من وجیهه شریفی دبیر حرفه و فن مقطع راهنمایی هستم  4سال سابقه کار دارم که دوسال را در آموزش و پرورش خدمت کرده ام درحال حاضر دانشجوی ترم 3  کارشناسی و در سال جاری  در روستایی به نام برزنون که حدود ۷۰ کیلومتر فاصله با شهر نیشابور دارد تدریس میکنم این روستا  پر جمعیت است و شغل اکثر افراد کشاورزی و دامداری است از لحاظ اقتصادی در وضعیت ضعیف قرار دارند من در مدرسه حضرت زینب(س) که تقریبا در خارج از روستا قرار دارد فعالیت میکنم و ۷۰ نفر دانش آموز  در 4 کلاس که 2 کلاس اول راهنمایی و  یک کلاس دوم و سوم راهنمایی وهمچنین دارای امکاناتی از قبیل نماز خانه ، سرویس های بهداشتی  است که بنده دبیر حرفه وفن و مربی پرورشی  در این مدرسه هستم. دانش آموزان در سنین ۱۴-۱۱ هستند

 به دلایل زیر بیشتر مواقع برای تدریس حرفه و فن  بچه ها را گروه بندی میکنم:

۱.باعث افزایش رقابت بین بچه ها

۲.یادگیری بیشتر از هسن و سالان

۳. کمبود وسایل کمک آموزسی

۴.ارزشیابی توسط خود گروه که باعث میشود معلم به راحتی تشخیص دهد که همه بچه ها آماده بوده اند

۵. فعال شدن دانس آموزان درکلاس

مسئله ای که طی دو سال گذشته و همچنین امسال با آن مواجه شدم به عهده نگرفتن مسئولیت در گروه و انجام ندادن کارگروهی توسط برخی از دانش آموزان بود که به کارگروهی علاقه ای نداشتند یا دوست داشتند تنهایی کار را انجام دهند یا اینکه به جای بحث در مورد درس از فوتبال و سریالهای تلویزیونی و... صحبت می کردند.

 که حتی با توجه به پرسشی که از همکارا انجام دادم در کلاسای آنها نیز مشکلاتی ایجاد  کرده اند

 تصمیم گرفتم این موضوع را برای پژوهش انتخاب کنم تا بتوانم راه درست راغب ساختن چنین دانش آموزانی را  به کار گروهی بیابم . در این خصوص یکی از دانش آموزانم در پایه دوم راهنمایی به نام زهرا را انتخاب کردم.که در فعالیت های گروهی و حتی فردی درس حرفه و فن  به خصوص وا حد برق شرکت نمی کند.

پس موضوع پژوهشم باعنوان :

چگونه می توانم دانش آموزم زهرا را به انجام کارگروهی درس حرفه و فن واحد برق تشویق کنم؟

دراین پژوهش در انتها می خواهم به این هدف دست پیداکنم :

دانش آموزم زهرابه انجام کارگروهی علاقه مند شده است و در کلاس درس به خصوص حرفه و فن بخش برق فعالیت فردی و گروهی داشته باشد.

 

شواهدم در این مورد: با استفاده از روش مصاحبه نیمه سازمان یافته:

۱-آیا به واحد برق علاقه داری؟چرا

جواب دانش آموز :بله ولی من میترسم که برق مرا بگیرد برای همین میگویم من از برق بدم می آید.

۲.کدام بازی را دوست داری؟ الف)بازی هایی  مثل بازی با کامپیوتر   ب)بازیهایی مثل والیبال یا فوتبال

جواب: بازی با کامپیوتر چون خودم تنها هستم 

۳. با چند نفر صمیمی هستی؟

جواب:با یک نفر

۴.دوست داری کار های کلاسی را با دوستانت انجام دهی یا تنها؟

جواب: تنها چون میتوانم راحت فکر کنم و جواب ها را با فکر خودم پیدا کنم

مشاهداتم: که برای ثبت از روش ثبت ترتیب ظهور استفاده کردم:

۳-اول سال که بچه ها را گروه بندی کردم البته خود بچه ها اعضای گروه را انتخاب کردند و زهرا خاضر نشد که عضو هیچ گروهی شود و ادعا میکرد که به تنهایی میتواند کار را انجام دهد و بعد از دو هفته به اجبار خواستم که عضو یک گروه شود طی یک هفته دائم با بچه ها بحث میکرد و  نظم کلاس را به هم میزد

