فضاي علمي كشور بايد فضاي توليد وترويج علم و پژوهش وپرورش محقق و عالم باشد.(مقام معظم رهبري)

شواهد 1

تعاریف واژگان


تعريف روش:

« روش در مقابل واژه ي لاتيني «متد » به كار مي رود ، وواژه ي متد در فرهنگ فارسي « معين » و فرهنگ انگليسي به فارسي «آريانپور »به :روش ، شيوه ،راه ،طريقه ، طرز ، اسلوب معني شده است . به طور كلي «راه انجام دادن هر كاري » را روش گويند .روش تدريس نيز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد .

تعريف تدريس :

« تدريس عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد ، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم ،براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد . تدريس مفاهيم مختلف مانند نگرشها ، گرايشها ،باورها ، عادتها و شيوه هاي رفتار وبه طور كلي انواع تغييراتي راكه مي خواهيم در شاگردان ايجاد كنيم، دربر مي گيرد .» (ميرزا محمدي ،ص 17 ، 1383)

چهار ويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :


الف ) وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان
ب) فعاليت بر اساس اهداف معين واز پيش تعيين شده
ج ) طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات
د) ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري . » ( شعباني ،ص 9 ، 1382)


مطالب زير  تحقيق خانم آمنه عالي و دكتر امير امين يزدي در فصلنامه تعليم و تربيت شماره 1 بهار 87 گرفته شده

واژه (مدیریت کلاس ) در اغلب تعارف سنتی هم معنا با واژه انظباط به کار رفته است.

به عنوان مثال دویل1 (1986) مدیریت کلاس را (درمان بد رفتاری ها و اختلالاتی که در محیط اموزشی رخ می دهد) تعریف می کند. به عقیده وی هدف مدیریت کلاس ایجاد حفظ و نظم اجتماعی به منظور اموزش و یادگیری بهتر است(زاکرمن2000).

درمتون علمی معاصر مدیریت کلاس وسیع تر از انظباط تعریف شده است چنانکه لویز2(1997) مفهوم انظباط را زیر مجموعه مدیریت به شمار می اورد و مدیریت کلاس را به مثابه ترکیبی از اموزش سازماندهی مواد و فهالیت های درسی و تلاش برای کاهش بد رفتاری دانش اموزان توصیف می کند(جرمین2002)

ولفگانگ3 و گلیکمن4 (1986)تعرفی جامع و دقیق تر از مدیریت کلاس ارائه داده اندبه گفته انها (مدیریت کلاس یعنی کلیه تلاش ها ی معلم  برای سرپرستی تمامی فعالیت های کلاس که شامل تعاملات اجتماعی  رفتار دانش اموزان و یادگیری است) در این تعریف چند جنبه اساسی برای مدیریت کلاس فرض شده است که یکی از انها انظباط با مدیریت رفتار است بنابراین مدیریت کلاس شامل انظباط می شود در حالی که محدود به ان نیست(مارتین و بالدوین1996).

ولفگانگ و گلیکمن با تعریف مدیریت کلاس به عنوان :(کلیه تلاش های معلم برای سرپرستی فعالیت های از جمله تعالمات اجتماعی  رفتار دانش اموزان و یاد گیر ی ابتدا چهار جنبه برای مدیریت کلاس بر شمرده اند :محیط روان شناختی (تعاملات دانش اموزان)اموزش سازماندهی تدریس  ارتباطات سیستم باز خورد و ساختار کلاس قوانین و تکالیف) پس از ان مارتین و همکاران (1998)با استناد به چهار چوبمفهومی ولفگانگ و گلیکمن جنبه های مدیریت کلاس را در سه بعد سازماندهی کرده اند:

الف)مدیریت اموزش که شامل جنبه هایی چون نظارت بر محیط کلاس ساخت دهی فعالیت های روزانه برنامه درسی و تخصیص مواد اموزشی برای دانش اموزان است چگونگی انجام این وظایف و میزان نقش معلم و دانش اموز در انجام دادن انها در جو عمومی کلاس و سبک مدیریت کلاس تاثیر به سزا دارد.

ب)مدیریت افراد که این بعد به اعتقاد معلم در باره دانش اموزان و تلاش های معلم برای توسعه روابط با دانش اموزان مرتبط است به گزارش پژوهشگرانی چون گلسر (1986) گوردن(1974)و وین استین (1996) کیفیت رفتار معلم و شاگرد تاثیر بسیار بر موفقیت علمی دانش اموزان دارد.چنانچه وین استین استدلال می کند (معلمان خوب زمانی را صرف شناختن دانش اموزان و علائق ان می کنند و بر اساس این شناخت ارتباط دوستانه در قالب یک دوست و یک بزرگسال مسئول با دانش اموزان برقرار می کنند.)

ج) مدیریت رفتار که ارتباط تنگاتنگی با مدیریت افراد دارد بخش مهمی از مدیریت کلاس است این جنبه شامل استراتژیهای انضباظی است که به منظور جلو گیری از بد رفتاری دانش اموزان به کارمی رود فرایند هایی چون تعیین قوانین  تعیین ساختار پاداش و فراهم کردن فرصت هایی برای (خود انظباطی ) دانش اموزان در این حیطه جای دارد مطالعه کلاسیک اندرسون و همکارانش نشان می دهد که تعیین قوانین و اجرای انها کلیدی در مدیریت اثر بخش کلاس است اما تا وقتی که این قوانین با همیاری دانش اموزان شکل نگیرد نمی توتند انهارا به پیروی کردن برانگیزاند به عقیده وین استین ومیگنانو(1993) نیز قوانین انظباطی کلاس باید به شیوه توافقی و طی مکالمه ای دوستانه تهیه شود تا موفقیت به بار اورد به این ترتیب ایجاد یک ساختار پاداش اثر بخش و تشویق رفتار مناسب دانش اموزان ابزاری موثر در منع بدرفتاری و حفظ نظم در محیط کلاس است (مارتین وین 2004)

سایر منابع

ـ مديريت كلاس با روش‎هايي مربوط است كه معلمان به مدد آنها رفتار اجتماعي مثبت و مناسب دانش‎آموزان را بهبود مي‎بخشند و رفتارهاي مخرب آنها را مورد بررسي قرار مي‎دهند (اميني، 1377. ص 37).

ـ مديريت كلاس درس، طيف وسيعي از تكنيك‎ها و روش‎هايي است كه براي تسهيل در آموزش، بالابردن مدت زمان يادگيري، ايجاد و تداوم فضايي دلپذير و خوشايند در كلاس، ممانعت از رفتارهاي نابسامان و خلل آفرين و حاكميت نظم و انضباط در كلاس، به كار برده مي‎شود. (ردستين، سايت حوزه).

ـ ارتباط عبارت است از فرايند انتقال پيام از فرستنده به گيرنده با استفاده از علامت به منظور تأثير و كنترل و هدايت. (اميني، 1377، ص 37).

