحصیلی دوره راهنمایی- در این تحقیق متشکل از30 دانش آموز دختر 15-13 ساله
افزايش : يعني زياده شدن ونمودن واوزايش نيز گويند. افزودن .عمل افزودن شدن وعمل افزودن كردن(فرهنگ فارسي دكتر معين). مقابل كاهش،ازدياد يمن،بركت ،يمين(ياد داشت بخط مرحوم دهخدا) *لغت نامه دهخدا صفحه3094 جلد5سال 1340*
افزايش دادن ،فزوني دادن،فزون ساختن،افزون كردن. *لغت نامه دهخدا صفحه3094 جلد5سال 1340*
مرحله دوم: يافته هاي علمي
منشاء خلاقيت:
مطالعه ي عملكرد مغز نشان مي دهد كه چگونه يك انديشه ي خلاق در انسان شكل مي گيرد.
چري(Cherry)،گادوين(Godwin)واستاپلز(Stapies)معتقدند كه اقدام خلاق،ازارتباط پيچيده ي ميان دو نيمكره ي مغز صورت خارجي پيدامي كندوجود يك نظريه در نيمكره ي سمت را ست مادام كه از ناحيه ي نيمكره ي سمت چپ پالايش نشود فاقد ارزش است .دو نيمكره ي سمت را ست و چپ به اتفاق ،عناصري ايجاد مي كنندكه خلاقيت را سبب مي شوند .
( دكتر حميد تقي زاده ،انسان موجود خلاق 1387ص9)
الگوی تمايلات تفکری در مغز چهارربعی
تقسيم مغز به دو نيمکره چپ و راست ؛اين قسمت ها قشر نيمکره ها هستند و حدود 80 درصد مغز را در بر می گيرند. هر يک از نيمکره های مغزی ساختار جداگانه ای بنام سيستم ليمبيک دارند که در زير آن جای گرفته است. هر کدام از اين 4 ساختار مغز، سيستم تفکری مخصوص به خودشان را دارند. در اکثر انسانها ( در حدود 60 درصد ) دو تا از اين 4 ساختار تسلط دارد يعنی اکثر افراد تمايل دارند که دو تا از اين 4 ساختار را بيشتر به کار گيرند، 20 درصد تسلط سه تايی دارند ، 7 درصد، تسلط چهارگانه دارند .
ويژگی تفکری هر کدام از اين 4 ساختار :
تفکر ربع A ( نيمکره چپ ) واقعی، منطقی، انتقادی، تحليلی، فنی و کمی است. افرادی که بيشتر از نيمکره چپشان استفاده می کنند، ترجيحاتی برای موضوعاتی خاص در مدرسه و در حرفه های مشخص دارند، قلمروهای درسی مورد پسند آنها حساب، جبر، حسابداری و فناوری ميباشد. و کلا، مهندسين، دانشمندان کامپيوتر، تکنسين ها، بانکداران و فيزيکدانان تفکر ربع A را ترجيح می دهند.
تفکر ربع B (لمپيک چپ ) محافظه کار، ساختار يافته، با توالی، با جزئيات و طرح ريزی شده منظم و با پشتکار است. طراحان، مديران اجرايی و دفترداران، نمايانگر تمايل تفکری ربع B هستند. اين افراد در باره " ما همواره اين کار را به اين صورت انجام داده ايم " يا " قانون و نظم " و يا " بی خطر بازی کن " صحبت می کنند. آنها را ملا لغتی، مشکل پسند و يا سختکوش می نامند.
تفکر ربع) C ليمبيک راست ) بين فردی، عاطفی، حسی و نمادين است. اين ربع با آگاهی از احساسات ، هيجانات فيزيکی، ارزش ها، موسيقی و ارتباطات سر و کار دارد. فرهنگ ربع C انسان گرايانه، هميارانه و معنوی است. معلمين، پرستاران، مددکاران اجتماعی و موسيقيدانان اين ربع را ترجیح می دهند.
تفکر ربع) D نيمکره راست ) بصری، کل نگر، استعاری، خلاق، تخيلی، شهودی، نوگرا، مفهومی و فضايی است. افرادی که تفکر ربع D را ترجيح می دهند موضوعات هنری مانند نقاشی و مجسمه سازی، هندسه، طراحی، شعر و معماری را می پسندند http://metafekr.com/content-21.htm
خلاقيت چيست؟
خلاقيت هنري است نهفته ،در اعماق وجود انسان كه با تلاش فرد وآموزش ديگران شكوفا مي شود ومي توان آن را پله به پله در عرصه ي وجود وظهور آورد وروز به روز به درخشندگي و شفافيت آن را نمايان ساخت .
(دكتر حميد تقي زاده ،انسان موجود خلاق1387ص16)
خلاقيت:يعني به وجود آوردن ،توليد كردن ونيرويي كه به موجب خلق آثار بديع مي شود ودر واقع تمايل به ايجاد گري است كه در همه ي افراد به طور بالقوه وجود دارد.(مسعود نجفي1379)
عقايد برخي از متفكران درمورد خلاقيت:
ازديدگاه بروسترگزلين درمقدمه كتابش «روش خلاق»:خلاقيت را فرايند خلق وابداع،كه همان رشد وتكامل است مي داند كه در روح ما رخ مي دهد. (دكتر حميد تقي زاده ،انسان موجود خلاق1387ص16)
«جان فلچر» مي گويد:«تفكر خلاق ،سركش ،ذهني وسيال است.» (همان منبع ص17)
« رولامي »عقيده دارد كه فرايند هاي خلاقيت غير عقلاني نبوده،بلكه «فوق عقلاني » اند كه فعاليت هاي فكري ،اراديوعاطفي را گرد هم آورده به تحريك وامي دارد.وي معتقد است كه تفكر خلاق نمايش بالاترين درجه يسلامت عاطفي بوده وعبارت از ابزار وجود افراد سالم در جريان خود بهسازي وتكامل نفس خويش است . (همان منبع ص17)
« گيلفورد » خلاقيت يعني حل يك مشكل يا سلسله اي از مسايل كوچك وبزرگ. (همان منبع ص19)
« راجرز » خلاقيت را اظهار وجودواستقلال طلبي وحفظ شخصيت انسان مي داند. (همان منبع ص19)
«پاپاليا»نيز خلاقيت را توانايي ديدن چيزهاي با يك نظر نو وغير معمول وديدن مشكلات مي داند كه هيج كس ديگر،وجود آن را تشخيص نمي دهد وسپس ارايه ره يافت جديد، غير معمول واثر بخش را ذكر مي كند.
(اقاي فيشان ،خلاقيت ونو آوري در انسان وسازمانها.تهران :ترمه 1377ص16)
تعاريف ديگر خلاقيت به طور مختصر
- خلاقيت عبارت است از عميق تر كندن است؛
- خلاقيت دوباره نگاه كردن است؛
- خلاقيت وارد آبهاي عميق شدن است؛
- خلاقيت خارج شدن از پشت درههاي بسته است؛
- خلاقيت وصل كردن دوشاخه به پريز خورشيد است؛
- خلاقيت ميل به دانستن ؛
- خلاقيت خويش بودن است؛
- خلاقيت ساختن قصرهاي شني وسپس ساختن قصرهاي واقعي است كه حتي از آن فوق العاده ترند؛
- خلاقيت دست دادن با آينده اي خوب است؛
- خلاقيت ديدن روياهاي غير ممكن وسپس از آن فراتر رفتن است؛
- خلاقيت يعني انديشه نو،احساس نو،ورفتارنو؛(بيژن عليپور،پرورش خلاقيت ،موسسه تند خواني عليپور 1376صفحه39)
- خلاقيت يعني مبازه عليه ترس هاي انساني (همان منبع صفحه39)
- خلاقيت يعني غيرممكن را ممكن كردن ؛
- خلاقيت سير در ابرها وسپس سكوت در فضا ست؛
- خلاقيت مطالعه ي كتاب 20000فرسنگ زير دريا ي ژول ورنو سپس ساختن شهر زير دريايي است؛
(دكتر حميد تقي زاده ،انسان موجود خلاق1387ص17-19)
تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني
خلاقيت يعني ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاء كميت يا كيفيت فعاليتهاي سازمان؛ مثلاً افزايش بهرهوري، افزايش توليدات يا خدمات، كاهش هزينهها، توليدات يا خدمات از روش بهتر، توليدات يا خدمات جديد و غيره.
روبرت جي استرنبرگ و ليندااي اوهارا در بررسيهاي خود شش عامل را در خلاقيت افراد مؤثر دانستهاند:
1- دانش: داشتن دانش پايهاي در زمينهاي محدود و كسب تجربه و تخصص در ساليان متمادي.
2- توانايي عقلاني: توانايي ارائه ايده خلاق از طريق تعريف مجدد و برقراري ارتباطات جديد در مسائل.
3- سبك فكري: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مديريت ارشد، سبك فكري ابداعي را بر ميگزينند.
4- انگيزش: افراد خلاق عموماً براي به فعل در آوردن ايدههاي خود برانگيخته ميشوند.
5- شخصيت: افراد خلاق عموماً داراي ويژگيهاي شخصيتي مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهاي بيروني و داخلي و نيز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.
6- محيط: افراد خلاق عموماً در داخل محيطهاي حمايتي بيشتر امكان ظهور مييابند.
اين محققان مشخص كردند كه عمدهترين دليل عدم كارايي برنامههاي آموزش خلاقيت تاكيد صرف اين برنامهها بر تفكر خلاق به عنوان يكي از شش منبع مؤثر در خلاقيت ميباشد. جايي كه ساير عوامل نيز تأثير بسزايي در موفقيت و شكست برنامههاي آموزشي خلاقيت ايفا ميكنند جورج اف نلر در كتاب هنر و علم خلاقيت براي خلاقيت مراحل چهارگانه: آمادگي، نهفتگي، اشراق و اثبات را ذكر كرده است.
از اين ديد، افراد خلاق ابتدا با مسئله يا يك فرصت آشنا شده و سپس از طريق جمع آوري اطلاعات با مسئله يا فرصت مورد نظر درگير ميشوند. در مرحله بعد افراد خلاق روي مسئله تمركز ميكنند، در اين مرحله فعاليت ملموسي مشاهده نميشود و فرد سعي در نظم دادن تفكرات، انديشهها، تجارب و زمينههاي قبلي خود جهت نيل به يك ايده دارد. درگيري ذهني عميق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه) فراهم كردن فرصت (جهت تفكر بر مسئله) منجر به خلق و ظهور ايدهاي جديد و بديع ميشود. در نهايت فرد خلاق در صدد برميآيد صلاحيت و پتانسيل ايده خويش را به اثبات برساند http://www.mgtsolution.com/olib/468246586.aspx
نوآوري
منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است.
