رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه وسلّم می فرماید:
«أکثر ما یُدخُل النَّاسَ الجنَّةَ تقوی الله وحُسنُ الخُلُقِ»

(بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت می سازد تقوایِ خدا و خوش اخلاقی است).

(بحارالانوار،ص91)

 

توصیف وضعیت موجود

اینجانب بهمن فخرایی 22ساله دانشجوی دوره کارشناسی ناپیوسته ومعلم حرفه وفن می باشم.درسال تحصیلی

90-89مشغول به تدریس در روستای محل زندگیم(روستای گرو) می باشم .روستای گرو از روستا های شهرستان کلات نادری

 می باشد که در6کیلومتری غرب کلات واقع است.

این روستا دارای 2800نفر جمعیت می باشد وهمچنین 5مدرسه درمقاطع مختلف دارد.من در مدرسه راهنمایی شهید ابراهیمی مشغول تدریس هستم که امسال باتوجه به مجتمع شدن مدارس جزو مجتمع پیام ولایت می باشد.این مدرسه دارای 6کلاس درس می باشد که دردو نوبت با دبیرستان پسرانه گرو مورد استفاده قرارمی گیرد.تعداد دانش آموزان در مقطع راهنمایی 96نفر ودرد بیرستان 76نفر میباشد.

از ابتدای سال تحصیلی که دراين مدرسه مشغول تدريس شدم به مرور رفتارهايى را در دانش اموزان مي ديدم كه برايم بسيار نا خوشايند بودرفتارهايي مثل : جدلهای بیهوده - فحش دادن به یکدیگر-تهدید کردن یکدیگربه دعوا درمسیرخانه صداکردن یکدیگر با القاب ناپسندوعدم کمک به یکدیگر و...

اينگونه رفتارها رادر دفتر دبيران نيز با ساير همكاران در ميان گذاشتم وآنها نيز باتاييدصحبتهاي من و اهميت زياد تعاملات اجتماعی اينگونه رفتار ها را نگران كننده توصيف مي كردند.لذا با توجه به حساسيت موضوع تصميم گرفتيم تا جايي كه برايمان امكان پذيراست در اين وضعيت نامطلوب تغييروتحول ايجاد كنيم.بنابراين  تصميم گرفتم به علت پاسخ به سوالاتم  اين  پژوهش را انجام دهم:

چگونه مي توانم تعاملات اجتماعی ( احترام متقابل)دردانش آموزانم را افزايش دهم؟

شواهد1(گردآوری اطلاعات)

دراین پژوهش از روشهای مشاهده،مصاحبه واسناد وارقام برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است.

مصاحبه با مدیریت مجتمع

در مصاحبه با مدیریت در مورد رفتار های دانش آموزان متوجه شدم که آنها از لحاظ مهارتهای اجتماعی دچار ضعف هستند وقادر نیستند که ارتباط کلامی جامعه پسندی داشته باشندحتی از سلام کردن هم خودداری میکنند.هیچ گونه تمایلی برای شرکت در گروه ها ازخود نشان نمی دهند،در احسان به دیگران،تعاون وهمکاری ،احترام به دوستان و....تمایلی از خود نشان نمی دهند.اصل رابطه اجتماعی امری فطری وجز سرشت انسان است.رابطه اجتماعی اولیه که سهم مهمی در ایجادواستمرار جامعه دارد براساس محبت وعلاقه عاطفی بناشده است آرامش ناشی ازاین رابطه بسیار مهمتر از سایر موارد است.مدیریت علل اصلی این رفتار هارا موارد زیر می داند:رفتارهای نامناسب والدین در خانواده، ارتباط متقابل همسالان ،محیط عمومی روستا،رسانه های جمعی شامل سریال های تلویزیونی وموبایل و...،رفتارهای ناشایست برخی معلمان وبی اهمیتی رفتار هادربین دانش آموزان گروه همسالان

 

مصاحبه بامعاونت مجتمع

در گفتگو با معاونت مدرسه نکاتی که حائز اهمیت بود عبارتنداز:ناسازگاری های کلامی که حداقل روزی 4-5بار دانش آموزان از آنها شکایت می کردندودر طول هفته نیز چندین بار ازسوی دبیران به دفتر مدرسه معرفی می گردند.عدم رعایت نظم وآزارواذیت دیگران ، احترام قائل نشدن به دیگران ودروغگویی وفحش دادن وعدم رعایت شئونات در مدرسه و....که ایشان مهمترین دلیل این رفتارها را الگوهای نامناسب که همان والدین باشندمی دانست.

دبیران

در جریان گفتگو با دبیران ،آنها اظهار می داشتند که این دانش آموزان در کلاس با همدیگر درگیری لفظی دارند وبه یگدیگر فحشهایی می دهند ونیز در اکثر مواقع بدون اجازه صحبت می کنند،در انجام تکالیف کوتاهی می کنند ودر مجموع مخل کلاس هستند دبیران آنهارا به صندلی های تکی می فرستندوبارها از سوی دبیران  به دفتر مدرسه فرستاده شده اند.

دانش آموزان

در مصاحبه ای که با دانش آموزان داشتم  معلوم شد که آنها به دیدن فیلمهای بزن بزن علاقمند هستند.دردرسها وضعیت جالبی ندارندو معدل سال قبل آنها نیزپایین است.به خاطر رفتار هایشان بارها به دفتر مدرسه معرفی شده اند،جزءهیچ یک از تشکیلات دانش آموزی نیستندمثل بسیج،گروه سرود،شورای دانش آموزی و...

دوست دارند که با دانش آموزان بززگتراز خودشان رابطه داشته باشند(بلوغ زودرس)،اکثر همسالان از آنها ناراضی هستند وبرای جلب توجه آنها دست به هرکاری می زنندوارتباط کلامی خوبی نمی توانند با آنها برقرار کنند.ومی ترسند اگر بعداز حادثه ای از آنها عذر خواهی کنند دیگران بگویند که او کم آورده است واحمق است.