صفوي‌ (1372) مديريت‌ كلاس‌ درس‌ را >رهبري‌ كردن‌ امور كلاس‌ درس‌ از طريق‌:تنظيم‌ برنامه‌ي‌ درسي‌، سازماندهي‌ مراحل‌ كار و منابع‌، سازماندهي‌ محيط به‌منظوربالا بردن‌ كارايي‌، نظارت‌ بر پيشرفت‌ دانش‌آموزان‌ و پيش‌بيني‌ مسايل‌ بالقوه‌< مي‌داند.

رئوفي‌ (1377) مديريت‌ كلاس‌ درس‌ را اين‌گونه‌ تعريف‌ مي‌كند: >مديريت‌ كلاس‌عبارت‌ است‌ از هنر به‌كاربردن‌ دانش‌ تخصصي‌ و بهره‌گيري‌ از مهارت‌هاي‌ كلاسداري‌در هدايت‌ دانش‌آموزان‌ به‌سوي‌ اهداف‌ مطلوب‌ مورد نياز دانش‌آموزان‌ و جامعه‌<.

 

تعريف پروژه علمي:

پروژه‌ي علمي عبارت است از كوشش علمي انفرادي يا گروهي دانش‌آموزان در باره يك موضوع معين كه آنان ضمن اين كوشش هيجان انگيز علمي، كار يك دانشمند را انجام مي دهند و نگرش ها و مهارت هاي علمي او را پيدا مي كنند يعني دانش آموزان سعي مي كنند به دقت مشاهده كنند، سوال بپرسند، جمع آوري اطلاعات كنند، فرضيه بسازند، آزمايش كنند و نتايج كار علمي خود را جمع بندي و ارائه نمايند.

 

 

پيشينه تحقيق

تحقيقات ريچاردسان[1] نشان داده است كه معلمان رفتار خود را در كلاس ناشي از تجارب بدست آمده در طول سال‎ها آموزش و پرورش دانش‎آموزان مي‎دانند. اما معلمان جديد و كساني كه تجارب اندكي دارند، كجا بايد چنين آموزشي را ببينند و مهارت كسب كنند؟ هر چند براي آموزش مهارت‎هاي مديريت كلاس كتاب‎هايي وجود دارد، اما كافي نيست. يكي از دلايل سردرگمي معلمان در برابر حل مشكلات مربوط به انضباط، نداشتن اطلاعات و آگاهي كافي است. بسياري از معلمان يا آموزش اندك ديده‎اند يا با استفاده ازتئوري، تحقيق و تمرين در مورد ايجاد انضباط در مدارس را آموخته اند. پلاكس[2]، كيرني[3]و توكر[4] با بررسي مطالبي كه طي سال‎ها در اين باره نگاشته شده است، نتيجه مي‎گيرند كه «براي معلمان دوره‎ي ابتدايي  و متوسطه، بزرگترين مشكل دوران تحصيلي، يادگيري شيوه‎ي مديريت كلاس است. به گفته‎ي جانز[5]براي چنين معلماني جاي تعجب نيست كه رفتارهاي گسيخته‎ي دانش‎آموزان، بزرگترين عامل فشار رواني بر معلم و احساس نارضايتي شغل باشد.بنابراين هم دست اندركاران آموزش معلمان بايد امكانات جديدي را تدارك ببينند و هم معلمان به طور منظم دانش خود را پيرامون مديريت كلاس ارزيابي كنند و به طور پيوسته به اطلاعات جديد مجهز گردند و از كتب و نظريات علمي جديد بهره ببرند. ( روبرت تي، تابر1379، ص 20)

 

 

 

معلم براي اداره مطلوب و منظم كلاس درس به دو مهارت نياز دارد:

1ـ برقراري ارتباط مؤثر و مثبت با دانش‎آموزان

2ـ مديريت كلاس

اين دو مهارت باعث تسهيل امر آموزش و كاهش رفتارهاي نا مطلوب دانش‎آموزان مي‎شود. جو كلاس در هر شرايط بر نگرش دانش‎آموزان نسبت به مدرسه، مطالعه، تحصيل و حتي خودپنداري آن تأثير مي‎گذارد.(كديور، 1382، صص228 - 227).

راهكارهايي در ايجاد ارتباط با دانش‎آموز (نائينيان، 1379، صص 65-60)

 

1ـ ايجاد روابط مثبت با دانش‎آموز

اولين هدف معلم بايد برقراري رابطه مطلوب، دوستانه و حمايت كننده با دانش‎آموزان باشد. چنين هدفي فقط با تعادل ميان معلم ودانش‎آموز حاصل مي‎آيد. طبق نظريه انديشمندان، بايد معلم در روز اول به دانش‎آموزان نشان دهد كه به آنها علاقه دارد و مي‎توانند به او اعتماد كنند. چون هر برخوردي با دانش‎آموز در تصور آنها نسبت با معلم مؤثر است، لذا معلم بايد همه اوقات براي ايجاد رابطه مثبت تلاش كند.

 

2ـ اجتناب از تنبيه شديد و مكرر

معلمي كه رابطه خوبي با دانش‎آموز دارد هرگز براي آموزش به تنبيه اتكا نمي‏كند، تنبيه شيوه‎اي است كه در نزد انديشمندان علوم تربيتي مورد تأييد نيست، بلكه به استفاده از جايگزين براي تنبيه ويا روش‎هاي غير تنبيهي سفارش مي‎شود. يكي از راه‎هاي تنبيه خفيف، استفاده صحيح از روش محروم كردن است. مثلاً اگر دانش‎آموزي مزاحم ديگران است، مي‎توان از اوخواست كه به آخر كلاس برود ودور از همكلاسي‎هايش بنشيند. بدين ترتيب دانش‎آموز از موقعيتي كه رفتار ناپسندش را تقويت مي‏كند، بيرون برده مي‎شود.

 

3ـ پرهيز از پيش داوري‎هاي غير منصفانه

گاهي معلمان در بعضي از زمينه‎ها پيش‎داوري مي‎كنند. براي پرهيز از اين گونه موارد، معلم بايد صادقانه به آنچه باور دارد اعتراف كند وتلاش كند در بين دانش‎آموزان خود تفاوت قائل نشود. بديهي است كه معلم نيز بايد روش‎هاي آموزشي و رفتاري خود را متناسب با نيازهاي متفاوت دانش‎آموزان سازگار نمايد.

 

4ـ ابراز علاقه وتوجه به دانش‎آموزان

براي اثر بخشي امر آموزش و برقراري ارتباط مناسب بين دانش‎آموزان، معلم بايد نشان دهد كه به آنها علاقه و توجه دارد و از فعاليت با ايشان لذت مي‎برد، معلم مي‎تواند با حضور در فعاليت‎هاي فوق برنامه تحصيلي دانش‎آموزان علاقه خود رابه آنها نشان دهد، با اين كار دانش‎آموزان بدون در نظر گرفتن توانايي‎ها و يا شكست‎هايشان در امر تحصيل مورد احترام و توجه قرار مي‎گيرند.

 

5ـ ثبات داشتن و بخشنده بودن

معلماني كه در رفتارشان آرامش دارند، در رابطه خود با دانش‎آموزان بسيار موفق هستند. دانش‎آموزان معلمي را مي‎خواهند كه رفتارش پايدار وقابل پيش بيني باشد. حتي دانش‎آموزاني كه در روز قبل مشكلي دركلاس ايجاد كرده اند، بايد بتوانند روز بعد به راحتي به سر كلاس بيايند.