۴- در سر کلاس برای انجام دادن بحث گروهی کتاب زهرا جواب های خود را به هم گروه خود نمیداد و من نمره به هیچ کدام ندادم تا با همگروه خود تبادل نظر کند ولی باز هم کارشکنی کرد و با گرفتن کتاب دوست خود و نوشتن جواب به طرز نادرستی کتاب را به سمت دوست خود انداخت و ادعا کرد که همه گروه جواب داده اند در صورتی که خودش تنها جواب داده بود

۵- :در جریان گفت وگو با دبیران آن ها اظهار داشتند مثلا معلمان دینی و زبان  زهرارا به اجبار عضو گروه کرده اند

  ۶- مدیر محترم مدرسه از گلایه والدین زهرا صحبت نمودند که به هیچ عنوان دوست ندارد برای انجام کار گروهی به منازل دوستان برود و همکاری کند به خاطر جوی که در روستا حاکم است( در این روستا کوچکترین اتفاقی که برای دختران بیافتد بلافاصله به گوش همه میرسد و آبروی دختر به خطر می افتد) 

یافته های علمی:

مقدمه:

خداوند در سوره آل عمران آیه  102می فرماید:

به ریسمان الهی چنگ بزنید و از تفرقه بپرهیزید.

انسان موجودی است اجتماعی و اعمال و رفتار او متاثر از آداب و رسوم و قوانین اجتماعی است

انسان بدون تعلق به گروه احساس امنیت نمی کند.در واقع گروه ها اجزای بنیادی زندگی اجتماعی ما را تشکیل می دهند

تمامي انسان‌ها در هر گروه و جامعه‌اي با توجه به توانايي‌ها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كرده‌اند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفق‌تر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحت‌تري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيك‌هاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب مي‌شود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزه‌ها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفق‌تر عمل كند.

  به گفته هورنیو:انسان در گروه متولد می شود و در گروه زندگی و کار می کند در گروه بیمار و درمان می شود.

آدلر: علاقه اجتماعی در انسان امری ذاتی است و انسان از بدو تولد در درون شبکه ای از روابط اجتماعی پیچیده و متقابل قرار می گیرد و شکل گیری شخصیت او بر اثر همین ارتباطات متقابل است.

تعریف گروه

کلمه گروه معانی و کاربردهای متعددی دارد:

با کلماتی مانندتوده،انبوه خلق،اجتماع،سازمان و دسته مترادف است گروه از نظر لغوی به معنی جماعت،انجمن،جمعیت،جمعی از مردم،دسته ای از حیوانات،طایفه یا قبیله است از دیدگاه جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی گروه تعریف مختلفی دارد که نظر مشترک همه آنها تجمع بیش از دو نفر یا بیشتر که هدف مشترک و کنش و واکنش دارند.به نیازهای یکدیگر و ارضای آنها علاقه مندند از قوانین و مقررات معینی تبعیت می کنند تفاهم و صمیمیت بین آنهاحاکم است و برای رسیدن به اهداف مشترک وحدت عمل دارند

افراد با تحت تأثیر قرار دادن یکدیگر کنش و واکنش دارند. این تعامل می تواند به صورت ارتباط کلامی(کلاس درس) و یا ارتباط غیر کلامی (دو دانشجو که اکثرا ًروزها در راهرودانشکده از کنار یکدیگرمی گذرند و به هم لبخند می زنند) باشد . افراد باید به نحوی یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند تا به عنوان گروه شناخته شوند.

تعامل اجتماعی تنها ویژگی مورد نیاز در تشکیل یک گروه نیست. گروه همچنین باید دارای ساختار بوده، و روابط پایداری بین اعضای آن برقرار باشد. همان گونه که بدن انسان به شالوده و استخوان بندی نیاز دارد، یک گروه نیز به ساختار نیازمند است.

همیاری : مراد از همیاری هم اندیشی و تلاش عملی به صورت گروهی است . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص71)

سومین ویژگی گروه های اجتماعی،مشارکت در اهداف مشترک است. گروه ها به دلایلی تشکیل می شوند؛ اعضای آنها برای بدست آوردن اهدافی گردهم جمع می شوند که احتمالا ً به تنهائی قادر به کسب آنها نیستند. همین منافع یکنواخت به گروه کمک می کند که باقی بماند.