چگونه

در این پژوهش عبارتست از اینکه با چه روشی می توان تعاملات اجتماعی (احترام متقابل)در بین دانش آموزان را بهبودبخشید.

مهارت هاي اجتماعي

رفتارهايي هستند كه فرد را قادر به تعامل مؤثر و اجتناب از پاسخ هاي نامطلوب نموده و بيانگر سلامت رفتاری و اجتماعی افراد هستند . اين مهارت ها ريشه در بسترهاي فرهنگي واجتماعي داشته و شامل رفتارهايي نظير پيشقدم شدن در برقراري روابط جديد، تقاضاي كمك نمودن و پيشنهاد براي كمك به ديگران است.(فصلنامه پايش ص148)

ارتباط جتماعی :

ارتباط عبارتند از فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتار های انسانی از یک شخص به شخص دیگر . به طور کلی هر فرد برای ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود با ایشان برنامه ریزی می کند و در این رهگذر از وسایل مختلف بهره می جوید.

.(شعاری نژاد،1377،ص7)

ناسازگاری :

به بازخورد و واکنش نادرست و زیان آور شخص نسبت به محرکات اجتماعی و محیطی اطلاق می شود . عوامل اختلالات سازگاری عبارتند از عوامل پزشکی ، عوامل تربیتی « اختلالات عاطفی و هیجانی » ، عوامل ارثی ، عوامل محیطی و سازگاری(همان)

ناسازگاری کلامی :

بازخورد و واکنش نادرست و زیان آور شخص به محرکات اجتماعی و محیطی که به صورت گفتگو و محاوره انجام می شود .(همان)

روابط اجتماعی :

به مجموعه عمل ها و عکس العمل هایی که یک فرد در زندگی خود با آن رو به روست مانند روابط دوستانه و محاورات روزانه (مایروهمکاران،1373،ص5)

سازگاری اجتماعی :

رفتار های متناسب با هنجار ها و ارزش های مورد قبول اجتماع تا بتوان از این طریق خود را با محیط هماهنگ ساخت .( شعاری نژاد،1377،ص8)

گروه همسالان :

عمل اصلی تشکیل گروه هم سالان تشابه سنی گروه می باشد که به خاطر تمایلات و خواسته ها و گرایش های یگ گروه سنی دور هم جمع می شوند و تشکیل گروه همسالان را می دهند .(همان)

احترام گذاشتن:

عبارتست است ازکسی یا چیزی رامورد تکریم قراردادن وبزرگ داشتن آن

دانش آموز

آن که علم بیاموزد . در این پژوهش منظور نوجوانانی هستند که در سنین

14-11سالگی  هستندودردومین مقطع  تحصیلی(راهنمایی) در نظام آموزش وپرورش ایران طبق برنامه خاصی برای تحصیل به مدرسه می رود.

 

افزایش

در این پژوهش عبارتست از فزونی یک رفتار مثل احترام  وبهبود آن در بین دانش آموزان

توانستن

منظور قدرت وتوانایی انجام کاری را داشتن است.

 

 

پیشینه تحقیق

خانم مريم ايماني در پروژه كارشناسي خود با موضوع :آموزش مهارتهاي اجتماعي به كودكان جهت اخذ مدرك كارشناسي آموزش ابتدائي از مركز آموزش عالي فرهنگيان مشهد زيرنظر استاد راهنما آقاي دكتر منفردي درسال تحصيلي      

1382-1381به نتايج زير دست پيدا كرده است:

نتیجه:

الف-مهارتهای اجتاعی در معلم باعث بهبود روابط اجتماعی در کودکان می شود.و می توان نتیجه گرفت با توجه به اهمیتی که معلمین در نزد فراگیران دارند کلیه رفتار واعمال آنها متاثر از رفتار واعمال معلمان است.

ب-ارتباط متقابل همسالان باعث رشد اجتماعی کودکان می شود وهمسالان به عنوان سرمشق می توانند بر رفتار کودکان اثر گذارند.

ج-بازی های گروهی ودسته جمعی باث رشد مهارت های اجتماعی کودکان می شود.بازی باعث رشد جنبه اجتماعی شخصیت کودک می شود  وکودک در خلال بازی گروهی مفاهیم اجتماعی مانند نوبت گرفتن ،احترام به حقوق دیگران و....رافرامی گیرند.

د-رسانه های گروهی باعث رشد مهارتهای اجتماعی در کودکان می شود.تاثیر آن در تحقیقات 41/.عنوان شده است.

ن-برخوردار بودن والدین از مهارت های اجتماعی باعث تقویت مهارت های اجتماعی در کودکان می شود.وباتوجه به اینکه 80/.ازمعلمان اعتقاددارندتاثیربرخورداری والدین از مهارتهای اجتماعی بررشد مهارتهای اجتماعی کودکان وسلامت روانی وعاطفی آنها نقش اساسی دارد.

2-آقايان محمد رضا پرچمی عراقی ومحمد حسن دولتی درسال 1377  به منظور اخذ درجه كارشناسي رشته آموزش ابتدائی ازدانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد به بررسی میزان اجتماع پذیری بین همسالان پسر چهارده دبستان ورابطه آن با خصوصیات شخصیتی آنها پايان نامه خود رازير نظر دکتر غلامرضا خوئی نژاد به اين موضوع اختصاص داده وبه نتايج زير دست يافتند:

هدف کلی از این پژوهش تعیین میزان اجتماع پذیری(محبوب ومطرودبودن)پسران بر اساس گروه سنجی وچگونگی ارتباط آن با خصوصیات شخصیتی آنها(درون وبرون گرائی،نوروتیک وپرخاشگری)است.

نتیجه گیری:الف-برطبق پژوهش انجام شده بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزان وخصوصیات شخصیتی آنها از نظر درونگرایی وبرونگرایی رابطه

 معنی داری وجود دارد.

ب-همچنین بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزوخصوصیات شخصیتی آنها از نظر نوروز وعدم نوروز رابطه معنی داری وجود ندارد.

ج-بین میزان وجهه اجتماعی دانش آموزان وخصوصیات شخصیتی آنها از نظر پرخاشگری وعدم پرخاشگری رابطه معنی داری وجود دارد.