 

6ـ داشتن انتظارهاي بالا و ممكن

معلمي كه مي‎خواهد با دانش‎آموزان رابطه‎اي مثبت وسازنده داشته باشد، بايد اعتقاد به قابليت‎ها را در آنها پرورش دهد. واگذار كردن فعاليت‎هاي نسبتاً دشوار به دانش‎آموزان، واگذار كردن كارهايي كه احتمال شكست در آنها كم است و.... از راه‎هايي است كه قابليت‎هاي بالاي دانش‎آموزان را نسبت به خودشان القا مي‏كند. (نائينيان، 1379، صص 65-60)

 

از نظر بيكرووستراپ‌(85) (2000)، اهداف‌ عمده‌ي‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ شامل‌موارد زير است‌:

1 - برنامه‌ريزي‌ درسي‌ بر پايه‌ي‌ آميزه‌اي‌ از تنوع‌ و هدف‌

2 - ارائه‌ي‌ دستورالعمل‌هاي‌ شفاف‌ به‌دانش‌آموزان‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ درسي‌

3 - هدايت‌ و نظارت‌ بر يادگيري‌ و فعاليت‌هاي‌ دانش‌آموزان‌

4 - بكارگيري‌ ابزارهاي‌ آموزشي‌ و منابع‌ يادگيري‌ و تدريس‌

5 - حركت‌ منطقي‌ از يك‌ مرحله‌ از تدريس‌ به‌مرحله‌ ديگري‌ از تدريس‌

6 - زمان‌بندي‌ فعاليت‌هاي‌ كلاسي‌ و ايجاد توازن‌ در آنها

7 - شروع‌ و خاتمه‌ هدفمند درس

‌ عناصر مؤثر بر مديريت‌ كلاس‌

در مديريت‌ كلاس‌ عوامل‌ و عناصر گوناگوني‌ دخيل‌ هستند. مديريت‌ كلاس‌ شامل‌روش‌هاي‌ عادي‌ مديريتي‌، آموزشي‌ و رفتارهاي‌ تعاملي‌ كلاس‌ و عناصر ديگري‌ است‌.بختيار نصرآبادي‌ و نوروزي‌ (1382) روي‌ شش‌ عنصر راه‌بردي‌ مؤثر به‌شرح‌ زيرتأكيد دارند:

1 - برنامه‌ريزي‌: معلماني‌ كه‌ برنامه‌ريزي‌ مي‌كنند انتظارات‌ خود را به‌دانش‌آموزان‌منتقل‌ مي‌نمايند در نتيجه‌ پيشرفت‌ علمي‌ و يادگيري‌ آنان‌را بالاتر مي‌برند.

2 - وضع‌ قوانيني‌ ساده‌ و مؤثر: هدف‌ قوانين‌ مدرسه‌ و كلاس‌ افزايش‌ پيشرفت‌اجتماعي‌ و علمي‌ دانش‌آموزان‌ است‌ (كانجلوسي‌(86)، 1990). معلماني‌ كه‌ مديراني‌مؤثر به‌حساب‌ مي‌آيند به‌فراگيرانشان‌ ياد مي‌دهند كه‌ چطور به‌قوانين‌ عمل‌ كنند وعمل‌ به‌آن‌را ادامه‌ دهند. در قوانين‌ كلاسي‌ كارهاي‌ عادي‌ كلاس‌ سازمان‌دهي‌ مي‌شود.سادگي‌ در فهم‌ و عمل‌ به‌قوانين‌ مؤثر است‌.

3 - بازخورد مثبت‌ در آغاز كار: معلمان‌ موفق‌ شيوه‌هاي‌ تدريس‌ و كنترل‌ كلاس‌ رادر آغاز سال‌ تحصيلي‌ با دانش‌ آموزانشان‌ به‌بحث‌ و تبادل‌ نظر مي‌گذراند وفرصت‌هايي‌ را فراهم‌ مي‌كنند تا دانش‌آموزان‌ قوانين‌ را با سؤال‌ در مورد آنها خوب‌بفهمند (لومباردي‌(87)، 1992، تاوبر(88)، 1990(

4 - جهت‌دهي‌ روشن‌ و واضح‌ و مثبت‌: اگرچه‌ جهت‌دهي‌هاي‌ آموزشي‌ ياروش‌هاي‌ كلاسي‌ بايد مختصر و واضح‌ باشند، ولي‌ با توجه‌ به‌اهميت‌ جهت‌دهي‌ها،آنها بايد مثبت‌ باشند. جهت‌دهي‌هاي‌ منفي‌ باعث‌ ايجاد روحيه‌ي‌ شكست‌ در دانش‌آموزان‌ مي‌شود.

5 - تصويرسازي‌ سازمان‌دهي‌ و كنترل‌ كلاس‌: معلمان‌ مؤثر، رفتار دانش‌آموزان‌ رادر كلاس‌ درس‌ خود به‌تصوير مي‌كشند. آنان‌ به‌هر دانش‌ آموزي‌ مسؤوليتي‌ براي‌انجام‌ كار در خلال‌ فعاليت‌ يادگيري‌ ارائه‌ مي‌دهند و سپس‌ تصويري‌ براي‌ آن‌ چه‌ كه‌دانش‌آموز بايد عملا انجام‌ دهد به‌وجود مي‌آورند.

6 - ثبت‌ نمره‌ها وامتيازها: هر معلمي‌ وظيفه‌ي‌ ثبت‌ نمره‌ها، ميزان‌ حضور ومشاركت‌ در كلاس‌، مسايل‌ مربوط به‌انضباط و ثبت‌ ديگر جنبه‌هاي‌ كلاس‌ را بر عهده‌دارد و براي‌ منصف‌ بودن‌، منطقي‌ بودن‌ و با ثبات‌ بودن‌، نيازمند به‌يك‌ روش‌ منظم‌براي‌ ثبت‌ و نگهداري‌ اطلاعات‌ و نمره‌ها است‌.

موانع‌ و مشكلات‌ مديريت‌ كلاس‌:

در مديريت‌ كلاس‌ با شرايط اقليمي‌، جغرافيايي‌ و شرايط كمي‌ و كيفي‌ واستانداردهاي‌ متفاوت‌ و ضوابط موجود و جو كلاس‌، موانع‌ و مشكلات‌ مديريتي‌مختلفي‌ در كلاس‌ ايجاد مي‌شود. البته‌ ابتدا بايد تعريف‌ روشن‌ از موانع‌ و مشكلات‌مديريت‌ كلاس‌ داشته‌ باشيم‌. منظور ما از مشكلات‌ مديريتي‌ هرگونه‌ موقعيتي‌ است‌ كه‌محيط يادگيري‌ را مختل‌ مي‌كند و يا موجب‌ حواس‌پرتي‌ دانش‌آموزان‌ و يا معلم‌مي‌شود.