تفاوت بين خلاقيت و نوآوري
نوآوري عمدتا براي نشان دادن عملكرد توليد عقايد جديد مورداستفاده قرار ميگيرد نحوه دستيابي به آنها يا نوع عملكردآنها را نشان ميدهد اما خلاقيت خود فرآيندي است كه هم توليد و هم بكارگيري چنين ايدههاي نوآورانهاي را در برخي متون خاص بهمراه دارد در نتيجه در متن ساماندهي اين افكار عبارت نوآوري غالبا به منظور تعريف كل فرآيند صورت ميپذيرد كه طي آن سازمان به ايجاد ايدههاي نوآورانه جديد پرداخته و از آنها با تبديل آن به عنوان موضوعي جديد اظهار ميدارد محصولات تجاري مفيد و موفق ,خدمات و اجرائيات تجاري در زمانيكه عبارت نوآوري به ويژه در رابطه با توليد و ايجاد ايده جديدي توسط افراد يا گروه در نظر گرفته ميشود اين يك مرحله ضروري طي فرآيند نوآوري ميباشد. http://www.mehrvarzan.com
خلاقيت و نوآوري چگونه با هم مرتبط شدهاند؟
خلاقيت به طور عام يعني توانايي تركيب انديشهها به شيوهاي منحصر به فرد يا ايجاد ارتباطي غيرمعمول بين انديشهها. يك سازمان كه مشوق نوآوري است سازماني است كه ديدگاههاي ناشناخته به مسائل يا راه حلهاي منحصر براي حل مسائل را ارتقا ميدهند. نوآوري فرايند كسب انديشهاي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است.انواع تفکر
ممکن است تفکر و اندیشیدن در زندگی آدمی به چند صورت تحقق پذیرد:
۱- یک نوع تفکر ساده و ساده انگارانه که صاحب اندیشه، خود را با افکار مالیخولیائی، دور از واقع انگارد و از کاهی، کوهی سازد که مثلاً فردی عادی، خود را دانشمندی بزرگ تصور نماید که خیالی بیش نیست.
۲- نوع دیگر تفکر و اندیشیدن، تفکر کاربردی است که صاحب اندیشه را تنها در حل مسائل و مشکلات روزمره کمک نماید.
۳- نوع سوم تفکری است توجیه گرانه که آدمی خود را در برابر کارهای انفعالی و احیانا تجاوز کارانه خود، توجیه نماید و به تعبیر قرآن کریم، با عذر تراشی وجدان خود قاضی کرده و قانع سازد.
«إنّ الإنسانَ عَلی نَفْسِهِ بَصیِرَةٌ وَ لَوْ أَلْقی مَعاذِیرَهُ» (سوره قیامة/۱۴)
۴- نوع چهارم، تفکر خلاق و تولید کننده ای است که هدفش حل مشکلات بزرگ و پیچیده می باشد و چنین اندیشه هائی است که به ابتکار و تحول می انجامد!
البته طبیعی است که تحول ملت ها و تحول جوامع، تنها در پرتو چنین اندیشه های خلاق و آفریننده، تضمین شده است و رمز تکامل بشری و تحول اجتماعی همین بوده است و بس. http://www.nightfa.com
راههای فکر کردن همانند افراد موفق
بهترین طرز فکرهای افراد موفق :
1 - فکر کردن یک نظم است. اگر میخواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.
میتوانید برای برنامهریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.
2 - ببینید انرژی تان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنید.
80 درصد از انرژی تان را به 20 درصد از مهمترین فعالیتهای تان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمیتوانید در آن واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به 40% برساند.
3 - افراد موفق خود را در معرض ایده ها و آدمهای مختلف قرار میدهند.
آنها سعی میکنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش میکشند.
4 - ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.
ایدهها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.
5 - افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد را انجام ندهید.
آخرین باری که ساعت 2 صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه میرسید، را به خاطر دارید؟
افکار تازمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.
6 - افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری میکنند.
فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این میماند که به خودتان یک راه میانبر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.
7 - تفکر عامه پسند را رد کنید ( که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکردهاید ).
خیلی از آدمها وارد عمل میشوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.
برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدمهای دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفقاند.
8 - بهترین متفکران از قبل برنامه میریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا میگذارند.
وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین میآید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمیرساند.
کلید استراتژیک بودن: 1. موضوع را خرد کنید. 2. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. 3. موارد کلیدی را مشخص کنید. 4. منابع تان را مرور کنید. 5. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید.
هنری فورد میگوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."
9 - برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.
راه های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدمهای جدید آشنا شوید، حتی کتابهایی را بخوانید که فکر میکنید خستهکننده هستند. رمز کار این است که با ایدهها و سبکهای زندگی جدید آشنا شوید.
10 - برای تقدیر از ایدههای دیگران، باید به ایدههای دیگر احترام بگذارید.
نمیتوانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.
11 - برای هر روزتان و زمانهایی که افراد دیگر را ملاقات میکنید، برنامه و موضوع داشته باشید.
بیشتر آدمها فقط برای روزشان برنامهریزی میکنند. متفکران برای برنامهریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت میگذارند و بعد آن را دنبال میکنند.
همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانیها و قرارهای ملاقات نمیشوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیتهایی شوند، تصمیم میگیرند که از آدمها یاد بگیرند.
تفکر انعکاسی در مهارتهای تصمیمگیریتان به شما رویکرد و اعتمادبهنفس میدهد.
اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر میکنید شما را عقب میکشد.
12 - بر حرفهای منفی که با خودتان میزنید غلبه کنید. برندهها با عباراتی مثل "من میتوانم" حرف میزنند.
افراد باهوش محدودیتها را نمیبینند. آنها امکانات را میبینند.
سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال میگوید، "هیچ چیز شرمآورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام میدهد که شما میگفتید غیرممکن است."
13 - افراد خلاق خود را وقف ایدهها میکنند.
آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمیترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست میکنند.
14 - افراد خوشبین نمیتوانند متفکرانی واقع بین باشند.
داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را میدهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبهرو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک میکند کارآمدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر میدهد.
برای اینکه متفکری واقعبینتر باشید، باید: 1. از واقعیت تقدیر کنید. 2. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. 3. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. 4. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. 5. تفکرتان را با منابع تان هم تراز کنید.
15 - خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که میتوانید طرز فکرتان را عوض کنید.
اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث میشود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.
افراد باهوش تصمیمات خوب میگیرند http://www.javaneparsi.com/view/6310/
تعاريف هوش
سه نظر متداول:
هوش عبارت است از توانايى يادگيرى.
هوش عبارت است از توانايى فرد در تطبيق با محيط خود.
هوش عبارت است ازتوانايىِ تفكر انتزاعى (براونينگ، 1990).
اين سه تعريف مغاير يكديگر نيستند. تعريف اول تأكيد بر تعليم و تربيت دارد. تعريف دوم بر شيوه مواجهه افراد با موقعيتهاى جديد تأكيد مىكند، و تعريف سوم ناظر بر توانايى افراد در زمينه استدلال كلامى و رياضى است. به اين ترتيب، اين سه توانايى با يكديگر وجوه مشتركى دارند. http://www.mghaed.com/lawh/articles/IQ.htm
تعاريف ضریب هوشی IQ:
در سنجشهای سنتی تر تیزهوشی، افرادی که میزان ضریب هوشی ( IQ) آنها از حد مشخصی بیشتر باشد تیزهوش نامیده میشوند. این حد مشخص در نمونه گیریهای مختلف، با توجه به نوع آزمون و جامعهٔ آماری که ضریب هوشی به صورت نسبی نسبت به آن سنجیده میشود متفاوت است. اما باز هم به صورت معمول میتوان ۱۲۰ را عددی دانست که در بیشتر آزمونها مرز تیزهوشی فرض میشود و به افرادی که ضریب هوشی بیش از این مقدار را داشته باشند تیزهوش گفته میشود.
هوش هیجانی( EQ )
هوش هیجانی یا هوش احساسی یا هوش عاطفی( EQ )بخش مهمی از «هوش» است که شامل توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها (احساسات) و استفاده از آنها در زندگی است. اصطلاح هوش اولين بار در سال 1990 روانشناسی بنام سالوی برای بيان کيفيت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات ديگران و توانايی اداره مطلوب خلق و خو به کاربرد.
هوش هيجانی از چهار مهارت اصلی تشکيل می شود:
1- خودآگاهی: توانايی شناسايی دقيق هيجان های خود و آگاهی از آنها به هنگام توليد. خودآگاهی، کنترل تمايلات خود درنحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نيز شامل می شود. فردی که از هوش هيجانی بالايی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی واسطه و بدون وقفه دارد
2-خود مديريتی: يعنی اينکه بتوانيد واکنش های هيجانی خود را در مقابل همه مردم و شرايط مختلف کنترل کنيد.
3-آگاهی اجتماعی: توانايی در تشخيص دقيق هيجانات ديگران و درک اينکه دقيقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. اين موضوع اغلب به اين معناست که طرز تفکر و احساسات ديگران را درک می کنيد، حتی زمانی که خودتان همان احساسات يا تفکرات رانداريد و اين همان همدلی است.
4-مديريت رابطه: توانايی در به کارگيری ((آگاهی از هيجانات ديگران)) به منظور موفقيت درکنترل و مديريت تعامل ها، همچنين اين توانايی، ارتباط واضح با شرايط و کنترل موثر تعارض های دشوار را شامل می شود.
هوش های چند گانه گاردنر:
گاردنر هوش را "ظرفيتي براي حل مسائل يا تطبيق ساخته ها متناسب با مجموعه فرهنگي " مي داند.
گاردنر هفت هوش معرفي مي کند، دو تاي اول در مدرسه به دست مي آيد. سه تاي بعدي مربوط به هنر است و دو تاي پاياني شخصي.
افراد ترکيب يگانه اي از هوش ها دارند و اين هوش ها بدون جهت گيري اخلاقي است و مي تواند براي مقاصد خوب يا بد بکار آيد.