 

 

3-در مقاله اي درمجله ي علمي پژوهشي اصول بهداشت رواني در تابستان 1388 ، سال يازدهم،  شماره 2پياپي(42) ص 148-141  كه توسط دكتر يوسف  شاهي و دهمکارانش به بررسي  تاثير سطح تحصيلات والدين بر مهارتهاي اجتماعي و مشكلات رفتاري دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون پرداخته شده است يافته هاي زير بدست آمده است:

 

روش كار: پژوهش حاضر از نوع گذشته نگر بوده وجامعه ي آماري آن را 129 دانش آموز 7 تا 12 ساله ي مدارس استثنايي شهر تهران مبتلا به - نشانگان داون در سال تحصيلي 86-85و والدين شان تشكيل دادند.

اين دانش آموزان به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي از مناطق آموزش و پرورش استثنايي شمال، جنوب، مركز، شرق و غرب شهر تهران انتخاب شدند و سپس پرسشنامه در اختيار والدين آن ها قرار گرفت.

جهت تحليل داده ها از واريانس تك متغيره استفاده شد.

يافته ها: نتايج اين پژوهش نشان داد كه بين سطح تحصيلات مادر و ميزان مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون تفاوت معني داري وجود دارد(P<0/001)در حالي كه بين سطح تحصيلات پدر و مهارتهاي اجتماعي اين دانش آموزان تفاوت معني داري مشاهده نشد.(P=0/06)

  هم چنين بين سطح تحصيلات والدين و مشكلات رفتاري دانش آموزان مبتلا به نشانگان داون با مقدار احتمال(P=0/46)براي مادران ومقدار احتمال (P=0/52)براي پدران تفاوت معني داري مشاهده نگرديد.

نتيجه گيري: از يافته هاي به دست آمده مي توان نتيجه گيري كرد كه بين سطح تحصيلات مادران و ميزان مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مبتلا به نشانگانداون رابطه ي مستقيم و مثبتي وجود دارد.

بررسی رابطه سازگاری اجتماعی کودکان با پیشرفت تحصیلی آنان که در سال 78-1377 توسط عبدالله مشهدی انجام گرفته نتایج ذیل را بیان نموده است .

الف مهمترین عوامل انسانی که در رشد اجتماعی کودکان نقش عمده ای را ایفا می کند عبارتند از محیط خانواده ، مدرسه ، همسالان و اجتماع که خانواده مهمترین و اولین عامل تربیت اجتماعی و جامعه پذیری فرد محسوب می شود . بعد از خانواده معلمان و مدیران و همسالان الگو و نمونه خوبی برای رشد و تربیت کودک به شمار می روند .

ب ویژگی های رشد اجتماعی : استقلال ، پذیرش مسئولیت ، آینده نگری ، میانه روی و امید واری و خوش بینی

2) تحقیقی تحت عنوان رابطه بین میزان پذیرش اجتماعی با میزان هوش در کودکان پسر مقطع ابتدایی کلاس چهارم در شهرستان تربت جام توسط حمید تیموری و رضا خدادادی در سال 1375 انجام گرفته نتایج ذیل حاصل گردیده است .

الف - بین میزان هوش فرد با میزان مقبولیت اجتماعی رابطه ای معنی دار وجود دارد و هر چه فرد از هوش بیشتری برخوردار باشد می تواند مقبول تر باشد . زیرا او با شرایط محیط سازگاری بهتری ایجاد کرده است .

ب از موارد کاربرد پژوهش : کمک به پذیرش اجتماعی و ارتقاء سطح تحصیلات آن ها ، به کار گیری موثر در جهت رفع مشکلات اجتماعی و نارسایی های هوش دانش آموزان ، به کار گیری بهتریتن و کاملترین شیوه برای پذیرش اجتماعی بهتر .

یافته های علمی

ارتباط جتماعی :

ارتباط عبارتند از فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتار های انسانی از یک شخص به شخص دیگر . به طور کلی هر فرد برای ارتباط با دیگران و انتقال پیام های خود با ایشان برنامه ریزی می کند و در این رهگذر از وسایل مختلف بهره

می جوید ( مایر و همکاران ، 1373 ،ص 5 )

ارتباط و سازگاری اجتماعی به عنوان نشانه سلامت روان ، از مباحثی است که جامعه شناسان ، روان شناسان ، روانکاوان و به ویژه مربیان در دهه های اخیر توجه خاص به آن مبذول داشته و بیش از آن که روان شناسی و روانکاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش پردازد و بیش از آن که بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطات اجتماعی شناخته شود اغلب ناسازگاری ها و رفتارهای غیر اجتماعی و ضد اجتماعی به علت های نا معلوم نسبت داده می شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به بیماران صرفا از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی بر او روا می داشتند . این روش نه تنها از بیماری های اجتماعی نمی کاست بلکه افراد مبتلا را به ورطه ی هولناک سوق می داد . (همان)

انسان هر چه قدر در در برقراری ارتباط و سازگاری اجتماعی موفق تر باشد به رشد و تعالی در خور شایسته مقام خویش خواهد رسید که این همان تعلیم تربیت است و بزرگترین مانع این موفقیت عدم درک متقابل و سوء تفاهم بین افراد می باشد . به طور کلی در تمام ارتباطات انسانی از قبیل روابط ملت و دولت ، رئیس و مرئوس ، استاد و شاگرد همواره موضوع فهم وتفاهم مشکل بزرگی بوده است به طوری که بعضی قرن بیستم را قرن سوء تفاهم می نامند .اهل شناخت نیز می دانند که سوء تفاهم ، بد فهمی و کج فهمی چه اثرات خانه بر اندازی در محیط خانوادگی و کاری دارد . ( گینات ، 1369 ، ص5 )

 

مهارت های اجتماعی :