صيامي‌ (1380) به‌نقل‌ از كيندزواتر(89) (1978) منشأ رفتارهايي‌ كه‌ معلمان‌ آنها رامشكلات‌ مديريتي‌ تلقي‌ مي‌كنند را خود معلمان‌، مشكلات‌ عاطفي‌ دانش‌آموزان‌ ورفتارهاي‌ غيرعمدي‌ و ناپايدار دانش‌آموزان‌ بيان‌ مي‌كند.

فرانسيس‌ (1975) چهار منبع‌ اصطكاك‌ را با عنوان‌ سر و صدا، وسايل‌، تحرك‌ و پچ‌پچ‌ توصيف‌ كرده‌ است‌. هيچ‌يك‌ از اين‌ منابع‌ به‌تنهايي‌ براي‌ اقتدار معلم‌ مشكل‌ مهمي‌محسوب‌ نمي‌شود ولي‌ چنان‌چه‌ هر يك‌ از آنها به‌شكلي‌ نادرست‌ اداره‌ شود، مي‌توانداز تحريكي‌ جزيي‌ به‌صورت‌ برخوردي‌ مهم‌ ظاهر شود (صباغيان‌، 1380).

مطالعات‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اغلب‌ 30 درصد يا بيشتر زمان‌ آموزشي‌ در هر روزبه‌صورت‌ پيش‌بيني‌ شده‌ و يا پيش‌بيني‌ نشده‌ از بين‌ مي‌رود و از دست‌ دادن‌ زمان‌ به‌هرعلتي‌ كه‌ باشد تأثير منفي‌ بر پيشرفت‌ علمي‌ فراگيران‌ مي‌گذارد و شرايطي‌ را براي‌مشكلات‌ رفتاري‌ دانش‌آموزان‌ ايجاد مي‌كند (اورتسون‌ و هاريس‌(90)، 1992(

وقفه‌هاي‌ هنگام‌ راهنمايي‌هاي‌ معلم‌ قبل‌ و بعد از يك‌ بخش‌ آموزشي‌، دليل‌ اكثرمشكلات‌ مديريتي‌ كلاس‌ و از دست‌ دادن‌ فرصت‌هاست‌. در طول‌ كار روزانه‌اتفاق‌هاي‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ زيادي‌ روي‌ مي‌دهند كه‌ اين‌ وقايع‌ ممكن‌ است‌ به‌وسيله‌ي‌دانش‌آموزان‌، مربيان‌ مدرسه‌ و مشاهده‌كنندگان‌ آغاز شود.

هر كلاسي‌ داراي‌ زنجيره‌اي‌ از خصوصيت‌ها است‌ كه‌ در مقايسه‌ با كلاس‌هاي‌ديگر و با شخصيت‌ و شيوه‌ي‌ كار معلم‌ فضاي‌ مربوط به‌خود را به‌وجود مي‌آورد.برخي‌ از ويژگي‌ها را در تمام‌ كلاس‌ها مي‌توان‌ يافت‌ و لازم‌ است‌ آنها را در حرفه‌ي‌معلمي‌ و اداره‌ي‌ كلاس‌ مورد توجه‌ قرار داد. (زماني‌، 1379) به‌نقل‌ از دويل‌(91)(1979) اين‌ ويژگي‌ها را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند:

1 - كلاس‌ محيطي‌ چند بعدي‌ است‌.

2 - بسياري‌ از حوادث‌ كلاس‌ به‌صورت‌ هم‌زمان‌ روي‌ مي‌دهد.

3 - حوادث‌ كلاسي‌ نه‌ تنها چند بعدي‌ و هم‌زمان‌ است‌، بلكه‌ هر كدام‌ از آنهابه‌لحظه‌اي‌ خاص‌ مربوط مي‌شود. به‌عبارت‌ ديگر اكثر اتفاق‌هايي‌ كه‌ با هم‌ در كلاس‌روي‌ مي‌دهد، نياز به‌عكس‌العمل‌ آني‌ و لحظه‌اي‌ معلم‌ دارد.

4 - علاوه‌ بر آني‌ بودن‌، چند بعدي‌ بودن‌ و هم‌زمان‌ بودن‌ فعاليت‌ها، مهم‌ترين‌ويژگي‌ هر كلاس‌ اين‌ است‌ كه‌ جريان‌ فعاليت‌ها در كلاس‌ بسيار غيرقابل‌ پيش‌بيني‌است‌. اداره‌ كردن‌ چنين‌ محيطي‌ نيازمند تصميمات‌ آني‌، سريع‌ و مداوم‌ است‌ وبه‌مهارت‌هاي‌ خاص‌ مديريتي‌ نياز دارد

دانش‌آموزان‌ مسأله‌دار و مديريت‌ كلاس‌

كيندزواتر، (1978) يادآوري‌ مي‌كند كه‌ معلمان‌ مي‌توانند با بيان‌ انتظارات‌ خود دراولين‌ روزهاي‌ آغاز سال‌ تحصيلي‌ و يا در اولين‌ جلسه‌ي‌ كلاس‌ درس‌، به‌بهترين‌ شكلي‌با مشكلات‌ عاطفي‌ دانش‌آموزان‌ روبرو شوند. البته‌ معلم‌ بايد انتظارات‌ خود را درقالب‌ جملات‌ مثبت‌ و محبت‌آميز بيان‌ كند تا دانش‌آموزان‌ دريابند كه‌ اين‌ انتظارات‌ماهيت‌ تنبيهي‌ ندارند بلكه‌ بخشي‌ از مقررات‌ عادي‌ يك‌ كلاس‌ هستند. هوارد(92)،(1974) تأكيد كرده‌ است‌ كه‌ معلمان‌ هرگز نبايد به‌منظور تقويت‌ نظم‌ و انضباط دركلاس‌ به‌تهديد متوسل‌ شوند. هم‌چنين‌ او معتقد است‌ كه‌ معلمان‌ بايد در جلو كلاس‌ ازجر و بحث‌ كردن‌ با دانش‌آموزان‌ اجتناب‌ كنند (صيامي‌، 1380).

خانه‌ و محيطهاي‌ خارج‌ از مدرسه‌ تأثير عمده‌اي‌ روي‌ دانش‌آموزان‌ و در نتيجه‌مشكلات‌ كلاس‌ درس‌ و مختل‌ كردن‌ فعاليت‌هاي‌ يادگيري‌ دارند (تابر، به‌نقل‌ از سركارآراني‌، 1379) معتقد است‌ ما به‌عنوان‌ معلم‌ در مورد اين‌ عوامل‌ كار زيادي‌ نمي‌توانيم‌انجام‌ دهيم‌. ما مي‌توانيم‌ آن‌ سلسله‌ عوامل‌ درون‌ مدرسه‌ را كه‌ سبب‌ تمايل‌ دانش‌آموزبه‌يادگيري‌ مي‌شوند، مورد بحث‌ قرار دهيم‌. وي‌ به‌پيش‌نهادهايي‌ در اين‌ خصوص‌اشاره‌ مي‌كند كه‌ در زير، چند مورد از آنها آورده‌ شده‌ است‌.