نظريه گاردنر در روان شناسي جايگاه معتبري به دست نياورده است ولي به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل اين تئوري، هفت روش تدريس به جاي يکي را امکان پذير مي کند؛ يعني مي توان ذهن را در زمينه اي که آماده است، تحريک کرد و با شيوه اي که مورد علاقه دانش آموز است پيش رفت.
توصيه هاي گاردنر:
"معلمان بايد توجه خود را به همه هوش ها معطوف کنند."
با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهاي چندگانه هفت راه مختلف براي نشان دادن قابليت فکري هستند.
1.هوش ديداري / فضايي
اين نوع هوش توانايي درک پديده هاي بصري است. يادگيرنده هاي داراي اين نوع هوش ، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد.
مهارت هاي آنها شامل موارد زير است:ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسي خوب، طراحي، نقاشي، ساختن استعاره ها و تمثيل هاي تصويري (احتمالا از طريق هنرهاي تجسمي)،دستکاري کردن تصاوير، ساختن، تعمير کردن و طراحي وسايل عملي، تفسير تصاوير ديداري.
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:دريانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمي، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلي، مکانيک، مهندس
2.هوش کلامي/ زباني
اين نوع هوش يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين يادگيرنده ها مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولا سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر مي کنند.
مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:گوش دادن، حرف زدن، قصه گويي، توضيح دادن، تدريس، استفاده از طنز، درک قالب و معني کلمه ها، يادآوري اطلاعات، قانع کردن ديگران به پذيرفتن نقطه نظر آنها، تحليل کاربرد زبان
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از:شاعر، روزنامه نگار، نويسنده، معلم، وکيل، سياستمدار، مترجم
3.هوش منطقي / رياضي
هوش منطقي / رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي کنند. آنهاا همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سوال هاي زيادي مي پرسند و دوست دارند آزمايش کنند.
مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود:مسئله حل کردن، تقسيم بندي و طبقه بندي اطلاعات، کار کردن با مفاهيم انتزاعي براي درک رابطه شان با يکديگر، به کاربرددن زنجيره طولاني از استدلالها براي پيشرفت، انجام آزمايش هاي کنترل شده، سوال وکنجکاوي در پديده هاي طبيعي، انجام محاسبات پيچيده رياضي، کار کردن با شکل هاي هندسي
رشته هاي شغلي مورد علاقه آنها عبارتند از :دانشمند، مهندس، برنامه نويس کامپيوتر، پژوهشگر، حسابدار، رياضي دان.
4.هوش بدني/جنبشي
اين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين يادگيرنده ها خودشان را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازي با توپ، يا استفاده از تيرهاي تعادل مهارت دارند)انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند.
مهارت هاي آنها شامل اين موارد مي شود:رقص، هماهنگي بدني، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنايع دستي، هنرپيشگي، تقليد حرکات، استفاده از دست هايشان براي ساختن يا خلق کردن، ابراز احساسات از طريق بدن
شغل هاي مورد علاقه آنها عبارتند از :ورزشکار، معلم تربيت بدني، رقصنده، هنرپيشه، آتش نشان، صنعتگر
5.هوش موسيقي / ريتميک
اين نوع هوش يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين يادگيرنده هاي متمايل به موسيقي با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين يادگيرنده ها بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند.
مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسيقي، تشخيص الگوهاي آهنگين، آهنگ سازي، به ياد آوردن ملودي ها، درک ساختار و ريتم موسيقي
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :موسيقي دان، خواننده، آهنگساز
6.هوش درون فردي
يعني توانايي ارتباط برقرار کردن و فهم ديگران. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر آدم هاي ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولا توانايي خارق العا د ه اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خيلي خوبي هستند، هرچند بعضي وقت ها به دخالت متوسل مي شوند. آنها معمولا سعي مي کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاري را تشويق کنند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان بدن) استفاده مي کنند تا کانال هاي ارتباطي با ديگران برقرار کنند.
مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:ديدن مسائل از نقطه نظر ديگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلي، درک خلق و احساسات ديگران، مشورت، همکاري با گروه، توجه به خلق و خو ، انگيزه ها و نيت هاي مردم، رابطه برقرار کردن چه از طريق کلامي چه غير کلامي، اعتماد سازي، حل و فصل آرام درگيري ها، برقراري روابط مثبت با ديگر مردم
شغل هاي مناسب براي آنها عبارتند از :مشاور، فروشنده، سياست مدار، تاجر
7.هوش برون فردي (فرا فردي):اين هوش يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالت دروني خود. اين يادگيرنده ها سعي مي کنند احساسات دروني، روياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
مهارت هاي آنها شامل موارد زير مي شود:تشخيص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسي خود، آگاهي از احساسات دروني، تمايلات و روياها،ارزيابي الگوهاي فکري خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با ديگران . http://forum.hammihan.com/thread13245.html
انواع تفکر خلاق:
1- تفکر واگرا
2- تفکر همگرا
تفکر خلاق با تفکر واگرا رابطه ای مستقیم دارد. افراد با تفکر واگرا سعی می کنند پدیده ها و امور افکار را آن چنان که هستند به راحتی نپذیرند، بلکه نگاه متفاوت تری داشته باشند و از قالب های فکری همسان دور شوند، به عبارتی پدیده ها را با چشم و منظر دیگری نگاه کنند. امّا در تفکر همگرا، فکرهای جدید و نو کمتر راه پیدا می کند و افراد امور و پدیده ها را آن چنان که هستند می بینند و می پذیرند.
شرايط ابراز تفكر خلاق :
1-داشتن آزادي در ابراز عقيده : فرد بايد بتواند به راحتي و بدون هيچ اضطراب و ترسي عقايد خود را بيان كند.
2-داشتن اعتماد به دانش و مهارتهاي شخصي : شخص بتواند با تكيه و اعتماد به آموخته هاي خود چيزهاي منحصر به فرد بيافريند ولي نبايد انتظار كشف عجيب و بزرگ را داشته باشد.
3-داشتن فرصت و زمان كافي : محدوديت زماني مي تواند فشاري ايجاد كند كه مانع از تقويت تفكر خلاق شود. چرا كه زمان فقط براي يادگيري اهداف از قبل تعيين شده ، مشخص گرديده است.
4-مهم دانستن اشتباهات : خود اشتباهات نيز مهمند . چرا كه تفكر را به جلو هدايت مي كنند و براي پرورش فكر ، حياتي هستند.
5-كسب موفقيت : بدست آوردن موفقيتهاي جديد باعث يادگيري راههاي تازه شده و به پرورش اعتماد به نفس شخص و بروز احساس توانائي (من مي توانم) كمك مي كند. ttp://www.newdesign.ir/search
مراحل ابراز تفكر خلاق: 1- آمادگی: در مرحله اول افراد به امور پدیده های مختلف زندگی دقت و توجّه بیشتری پیدا می کنند، به حدی که گاهی پدیده های زندگی مدّت های طولانی ذهن شخص را به خود مشغول می کند.
2- مطالعه: در مرحله مطالعه فرد با بررسی و مطالعه بیشتر روابط بین پدیده ها را بهتر درک می کند.
3- تغییر: در مرحله سوم شخص به نوع روابط بین پدیده ها که ذهن او را به خود مشغول کرده اند پی می برد و با طرح سئوال های مختلف در ذهن به نقد و بررسی آن می پردازد.
4- پختگی: در این مرحله شخص با گذار از مراحل قبلی به درک و شناخت عمیق تری از روابط بین پدیده ها می رسد و گویی پدیده ها، جزئی از وجودش شده است.
5- اشراق: در مرحله اشراق شخص به پاسخ های ناگهانی دست پیدا می کند، معمولاً با کلماتی نظیر «هان» و «یافتم» متجلّی می شود.
6- وارسی: در این مرحله فرد به بررسی بهترین ایده ای که در مراحل قبلی به آن رسیده است می پردازد و درستی آن را مشخص می کند.
7- اجرا: در این مرحله فرد افکار یا ایده هایی که موردتأیید واقع شده اند را به مرحله اجرا درمی آورد. http://www.newdesign.ir/search
تفکر خلاق در کلاس درس
اصول پرورش تفكر خلاق و انتقادي در كلاس درس توسعه يك جوّ كلاسي كه منجر به تفكر خلاق و انتقادي شود ، با رفتار معلمين كاملاً رابطه دارد. معلمين بايد اصول زير را در كلاس درس مورد توجه قرار دهند:
1-گسترش آزادي رواني در كلاس
2-توسعه ي ارتباطات عاطفي و عقلاني
3-ايجاد جوّ همدلي و درك ديگران
4-توجه به استقلال و فرديت دانش آموزان و عدم تأييد افراطي بر هنجار گروه
5-احترام به عقايد شاگردان و كمك به تجديد سازمان عقايد شاگردان
6-احترام به سؤالات شاگردان و هدايت سؤالات بي ربط به سوي مسئله اصليhttp://malekiyas1387.blogfa.com
ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق : پال تورنس (1998) در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا میکند، گفته است شخصیت هم میتواند خلاقیت را آسان سازد و هم مانع آن شود . ویژگیهایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیتهای معماگونه، و در گیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگیهای آسان ساز خلاقیت محسوب میشوند. او میگوید، هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام میدهیم شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق میدهد. (سیف،1379 ).
از نظر گیلفورد (1998) ویژگیهایی از بروز خلاقیت جلوگیری میکنند، عبارتند از سلطه گری،منفی بافی، مقاومت ترس، عیب جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت و کمرویی. (سیف،1379،ص 599 ).
مطالعاتی که «بارون» (1969) در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان میدهد که آنها در مقایسه با افراد عادی خوش بینتر ودارای انرژی روانی و جسمی استثناییاند. زندگی آنها پیچیدهتر است و به دنبال تنشاند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت میکنند. افراد خلاق، کمتر ضعیفالنفس بوده و از مسایل و امور آگاهند . (مزلو) آنان به مسایل بنیانی علاقهمندند و تمایل زیادی به خطر کردن دارند .