چهارمین وآخرین خصوصیت گروه ها این است که اعضای آنها خود را به عنوان گروه احساس می کنند.افراد بایستی یکدیگر را در چیزی شبیه ببینند.(1986:240، Baron)

مبانی کار گروهی :

وظیفه ی هر عضو:

عضو یک گروه کار باید متوجه باشد که با عضویت در گروه اهداف و وظایفی را برگزیده و برای انجام آن متعهد به رعایت روش های کاری و مصوبات گروه شده است. فعالیت های یک عضو در یک کار گروهی قطعا آزادی فعالیت های فردی را ندارد و با محدودیت های بیشتری به لحاظ رعایت حقوق دیگر اعضای گروه مواجه است.
هر عضو باید توجه داشته باشد که مصوبات جمع وجاهت بالاتری از نظرات شخصی اش دارد، اگر چه بر نظرات شخصی اش باور بیشتری داشته باشد. او باید ضمن انعطاف لازم برای پذیرش نظرات دیگر متوجه باشد که درک جمعی گام به گام شکل می گیرد و سعه ی صدر لازم برای متقاعد کردن جمع به نظراتش را داشته باشد. یک جمع تازه که بیش از چندین جلسه ی مشترک از فعالیتش سپری نشده، قطعا دچار اعوجاجات نظری متعددی ست که فرد معمولا با آن دست به گریبان نیست. جمع نیز مانند فرد دوران کودکی، جوانی و بلوغ خود را دارد. و اعضای کم حوصله ای که زود راه خود را جدا می کنند و تخصص عجیبی در عیب جویی دارند، معمولا اعضای مناسبی برای کار گروهی نیستند.

صبر و انتقادپذيري‌ از ويژگيهاي‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ است‌، اعضاي‌ گروه‌ بايد هميشه‌ آماده‌ پذيرش‌ سخت‌ترين‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملايمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصيات‌ شخصيتي‌ متفاوتند. زماني‌ كه‌ انسانها در شروع‌ فعاليت‌ها كنار هم‌ قرار مي‌گيرند، بعضي‌ از خصوصيات‌ رفتاري‌ غيرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هايي‌ كه‌ با يكديگر جفت‌ نمي‌شوند و همين‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطكاك‌ ميان‌ آنها مي‌شود. اما ميان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسيار اساسي‌ وجود دارد. آدمي‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ كم‌كم‌ خود را با شرايط‌ تطبيق‌ دهد، لذا در اينجا صبر بسيار، ضروري‌ است‌.تحمل‌ سختي‌هاي‌ شروع‌ كار و تحمل‌ بعضي‌ خصوصيات‌ رفتاري‌ انسانها سبب‌ مي‌شود آرام‌آرام‌ انسانهاي‌ صبور به‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ دست‌ يابند. صبر باعث‌ مي‌شود آدمي‌ از انجام‌ رفتارهاي‌ شتابزده‌ وغيرمنطقي‌ خودداري‌ كرده‌ و شاهد نتايج‌ شيرين‌ اعمال‌ خود در آينده‌ باشد.

هر گروه باید دارای یک راهبر باشد:

راهبر از نقش ویژه و بسیار مهمی در کار گروهی برخوردار است و تربیت یک راهبر، به آموزش های ویژه خود نیاز دارد. اولین ویژگی مهم راهبر، مورد پذیرش جمع بودن اوست. راهبر باید از یک نفوذ معنوی در گروه برخوردار بوده و مورد اعتماد اعضای آن باشد. راهبرانی که مستقیا با رای بالا از طرف اعضای صاحب صلاحیت گروه انتخاب می شوند، موفقیت بیشتری در انجام کارشان دارند. راهبر باید تجربه بسیاری در کار گروهی داشته باشد و با توجه به سطح اهداف گروه از توانایی های لازم در اداره ی امور برخوردار باشد. او باید گوشی بسیار دقیق برای شنیدن همه چیز و درک نقطه نظرات متفاوت داشته باشد. اگر عضوی فکر خود را مقدم بر جمع بداند تنها خطای فاحشی کرده است. اما همین اشتباه از طرف راهبر پاشاندن کامل گروه است.

وظیفه راهبر قضاوت در مورد نظرات مختلف نیست، بلکه آنچه او باید انجام دهد یافتن راهکارهای لازم از میان نظرات تک تک افراد گروه برای مسئله ی مورد بحث، دسته بندی آن ها، کمک به پرورانده شدن بوسیله روش هایی همچون طوفان ذهنی و بحث جمعی و در نهایت به رای گیری گذاشتن آن هاست. اساتید کار گروهی اغلب تاکید کرده اند که بهتر است در جلسات کار گروهی یک تخته سیاه (این روز ها سفید) برای نوشتن اینگونه یافته ها و سپس آرای ارائه شده بدان وجود داشته باشد. آنکه صلاحیت قضاوت و تصمیم گیری دارد جمع است و نه راهبر. در این زمینه راهبر نیز تنها یک رای مانند سایر اعضای گروه دارد.