 مهارت هایی اند که نوجوانان را برای تعامل با سایر افراد اجتماع آماده می کنند و از آن جایی که یکی از مهمترین اهداف مورد توجه مسئولان و برنامه ریزان آموزشی کشور رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان از طریق برنامه های آموزشی و پرورشی می باشد . و نیز آینده ی کشور در گرو موفقیت های آنان در امر تعلیم و تربیت می باشد و با توجه به این که سازگاری اجتماعی کودکان و نوجوانان در رابطه با تعلیم تربیت بسیار مهم می باشد روابط سالم و درست بین کودک و محیط او شامل هم سالان ، معلم  و خانواده و ... می باشد .   از طرفی زندگی آدمی در نیم قرن اخیر همواره با رشد سریع جمعیت و تغییرات سریع اجتماعی و رفتاری و صنعتی تحولات عظیمی یافته و به نظر می رسد که شمار بزرگی از کودکان و نوجوانان دچار مشکلات سازگاری اجتماعی و رفتاری و عاطفی هستند ضرورت برنامه ریزی مربوط به پرورش مهارت های اجتماعی بیشتر آشکار می شود و بر والدین و معلمان است که آگاهی لازم از اینمهارت ها بدست آورند . اجتماعی کردن صحیح کودکان به عنوان یکی از اهداف مهم تعلیم و تربیت چنین ضرورتی را بیشتر را آشکار می کند .(مولوی،1388،ص322)

از جمله رفتارهای اجتماعی سازگاری کلامی و همدلی کردن ، سلام کردن ، دوست یابی و ... است ونوجوانانی که بیشترین مشکلات ارتباطی را دارند آن هایی هستند که از سوی دوستان و همسالان طرد شده و نمی خواهند با دیگران همراه شوند و یا برای جلب توجه دست به هر کاری می زنند از اذیت و آزار کلامی گرفته تا جسمی و پرخاشگری و ... که اگر چنانچه این حالت ادامه پیدا کند در بزرگسالی نیز مورد بی مهری و بی تفاوتی قرار گرفته و ناراحت و دلخور و غمگین خواهند بود ، برای غلبه بر این حالات روحی و روانی دست به هر کاری زده حتی کارهای ناشایست و ناخوشایند و مواد مخدر .(همان)

مهارت های اجتماعی

مهارت های اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتارهایی می شود که به صورت مثبت یا منفی تقویت می شود و نه رفتارهایی که مورد تنبیه واقع می شوند یا توسط دیگران خاموش می شوند این مهارت ها می توانند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت امیزی به وجود اورند . اگر چه کسب مهارت های اجتماعی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن آدمی در کلیه ی فرهنگ ها بوده است لیکن در دو سه دهه ی اخیر است که موردتوجه دانشمندان قرار گرفته است از میان تئوری های روان شناسی ، نظریه ی یادگیری اجتماعی بیشتر  به این مسئله پرداخته است . مهارت های اجتماعی شامل مهارت در تشخیص خصوصیات گروه ، مهارت در ارتباط گیری با گروه ، مهارت گوش دادن ، مهارت همدردی ، مهارت در ارتباط غیر کلامی ، مهارت در تشخیص احساس های خویش ، مهارت کنترل خویش است . این مهارت ها که در برخی از ویژگی های خود با یکدیگر وجوه مشترک دارند از جهات دیگر دارای عناصر مخصوص به خود هستند .(کارتلج،1369،ص15)

عوامل تعیین کننده ی مهارت های اجتماعی را می توان اساسا شامل دو دسته شناختی و رفتاری دانست . منظور از عوامل شناختی مهارت های مربوط به حل مسئله و قدرت استنباط است . آن چه که به حل مسئله مربوط می شود مستلزم برخورد با مسئله ، تشخیص مسئله ، توجه به راه حل های متفاوت ، انتخاب یکی از راه حل ها و ارزیابی از نتیجه کار است . هر چه آدمی بهتر بتواند به این مقتضیات پاسخ مثبت بدهد قدرت سازگاری و بهداشت اجتماعی او بهتر خواهد بود اما آن چه که به قدرت استنباط اجتماعی مربوط است به حوزه های دریافت شخصی و چگونگی رشد فرد در هر حوزه بستگی دارد . این حوزه ها عبارتند از :

 دریافت از افراد ، دوستی ، همسالان و روابط والدین با فرزند . وضعیت رشد فرد در رابطه با هر یک از این حوزه ها از مراحل زیر می گذرد : دریافت از افراد به صورت اشیاء ، آگاهی از مقصود دیگران ، وقوف به آگاهی دیگران نسبت به مقصود خود شخص ، آگاهی از خصوصیات ثابت و قابل پیش بینی شخصیت و وقوف بر انگیزه های ناآگاهانه . با چنین دریافتی از وضعیت مهارت های اجتماعی می توان چهارچوب برنامه ریزی برای رشد این مهارت ها در فرد را تعیین نمود . علاوه بر مهارت های فوق توانایی مقابله در برخورد با دیگران نیز ، علی رغم ضرورت انعطاف پذیری و تطبیق خود با وضعیت ،حائز اهمیت است و وجود آن در میان مهارت های اجتماعی لازم است و فرد باید به آن مجهز شود . (همان،ص16)

ویژگی های مهارت های اجتماعی

استقلال : یکی از نخستین نشانه های اجتماعی شدن است . استقلال یعنی توانایی انجام کار بدون کمک گرفتن از دیگران یعنی ما توانایی آن را داشته باشیم که گه گاهی هم تنها باشیم و از این تنهایی لذت ببریم یا برخی کارها را به تنهایی انجام دهیم این آزادی و استقلال نتیجه دو عامل است :

الف ) احساس توانایی فرد در هدایت اعمالش یعنی عدم احتیاج به دیگران

ب ) درک او از اعتمادی که دیگران در تقسیم کار به پیدا می کنند .

استقلال ویژگی مهمی است اما در عین حال زیاده روی در آن به نوعی عقب ماندگی می انجامد . ما در جامعه ای به سر می بریم که هر لحظه از زندگیمان عملا با دیگران و در ارتباط با آن ها می گذرد یک انسان رشد یافته ضمن استفاده از هم فکری و همکاری دیگران به استقلال خویش هم اهمیت می دهد و آن را حفظ می کند .