«نیکسون» (1962)،تورنس(1966) و لیکاک (1979)،ضمن تحقیقاتی ویژگیهای دانشآموزان خلاق را چنین عنوان کردهاند: 1- دارای هوش کلامی و فضایی بسیار برجسته 2- دارای هوش بالاتر از سطح متوسط 3- دارای ظرفیتهای حافظهای فوقالعاده در ثبت و نگهداری وقایع مختلف 4- آمادگی جهت تجربه امور و فعالیتهای مختلف 5- استقلال فکری (استاین، 1974 ،ص 548) 6- دارا بودن رفتار مطلوب اجتماعی 7- بیان صریح و روشن (بارون، 1968 ) 8- طرز فکر انتقادی، فعال و کنجکاو بودن (استرنبرگ تیلر،جان دیویی،1985) 9 - برخورداری از نوع تفکر واگرا (گیلفورد) 10- علاقهمند بودن به مسایل فلسفی و مذهبی 11- مقاوم، باجرئت، انتقاد پذیر و خستگی ناپذیر بودن 12- خود جوش، صادق و ساده بودن. (افروز،1365، ص 21 .)
ویژگی انسانهای خلاق را میتوان در 5 دسته زیر خلاصه کرد :
1- آفرینش گری و هوش
2- آگاهی و حساسیت
3- انعطاف پذیری و ابتکار
4- شک گرایی و پایداری
5- بازیگوشی فکری و شوخ طبعی
6- ناهمنوایی و اعتماد بنفس .
پژوهشهای مقدماتی «پال تورنس»، نشان میدهد که دانش آموزان خلاق معمولاً با همگنان خود کمتر سازش میکنند، به ایدههای خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدن تلاش نمیکنند.
آنها به علایق شدید همکلاسیهای خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید مینگرند و هم جوش نمیشوند. و امور جاری را متفاوت از دیگران میبینند. به دنبال تکالیف مشکل میروند و غالباً جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط میدهند و ترکیب میکنند .
رابطه هوش و خلاقیت :
تحقیقات علمی نشان داده است که هوش خارقالعاده معادل با داشتن استعداد خلاقیت نیست، به عبارتی دانش آموزانی که دارای هوش زیادند، الزاماًافرادی که ابداعی ترین ایدهها را خلق کنند، نمیباشند (قاسمزاده، حسن، ص 17.) همچنین محققانی چون رو، (1953) و مک کنیون (1968)، ضمن بررسی هوش افراد بسیار خلاق دریافتند، آنان از مردم عادی باهوشترند ولی از همکاران غیر خلاق خویش درخشانتر نبودند. «والدچ» و «رانکو » ضمن تایید این مطالب اظهار میدارند که داشتن حداقلی از هوش، برای خلاقیت ضروری به نظر میرسد .
از نظر «پیاژه» بوسیله نیروهای خلاقه است که کودک میتواند دورانهای مختلف اندیشه را طی میکند. برای اینکه عقل و هوش او رشد کند بایستی مراحل سختی را بگذراند. انبارهای از شواهد نشان میدهد که دو شیوه یادگیری و تفکر از وظایف اختصاصی نیمکرههای چپ و راست مغز حاصل میشود. قسمت چپ اطلاعات را بطور خطی، منطقی و متوالی پردازش نموده و اساساً با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست، اطلاعات را بطور غیر خطی، از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری، شنوائی و عاطفی سر و کار دارد .http://www.persiakids.com/Article.aspx
دلايل خلاق بودن يادگيري و ياد دهي از طريق هوش هاي چندگانه:
• يادگيري از طريق هوش هاي چندگانه لذت بخش تر و شادتر است.
• شاگرد و معلم در فرآينديادگيري- ياددهي هوش هاي چندگانه خسته نمي شوند.
• کيفيت آموزشي از طريق يادگيري به وسيله هوش چندگانه بيشتر است.
• پايداري يادگيري و توانايي ترکيب آموخته ها در اين روش بيشتر است.
• در اين روش شاگردان امکان يادگيري ابعاد مختلف هوس خود را دارند. http://www.niazemarkazi.com
عناصر خلاقیت
عناصر تشکیل دهنده:
اولین عنصر : قلمرو مهارت ها است که مربوط به استعداد آموزش و تجربه در یک زمینه خاص است و به عنوان مواد اولیه کار محسوب می شود زیرا ، برای اینکه در یک حوزه خاص ، خلاق شوند ، باید دارای مهارت لازم در آن زمینه باشند .
عنصر دوم: مهارت های خود را در راه جدیدی به کار اندازند . این ویژگی ها یا مهارت ها را میتوان با آموزش و تجربه گسترش داد .
عنصر سوم : انگیزه است ، انگیزه میل به کار بخاطر همان کار است .
اصولا انگیزه زمانی ایجاد می شود که شخص ، کار را جالب ، جذاب و رضایت آمیز ببیند و به انجام آن علاقه مند شود . http://isedor.persianblog.ir/post/223
عناصر تفکر راهبردی
-اولین عنصر تفکر جامع نگر است . در تفکر راهبردی ، متفکر یک مدل از سیستم کامل خلق ارزش ، از ابتدا تا انتها ، در ذهن خود دارد و همبستگی متقابل میان حلقه های زنجیر را به درستی درک می کند.تفکر جامع نگر افراد را قادر می سازد تا نقش خود را در یک سیستم بزرگتر و تاثیر رفتار خود را بر سایر بخشهای سیستم و بر خروجی نهایی به طور روشن تعریف کنند.
-دومین عنصر از عناصر تفکر راهبردی « تفکر مبتنی بر هدف » است . هدف راهبردی کانون تمرکزی عرضه می کند که به افراد درون سازمانی این امکان را می دهد تا انرژی خود را به سمت کانون متوجه و به طور موثر و نافذ آن را هدایت کنند. در برابر تفرق و پریشانی پایداری کرده و این وضعیت را تا زمان رسیدن به هدف نهایی حفظ کنند . این انرژی روحی – روانی در فرایندهای پر تلاطم و شتابان تحول ، از کمیاب ترین منابع سازمان به شمار می رود و تنها کسانی در این عرصه موفق خواهند شد که بتواند از آن به صورت مطلوب استفاده کنند.بنابراین تفکر راهبردی به صورت بنیادی با مقوله هدف و شکل دادن و دوباره شکل دادن مستمر به آن مرتبط است و توسط آن هدایت می شود.
- سومین عنصر تفکر راهبردی « فرصت جویی هوشمندانه » است . اساس این نظریه همان ایده استقبال از تجارت جدید است که اجازه می دهد سازمان از جایگزینهای مختلف راهبردهایی که ممکن است در تناسب هر چه بیشتر با تحولات سریع محیط پدید آیند ، بهره گیرد.در اجرای فرصت جویی هوشمندانه ، نکته مهم توجه جدی سازمانها به دستاورد کارکنان سطوح پایینتر و یا کارکنان خلاق است که می توانند در پذیرفتن و یا هویت بخشیدن به راهبردهای گوناگونی که تناسب بیشتری با محیط دارند، موثر باشند.
چهارمین عنصر از عناصر تفکر راهبردی اشاره به « تفکر در زمان » دارد . هدف راهبردی دلالت بر قابل انعطاف بودن هر سازمان مینماید . ظرفیتها و منابع موجود برای آینده کافی نخواهد بود ، لذا این امر سازمان را به سمت خلاقیت بیشتر برای بهره برداری هر چه بیشتر از منابع محدود سوق می دهد . در حالی که نگرش سنتی به راهبرد بر ایجاد درجه ای از تناسب و سازگاری بین منابع موجود و فرصتهای جاری متمرکز است . هدف راهبردی نهایت عدم تناسب را بین بلند پروازیها و منابع ایجاد می کند .
- پنجمین عنصر تفکر راهبردی تشخیص این فرایند به صورت یک فرایند فرضیه – بنیاد است که مانند « روش علمی » شامل تولید فرضیه و آزمون آن به عنوان فعالیتهای محوری است . تلفیق این پنج عنصر با یکدیگر یک متفکر تفکر راهبردی را توصیف می کند که با نگاهی جامع نگر کل را با تمام همبستگیهای بین اجزای آن ، هم در چهار سطح سلسله مراتب راهبرد و هم در ارتباطات افقی عناصر در سیستم ارزش نهایی درک می کند. http://metafekr.com/article-print-45.html
عواملی که مانع خلاقیت میشوند :
«گیلفورد» در این باره ویژگیهای زیر را نام برده است که عبارتند از: سلطهگری، منفیبافی، مقاومت، ترس، عیبجویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت کمرویی. از موانع دیگر که بر سر راه خلاقیت دانشآموزان قرار دارند،
عبارتند از: 1ـ عدم اعتماد به نفس 2ـ تمایل به همرنگی 3ـ عکسالعمل منفی 4ـ حذف خیالبافی 5ـ پیشداوریها6ـ ترس از انحراف وسعی در همنوایی با اجتماع 7ـ ارزشها و هنجاریهای فرهنگی .
عوامل موثر بر خلاقيت
1ـ علاقه: كارهاي خلاقانه به استناد تحقيقات هميشه با علاقه زيادي همراه بودهاند.
2ـ اطلاعات: خلاقيت فعاليتي فكري و در عين حال مبتني بر اطلاعات است. اگر تفكر را عامل يا جريان اصلي خلاقيت بدانيم اطلاعات نيز ماده اوليه يا اساسي آن محسوب ميشود.
3ـ انگيزه: با توجه به نتايج تحقيقات انجام گرفته، معلوم ميشود وقتي انگيزش دروني حفظ شود، خلاقيت نيز حفظ خواهد شد.
4ـ افزايش سرعت واكنش: غني بودن آموزش و پرورش، توسعه اطلاعات و افزايش سرعت واكنش افراد نسبت به انگيزههاي محيطي بركيفيت خلاقيت ميافزايد.
5ـ افزايش حل مساله و تصميمگيري: اگر بتوانيم قدرت تصميمگيري و مهارت حل مساله را به گونهاي تلفيق نماييم به حصول تفكر خلاق كمك نمودهايم و زمينههاي لازم براي پرورش خلاقيت را فراهم آوردهايم.
6ـ اعتماد به نفس و نترسيدن از ابراز عقايد: اگر شخصي از اعتماد به نفس كافي براي ارائه افكار و عقايد به خود برخوردار باشد و از تمسخر و افكار منفي ديگران نهراسد، خلاقيت او افزايش مييابد. قدرت تفكر خلاق از نگاه آدمي به فراسوي تجارب و خارج كردن خود از بنبستها و محدوديتها ريشه ميگيرد و فرد را از حالت خشك و قالبي گذشته به سوي انديشههاي آزاد و ارائه نظريه متفاوت سوق ميدهد.
ويژگي هاي افراد خلاق
1ـ افراد خلاق مسائل و وضعيتهايي را ميبينند كه قبلاً مورد توجه قرار نگرفته است. آنها افكار، عقايد وديدگاه هاي جديدي ارائه ميدهند كه ديگران از آن عاجزند.