توجه‌ داشتن‌ به‌دانش‌آموزان‌، محيط كلاس‌ را به‌نحو مطلوبي‌ سازماندهي‌ كردن‌، درصورت‌ امكان‌ برخي‌ از رفتارهاي‌ ناشايست‌ را ناديده‌ گرفتن‌، به‌دانش‌آموزان‌ در يافتن‌راه‌ حل‌ مشكلاتشان‌ كمك‌ كردن‌، بدرفتاري‌ دانش‌آموزان‌ را به‌خود ارتباط ندادن‌، ازتجارب‌ همكاران‌ بهره‌ گرفتن‌، به‌دانش‌آموزان‌ مسؤوليت‌هايي‌ در حد توانشان‌واگذاركردن‌، بدون‌ ايجاد تشويق‌ يا احساس‌ تنبيه‌ در دانش‌آموز، او را با يكي‌ ازدانش‌آموزان‌ كلاس‌ ديگر جابه‌جا كردن‌ و...

تفاوت‌هاي‌ فردي‌ دانش‌آموزان‌ و مسايل‌ و مشكلاتشان‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ در هنگام‌بروز، با اين‌ دانش‌آموزان‌ متناسب‌ با مقتضيات‌ زماني‌ و شرايط و روحيه‌ي‌ افراد و جوكلاس‌ راهكاري‌ مناسبي‌ به‌كار برد و رويكرد مناسبي‌ جهت‌ حل‌ مشكل‌ اتخاذ كرد.

معلم‌ و مديريت‌ كلاس‌

كونين‌(93) (1970) شيوه‌ي‌ كار معلمان‌ موفق‌ و ناموفق‌ را در اداره‌ي‌ كلاس‌ موردبررسي‌ قرار داده‌ است‌. به‌نظر او يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ معلم‌ در اداره‌ي‌ كلاس‌ >توجه‌چندبعدي‌<است‌. يعني‌ اين‌كه‌ معلم‌ بتواند فعاليت‌ لحظه‌ به‌لحظه‌ي‌ همه‌ي‌دانش‌آموزان‌ را در كلاس‌ زير نظر داشته‌ باشد و دانش‌آموزان‌ نيز از اين‌ توانايي‌ معلم‌خودآگاهي‌ داشته‌ باشند (صيامي‌، 1379).

بيكر و ستراپ‌ (2000) مهم‌ترين‌ چالش‌هاي‌ معلمان‌ در مديريت‌ كلاس‌ درس‌به‌خصوص‌ كلاس‌هاي‌ پرتعداد را در موارد زير مي‌دانند:

1 - پرداختن‌ به‌دانش‌آموزاني‌ كه‌ توانايي‌هاي‌ آنان‌ بسيار متفاوت‌ از ديگران‌ است‌.

2 - جلب‌ توجه‌ همه‌ي‌ دانش‌آموزان‌ به‌درس‌

3 - انجام‌ دادن‌ كارهاي‌ شفاهي‌ و كارهاي‌ گروهي‌

4 - ايجاد يا تقويت‌ انگيزه‌ دانش‌آموزان‌ براي‌ يادگيري‌

5 - نظارت‌ بر رفتار دانش‌آموزان‌

6 - كمك‌ به‌دانش‌آموزان‌ ضعيف‌تر براي‌ همگام‌ كردن‌ آنان‌ با كل‌ كلاس‌

7 - نظارت‌ بر پيشرفت‌ يكايك‌ دانش‌آموزان‌

8 - تصحيح‌ انبوهي‌ از تكاليف‌ نوشتاري‌

معلم‌ به‌مهارت‌ها و فنوني‌ سازمان‌ دهنده‌ نياز دارد تا شرايط بهينه‌اي‌ را براي‌ تحقق‌يادگيري‌ خلق‌ كند. اين‌ مهارت‌ها و فنون‌ در قالب‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ مي‌گنجد.

ويژگي‌هاي‌ عمومي‌ معلمان‌ نيز در زمينه‌ي‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌ تأثير زيادي‌ دارد.صيامي‌ (1379) به‌نقل‌ از بروفي‌ و پوتنام‌(94) مي‌گويد: هر معلم‌ اثربخش‌ بايد فردي‌بشاش‌، خوش‌ اخلاق‌، عاطفي‌، برخوردار از سلامت‌ رواني‌ و انطباق‌پذير باشد. به‌طوردقيق‌تر، معلمان‌ مؤثر و كارا افرادي‌ هستند كه‌ بايد بتوانند در لحظه‌هاي‌ بحراني‌خونسردي‌ خود را حفظ كنند و بدون‌ اتخاذ موضعي‌ تدافعي‌ يا سلطه‌جويانه‌به‌حرف‌هاي‌ دانش‌آموزان‌ گوش‌ بدهند و از برخوردهايي‌ كه‌ در آنان‌ مسأله‌ برد وباخت‌ مطرح‌ است‌، بپرهيزند و به‌جاي‌ پس‌روي‌، سرزنش‌، آزار و اذيت‌ و ديگرواكنش‌هاي‌ افراطي‌، موضع‌ حل‌ مسأله‌ را برگزينند.

زماني‌ (1378) به‌نقل‌ از ايزنر(95) (1982) مي‌گويد: برخي‌ از معلمان‌ در هنر معلمي‌استعداد بيشتري‌ دارند، اگرچه‌ ممكن‌ است‌ به‌ضرورت‌ در علم‌ معلمي‌ استعداد خوبي‌نداشته‌ باشند. اين‌ معلمان‌ مي‌توانند به‌صورتي‌ ماهرانه‌ فضاي‌ كلاس‌ را براي‌ يادگيري‌مساعد و آن‌را دل‌انگيز كنند.

معلم‌ بايد قادر به‌توصيف‌ دقيق‌ و تخصصي‌ رفتارهايي‌ كه‌ به‌آنها اشاره‌ مي‌كند،باشد و روشن‌ نمايد كه‌ چگونه‌ دانش‌آموزان‌ مي‌توانند الگوي‌ كاربرد رفتارهاي‌مطلوب‌ در كلاس‌ باشند (اورستون‌(96)، 1995).

راهبردهايي‌ جهت‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌

معلمان‌ به‌مهارت‌هاي‌ علمي‌ و فني‌ خاصي‌ نياز دارند تا در مديريت‌ كلاس‌ درس‌موفق‌ شوند. مديريت‌ كلاس‌ اولين‌ سطح‌ مديريت‌ آموزشي‌ است‌ و پايه‌ي‌ سطوح‌ بالاترمديريت‌ محسوب‌ مي‌شود.

لاسلت‌ و اسميت‌(97) (1375) توجه‌ معلمان‌ را نسبت‌ به‌اهميت‌ مديريت‌ مؤثر دركلاس‌ نه‌ به‌عنوان‌ صفت‌ ساده‌اي‌ كه‌ هر يك‌ از معلمان‌ آن‌ را دارند، بلكه‌ به‌عنوان‌مجموعه‌اي‌ مركب‌ از مهارت‌، دانش‌ و شناخت‌ كه‌ مي‌تواند پرورانده‌ شود، جلب‌مي‌نمايد و تدريس‌ را داراي‌ چهار جنبه‌ي‌ مديريت‌، ميانجيگري‌، اصلاح‌ و نظارت‌مي‌داند.