راهبر باید هیچ تفاوتی میان اعضای گروه نگذارد و از حق تک تک اعضای گروه برای مشارکت در اهداف آن دفاع کند. حقوق و وظایف راهبر گروه در جلسات و بین برگزاری جلسات می تواند گسترده یا محدود باشد، ولی ضرورت دارد که تدوین شده باشد و به تصویب جمع برسد.
اعضای گروه از حق ارزیابی عملکرد راهبری و انتقاد از آن را برخوردارند. در این زمینه راهبر نباید جایگاه خود را فراتر از دیگران قرار دهد و حقوق ویژه ای بر ای خود قائل باشد. او باید بداند که راهبری، ارگانی در خدمت گروه است، و تنها اختیار عمل در حدود روش های کاری گروه دارد، و هرگونه فاصله گرفتنش از جمع مانع کارایی و اثر بخشی او می شود. او همچنین باید مراقب باشد به بیماری خودشیفتگی دچار نشود و موفقیت ها و تلاش های گروه را از آن خود نداند.

نحوه ی تعامل و تبادل اطلاعات در گروه:

آموزش‌ بايد در گروه‌ همیشگی باشد و هر كسي‌ بايد بكوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزايش‌ دهد و نتايج‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كند و هر كسي‌ بايد تنها در فكر رشد ديگري‌ در گروه‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ گروه‌ در آينده‌ از هم‌ خواهد پاشيد. بايد اين‌ نكته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود كه‌ اگر در جامعه‌ يي‌ هر كسي‌ سعي‌ كند جلوي‌ رشد ديگري‌ را مسدودكند تا از اين‌ طريق‌ رشد يابد، فرصت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ خلاقيت‌ و رشد چنين‌ جامعه‌يي‌ بر باد خواهد رفت‌.

عنصر مهم تعامل است. افراد یک گروه با هم در تعامل هستند ، نه فقط به مفهوم فیزیکی آن ، بلکه مهمتر از آن برای تحقق اهداف گروهی همچون هماهنگی و حل مشکل."برومند، زهرا،مدیریت رفتار سازمانی،مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور،چاپ اول مهر1374ص 270"

نمود فعالیت در خارج از گروه:

گروه‌ بايد نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود را براي‌ علاقه‌مندان‌ ارايه‌ كند. اين‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد كه‌ گروه‌ بازخوردهاي‌ ارزشمند از ديگران‌ دريافت‌ كرده‌ و از طرفي‌ بتواند با انگيزش‌ بيشتر به‌ نقد و بررسي‌ و اصلاح‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ بپردازند.

فوايد كار گروهي در مدرسه

  كسب مهارت

زماني كه بچه‌ها با همكاري يكديگر به صورت جمعي به دنبال دستيابي به هدفي مشترك هستند، خواهند توانست به انجام پروژه‌اي دست بزنند كه به تنهايي قادر به انجام آن نبوده‌اند. همچنين كار گروهي به بچه‌ها كمك مي‌كند كه كارهايي كه در آن‌ها مهارت بالايي ندارند، بهتر شوند، مانند صبور بودن، كار كردن براساس برنامه‌هاي از پيش سازمان يافته، كار كردن در سر وقت و ...

اجتماعي شدن ‌
هنگامي كه بچه‌ها در قالب يك گروه در كنار يكديگر قرار مي‌گيرند و هدفي مشترك را دنبال مي‌كنند، مجبور خواهند شد براي انجام مسئوليت‌ محول شده به گروه با يكديگر ارتباط برقرار كنند، حرف بزنند، به نظرات ديگران گوش بسپارند و نظرات خود را بيان كنند و از همه مهمتر مجبور خواهند شد تا خجالتي بودن را فراموش كنند. كار گروهي به بچه‌هايي كه در يك كلاس هستند، اما ارتباط چنداني با يكديگر ندارند، امكان دوست شدن برايشان فراهم مي‌كند.

فراگيري بهتر و بيشتر
كارهاي گروهي اغلب كارهاي گسترده‌تر و پيچيده‌تري نسبت به فعاليتهاي فردي هستند به همين سبب زماني كه بچه‌ها در پروسه كار وارد مي‌شوند، مطالب بيشتري را فرا خواهند گرفت، همچنين با كار گروهي بچه‌ها مي‌توانند در زماني كمتر، مطالب بيشتري را ياد بگيرند و چون خود آنها نيز در فرايند‌ كار درگير بوده‌اند، كيفيت يادگيري آنها نيز افزايش خواهد يافت.