2ـ انديشه، فكر و تجربيات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط داده، آنها را بررسي و مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهند و به خلق آثار جديد ميپردازند.
3ـ از طرق معمول به بررسي هر موضوع ميپردازند و به آنچه گذشتگان انجام دادهاند اكتفا نميكنند و نسبت به پيش فرضهاي قبلي گذشتگان ترديد ميكنند.
4ـ في البداهه از نيروي ذهني و بينش بيشتري برخوردارند و از آنها كمك ميگيرند و استفاده ميكنند.
5ـ در فكر و عمل از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند. مطالعاتي كه «بارون» در زمينه شخصيت افراد خلاق انجام داده است نيز نشان ميدهد كه آنها در مقايسه با افراد عادي خوشبينتر و داراي انرژي رواني و جسمي استثنايياند. زندگي آنها بيشتر است و به دنبال تنشاند يا از طريق آزاد شدن آن احساس لذت ميكنند. افراد خلاق، كمتر ضعيف النفس بوده و از مسائل و امور آگاهند. آنان به مسائل بنيادي علاقهمندند و تمايل بسياري به خطر كردن دارند اين خصلت به آنها كمك ميكند تا از شناخت منفي و بيتفاوتي بگذرند و به شناختي فعال برسند.
تورنس در پاسخ به اين پرسش كه ويژگيهاي شخصيتي چه نقشي در خلاقيت ايفا ميكنند، گفته است: شخصيت هم ميتواند خلاقيت را آسان سازد و هم مانع آن شود. ويژگيهايي از قبيل آمادگي براي خطر كردن، كنجكاوي و جستجوگري، استقلال انديشه، پشتكار و پايداري، شهامت، استقلال راي، خودآغازگري، ابتكار، پرسشگري درباره موقعيتهاي معماگونه و درگير شدن با امور دشوار، از جمله ويژگيهاي آسانساز خلاقيت شمرده شدهاند. او ميگويد: هر عملي كه ما براي تشويق اين گونه رفتارها انجام ميدهيم، شخص را در جهت خلاقيت بيشتر سوق ميدهد.
در مقابل ويژگيهاي شخصيتي بالا كه موجب شكوفايي خلاقيت ميشوند، ويژگيهاي ديگري وجود دارند كه از بروز خلاقيت جلوگيري ميكنند.
روش ها و تکنیک های خلاقیت و نوآوری
تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. این تکنیک ها فردی و گروهی می باشند که تکنیک های فردی شامل: توهم خلاق و DOIT و تکنیک های گروهی شامل طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک های مشترک شامل اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک است. محور اصلی تمام این روش ها و تکنیک ها، شکستن قالب های ذهنی است.
تکنیک طوفان ذهنی:
طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل می باشد در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.
تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:
طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد می باشد. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم.
تکنیک "چرا؟":
تکنیک "چرا" دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.
تکنیک توهم خلاق:
خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.
تکنیک پی. ام.آی (P.M.I):
یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معنی افزودن، کاستن و جالب می باشد. روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتا به نکات جالب و تازه ی آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه ی موضوع اقدام می کند. یکی از مهم ترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی ((چقدر جالب می شود اگر......)) را کامل کنیم.
تکنیک DO IT:
نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. و سپس ذهن را برای راه حل های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.
تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی:
این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلو فر آبی می باشد بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.
تکنیک چه می شود اگر....؟
به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات "چه می شود اگر...؟" استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.
تکنیک اسکمپر SCAMPER:
این تکنیک کاربرد اصلی آن بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوالات تیپ و ایده بر انگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف واژه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است.
حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی جانشین سازی است
حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است.
حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است.
حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است.
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است.
حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معنی حذف کردن است.
حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معنی معکوس سازی است.
تکنیک در هم شکستن مفروضات:
یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند یا بسیاری از آنها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می شوند و به عبارت دیگر چون آنها امری درونی هستند نمی توانیم آنها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.
تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک:
تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. به این منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسایی و فهرست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا راه های جدید و بدیعی بیابیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، وضعیت مشتریان و بازار کالا تبیین و تدوین نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک موضوع و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر مقایسه و مرتبط نمود، می توان ابعاد اصلی و اجزای آنها را بر روی دایره ای متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آنها را با هم مقایسه و ارتباط آنها را حدس زد.
تکنیک دلفی:
این تکنیک در سال 1964 توسط داکلی و هلمر معرفی شد. بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد. اساس و فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد) برای رئیس گروه ارسال می کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آنها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آنها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا به دست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود.
چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟
1- هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود.
2- هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند.
3- زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
4- هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.
تکنیک استخوان ماهی Fishbone Diagram (علت و معلول):
یکی از روش های بسیار سودمند برای شناسایی مسائل نمودار استخوان ماهی است. نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.
تکنیک باز گشت به مشتری:
می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین فعالیت های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می کنیم.
تکنیک گروه اسمی:
فن گروه اسمی جنبه های رای دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.
چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟
1- با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و ده ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.
2- می خواهید مشارکت مساوی همه ی اعضا را تضمین کنید.
3- علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.
تکنیک سینکتیکس:
واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند.
به طور کلی فرآیند به کار گیری این روش عبارت است از:
1- شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره ی آن (شناخت جوهره)
2- ارتباط دادن جوهره ی به دست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)
3- کشف راه حل هایی برای موضوع مشابه (راه حل های مشابه)
4- تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل های نهایی برای مشکل اصلیhttp://www.newdesign.ir/search.asp?id=613&rnd=9102
*********
مرحله سوم: پيشينه علمي
پس ازجستجودرکتابخانه مركز شهيد هاشمي نژاد وکتابخانه شهيد بهشتي شهرستان تربت حيدريه، موتورهای جستجوگر وپژوهشکده عباس زادگان مشهد این مواردکه مشابه ونزدیک کار من بود به دست آمد:
1.موضوع تحقيق :اثر روش بارش مغزي در افزايش خلاقيت دانش آموزان
دكتر حمزه گنجي دكتر حسن پاشا شريفي* مالك ميرهاشمي*
*سال انتشار: ١٣٨0 * 25صفحه
اعضاء هيت علمي دانشگاه آزاد رود هن
چكيده:
هدف اساسي اين مطالعه، بررسي تأثير بارش مغزي در افزايش خلاقيت دانش آموزان است. براساس پژوهش آزمايشي از نوع پيش آزمون- پس آزمون با گروه آنترل و اجراي آزمون سنجش خلاقيت عابدي، اطلاعات لازم جمع آوري شد. نمون هي مورد مطالعه، متشكل از ٨٠ نفردانش آموز پاي هي سوم راهنمايي تحصيلي [ ٤٠ نفر پسر ( ٢٠ نفر آزمايشي و ٢٠ نفر آنترل) و ٤٠نفر دختر ( ٢٠ نفر آزمايشي و ٢٠نفر آنترل)] با روش تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. پس از سه ماه برگزاري جلسات بارش مغزي با موضو عهاي مختلف در گرو ههاي آزمايشي و تحليل داد هها با روش تحليل آوواريانس، نتايج نشان ميدهد آه روش بارش مغزي درافزايش خلاقيت گرو ههاي آزمايش پسر و دختر مؤثر بوده اس ت. در خصوص مؤلف ههاي چهارگان هي خلاقيت، اثر بارش مغزي در افزايش مؤلف ههاي ابتكار، سيال بودن وانعطا ف پذيري پسران و مؤلفه هاي سيال بودن و بسط دختران معني داراست.
جامعه و نمونه ي پژوهش
جامعه ي مورد مطالعه از آليه ي دانش آموزان دختر وپسر مدارس راهنمايي تحصيلي (دولتي و غيرانتفاعي )منطقه ي رودهن تشكيل مي شود. نمونه ي پژوهش متشكل از ٨٠ دانش آموز دختر و پسر مدارس راهنمايي تحصيلي آموزش و پرورش منطقه ي رودهن است كه باروش نمونه گيري تصادفي چند مرحل هاي انتخاب شدند.با توجه به توصيه هاي مختلف در مورد اندازه ي گروه بارش مغزي، د ر اين مطالعه به منظورپيش گيري از افت و ريزش آزمودني ها به عنوان متغيرمزاحم در جريان اجراي روش بارش مغزي، حجم نمونه ي گروه هاي آزمايش و كنترل، هر يك ٢٠ نفر درنظر گرفته شده است . در مجموع، گروه نمونه شامل كليه ي دانش آموزان چهار كلاس [ ٢ كلاس گروه آزمايش )دختر و پسر ) (و ٢ كلاس گروه كنترل (دختر و پسر )] وحجم نمونه براي گروه آنترل ٤٠ نفر ( ٢٠ پسر و ٢٠دختر) و براي گروه آزمايش نيز ٤٠ نفر ( ٢٠ پسر و20 دختر ) بوده است . سن آزمودني ها نيز بين ١٤ تا15 سال و تحصيلات آنها سوم راهنمايي تحصيلي بوده است.
پيشنهاد هايي به پژوهشگران
براي روشن شدن جنبه هاي مختلف روش ها و فنون آموزش خلاقيت و آشكار شدن تأثير آموزش بررشد توانايي خلاقيت و تفكر خلاق، به پژوهشگران پيشنهاد مي شود كه موارد زير رابه عنوان زمينه هاي مطالعاتي در خصوص روش ها و فنون آموزش خلاقيت - به ويژه بارش مغزي- انتخاب كنند و به جمع آوري اطلاعات بپردازند.با توجه به اينكه نمونه ي مورد مطالعه در اين پژوهش دانش آموزان پايه ي سوم دوره راهنمايي تحصيلي بوده است، پژوهشگران بعدي مي توانند اثربخشي روش بارش مغزي را بر دانش آموزان پايه هاي مختلف ساير دوره هاي تحصيلي و حتي دانشجويان بررسي كنند . مسلم است كه نتايج مطالعه ي حاضر مي تواند در مطالعات تطبيقي مورداستفاده قرار گيرد.