پذیرش مسئولیت

 پذیرش مسئولیت باعث می شود فرد در موقعیت بالاتر قرار گیرد و وظایف سنگین تری را متعهد شود و این به افزایش تجربه  و کارآیی او کمک می کند .

آینده نگری

ویژگی دیگر انسان اجتماعی آینده نگری است او درک می کند که تصمیمات امروزش ممکن است بر زندگی فرداها و سال های

 آینده اش اثر گذار باشد .بنابر این هرچه را که به دست می آورد خرج نمی کند یکی از نشانه های عدم اجتماعی شدن خرج کردن بی رویه ی پول و برداشتی این گونه اززندگی است .

میانه روی

مشخصه اصلی بلوغ اجتماعی است که لذت ها و حتی کار خود را متعادل نگه می دارد و اگر هم برای او ممکن باشد بیشتر ساعات خود را صرف تفریح و لذت بردن بکند هرگز چنین کاری را نمی کند و ساعات معینی را برای آن کار در نظر می گیرد به طوری که به وظایف اصلی خود لطمه ای نزند و به تجدید قوا و تمدید اعصاب او کمک کند .

امیدواری و خوش بینی :

 کسانی که شخصیت های محکم و استواری دارند و به رشد اجتماعی رسیده اند در مواقع شکست و ناکامی روحیه ی خود را نمی بازند و به کوشش خود ادامه می دهند و در صورت تکرار شکست فعالیت خود را از سر می گیرند و از پذیرش اجتماعی فرار نمی کنند .

 ( وانیز من 1983 )

هدف های روانی واجتماعی مهارتها:

1-تقویت وجدان کاری وگسترش وعمق نظم  پذیری در تمام ذمینه های زندگی

2-تقویت روحیه خودسازی،خوداتکایی،خدرهبری وافزایش توانمندی برای مبارزه با هواهای نفسانی وغلبه بر حسادت وخودخواهی

3-تقویت مهارتهای اجتماعی درقدرت سازگاری بادیگران

4-تقویت روحیه همکاری،همدلی،نوع دوستی،گذشت،فداکاری وهمزیستی

5-ایجادحس احترام به دیگران وتحمل عقاید دیگران

6-تقویت حس مسولیت پذیری دروظایف فردی واجتماعی

7-گسترش همیاری درسی وتحصیلی بهمنظور پیشرفت تحصیلی از طریق گروه های دانش آموزی(کریمی،1375،ص58)

اهداف اجتماعی شدن

1-     شخص باید آن مهارت های ضروری که برای زندگی در جامعه لازم است را فرا گیرد .

2-     شخص باید بتواند رفع نیازهای بدنی خود را به شیوه های قابل قبول و مطابق با فرهنگ جامعه فرا گیرد .

3-     شخص باید بتواند به صورت مؤثر ی با دیگران ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن ، نوشتن و سخن گفتن پیدا کند .

4-     فرد باید ارزش ها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن خود متمرکز کرده و از آن ها بهره گیری کند .

5-     آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات رفتار روزمره گرفته تا روش های علمی .

6-     فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فرد را مطابق هنجارهای اجتماعی تحت نظم و انظباط در می آورد و به او امید و آرزو می دهد .

7-     فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواست ها ، آرزوها و امید ها برای فرد هویت می آفریند

8-     فراگرد جامعه پذیری ، نقش های اجتماعی ، نگرش ها ، انتظارات و گرایش های مربوط به آن نقش ها را بر فرد می آموزد .

9-     نقش های اجتماعی ، آمال و آرزو ها ، هویت ها و قواعد و نظامات رفتاری ، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند .

10-    هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری آموختن مهارت هاست . فقط با اکتساب و یادگیری مهارت ها افراد می توانند در جامعه منشا اثر واقع شوند .(مایر وهمکاران،1373،ص18)

 

مبانی تنظیم روابط اجتماعی

آن چه در جامعه ی انسانی نقش تعیین کننده و مهمی بر عهده دارد عبارتند از :

1-     خانواده

2-     مدرسه

3-     گروه های دوستی و همسالان

4-     محیط اجتماع شامل : رسانه های گروهی مساجد و اجتماعات دینی انجمن ها و گروه های محلی ، ورزشی و هنری

خانواده

 اولین و مهمترین عامل تربیت اجتماعی وجامعه پذیری فرد محسوب می شود در سال های اولیه عمر همه چیز را از دریچه دید خانواده می بیند امر و نهی والدین ، تقلید و همانند سازی کودک از مهمترین راه های انتقال ارزشها ، هنجار ها و سنت های جامعه به فرد است تا آن جا که عده ای نقش خانواده را در تربیت کودک به منزله ی وراثت ثانوی ارتقا داده اند یعنی اثری که خانواده در روان اجتماعی کردن کودک می گذارد اثری با پایداری و جاودانگی اثر وراثت بر جسم و روح کودک است . در روند اجتماعی کردن کودکان عوامل گوناگونی مؤثرند از آن میان مادر تاثیرات عمیق تری بر ذهن کودک دارد و پس از مادر ، پدر و سایر اعضا ی خانواده بر کودک تاثیر گذارند .

در خانواده طرز سخن گفتن ، جامه پوشیدن ، غذا خوردن و مهربانی کردن با دیگران ، شرکت در اجتماعات دینی ، خشنودی از مراسم دینی و برخی از اساسی ترین اصول سلوک با مردم آموزش داده می شود .

مهارت های اجتماعی مهم در تقویت روابط خانواده

1-     توجه به نظرات والدین و کمک به آنان

2-     برخورد مناسب و عاطفی با اعضای خانواده و جلب رضایت آنان

3-     مشارکت در بحث ها و گفتگوهای خانوادگی و اظهار نظر به جا

4-     همکاری و همراهی در تمامی امورات و بیان نظرات خود

5-     کمک خواستن از اعضای خانواده در هنگام بروز مشکل

6-     راهنمایی کردن افراد کوچکتر و نادیده گرفتن اشتباهات آنان

7-     استفاده از کلمات مؤدبانه مثل لطفا ، متشکرم و ... هنگام خواهش از اعضای خانواده

8-     پرهیز از تندی و خشونت در صورت بروز مشکل و ...