ايجاد حس رقابت
بچه‌ها زماني كه در گروه هم‌سالان خود قرار مي‌گيرند و به فعاليتي يكسان مي‌پردازند،‌ناخودآگاه حس رقابتشان برانگيخته مي‌شود و فعاليت بيشتر و بهتري انجام خواهند داد، در نتيجه كلاس فعال و پوياتر خواهد شد و همه بچه‌ها براي آن كه از ديگران عقب نمانند، تلاش خود را افزايش خواهند داد.

کنش های متقابل ارتباطی در یک تصمیم گیری گروهی در مقایسه با تصمیم گیری فردی می تواند هم موجب افزایش و هم موجب کاهش کیفیت تصمیم گردد.

مزایای عمده تصمیم گیریهای گروهی بر فردی عبارت است از:

آگاهی کاملتر (اطلاعات گروه معمولا ً از فرد بیشتر و متنوع تر است)

افزایش پذیرش یک راه حل(مقبولیت بیشتر)(بسیاری از تصمیمها پس از انتخاب نهائی بی نتیجه می ماند، زیرا افراد راه حلها را نمی پذیرند. اما اگر آنان که وسیله اجرای تصمیم هستند در تصمیم گیری سهیم باشند به احتمال زیاد آن را می پذیرند و دیگران را برای پذیرش تشویق می کنند)

مشروعیت را می افزاید

افزایش تنوع دیدگاه ها "برومند،ص 282"

با توجه به اینکه  مشاهدات و مصاحبه و یافته های علمی را بررسی کردیم به این نتیجه رسیدیم که زهرا در برقراری  ارتباط با همگرو ه هانش مشکل دارد و علاقه ای به تعامل اجتماعی در گروه ندارد

ساختار یادگیری از طریق همیاری

زندگی انسان بدون همیاری و همکاری بسیار بی معنی است . انسان از تنهایی می گریزد  و خود را در جمع می یابد . در زندگی بیش از 90 درصد مردم در انجام دادن کارها و وظایف با یکدیگر به همیاری می پردازند . متاسفانه در نظام های آموزشی و پرورشی اصل همیاری طی سالیان متمادی مورد مسامحه قرار گرفته است . حاصل اندیشه های چند دهه اخیر درباره ی آموزش و پرورش برتری دادن اصل همیاری در امور آموزشی است . به دنبال طرح اندیشه همیاری در یادگیری ، تحقیقات بسیاری درباره ی تاثیر این روش انجام شد . پژوهشگران با انجام دادن تحقیقات و با بررسی نتایج حاصل از مجموعه تحقیقات انجام شده ، اظهار داشتن که بهره گیری از گروه های یادگیری همیارسبب افزایش کیفیت بازده های یادگیری می شود . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص73)

ماهیت یادگیری همیارانه و استفاده ی مطلوب از آن

در یادگیری به شیوه همیاری دانش آموزا دل به جمع می سپارند  و هرچه دارند در اختیار یاران گروه قرار می دهند تا خود هم از یاری دیگران بهره بگیرند . در فعالیت های یادگیری همیارانه همه ی اعضای گروه از هدف تا ابزار و وسایل سهیم اند . عده ای به خطا می پنداشتند یادگیری از طریق همیاری کنار هم نشاندن دانش آموزان است . یادگیری همیارانه این نیست که تهیه گزارشی را به گروهی تکلیف کنیم و اعضای آن گروه همه از کار شانه خالی کنند و فقط یک نفر وظیفه دیگران را به عهده بگیرد . همیاری چیزی فراتر از کنار هم نشاندن دانش آموزان در یک نیمکت و انجام دادن تکالیف به صورت انفرادی از سوی دانش آموزان است . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص73)

مناسب ترین شکل استفاده از یادگیری همیارانه ایجاد فضای عاطفی بین گروه های یادگیری ،اشتراک در هدف،سهیم بودن درابزارو وسایل،بحث میان گروهی و.... است . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص73)

عناصر                                                                                         ویژگی                                               

1- همبستگی                                                                      1- مثبت .

2- نوع فعالیت آموزشی                                                          2- هرگونه فعالیت آموزشی تکالیف یادگیری مفهومی و پیچیده .

3- برداشت ازهدف و اهمیت آن                                                3- اهداف بسیار با اهمیت فرض می شوند .

4- تعامل دانش آموز-معلم                                                       4- معلم نقش بازنگری فعالیت ها را به عهده می گیرد و در فعالیت یادگیری

                                                                                       مداخله می کند تا از آن طریق به آموزش مهارت های همیاری بپردازد .

5- تعامل دانش آموز- دانش آموز                                               5- تعامل زیاد ومداوم بین دانش آموزان حاکم است ، یاری کردن ، سهیم کردن

                                                                                       تکرار شفاهی (کلامی ) ، هم آموزی مورد تاکید است .