در ادبيات روش بارش مغزي آمده است كه تركيب اعضاي جلسه ي بارش مغزي از دو جنس، مي تواند به توليد ايده هاي بيشتر و متنوع تر كمك كند) راولينسون، ١٩٨٩(؛ از اين رو، پژوهشگران مي توانند با تشكيل دادن گروه هايي مركب ازافراد هر دو جنس در سنين مختلف به نتايج جالبي درزمينه ي اثربخشي روش بارش مغزي دست يابند . به علاوه، انجام دادن اين مطالعه در مورد گروه هاي سني پايين تر و بالاتر و حتي بزرگسالان مي تواند نتايج ارزشمندي در زمينه ي اثربخشي بارش مغزي درخلاقيت به همراه داشته باشد.
جالب ترين پيشنهاد اين است كه پژوهشگران اصول و جنبه هاي مختص جلسات بارش مغزي را درفرايند ياددهي - يادگيري درسي خاص به كار گيرند و اثر آن را بررسي آنند؛ به عبارت ديگر، اثر بارش مغزي عملا در بافت كلاس درس و تدريس مورد بررسي قرار گيرد . اين قبيل زمينه هاي مطالعاتي در شناسايي و يافتن راهكارهاي اساسي و زيربنايي در زمينه ي شيوه هاي تدريس بسيار سودمند است . سرانجام، بررسي اثربخشي اين روش در ساير مراكز، سازمان ها و نهادهاي توليدي،خدماتي و... مي تواند نتايج جالبي به بار آورد.
پيشنهادهاي عملي
استعدادهاي خلاق در محيط هاي مطلوب و مناسب شكوفا مي شوند. از اين رو، فراهم آوردن فضاي مناسب و به طور كلي خلاق يكي از ملزومات مهم كردن توانايي خلاقيت است . مسلماً براي رشد خلاقيت در سازماني مانند مدرسه، بايد شرايط و فضا فراهم شود؛ هر چند، خود فرد نيز دررشد اين استعداد نقش دارد . به كارگيري روش ها و فنون مختلف پرورش خلاقيت، از جمله ابزاري است آه مي تواند به تغيير محيط جامه يعمل بپو شاند و با توجه به اين كه نتايج اين مطالعه از اثربخشي يكي از رو ش هاي افزايش خلاقيت حمايت مي آند، مي توان براساس يافته هاي آن به مسؤولان آموزش و پرورش توصيه آرد كه در برنامه ريزي هاي آموزشي،زماني را به برگزاري جلسات بارش مغزي -حداقل براي يك دوره در هر يك از دوره هايتحصيلي اختصاص دهند . روشن است كه با برگزاري اين جلسات نتايج مفيدي درجنبه هاي مختلف نظير رشد خلاقيت، بهبود فرايند ياددهي- يادگيري، اصلاح شيو ه ي ارتباط و تعامل در فرايند آموزش حاصل خواهد شد. يكي از پيامدهاي مهم اجراي اين روش در مدارساين است آه دان ش آموزان مي آموزند كه در فرايند آموزش به گونه اي فعال درگير شوند و با شيوه اي واگرايانه، با موضوع هاي آموزشي در مدرسه و حتي رويدادهاي زندگي واقعي رو به رو شوند؛ بنابراين، توصيه مي شود كه حداقل يك بار در طول تحصيل در دوره هاي مختلف تحصيلي، دانش آموزان در جلسات بارش مغزي شرآت آنند . به اين ترتيب، سوق دادن آنان به شرآت در اين جلسات با انتقال آموخته هايشان به محيط آموزشي و حتي زندگي واقعي، مي توان به رشد خلاقيت و داشتن تجربه هاي خلاق در آن ها در زمينه هاي مختلف اميدوار بود.
در اين پژوهش موضوع هاي طرح شده در جلسات بارش مغزي، از مواد درسي دانش آموز مستقل بوده اند اما با برنامه ريزي و مطالعه ي محتوايدرس هاي مختلف مي توان اصول مرتبط با روش بارش در فرايند تدريس به کار گرفت .بارش مغزي را عملا منطبق بر ديدگاه پويا درباره ي بارش مغزي اين کاركاملا علم و علم آموزي است؛ زيرا در اين د يدگاه، علم بيشتر به مثابه ي يك فرايند و فعاليت پويا، يعني همچون مراحلي که دانشمندان در برخورد با موقعيت هاي نامعين و مسائل طي مي کنند، در نظر گرفته مي شود. براساس اين ديدگاه، دانش آموزان بايد همانند دانشمندان پديده هاي مختلف را ازطريق مشاهده، تجربه و ديگر فرايندهاي علمي مطالعه و بررسي آنند وبه نتايج دقيق دست يابند ؛ بنابراين ، روش بارش مغزي و اصول مرتبط با آن هم مطابق با اين ديدگاه به پيروي كردن دانش آموزان از ديدگاه پويا كمك مي کند تا درايت دانش آموزان به تدريج به يادگيرندگاني خود راهبر و خود ارزش يابي کننده تبديل شوند و معلم در نقش يك راهنما و تسهيل کننده ي يادگيري ظاهر گردد. تأثير ديگر اين قبيل روش ها آن است كه باعث مي شود دانش آموزان در کنار کسب دانش و مهارت هاي يادگيري ، به مرور نسبت به علم و علم آموزي نگرش هاي مثبتي پيدا آنند . علاوه بر اثر بخشي اين روش ها در دانش آموزان، به كار گيري آن ها در مراکز آموزش پايين تر، استفاده از اين قبيل روشها به ويژه روش بارش مغزي مي تواند به پرورش استعدادهاي خلاق و رشد تفكر واگرا دردانشجويان كمك كند.
همان طور كه در ادبيات روش بارش مغزي اشاره شد، واضع اين روش - يعني اوزبورن – مدير تبليغات يك شركت تجاري بوده و در نتيجه، اين روش نخستين بار در عرصه ي صنعت و بازرگاني مطرح شده است . با توجه به زمينه ي پيدايش اين روش و كاربرد آن در حوزه ي صنعت و بازرگاني، در اين جا نيز مي توان توصيه كرد كه با توجه به شواهد پژوهشي حمايت كننده از اثر بخشي روش بارش مغزي، اصول اين روش در مراکز صنعتي و بازرگاني و مؤسساتي چون اداره ها، كارخانه ها و كارگاه ها نيز به كار گرفته شود.
****************************************************
2.عنوان پژوهش: چگونه توانستم دانش آموزانم را به انجام تحقيق و پژوهش ترغيب نمايم؟
محل پژوهش: دبيرستان آينده سازان 1، ناحيه 4 كرج
پژوهشگر: زهرا حسين زاده سال تحصيلي 86-87
چكيده:: با توجه به اين كه مدت 24 سال در مقاطع مختلف تحصيلي به امر آموزش مشغول مي باشم) البته 23 سال است كه دبير تاريخ و پرورشي مي باشم) مشاهده مي كردم كه دانش آموزان با پژوهش آشنايي ندارند و به تفكر منطقي عادت نكرده اند . تصميم گرفتم كه دانش آموزان خودم را با پرسش گري و تفكر خلاق آشنا كرده و آنها را عادت به اين امرمهم دهم تا به كارهاي پژوهشي علاقه مند شوند.
در ابتدا از دانش آموزان م خواستم يك تحقيق كه به نوعي حالت اقدام پژوهي داشت در مورد خودشان انجام دهند. كلاسم را شيوه مشاركتي ، فعال و كارگاهي اداره نمودم تا دانش آموزان با شركت در كارگروهي خود نيزدر كلاس فعال باشند. ازآثار دانش آموزان نمايشگاه پروژه علمي بر پا نمودم.در كلاس ام از روشهاي پژوهش محور( گردش علمي – كاوشگري - بحثي – پژوهش گروهي - جرأت آموزي درزبان و...) كه محور فعاليتهايش دانش آموزان هستند، استفاده نمودم.
روحيه پرسش گري را بين دانش آموزانم تقويت كردم و آنها را به مشاركت فعال در امر تدريسم تشويق نمودم.
نتيجه: پس ازفعاليتهاي انجام شده توانستم تاحدزيادي توجه دانش آموزانم را به تحقيق و پژوهش جلب كنم وآنها را تشويق كنم تا پژوهش را با علاقه مندي انجام دهند.
جهت گسترش فرهنگ تحقيق و پژوهش در مقاطع مختلف تحصيلي پيشنهادهاي زير ارائه مي شود:
1. آشنايي معلمان با روشهاي تدريس پژوهش محور و بر پايي كارگاههاي آموزشي در اين زمينه با استفاده از افراد مجرب و متخصص.
2. پرورش استعدادها و توانائيهاي دانش آموزان نظير گزارش نويسي، و فعاليتهاي عملي .
3. معلمان سعي كنند كه دانش آموزان را محور فعاليتهاي آموزشي و تربيتي خود قرار دهند يعني كلاس هايشان دانش آموز محور باشد نه معلم محور.
4. فراهم آوردن فضا و زمينه ي مناسب در تدريس براي تفكر دانش آموزان
5. تقوت مهارت هايي كه با تحقيق و پژوهش سرو كار دارند مانند : ارائه يك آزمايش ، نمايش، جمع آوري اقلام علمي و نمايش دستگاههاي علمي
6. تقويت مهارت هايي مانند: مشاهده، مصاحبه، محاسبه، تصميم گيري، اجرا، ,…
7.رشد و پرورش احساس حميت و همكاري متقابل در ميان دانش آموزان.
8. تصميم دانش آموزان به گروههاي دو به دو تا از نظرات و برداشت هاي يكديگر استفاده نمايند كه اين راهبرد باعث تقويت تمرين صحبت، مبادله و گوش دادن به نتايج انديشه هاي يكديگر مي گردند.
9. انجام كار دسته جمعي دانش آموزان به منظور تكرار حقايق و اطلاعات .
10. تقويت نوشتن و يادداشت برداشتن دانش آموزان در هنگام سخنراني و صحبت معلم .
11. معلم يك سري سؤال در مورد مواد تدريس شده به دانش آموزان بدهد و از همه آنها بخواهد كه به صورت كتبي جواب بدهند اين امر به منظور درگير نمودن همه ي دانش آموزاندر تمرين وتسلط به محتواي درسي است و از طرفي ديگر نوشتن ميوه تفكر است . همچنين اين راهبرد باعث تقويت فرهنگ كتبي در دانش آموزان ميشود .
12. طرح سؤالات انگيزشي به نحوي كه موجب توجه دانش آموزان و تحريك تفكر آنان شود .
13. از دانش آموزان خواسته شود تا يافته هاي خود را براي ساير دانش آموزان بيان كنند .
14. آموزش دانش آموزان كه چگونه با يك مسئله بايد بارز و متفكرانه مواجه شد.