مرعشي‌ (1371) معتقد است‌: در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ جديد، زماني‌ گفته‌مي‌شود كلاس‌ خوب‌ اداره‌ شده‌ است‌ كه‌ دانش‌آموزان‌ بتوانند با شركت‌ مؤثر در جريان‌فعاليت‌هاي‌ آموزشي‌ مطالب‌ درسي‌ را به‌خوبي‌ فرا گيرند و در طراحي‌ و اجراي‌برنامه‌هاي‌ تحصيلي‌ سهيم‌ باشند و معلم‌ نيز عكس‌العمل‌ فردي‌ و جمعي‌ دانش‌آموزان‌در تنظيم‌ برنامه‌هاي‌ درسي‌ را مورد توجه‌ قرار دهد.

جهت‌ مديريت‌ كارآمد كلاس‌ درس‌ توجه‌ به‌موارد زير مي‌تواند سودمند باشد:

1 - توجه‌ به‌فضاي‌ كلاس‌

2 - اعمال‌ كنترل‌

3 - پيش‌گيري‌ از وقوع‌ مشكلات‌

4 - تحسين‌ و تشويق‌ در خور و مناسب‌

5 - استفاده‌ از شوخي‌ در مواقع‌ ضروري‌

6 - نظارت‌ دائم‌ بر جريانات‌ كلاس‌

7 - شكل‌دهي‌ محيط يادگيري‌

8 - فعال‌ كردن‌ كلاس‌

9 - ايجاد و تقويت‌ روحيه‌ي‌ آزادمنشي‌

10 - ايجاد زمينه‌ي‌ مساعد براي‌ مديريت‌ كلاس‌ متكي‌ بر پيش‌گيري‌ (زماني‌،1378(

يكي‌ ديگر از ويژگي‌هاي‌ مديريت‌ مؤثر كلاس‌، مهارت‌ معلم‌ در جالب‌ وچالش‌انگيز كردن‌ موضوع‌ درسي‌ براي‌ دانش‌آموزان‌ است‌. وان‌ تيل‌(98) (1974) بااستناد به‌مطالعه‌اي‌ در مورد معلمان‌ بالتيمور، دريافت‌ كه‌ معلمان‌ موفق‌ در كلاس‌داري‌براي‌ ارائه‌ي‌ موضوع‌ درسي‌ به‌گونه‌اي‌ با نشاط و شورانگيز از رسانه‌هاي‌ ديداري‌ -شنيداري‌ و تمهيدات‌ مؤثر ديگر استفاده‌ مي‌كنند.

وي‌ هم‌چنين‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ مديريت‌ كلاس‌ زماني‌ ساده‌تر خواهد بود كه‌موضوع‌هاي‌ درسي‌ با علايق‌ و نيازهاي‌ دانش‌آموزان‌ هم‌خواني‌ داشته‌ باشد (صيامي‌،1379). با توجه‌ به‌مطالب‌ بيان‌ شده‌ در كل‌ مقاله‌، موارد زير را مي‌توان‌ به‌عنوان‌راهبردهايي‌ جهت‌ مديريت‌ كلاس‌ درس‌ بيان‌ كرد.

توانايي‌ تغيير موضوع‌ صحبت‌ به‌گونه‌اي‌ آرام‌ و منطقي‌ توسط معلم‌، حساسيت‌معلم‌ در مورد توانايي‌ دانش‌آموزان‌ در انجام‌ دادن‌ فعاليت‌هاي‌ گوناگون‌ در زمان‌هاي‌متفاوت‌، توجه‌ معلم‌ به‌كل‌ محيط آموزشي‌، توجه‌ به‌شيوه‌ي‌ سازماندهي‌ كلاس‌، توجه‌به‌محيط فيزيكي‌ كلاس‌، تفكر و برنامه‌ريزي‌ براي‌ آموزش‌ مؤثر و مديريت‌ گروهي‌،تدوين‌ و آموزش‌ اصول‌ و قواعد مربوط به‌كلاس‌، جلب‌ مشاركت‌ اولياي‌ دانش‌آموزان‌به‌همكاري‌ نزديك‌ در فرايند ياددهي‌ - يادگيري‌، تدوين‌ و به‌كارگيري‌ راهبردهايي‌براي‌ استفاده‌ بهينه‌ از فرصت‌ها در جريان‌ آموزش‌، توجه‌ به‌جلوگيري‌ از بروزمشكلات‌ انضباطي‌، فراگيري‌ روش‌هاي‌ گوناگون‌ واكنش‌ در برابر مشكلات‌دانش‌آموزان‌، مهارت‌ در فنون‌ ويژه‌ي‌ كلاس‌داري‌، سعي‌ در شناخت‌ بيشتردانش‌آموزان‌، برخورد آرام‌، خونسرد و حرفه‌اي‌ و استفاده‌ از تجربه‌هاي‌ همكاران‌ وشركت‌ در كلاس‌هاي‌ ضمن‌ خدمت‌، آموزش‌ مهارت‌هاي‌ مديريت‌ كلاس‌ و آشنايي‌ باعلومي‌ نظير روان‌شناسي‌ كودك‌ و نوجوان‌ و علوم‌ تربيتي‌ و...

  پیشگیری از رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس
زیرا پیشگیری بهتر و آسان تر از درمان است. برای این کار معلم باید مسائلی را که موجب قطع توجه و ارتباط آموزشی در کلاس می شود شناخته و آنها را خنثی نماید. کاوینگتون (1999) در رابطه با این کار، نکات زیر را توصیه می کند:
  1- در بعضی مواقع با عوامل بی نظمی کلاس باید به طور انفرادی ارتباط برقرار کرده و از دلایل آنمطلع شوید.
  2- رفتارها و فعالیت های برهم زننده نظم را مشخص و آن را به صورت قوانین در کلاس مطرح کنید. مثلا: کثیف کردن دیوار ها قدغن است.
  3- منتظر برخی رفتار های غیر قابل پیش بینی باشید و میزان توانایی برخورد خود را با آنها بسنجید.
  4- دانش آموزان باید رفتارهای مطلوب معلم را باید بدانند. مثلا: دوست دارم برای صحبت، اول دست خود را بلند کنید.
  5- به رفتار های نامطلوب، واکنش جدی نشان دهید. زیرا بی توجهی به این امر موجب نا کارآمد جلوه کردن شما در نظر آنها می شود.
  6- در شروع کار، قوانین و ضوابط کلاس را مشخص و مطرح کنید و سعی کنید آنها، روشن و قابل اجرا باشند.
  7- قوانین باید قابل درک باشند، برای کلاسهای ابتدایی قوانین ساده و کلی تر و برای کلاسهای بالاتر قوانین پیچیده تر.
  8- کلاس درس را در آغاز با جدیت شروع کنید و متعاقب آن آزادی بیشتری به دانش آموزان بدهید، زیرا کنترل آنها پس از دادن آزادی های بسیار در آغاز، مشکل است.
  9- یادگیری را با اهمیت و معنی دار کنید تا دانش آموزان علاقمند شده و خسته نشوند.