محیط مدرسه

بعد از خانواده دومین محیطی که کودک به آن پا می گذارد مدرسه است ، محیط مدرسه با توجه به این که بزرگتر از خانواده است اولین رابطه های اجتماعی را با افراد غیر فامیل برای کودک فراهم می آورد . معلمان ، مدیر و همکلاسی ها و کلیه کسانی که در محیط آموزشی مدرسه دست اندر کار هستند هر یک به نحوی در رشد اجتماعی کودکان اثر می گذارند .

یکی از کارکرد های عمومی آموزش و پرورش ، اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان است یعنی فرد را برای زندگی در جامعه آماده کرده ، آداب و رسوم ، هنجارها ، زبان و فرهنگ را به کودک می آموزد و مفاهیم عمده تربیت و رشد اجتماعی از جمله خود کفایی ، ابراز وجود ، استقلال ، خود رهبری ، رقابت ، همکاری و دهها مؤلفه تربیتی دیگر که به نوعی شخصیت اجتماعی کودکان را شکل می دهد در دوران آموزشگاهی تحقق می پذیرد .

مدرسه در سیر اجتماعی کردن افراد دو وظیفه اساسی بر عهده دارد .

1-     آموزش فکری وتعلیم بعضی از مهارت های مورد نیاز زندگی

2-     تکمیل کار نهادهای دیگری که در اجتماعی ساختن افراد نقشی بر عهده دارند مثلا می دانیم که خانواده و همسالان هر یک آموزش هایی در باره ی همکاری با دیگران بر عهده دارند  که ادامه آن در مدرسه تکمیل می گردد و از طرفی می تواند به کودک شرور تعلیم دهد که بدون آزار و اذیت دیگران از زندگی خود خرسند باشند .

مهارت های اجتماعی در تقویت روابط مدرسه

1-     شناختن و اجرا کردن مقررات مدرسه و کلاس

2-     بهره گیری درست از وسایل و امکانات مدرسه

3-     استفاده کردن از کلمات مؤدبانه در برخورد با دوستان و مربیان

4-     بحث و گفتگو با اولیاء مدرسه در جهت بهبود وضع مدرسه

5-     اجتناب از کارهی نادرست که از سوی دیگران توصیه می شود.

محیط همسالان

گروه های سنی مشابه می توانند الگو و نمونه خوبی برای رشد و تربیت کودک به شمار ایند .

گروه همسالان به طور مستقیم و غیر مستقیم در شکل گیری خود پنداری کودک مهم می باشد زیرا کودک ذاتا خود را از جهات هوش ، محبوبیت ، صداقت و احساس مسئولیت با گروه همسالان مقایسه می کند .

محیط اجتماع

علاوه بر محیط خانه و مدرسه و گروه همسالان کلیه عناصر اجتماع می توانند در رشد اجتماعی مؤثر واقع شوند .تماس بچه ها با هم و برقراری روابط صحیح میان آنها در رشد اجتماعی کودکان مؤثر است . رشد قوه تکلم در بچه ها نیز دلیل بر رشد اجتماعی آنان

 می باشد افرادی که بیشتر با دیگران تماس دارند بهتر می توانند مقاصد خود را برای دیگران بیان کنند و نظرات دیگران را درک نمایند ، تغییر رغبت ها و علایق بچه ها تا اندازه ای رشد اجتماعی آنان را ظاهر می سازند .

( رشد معلم ، شماره 75)

مهارت های اجتماعی مهم در تقویت روابط شهروندان

1-     شناختن مقررات جامعه و حقوق شهروندان

2-     در نظر گرفتن آزادی های فردی و اجتماعی

3-     پرهیز از ایجاد زحمت برای شهروندان

4-     برخورد انسانی و مؤدبانه با دیگران

5-     بهره گیری مناسب از امکانات عمومی جامعه

6-     راهنمایی همسالان و کوچکتر ها در رعایت انضباط اجتماعی  و حفظ اموال عمومی

7-     تلاش در جهت رفع نیاز های شهروندان (همان)

 

هدف از انجام پژوهش یافتن پاسخ این سوال است که چه عواملی در ناسازگاریها و عدم همدلی برای برقراری ارتباط اجتماعی در دانش آموزان تاثیر گذار است ؟و چگونه می توان این گونه ناسازگاری ها را درمان کرد .

 برای رسیدن به اهداف فوق باید به پرسش های ذیل پاسخ داده شود .

1.     علت اصلی ناسازگاری هاو همدلی در برقراری ارتباط اجتماعی در نوجوان چیست ؟

2.     چه راه حل هایی را می توان ارائه نمود تا در برقراری تعامل اجتماعی موفق باشند ؟

3.     نقش راهنمایی و مشاوره در انتقال مهارت های اجتماعی به نوجوانان چیست ؟

 

به نظر پیاژه از لحاظ روان شناختی ، نوجوانی سنی است که فرد در جامعه ی بزرگسالان وارد می شود و با آن ها می آمیزد و سنی است که کودک به زودی می فهمد اگر چه در سطح پایینی از بزرگسالان قرار دارد اما با آنان برابر است و حقوق برابر دارد . نوجوانی همچنین تغییرات هوش ، بسیار عمیقی را شامل می شود و این تغییرات هوشی نوعی تفکر نوجوان است او نه تنها بین خود و بزرگسالان روابطی را برقرار می کند بلکه خاصیت عمومی این مرحله از رشد و تکامل است . ( شعاری نژاد ، 1379،ص 101 )

اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان راه های زندگی در جامعه و تعامل انسان ها را می آموزد ، به فرد شخصیت و هویت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشد برای آن که فرد بتواند به حیات خود ادامه دهد به ناچار باید بیاموزد که چگونه با دیگران                ارتباط برقرار کند و حتی برای رفع بنیادی ترین نیاز های خود با آن ها همکاری کند و در فرایند اجتماعی شدن است که میراث فرهنگی از نسلی به                     نسل دیگر انتقال می یابد .(همان)

 در اغلب موارد کودکان به چندین دلیل تنها می مانند یا توسط دوستانشان طرد می شوند:

1-     بدرفتاری : گاهی این کودکان رفتاری تند و خشونت آمیز از خود نشان می دهند تا حدی که باعث آزردگی دیگران می شوند آن ها دعوا می کنند بهع از کلایس و مدرسه دردسر درست می کنند قلدری می کنند و ... کودکان خشن و پرخاشگر درک نمی کنند که بد رفتاری آن ها شدیدا بر روابط گروهی شان تاثیر می گذارد و موجب قطع ارتباط آن ها به   جمع می شود .