6- انتظارات دانش آموز                                                          6-  گروه دانش آموزی انتظار دارند ، نتیجه فعالیت هایشان به موفقیت بینجامد

                                                                                       و همه بر تکالیف معین شده تسلط یابند .

7- آرایش کلاسی                                                                 7- گروه های کوچک .

8- نوع ارزشیابی                                                                           8- ملاک مرجع

(راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص74)

همبستگی

یادگیری همیارانه زمانی محقق می گردد که دستیابی یکی از دانش آموزا ن به هدفی با رسیدن به اهدافی از سوی سایر دانش آموزان همبستگی مثبتی داشته باشد.

همه دانش آموزان هدف یادگیری را مهم می دانند و انتظار دارند تا با یاری یکایک اعضای گروه یادگیری به هدف دست یابند . پایداری همبستگی یا ازطریق اشتراک در هدف ، کار و استفاده از منابع آموزشی و در پاداش تضمین می شود . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص74)

تکالیف مناسب ( زمینه کاربری یادگیری از طریق همیاری)

همیاری برای همه تکالیف آموزشی مناسب است . زمانی که حل مسئله ، کیفیت عملکرد مورد انتظار ، راهبردهای استدلالی سطح بالا، یادداری بلند مدت ، تکالیف پیچیده  و مفهومی و اهداف یادگیری بسیار حائز اهمیت ، یا زمانی که رشد اجتماعی دانش آموزان جزو اهداف اساسی آموزشی است ، باید از یادگیری همیارانه بهره جست . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص74)

 

تعامل معلم دانش آموز

محیط های یادگیری همیارانه ، معلمان را به ندرت به مثابه منابعی برای پاسخ دهی به سوالات دانش آموزان و ارائه راه حل ها در نظر می گیرند. به جای آن ، معلمان کارکرد گروه های یادگیری را بازنگری می کنند و مهارت های همکاری را می آموزند و هر زمان که نیاز باشد برای ارتباط بیشتر یادگیرندگان با موضوع کمک می کنند و مهارت های همکاری را می آموزند و هر زمان که نیاز باشد برای ارتباط بیشتر یادگیرندگان با موضوع کمک می کنند . معلم بیش از آنکه یک متخصص فنی باشد ، مدیرکل کلاس و مشاوری برای ارتقای سطح کارکرد یک گروه یادگیر موثر است . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص74)

تعامل دانش آموزان با مواد آموزشی

بسته به اهداف آموزشی موضوع درسی ، ممکن است هر دانش آموز یک مجموعه مواد آموزشی دریافت کند و گروه دیگری نیز مجموعه ای کامل از مواد آموزشی در اختیار بگیرد ، یا امکان دارد دانش آموزان بخشی از مواد آموزشی لازم را کسب کنند. در هر حال ، آنان مسئولیت آموزش قسمتی را که به عهده گرفته اند دارند. (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص75)

تعامل دانش آموز با دانش آموز

دانش آموزانی که در گروه های یادگیری همیار فعالیت می کنند ، پذیرفته اند که خود را منبع عمده ی یاری ، بازخورد ، تقویت و حمایت به حساب آورند. دانش آموزان باید نزدیک هم بنشینند تا بتوانند با دیگر اعضای گروه تعامل چهره به چهره ای ایجاد شود . همچنین هر عضو هر گروه باید توانایی شنیدن راحت گفته های اعضای گروه را داشته باشد ، و بتواند نظریات خود را بدون ایجاد سر و صدای زیادی به گوش دیگرا ن برساند. (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص75)

انتظارات از نقش دانش آموز

دانش آموزان با توجه به نقشی که بازی می کنند ، انتظار می رود با سایر دانش آموزان به تعامل بپردازند . اشتراک فکر و مواد آموزشی داشته باشند ، به پیشرفت و اشتیاق تحصیلی یکدیگر کمک کنند و یکدیگر را در برابر یادگیری سایرین مسئول بدانند . انتظار هر دانش آموز آن است که دیگر دانش آموزا ن نیز نهایت تلاش خودر ابه کار گیرند تا موفقیت گروه محرز شود . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص75)