بعضی از علل رفتارهای نامطلوب

علل رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس امور مختلفی همچون: خستگی از درس و بحث معلم، استقلال طلبی در مقابل معلم، جلب توجه و یا سردرگم بودن نسبت به انتظارات و قوانین کلاس، می تواند باشد. کانین (1970) با مقایسه رفتار معلمان در این زمینه، دریافت که آنچه مهم است اقدامات پیشگیرانه است. او سه ویژگی برای اقدامات پیشگیرانه مطلوب  در نظر گرفت:
  1) نظارت: معلم به طور فعال بیش از یک دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و برای همه فعالیتی مشخص کند.

2) پاسخ مقتضی و مناسب به رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس: این کار برای پیشگیری از رفتار های بعدی صورت می گیرد و راهبرد های زیر به ترتیب میتواند در این امر مؤثر باشد:
     1- معلم در حین تدریس، نگاهی خیره و کوتاه مدت به دانش آموز خاطی داشته باشد.
     2- از شیوه بیان غیر مستقیم استفاده کند.
     3- به شکل تصنعی از شخص خاطی سوال کند. (چرا به جای شرکت در کلاس به کار دیگری مشغولید؟)
     4- از شیوه بیان مستقیم استفاده کند.
     5- الگو سازی رفتار مطلوب با اشاره به دانش آموزان دیگر.
     6- شیوه اصلاح رفتار، یعنی پاداش به رفتار های مطلوب و نادیده گرفتن رفتار های نامطلوب.
     7- منزوی کردن یا اخراج کردن دانش آموز خاطی.
  3) ارائه پاسخهای راهبردی به رفتار های نامطلوب دانش آموزان: با استفاده از نگرش انسان گرایانه، مذاکره منطقی با دانش آموزان، و استفاده از تحلیل کاربردی رفتار (بحث تقویت و پاداش).

از مهمترین روش های فعال تدریس که در آموزش دروس می توان از آنها استفاده کرد به موارد زیر اشاره می شود:

ü                  روش حل مسئله

ü                  روش بحث گروهی

ü                  روش پرسش و پاسخ

ü                  روش بارش مغزی ( ذهن انگیزی )

ü                  روش همیاری از طریق تدریس اعضای تیم

ü                  روش همیاری از طریق طرح کارایی تیم

 

1- روش حل مساله :

 

در این روش با ارائه ی سؤالاتی از طرف معلم ، یادگیرندگان در موقعیتی مسئله دار قرار می گیرند. حل مساله را می توان به صورت فرآیندی در نظر گرفت که به وسیله ی آن یادگیرنده ترکیبی ا ز قواعد پیشتر آموخته شده را کشف می کند و می تواند برای رسیدن به راه حلی برای یک موقعیت جدید از آنها بهره گیرد ودر طی این فرایند به یادگیری جدید نایل شود. این موضوع تازه آموخته شده ، یک قاعده با قانون رده ی بالاتر است که یادگیرنده را قادر می سازد سایر مسائل از این نوع را حل کند.

 

مراحل تدریس به روش حل مساله :

 

* ارائه و بیان مساله.

* ارائه ی فرضیه .

* تقسیم دانش آموزان به گروههای چند نفره یا به صورت انفرادی و بررسی راه حل های موجود ، ارائه ی گزارش هر گروه در مورد راه حل پیشنهادی .

* تایید یا در فرضیات با توجه به مباحث مطرح شده توسط گروهها ، تعمیم فرضیات تایید شده به موارد مشابه .

 

2- روش بحث گروهی:

 

روش بحث گروهی ، گفت و گویی سنجیده و منظم در باره ی موضوعی خاص و مورد علاقه ی مشترک شرکت کنندگان در بحث است . در این روش ، دانش آموزان با شرکت فعال در فعالیت های کلامی ابعاد مختلف یک مساله را مورد بحث قرار می دهند و در پایان نسبت به آن شناخت عمیق تری به دست می آورند. همچنین درک می کنند که دیگران نیز نظریاتی دارند وباید به نظریات آنان احترام گذاشت . استدلال کردن و گوش دادن به حرفهای دیگران را می آموزند و دارای روحیه ی تحمل آرا می گردند. همچنین از طریق بحث گروهی ، روابط گروهی را تمرین می کنند. در این روش ، وظیفه ی اصلی معلم تحلیل و ارزش یابی جریان بحث ، منطق ، سازمان و صحت مطالب گفته شده است . البته او می تواند نقش هدایت کننده ی بحث را داشته باشد و هر جا که بحث به بن بست برسد یا از مسیر اصلی خارج شود ، آن را به مسیر اصلی هدایت کند. هم چنین باید مراقب باشد که افراد بخصوصی ، بحث را به خود اختصاص ندهند .

 

مراحل تدریس روش بحث گروهی :

 

* انتخاب موضوع مورد بحث .

* بیان هدف های آموزشی بحث .

* ابراز نظر همه ی اعضا در باره ی موضوع مورد بحث.

* انتخاب دو نمونه پاسخ که یکی به پاسخ مساله ی مورد بحث نزدیک تر و دیگری دورتر است با ذکر دلیل مطرح کننده.

* هدایت جریان بحث به سوی پاسخ مناسب و نتیجه گیری از بحث .

* نظرخواهی از دانش آموزان در باره ی پاسخی که به نظرمناسب است و انجام بحث و گفت و گو در این زمینه .

* ارزش یابی فعالیت های دانش آموزان شرکت کننده در بحث .

 

3- روش پرسش و پاسخ :

 

پرسش و پاسخ روشی است که معلم به وسیبه ی آن شاگرد را به تفکر در باره ی مفهومی جدید یا بیان مطلبی از معلوم به مجهول تشویق می کند و با طرح سؤال های برنامه ریزی شده شاگرد را در کشف مفاهیم جدید هدایت می کند. سؤالات باید با توجه به زمینه های علمی شاگردان طرح گردد و به گونه ای مطرح شوند که توجه شاگردان را بر انگیزد و ذهن را به حرکت در آورد.

 

مراحل تدریس روش پرسش و پاسخ :

 

*انتخاب عنوان توسط معلم : طرح سؤال یا مساله از ساده به مشکل .

*ارائه پاسخ از سوی دانش آموزان : دادن فرصت به دانش آموزان تا در باره ی موضوع فکر کرده و اطلاعات را جمع آوری و به بحث و گفت و گو بپردازند.

*نتیجه گیری : در این مرحله نکات مهم سؤالات دوباره مورد مرور قرار می گیرد و در تابلو یاداشت می شود . دانش آموزان باید تشویق شوند تانتیجه گیری را خود انجام دهند.

 

4) روش بارش مغزی ( ذهن انگیزی) :

 

در این روش دانش آموزان با آزادی تمام کلیه ی مطالبی را که درمورد موضوع به ذهنشان می رسد ، فورا"بیان می کنند، و به طور ناخودآگاه و فوری از یافته ها و دانسته های قبلی خود استفاده می کنند و آنها را به کلاس ارائه می دهند.به تدریج دانش آموزان مجموعه ی جملات و کلماتی را بیان می کنند که تمامی آنها در کنار یکدیگر می تواند بخش عمده ای از مطالب مرتبط با سر فصل مربوطه را ارائه دهد.