2-     انزواطلبی :برخی از کودکان و نوجوانان به دلیل منفعل بودن یا به علت اضطراب شدیدی که از بودن در جمع  حس می کنند از جمع دوستانشان

 دور می شوند این گروه بیشتر وقت خود را تنها سپری می کنند .

3-     متفاوت بودن : برخی از کودکان خود را متفانت از دیگران میدانند ( خوب می پوشند ، زیاد درس می خوانند  فخر می فروشند حتی پاق یا لاغر و

 یا دچار معلولیت جسمی اند ) و به همین دلیل از جمع کودکان دیگر دور می شوند . متاسفانه این کودکان همیشه هدف رفتارهای خشونت امیز قلدرها قرار می گیرند و اغلب بچه های کلاس   نیز با رفتاری که با آن ها می شود همراهی می کنند .

اغلب بچه های که توسط دوستانشان مورد بی مهری و بی تفاوتی قرار می گیرند ناراحت ، دلخور و غمگین اند آن ها شدیدا احساس تنهایی می کنند و بر این باورند که هیچ کس برای آن ها ارزش و احترامی قائل نیست از طرف دیگر دوست دارند که توجه سایرین را به سوی خودشان جلب کنند و به همین دلیل سعی می کنندبرای جلب توجه دیگران دست به هر کاری بزنند زیرا معتقدند مورد توجه قرار گرفتن به هر علتی بهتر از نادیده گرفته شدن است . بعضی از افراد این گروه حتی ممکن است دست به کار های خلاف ، مصرف مواد مخدر و رفتارهای بزهکارانه نیز بزنند . در حقیقت این گروه تحمل طرد شدن ، نادیده گرفته شدن و محرومیت توسط جمع را به هیچ عنوان ندارند. (کوهن، 2000،ص135 )


الگوهای چهارگانه ارتباط با دیگران:

طبق نظر روانشناسان مهارتهای ارتباطی مجموعه ای از رفتارهاست که کیفیت ارتباط بین اشخاص را در بر می گیرد . به نظر آنها هر شخصی برای بر قراری ارتباط با دیگران سبک و روش خاصی برای خویش دارد . اما به طور کلی این روشها را می توان درچهار الگوی اصلی( چهار سبک رفتاری )خلاصه نمود. این الگوها عبارتنداز:

سلطه پذیری

سلطه گری

پرخاشگری

قاطعیت

 

برای اینکه بدانیم از میان این الگوها ، کدامیک بهترین الگو برای برقراری ارتباط سالم با دیگران است به طور مختصر به توضیح هر یک اشاره ای می کنیم :

 

سلطه پذیری:

ویژگی افراد این الگو بر قراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( غیر مستقیم و مبهم ) توام با احترام به فرد مقابل است . افراد سلطه پذیر، دل مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند . حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق خودشان تمام شود . آنها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می شوند و معمولا بر خلاف میل خود عمل می کنند این افراد اغلب سعی می کنند از تعارض فرار کنند و به هنگام مشکل به جای حل مسئله، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند . معمولا هنگام صحبت کردن سعی می کنند در چشم دیگران نگاه نکنند و در جلسات و مهمانی ها باشند. این افراد ، اغلب در ایجاد ارتباط ناموفق هستند و استعداد بیماری افسردگی را دارا می باشند روانشناسان این گونه افراد را با صفت « من مدار» توصیف میکنند.

 

سلطه گری: 

برقراری ارتباط صادقانه ، غیر صریح ( مهم و غیر مستقیم ) و توام با احترام ظاهری ویژگی افراد این الگو می باشد . فرد سلطه گر خود ودیگران را به عنوان شیء و نه انسان، مورد بهره کشی قرار می دهد وسعی می کند افراد را در جهت خود فریب دهد ومهار کند . بر همین اساس افراد سلطه گر سعی در مهار و بهره کشی از دیگران و حتی خود دارند . چون این اعمال منجربه احساس ایمنی در آنها می شود . زندگی فرد سلطه گر دریای متلاطمی است که در آن با نیرنگ به بقای خود ادامه می دهد و خود و دیگران را در جهت اهداف قلبی و به صورت پنهانی مهار و هدایت می کند .این افراد هر چند ممکن است در کوتاه مدت موفقیتهایی در روابط بدست بیاورند ، اما در دراز مدت ، شکست خواهند خورد. این گونه افراد مستعد افسردگی ، اختلال ، اضطراب وخشم در روابط هستند و روانشناسان به آن ها صفت « تو مدار » اطلاقی می کنند .

 

پرخاشگری:

برقراری ارتباط صادقانه ، نیمه صریح ( مستقیم و مبهم ) و بدون احترام متقابل است . افراد پرخاشگر ، همواره در رقابت با دیگران هستند آنها همیشه فکر می کنند که حق با آنها ست و این دیگران هستند که مشکل درست می کنند و مسئله ساز هستند . خیلی زود خشمگین هستند و همواره دیگران را مسول عصبانیت خود می دانند .از واژه هایی مثل « باید » زیاد استفاده می کنند و معمولا توانایی گوش دادن به طرف دیگر را ندارند هنگامی که با آنها مخالفت می شود ،به شدت بر افروخته می شوند. نباید تصور کرد که فرد پرخاشگر یعنی کسی که همیشه داد و بیداد می کند  بلکه خیلی از اوقات این افراد خشم خود را با زدن بر چسبهای تحقیرآمیز و توهین به دیگران نشان می دهند . بی حوصلگی ، بی قراری و عجول بودن جزء خصیصه های این افراد به شمار می رود . این افراد نه برای خودشان احترام قائل اند و نه برای دیگران این گونه افراد در دراز مدت موفق نخواهد بود .