تعیین نقش ها برای اطمینان از پدید آمدن همبستگی

همبستگی برای همیاری را می توان از طریق تعیین نقش های مکمل و اصلی برای اعضای گروهی ایجاد کرد . مثالی که در پی می آید به روشن شدن این موضوع کمک می کند: در نظر بگیرید در کلاس علوم می خواهید تعیین نقش کنید و می دانید که باید از روش پژوهش گروهی برای تدریس استفاده کنید. در چنین حالتی در هر گروهی به یک نفر بررسی کننده و خلاصه کننده نیاز خواهید داشت تا اطمینان یابید که همه اعضای گروه درک و فهم لازم را از تکالیفی که ارائه شده است به دست آورده اند . برای هر یک از گروه ها به یک پژوهشگر- مجری هم نیاز است . پزوهشگر – مجری گروه مواد آموزشی لازم را دریافت می کند و با گروه های دیگر و معلم ارتباطات مورد نیاز را برقرار می کند. افزون بر اعضای فوق در گروه ها به یک ناظر و یک مشوق هم احساس نیاز می شود . ناظر گروه روند همکاری اعضای گروه را مورد مشاهده قرار می دهد و مشوق مشارکت هرکدام از اعضا را تقویت می کند و پاداش می دهد . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص79)

ایجاد همبستگی مثبت برای دست یابی به اهداف

طوری با دانش آموزان ارتباط برقرار کنید تا هدف گروهی واحدی را برگزینند و برای رسیدن به آن به صورت مشترک به فعالیت بپردازند. و در یک گروه یادگیری مواد آموزشی تعیین شده را می پذیرند و تعهد می کنند که به یادگیری دیگر اعضای گروه همیاری رسانند . اعضای گروه های یادگیری همیار مسئول هستند بر یادگیری و تکلیف وظایف یکدیگر نظارت کنند . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص79)

معلمان می توانند از شیوه های گوناگونی برای ایجاد همبستگی مثبت برای هدف بهره گیرند ، برای مثال :

1- از گروه بخواهید گزارش یا مقاله ای بنویسند . زمانی که گروه برای به دست آوردن نتیجه واحد تلاش می کند ، بر مسئولیت یکایک افراد توصیه کنید . در پایان فرآیند کار می توانید یکی از دانش آموزان را به طور تصادفی برای تشریح منطق کار گروه فرا خوانید .

2- پاداش هایی برای گروه ها تدارک ببینید. امتیاز دادن به گروه شیوه ای است که پیام ( یا غرق می شویم و یا باهم به ساحل می رسیم ) را به یادگیرندگان می رساند . معلمان می توانند به دانش آموزانی که در گروه های یادگیری همیارانه کار می کنند ، آزمون های انفرادی بدهند واگر فراگیرندگان بتوانند نمره ای به دست آورند که نسبت به نمره پیش آزمون قابل توجه باشد ، پاداش خاصی ارائه کنند.

همبستگی مثبت ، رغبت و حمایت ویژه در همتایان برای یادگیری به وجود می آورد . چنین فشارهای ترغیبی از سوی همتایان بر مشارکت دانش آموزانی که پیشرفت کمتری دارند به فعالیت های یادگیری می افزاید .اعضای گروه های یادگیری همیار باید دو پیام همبستگی ویژه برای یکدیگر بفرستند :

شما این کار را می کنید و ما درمورد کارتان اطمینان خاطر داریم ! و چگونه می توانم برای بهتر کردن کارتان به شما کمک کنم ؟ (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص80)

ایجاد مسئولیت فردی

هدف از گروه یادگیری همیار افزودن بر میزان یادگیری هر یک از اعضا است .اگر هرکدام از افراد گروه یادگیری از انجام دادن وظایف محوله شانه خالی کنند ، گروه یادگیری مزبور را نمی توان گروه یادگیری همیار خواند . برای اینکه مطمئن شویم که همه اعضای گروه در امر یادگیری فعالانه مشارکت دارند ، معلمان باید به صورت منظم سطح کارکرد هر کدام از اعضای گروه را بررسی کنند . انجام دادن بررسی های تصادفی ، چون انتخاب یکی از اعضا برای پاسخگویی به پرسش ها ، مامور کردن یکی برای ویرایش و گزارش فعالیت ها دریافت نوشته یک نفر از اعضا برای نمره گذاری فعالیت های گروه و ... افراد را ملزم به ایفای وظایف خود می کند . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص80)

ایجاد همیاری میان گروهی

بازده های مثبت و مطلوب گروه های یادگیری همیار زمانی پدید می آید که همه گروه های کلاسی ، یک فعالیت میان گروهی اثرگذار داشته باشند . برای ایجاد همیاری میان گروهی می توان از راهبرد نمره تشویقی استفاده کرد . طبق راهبرد حاضر ، نمره تشویقی به نمره کلاسی که گروه ها می گیرند افزوده می شود . زمانی که گروهی زودتر از سایر گروه ها کار خود را به پایان می برد ، معلم می تواند آنان را ترغیب کند تا به گروه های نیازمند یاری کنند . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص80)

اصل سوم : فهمیدن شبکه ای یادگیری را نوعی فرآیند اجتماعی می داند.