 

مراحل تدریس روش بارش مغزی :

 

*ارائه یک عنوان (موضوع) از سوی معلم به دانش آموزان .

*بیان فوری مطالب ، کلمات و جملاتی در مورد عنوان از طرف دانش آموزان .

*نوشتن مطالب دانش آموزان بر روی تخته سیاه توسط معلم .

*جمع بندی مطالب.

*نتیجه گیری .

 

5- روش تقسیم موضوع به بخش های مختلف ( همیاری ):

 

در این روش کلیه ی دانش آموزان به جای معلم در تدریس درس شرکت دارند. ویژگی اصلی این روش مشارکت دانش آموزان در انتقال مفاهیم و مطالب درسی به سایر دانش آموزان می باشد. دریادگیری از طریق همیاری تفاوت افراد گروه باعث کارآمد شدن یادگیری می شود. یکی از هدف های یادگیری از طریق این روش این است که دانش آموزان یاد بگیرند با هر کسی کار کنند و از این طریق موجب بالا رفتن پیشرفت تحصیلی فراگیران ، ایجاد ارتباط مثبت و انتقال تجاربی به آنها می شود که برای توسعه ی اجتماعی ، روانی و شناختی  سالم به آن نیاز دارند.

 

مراحل تدریس به روش تقسم موضوع :

 

*تشکیل تیم های 6 نفره .

*تقسیم درس به اجزای مختلف

*مطالعه ی هر بخش توسط یکی از اعضای تیم .

*بحث و بررسی پیرامون مطالب هر بخش توسط اعضایی از هر تیم که آن بخش مشترک را مطالعه کرده اند.

*بازگشت هر فرد به تیم خود و توضیح برای هم تیمی ها به نوبت .

 

6)روش طرح کارایی تیم :

 

در این روش موضوع درسی در قالب متن ارائه می شود بعد سؤالاتی داده می شود که محتوا را تحت پوشش قرار می دهد. می توان دو نوع سؤال طرح کرد که یکی را در خود طرح یادگیری ودیگری را در پس آزمون به منظور درک فردی مورد استفاده قرار داد. فراگیران باید سؤالات را در حد متعارفی سخت بدانند، زیرا اگر آزمون خیلی سخت باشد ممکن است هیچ کس نتواند پاسخ را پیدا کند و اگر خیلی آسان باشد همه فراگیران جواب را می دانند .

 

مراحل تدریس در روش طرح کارای تیم :

 

*متن درسی برای مطالعه فردی فراگیران مشخص و سؤال یا سؤالات در اختیار آنان قرار می گیرد تا پاسخ دهند.

*پس از پاسخ گویی فردی به سؤالات در تیم ها بحث صورت می گیرد تا اعضای تیم در باره ی بهترین پاسخ به هر سؤال به توافق برسند.

*در جریان بحث اعضای تیم باید تفاوت بین " من با آن مخالفم " و " تو اشتباه می کنی" را به خاطر داشته باشند.

*پس از اتمام بحث پاسخ سؤالات ارائه می شود و به پاسخ های فردی از فعالیت اولیه و پاسخ های توافقی تیم توسط فراگیزان نمره داده می شود.

 

 

 

 

 

 

مصاحبه با همكاران و دانش آموزان

با دانش‌آموزان كه صحبت مي‌كردم در پاسخ به این سئوال که معلم چگونه میتواند کلاس را بهتر کنترل کند؟ اولين نكته‌اي كه در كلاس‌داري مدنظر داشتند، اين بود كه معلم بايد بتواند تسلط كامل خود را بر موضوع و كلاس نشان دهد. همكاران نيز با بيان خود همين مطلب را مي‌رسانند. معلم بايد احاطه به كليه موارد بحث داشته باشد و قدرت ارائه آنها را نشان دهد. بسياري از همكاران جهت موفق بودن، لزوم داشتن طرح درس مناسب و فراگير، خواه به صورت مكتوب يا ذهني را قائل بودند. آنان معقتد بودند وجود طرح درس مناسب باعث تسلط كامل معلم بر موضوع مربوط مي‌شود تا بدون اتلاف وقت موارد درسي را به طور كامل پياده كند.

 روش موفق تدريس از ديدگاه دانش‌آموزان چیست؟

 اكثريت دانش‌آموزان، كلاس معلم محوري را كه در آن سخنران مطلق معلم باشد قبول ندارند.

بچه‌ها اغلب معتقدند درس بايد توأم با مثال‌هاي دلنشين و مسائل روزمره باشد، بيان قصه‌وار مطالب مي‌تواند در كلاس ايجاد علاقه به گوش دادن كند.

چگونه مي‌توان كلاس پويا و پر تحرك داشت؟(پاسخ همکاران)

جهت فعال نگهداري كلاس بايد مرتباً از بچه‌ها كار كشيد.

چگونه در کلاس زمان را تنظیم می کنید؟

برخي همكاران نظريه جالبي در اين مورد دارند آنها مي‌گويند سعي مي‌كنيم وقت خود را طوري تنظيم كنيم كه فشار كاري در اوايل وقت شروع كلاس بيشتر از اواخر باشد و در دقايق آخر به بچه‌ها وقت آزاد مي‌دهيم تا اگر اشكال يا سؤالي هنوز برايشان باقي مانده با خيال راحت آن را بپرسند يا اينكه بتوانند مطالب تدريس شده را مرور كنند.

 

در مورد بهترين روش تنبيه تعدادي از همكاران متأسفانه اعتقاد به برخورد تند در اولين جلسه دارند از قبيل پاره كردن دفتر، اخراج از كلاس، ايستادن كنار سطل آشغال، استفاده از خط‌كش و... گروهي از همكاران نيز به عنوان حربه آخر از چنين روشي استفاده مي‌كنند. مصداق حديثي كه مي‌فرمايد:

«در صورتي كه پيشنهاد ما مؤثر نيفتاد، البته بايد به زبان شمشير قضاوت كرد. عرب مي‌گويد آخرين وسيله معالجه داغ كردن است».

 

نظر شاگردان در مورد بهترين روش تنبيه  

بچه‌ها مي‌گويند بهترين روش تنبيه كم توجهي معلم به ما مي‌باشد. وقتي تمرين نگاه مي‌كند با دفتر ما كاري ندارد، سر كلاس درس اصلاً نگاهي به ما نمي‌اندازد. ورقه امتحاني ما را نمي‌گيرد و براي درس پرسي صدايمان نمي‌زند. در آن صورت عذاب‌آورترين لحظات را مي‌گذرانيم. برخي ديگر مي‌گفتند بدترين نوع تنبيه معلم همان چهره ناراحت وي است كه گاهي توأم با جملاتي نظير اينها مي‌شود «از تو توقع نداشتم»، «خيلي بيشتر از اينها انتظار داشتم»، «نا اميدم كردي».