 

قاطعیت:

ویژگی افراد دارای این الگو ، بر قراری ارتباط صادقانه ، صریح ( مستقیم و روشن ) و توام با احترام متقابل و اصیل ( نه ظاهری) است . یک فرد قاطع هم حق وحقوق خود و هم حق وحقوق دیگران را محترم می شمارد. نکته قابل توجه در مورد افراد قاطع این است که آنها برخلاف افراد سلطه پذیر (که خود را متهم می کنند ) و بر خلاف افراد پرخاشگر ( که همواره دیگران را متهم می کنند ) در تبین و پیدا کردن راه حل به جای متهم کردن خود و یا دیگران به مسئله و چگونگی حل آن توجه می کنند . روانشناسان چنین سبکی از بر خورد را  «مسئله مداری » می گویند این افراد نکات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران می بینند . به طور منصفانه و در عین حال هم برای خود و هم برای دیگران احترام قائل اند . بر همین اساس در حل تعارضات هم قادرند دیدگاههای خود را به وضوح بیان کنند و هم احترام خود ودیگران را حفظ نمایند . برهمین پایه این افراد در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاکید می کنند . بنابراین در ایجاد ارتباط کاملا موفق عمل می کنند. (مهکام- رضا- مجله حدیث زندگی- ص 6)

 

 

قاطعیت در ارتباط بادیگران:

با ملاحظه چهار الگوی ارتباطی که بیان شد معلوم می شود که برای جلب مقبولیت در جمع و محیط های مختلف و محبوبیت دردل دیگران ، قاطعیت بهترین روش ارتباطی است . چرا که هر یک از ارتباط های دیگر دچار نقصی است که همگی آنها منجربه از بین رفتن اعتماد و ایجاد تنفر در فرد مقابل می شود و بالاخره محبوبیت قلبی را از میان می برد . و این عکس افراد قاطع است که به دلیل نحوه وسبک رفتاری خود اعتماد و احترام و محبت افراد مقابل را کسب می کنند و در نتیجه محبوبیت اجتماعی کسب می کنند .

 

البته این نکته لازم به تذکر است که ما نمی توانیم در واقعیت فردی را بیابیم که قاطع صرف یا پرخاشگر مطلق باشد بلکه هر فردی یک از این الگوها را به اندازه متفاوتی در خود دارد اما از یکی از الگوها بیشتر استفاده می شود . بنابراین ما نیزباید تلاش کنیم بیشتر الگوی ارتباطی در رفتارهای روزمره خود را الگوی قاطعیت قراردهیم .(همان)

 

تجزیه وتحلیل داده ها

باتوجه به یافته های علمی وهمچنین پیشینه تحقیق ومطالبی که درمصاحبه با دانش آموزان ومدیرومعاون وهمکاران به دست آمد مهمترین عوامل تاثیر گذار بر مهارتهای اجتماعی عبارتنداز:

1-خانواده(شامل والدین ورفتارهای آنها وبرادروخواهروسطح تحصيلات والدين)

2-مدرسه(مدیرومعاون ودبیران ودوستان وهمسالان)

3-محیط اجتماع(الگوهای اجتماعی و محیط عمومی روستا)

4-رسانه های گروهی(رادیو وتلویزیون وموبایل و....)

5-ویژگی های فردی(هوش وبلوغ زودرس وآراستگی ظاهری ومسولیت پذیری)

باتوجه به موضوع پژوهش  رفتارهای مشاهده شده در مدرسه خیلی زیاد اتفاق می افتدپس مدرسه مهمترین عاملی است که رفتار آنها راتحت تاثیر قرار می دهدزیرا دانش آموزان تعداد ساعات زیادی را درمدرسه به سرمی برندو در محیط مدرسه دانش آموزان با مدیریت سروکاردارند بامعاونت مدرسه درفعالیت ها همکاری می کننددر کلاس با تعامل با معلم  هم درس را یادمی گیرند،با هم همکاری می کنند،فعالیت های مدرسه را انجام می دهند،بازی می کنند،صحبت می کنندو...واگر نتوانند در این زمینه ها باهمدیگر تعامل داشته باشند به مراتب در اجتماع نیز نمی توانند موفق باشند وبا دیگران رابطه ای عاطفی وتعاملی داشته باشند.

انتخاب راه حل

باتوجه به تجزیه وتحلیل داده ها ومطالب گردآوری شده واستفاده از نظریات مشاوران اداره آموزش وپرورش کلات  به این نتیجه رسیدم برای حل مشکلات دانش آموزان1 ازروشهاي زير استفاده كنم:1- روش گروه درمانی (مراجع محوری)راجرز.2-حضور مديريت مجتمع وصحبت درمورد مهارتهاي اجتماعي وارتباط دانش آموزان باهم در مدرسه ودر اجتماع 3- معاونت مدرسه ودبیران محترم در شیوه برخوردشان با دانش آموزان وهمچنین دبیران در روش تدریسشان تغییرات لازم را اعمال کنند.4-خانواده درماني نيز يكي از راه هاي تقويت وآموزش مهارت هاي اجتماعي مي باشد.

با توجه به اطلاعات گردآوري شده ومشاهده وضعيت دانش آموزان در مدرسه بهترين راه حلي كه مي توانست به من كمك كند تا مشكلات را برطرف كنم روش گروه درماني(مراجع محوري) راجرز بود،بنابراين اين راه حل را انتخاب كردم.

اجراي راه حل

.

.

.

.

نكته:ببخشيداستاد،منابع به طور كامل در مطلب بعدي ثبت مي گردد.