15. انتخاب بهتري فكر از طريق كمك به دانش آموزان كه ياد بگيرند چگونه به تحقيق درخصوصا موضوعات مورد مناقشه پرداخته و به مشاركت فكري و درحل آن موضوعات با فكر بازبپردازند .
16. از دانش آموزان به طور داوطلبانه خواسته شود تا در خصوص مطالب درسي كنفرانس ارائه دهند.
17. آموزش به نحوي كه شاگردان هر لحظه منتظر سؤال كردن معلم باشند . معلم بايستي دانش آموزان را مثل ماشين آتش نشاني كه هر لحظه آمادهمأموريت هستند، آماده سؤال و جواب دادن كند.
18. قرار دادن ساعتي تحت عنوان روشهاي مطالعه و پژوهش به عنوان يك ساعت درسي در برنامهي درسي دانش آموزان .
19. استفاده كردن از افراد متخصص براي تدريس اين درس.
20.آموزش دادن معلمان كه روشهاي پژوهش را هم خود استفاده كنند يعني كلاس خود را پژوهش محور قراردهند و هم اينكه بتوانند در امر پژوهش راهنماي دانش آموزان خود باشند.
**************************************************
3.تفكر خلاق و رابطة آن با موفقيت تحصيلي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان
1.ليلا ذهبيون2. غلامرضا احمدي پايا ن نامه كارشناسي ارشد .
1. كارشناس ارشد مديريت آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان(نويسنده مسؤول)
2.. استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان
تاريخ پذيرش29/1/87
چكيده:
اين پژوهش ميزان استفاده از تفكر خلاق در دانشجويان و ارتباط آن را با موفقيت تحصيلي و متغيرهاي جنسيت،ميزان تحصيلات پدر و مادر، معدل درسي، دوره ورشتة تحصيلي بررسي كرده است. روش تحقيق توصيفي از نوع همبستگي و در حوزة مقايسة پس رويدادي است. جامعة آماري اين پژوهش را كلية دانشجويان دورة كارداني، كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان در سال تحصيلي 86 85 تشكيل داده اند كه به روش تصادفي طبق هاي و از طريق فرمول انتخاب حجم نمونه تعداد 250 نفر برگزيده شدند. ابزار سنجش، پرسشنامة تفكر خلاق پيتر هاني است كه برخي مشخصات جمعيت شناختي به آن اضافه گرديد. داده هاي اين پژوهش در دو سطح آمار توصيفي (فراواني، درصد، ميانگين و انحراف معيار استنباطي (آزمون همبستگي پيرسون) تجزيه و تحليل شد. نتايج نشان داد كه دانشجويان به ميزان متوسط ازتفكر خلاق بهره مند هستند. همچنين بين ميزان استفاده از تفكر خلاق و متغيرهاي جنسيت،ميزان تحصيلات پدر و مادر، معدل درسي و رشتة تحصيلي دانشجويان ارتباط معناداريوجود ندارد، در صورتي كه بين ميزان استفاده از تفكر خلاق دردانشجويان دوره هاي مقاطع) تحصيلي مختلف تفاوت معنادار وجود دارد. براساس نتايج آزمون توكي،اختلاف بين تفكر خلاق دانشجويان دورة كارداني با كارشناسي ارشد و كارشناسي بامعنادار بوده است. تفكر خلاق در دانشجويان P≤0/ كارشناسي ارشد درسطح 05دورة كارشناسي ارشد بيشتر و در دانشجويان دورة كارداني كمتر مشاهده گرديد.
هدف پژوهش
هدف از اين پژوهش بررسي ميزان استفاده از تفكر خلاق و رابطة آن با موفقيت تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان بود.
پيشنهادها
1.با توجه به اهميت استفاده از تفكر خلاق و اينكه آموزش در بروز و توسعة آن نقش اساسي دارد، پيشنهاد مي شود براي كلية معلمان و استادان در زمينة آشنايي با اهميت خلاقيت، موانع آن و روشهاي پرورش تفكر خلاق، دوره هاي پيش از خدمت و ضمن خدمت برگزار گردد
2.همچنين وجود ارتباط معنادار بين ميزان برخورداري از تفكر خلاق و موفقيت تحصيلي ايجاب مي كند، به منظور افزايش ميزان خلاقيت و توسعة تجارب ذهني دانشجويان كه تأثير مثبتي بر عملكرد تحصيلي آنان مي گذارد، اقدام به طرح ريزي برنامه اي به منظور توسعه و تجهيز امكانات آموزشي گردد.
3.با توجه به اينكه نتايج نشان مي دهد، رابطة معناداري بين تفكر خلاق و معدل درسي ديده نشده، توصيه ميشود اين مسأله در ارزيابي موفقيت دان شآموزان لحاظ شده و كل يادگيري مورد ارزيابي قرار گيرد.
4. پيشنهاد مي شود پژوهش هاي مشابهي به خصوص در مورد ميزان استفادة استادان ازروشهاي پرورش خلاقيت و بررسي تأثيري كه بر ميزان تفكر خلاق دانشجويان خواهدداشت، اجرا گردد.
5. توصيه مي شود مراكزي به منظور شناسايي، تشويق و حمايت از دانشجويان خلاق دردانشگاهها ايجاد گردد.
********************************************************************
4.موضوع:ارزشيابي توصيفي با نظام سنتي بر اساس جو كلاس،ويژگيهاي عاطفي وميزان خلاقيت دانش آموزان دوره ابتدايي
سال انتشار:1387
پژوهشگران:فرهاد ماهر-اصغر آقايي –احمد برجعلي –عباس روحاني
پايان نامه دكتراي عباس روحاني دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات تهران
1.عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحدكرج
2. عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحدخوراسگان
3. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي تهران
4. عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مباركه(نويسنده مسئول)
چكيده: هدف اصلي اين پژوهش مقايسه طرح ارزشيابي توصيفي با نظام ارزشيابي سنتي با توجه به متغيرهايي مانند جو كلاس،خصوصيات عاطفي ورفتار هاي خلاقانه دانش آموزان دوره ابتدايي بوده وطرح آن از دو گروه بدون كنترل است.جامعه آماري پژوهش دانش آموزان پايه سوم ابتدايي بودند كه درمدارس استان چهارمحال بختياري تحت پوشش طرح ارزشيابي توصيفي و نظام سنتي قرار داشتند ونمونه آن480نفر از آزمودنيهاي همين جامعه مي شدند كه بر اسا س جدول كرجسي مورگان(1970)به طور تصادفي مشخص شده بودند (240نفر از كلاسهاي ارائه دهنده طرح ارزشيابي توصيفي و 240نفر به كلاسهاي نظام سنتي ).در اين آزمودنيها به سه ابزار ،آزمون شاخص زندگي كلاس درس(CLM،جانسون وجانسون ،1983)،پرسنامه كيفيت زندگي در مدرسه (SLQ ،آينلي وبورك ،1992)آزمون تصويري تفكرخلاق(تورنس فرمB) ، پاسخ دادند ونتايج با نرم افزار SPSS تحليل شد.نتايج نشان داد كه بين آزمودنيها متعلق به طرح ارزشيابي توصيفي و نظام ارزشيابي سنتي از لحاظ متغيرهايي مربوط به جو كلاس(يادگيري مشاركتي ،فرد گرايانه ،رقابتي،انصاف در نمره ،احساس بيگانگي نسبت به مدرسه ، همبستگي كلاسي وحمايت اجتماعي) تفاوت معنا داري وجود دارد .غير از اينكه اين تفاوت درباره متغير هاي متعلق به ويژگيها ي عاطفي دانش آموزان (رضايت كلي ةعاطفه منفي،رابطه با معلم ، همبستگي اجتماعي ،فرصت ،موفقيت وماجرا )نيز معنا دار بود.
نتيجه گيري:داده هاي اين پژوهش نشان داد:
1.كه ارزشيابي توصيفي احتمالا بر ويژگيهاي عاطفي دانش آموزان آثار مثبت وقابل تاملي را بر جاي گذاشته است وتوانسته است به رشد بازده هاي عاطفي در دانش آموز ان كمك شايان توجهي نمايد .اين نتايج پژوهش رضايي (1385) همسو نيست.با توجه به كه لئونارد،بورك واسكافيلد (2003)شاخص رضايت كلي دانش آموزان را به مثابه سطح بهداشت رواني آنان قلمداد كرده اند وبا توجه به تفاوت معنا داري كه بين دانش آموزان مشمول طرح ارزشيابي توصيفي وسنتي در اين مورد بدست آمده است .
2.نتايج مطالعه حاضر همچنين مويداين مطلب است كه در كلاسهاي مشمول طرح ارزشيابي توصيفي ،جوي رقابتي،فرد گرايانه،احساس بيگانگي از مدرسه در بين دانش آموزان مشمول طرح مذ كور در مقايسه با دانش آموزان برخوردار از نظام ارزشيابي سنتي ،كمتر است.
3.در زمينه رفتار هاي خلاقانه دانش آموزان نيز نتايج حكايت از از تفاوت معنا داري بين كلاس هاي مجريارزشيابي توصيفي وسنتي داشت.
4.بخشي از نتايج اين پژوهش همچنين گويايي اين مطلب بودندكهمتغير هاي همچون؛آموزش مشاركتي ،انصاف در نمره دهي،همبستگي كلاسي بين دانش آموزان ،حمايت اجتماعي كه دانش آموزان در كلاس درس در يافت مي دارند ،تعاملبين معلم ودانش آموز،تلقي مدرسه به عنوان يك فرصت، ماجرا يا احساس خود انگيختگي ولذت بردن ا زياد گيري ونيز احساس اطمينان به توانايي براي كسب توفيق در انجام كار هاي مدرسه از جمله پيش بيني كننده هاي رضايت كلي از مدرسه يااز جمله تامين كنندگان وحافظان بهداشت رواني دانش آموزان در مدرسه محسوب مي شوند. در كل نتايج پژوهش حاضر حاكي از آن است كه راهبرد هاي سنجشي مورد استفاده در ارزشيابي توصيفي ،شرايط لام براي رشد دانش آموزان فراهم آورده،همچنين به ايجاد جوي مثبت ،سازنده حمايت گر ومنسجم در كلاس در كمك كرده وبالاخره اينكه ،به رشد تواناييهاي خلاقانه وآفرينش گرايانه در دانش آموزان منتهي مي شود.
*****************************************************
5.چگونه مي توانم دانش آموزانم را به سوي خلاقيت وحل مسئله سوق دهم ؟
پژوهشگر:اكرم نقابي قوچان عتيق اداره آموزش وپرورش منطقه خراسان رضوي مشهد ناحيه 1
استادراهنما :جناب آقاي غفاريان
سال تحصيلي:89
رشته حرفه وفن
چكيده:از جمله مسائل مهمي كه در آموزش وپرورش مورد بي توجهي قرار گرفته است تقويت خلاقيت در دانش آموزان است . در راستاي نشان دادن اهميت مساله فوق در اين پژوهش كه برروي دانش آموزان دختر مدرسه راهنمايي عطيه در ناحيه يك مشهد تحت عنوان چگونه مي توانم داش آموزانمرا به سوي خلاقيت وحل مسئله سوق دهم ؟انجام شده به راههاي افزايش خلاقيت پرداختم .از ابزار هاي نظير پرسشنامه ،مقياس درجه ليكرت ،مصاحبه،كتاب،مجلات ،چكيده مقالات،براي گرد آوري اطلاعات استفاده نمودم .
داده ها نشان مي دهد كه كمبود خلاقيت به عواملي از جمله عدم ريسك پذيري وابستگي به عادت ها وباور ها ،عدم انعطاف پذيري ،عدم انگيزه دروني ،نبود نظام آموزشي خلاق ،كمبود معلمان خلاق ،نبود برنامه هاي درسي خلاق كه منجر به حل مسئله شود،سركوب شدن علاقه ها ،عدم احساس امنيت وآرامش خاطر ،تربيت مستبدانه كودكان،كمبود محيط هاي خانوادگي خلاق ،سنت گرايي وافراط گرايي ، اعتقادات گذشتگان به جبر گرايي ارتباط دارد وعوامل تشديد كننده خلاقيت شامل انگيزه ها،ابزار وتكنيك هايي هستند كه هركدام داراي زير مجموعه مي باشد.
پيشنهادات:
موضوع خلاقيت بسيار گسترده است واگر بخواهيم دانش آموزان وافراد خلاق بيشتري در جامعه داشته باشيم بايد اقداماتي را ازقبل دبستان آغاز كرده ودر دوره هاي دبستان وراهنمايي و...ادامه دهيم كه براي تحقق اين امر به مربيان متخصص ،آگاه وكار آمد ي در مهد كودك ومدارس نياز است.
******************************************
۶. تاثير آموزش خلاقيت بر مولفه هاي فراشناختي تفكرخلاق دانشجويان
عليرضا پيرخائفي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد گرمسار ،
احمدبرجعلي استاديار دانشگاه علامه طباطبائي ،
علي دلاور استاددانشگاه علامه طباطبايي ،
حسين اسكندري استادياردانشگاه علامه طباطبايي
اين پژوهش برگرفته از رساله دكتراي تخصصي روانشناسي نويسنده مقاله با عنوان بررسي تاثيرآموزش خلاقيت بر پيش بيني و تبين سلامت روان دانشجويان است.
فصلنامه رهبري و مديريت آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحدگرمسار سال سوم، شماره 2، تابستان 1388
61 ص
چكيده:
اين پژوهش به هدف بررسي تاثير آموزش خلاقيت بر مولفه هاي فراشناختي تفكر خلاق دانشجويان اجرا گرديد .
روش پژوهش آزمايشي و د ر قالب طرح پيش آزمون پس آزمون با گروه كنترل انجام شد . نمونه پژوهش شامل 26
دانشجوي دختر و پسر در مقطع كارشناسي بود كه با روش نمونه گيري هدفمند انتخاب گرديدند . براي ارزيابي سطح
تفكر خلاق دانشجويان از آزمون تفكر خلاق تو رنس فرم ب تصويري استفاده شد . نتايج نشان داد كه تفاوت معني داري بين گروه آزمايشي و كنترل در مولفه هاي فراشناختي تفكر خلاق وجود دارد.
بحث و نتيجه گيري
داده ها ي پژوهش نشان داد كه آموزش خلاقيت موجب افزايش سطح مولفه هاي فراشناختي خلاقيت در دانشجويان آموزش ديده شده است . اين تفاوت به صورت معني داري بين گروه آزمايش و كنترل به اثبات رسيد . تحليل نتايج نشان داد كه چنانچه خلاقيت با يك برنامه منظم و ازپيش طرا حي شده مورد آموزش قرار گيرد، تغيير مثبتي در مولفه هاي فراشناختي بوجود آورد ه وسيري افزايشي خواهد يافت . اين نتايج همسو با تحقيقاتي است كه گيلفورد( 1950 ) تورنس( 1969
ريكاردز( 1988 ) فرير ( 1996 ) كر و گاگلياردي ( 2006 ) در باره آموزش خلاقيت انجام داده اند ومدعي شده اند كه خلاقيت در سطح مولفه هاي فراشناختي(سيالي، انعطاف پذيري و ابتكار( قابل آموزش است . بنابراين مي توان نتي جه گرفت آموزش خلاقيت قادر است سطح عملكردي ذهن وشخصيتي افراد را براي كاركردي و انطباقي بهتر و بالاتر ارتقاء دهد. علاوه بر نتيجه كلي فوق پژوهش فعلي بدنبال ارزيابي سه فرضيه درباره ي تاثير آموزش خلاقيت بر مولفه هاي فراشناختي خلاقيت بود.فرضيه نخست ناظر بر اين ادعا بود كه مولفه فراشناختي سيالي مي تواند تحت آموزش افزايش يابد.
اين ادعا در سطح قابل قبول ي از اطمينان آماري مورد تا ئيد قرار گرفت . جالب اين كه تغير د رحد 7 نمره به اثبات رسيد . اين يافته نشان مي دهد كه آموزش خلاقيت مي تواند سطح توليد ذهن را در حد زيادي افزايش دهد . سيالي مولفه اي فراشناختي است كه باعث افزايش قدرت ذهن وسرعت عمل براي توليد ايده در موقعيت هاي عادي تا خاص مي شود.
فرضيه دوم نيز كه ناظر به افزايش مولفه فراشناختي انعطاف پذيري بود در سطح قابل قبولي ازاطمينان آماري مورد تائيد قرارگرفت. جالب تر آنكه اين تغيير نيز در حد 7 نمره بود. اين يافته نيزنشان مي دهد كه آموزش خلاقيت همزمان با افزايش قدرت توليد فكر مي تواند به افزايش تنوع وقدرت مانور ذهن كمك كند. مولفه فراشناختي انعطاف پذيري يكي از شاخص هاي ممتاز براي موفقيت در زندگي، شغل و تحصيل است. زيرا باعث مي شود افراد بتوانند به فراخور موقعيت ازظرفيت هاي متنوع ذهن خود بهره برداري كنند.
در هر حال نتايج فرضيه نخست و دوم هماهنگ با تحقيقات گيلفورد( 1950 ) تورنس( 1974 ) والاچ و كوگان( 1965 ) مانسفيلد ( 1978 ) رانكو وآلبرت( 1990 ) است كه مدعي اند مولفه هاي فراشناختي سيالي و انعطاف پذيري پشت و روي يك سكه بوده و بواقع همبسته هستند. اين گروه از صاحب نظران معتقدند كه با افزايش يافتن توانائي توليد ايده، خاصيت تنوع و تغيير نيز بطور طبيعي افزايش پيدا مي كند. در حقيقت هر ايده جديد با تغييري نسبت به ايده قديمي همراه است. در اين پژوهش نيز مولفه هاي فراشناختي سيالي و انعطاف پذيري از درجه افزايش يافته يكساني برخوردار بودند كه خود تائيدي بر صحت مباحث نظري است.
فرضيه سوم پژوهش نيز ناظر بر اين ادعا بود كه ابتكار تحت تاثير آموزش افزايش مي يابد. اين ادعا در سطح قابل قبولي از اطمينان آماري مورد تائيد قرار گرفت . شگفت اينكه تغيير در ابتكاردرحد 10 نمره بود كه خيزشي بيش از ساير مولفه هاي فراشناختي را نشان داد. اين يافته نيز همسو دو هماهنگ با مباحث نظري خلاقيت بوده كه مدعي اند با اوج گرفتن مولفه هاي فراشناختي سيالي و انعطاف پذيري شاهد بروز و فوران مولفه فراشناختي ديگر يعني ابتكار هستيم. در حقيقت ادعاي صاحب نظراني همچون تورنس( 1969 ) رانكو و آلبرت ( 1990 ) گيلفورد( 1967 ) برك ( 2000 لچ ( 2001 ) كه معتقدند ظهور ايده هاي ابتكاري با ورزيده شدن ذهن در توليد ايده و مهارت يافتن در تنوع بخشي به ايده ها سرعت مضاعفي پيدا مي كند واقعيت داشته و از منظر اين پژوهش موردتائيد قرار گرفت. مولفه فراشناختي ابتكار در بين مولفه هاي ديگر خلاقيت از جايگاه ممتازي برخوردار است. بنابراين ذهني كه مي تواند به گونه اي ابتكاري بيانديشد خواهد توانست براي پيچيده ترين موقعيت هاي مختلف زندگي، شغل و تحصيل راه حل هاي ناب و موثري را پيدا كند. نتيجه كاربردي ديگر پژوهش اين بود كه تكنيك بارش مغزي و حل خلاق مساله روش هاي مناسبي براي تحريك مولفه هاي فراشناختي خلاقيت محسوب مي شوند. جالب تر اين كه همسان با تحقيقات نوين(كر و گاگلياردي 2006 ) معلوم گرديد كه به شرط رعايت شرايط انگيزشي وخلاق در آموزش و بكاربستن تمرينات مناسب، فنون فوق اين قابليت را دارند كه بتوانند خيزش محسوسي را در عناصرسيالي، انعطاف پذيري و ابتكار هم در ذهن و هم در شخصيت فرد به وجود آورند.
سخن پاياني اين كه پژوهش عليرغم داشتن محدوديت هايي همچون كوچك بودن نمونه واجرا در محدوده يك رشته علمي توانست نشان دهد كه ذهن و شخصيت با برنامه ريزي مناسب قابل ارتقاء يافتن است. بدون شك در اين ميان برنامه هاي آموزش خلاقيت مي تواند در ارتقاي مولفه هاي فراشناختي خلاقيت موثر عمل كرده و امكان افزايش ظرفيت ذهن و شخصيت را مي افزايند.