در اصل دوم : گفته شد که فهمیدن دربرگیرنده ساختن شببکه غنی و وسیع معنایی ( Semantilc ) از روابط است که معلومات خام شخص در آن جای می گیرند واین معلومات خام ا ندیشه هایی را در بر دارند که به آن شبکه پیوند می خورند در این هنگام است که یادگیری موثر انجام می گیرد آن کار ساختن شبکه های معنا دار مرتبط به وسیله ارتباط با دیگران ودیدگاه گوناگون برانگیخته می شود این  گونه یادگیری برای همکاری , تشریک مساعی ویادگیری اجتماعی نقش محوری دارد با اندکی دقت متوجه می شویم که زندگی روزانه ما با نمونه هایی از تاثیر ونفئذ همدیگر در فرآیندهای ساختاری به وسیله کسب اطلاعات از همه پر است در یادگیری اجتماعی یا یادگیری به عنوان یک فرآیند اجتماعی متغییر وجود دارد یکی این که یادگیری در جمع آسان می شود دیگری این که آن چه شخص می آموزد تنها در ذهن تک تک دانش آموزان نمی ماند بلکه در معلومات جمعی کلاس (یاگروه) جای می گیرد.به همین سبب برخی از روان شناسان بر این باورند که هوش ویژگی شخص تنها نیست بلکه در درون زمیر فعالیت اجتماعی ظاهر می شود. (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص431)

اصل چهارم :  تعادل اجتماعی  

یادگیری افراد طبعا الگوهایی را از تعامل های اجتماعی می گیرد که ساختار (یا ساخت) معلومات و فهمیدن را نگهداری و تقویت می کنند. (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص432)

اصل پنجم : توزیع اجتماعی  

آن چه آموخته می شود و فرایند های تفکر فراسوی یادگیری غالبا به طور اجتماعی وطبیعی توزیع می شوند و چهره های گروه وساخته های طبیعی را در بر دارند نه محصول ذهنی فرد را به عبارت دیگر دانشوران معاصر بر این باورند که فر آیند یادگیری در ضمینه های خاصی جای گرفته است و محصولات آن ( یعنی آموخته ها ) در سطح بالا به هم بافته شده اند فرایند یادگیری و آن چه آموخته می شود در درون زمینه ها و فعالیت های خاص در سطح بالا به هم پیوند می خورند آن چنان که نمی توان معلومات آموخته را از زمینه عملکرد آن ها تفکیک کرد یا آن دو را از هم تشخیص داد به این ترتیب به بادگیری فرایندمادام العمد می شود که نتیجه عمل کردن در موقعیت هاست . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص432)

اصل ششم : (صفحه 433)  یادگیری جایگاهی شده

معلومات معنا دار و موثر می کوشند با زمینه های خاص یادگیری وکاربرد خودشان هماهنگ وهمنوا شوند.از این رو یادگیری سازنده وموثز نیز دارد که در مجموعه های اجتماعی و فعالیت رخ دهد . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص433)

تعیین رفتارهای مطلوب

واژه ( همیاری ) دارای معنای زیاد و کاربردهای فراوانی است . معلمان باید واژه همیاری را از طریق تعیین رفتارهای مطلوب و مورد پذیرش به صورت عملیاتی تعریف کنند. زمانی که گروه ها به صورت همیار به فعالیت می پردازند باید رفتارهای برشمرده در زیر آنان سرزند :

1- وادارکردن هریک از اعضا برای شرح چگونگی دست یابی به پاسخ .

2- درخواست از یکایک اعضا برای ارتباط دادن پیش آموخته ها به مواد یادگیری جدید .

3- بررسی لازم برای حصول اطمینان از اینکه هرکدام از اغضا به درک فهم مناسب از مواد آموزشی ارائه شده دست یافته اند و پاسخ های ارائه شده را تایید می کنند .

4- تشویق و ترغیب هر یک از اعضا به مشارکت برای انجام دادن کارها .

5- گوش سپردن به سخنان اعضای گروه .

6- تغییر ندادن باورها به جز در مواردی که دلایل منطقی دریافت گردد .

7- نقد و بررسی اندیشه ها ، نه افراد . رفتارهای مورد انتظار را ندارند ، بنابراین کافی است برای هر درسی چند رفتار ویژه را تعریف کنند . دانش آموزان باید بدانندکه چه رفتاری در گروه یادگیری مناسب و مورد پذیرش است . با این همه شایسته نیست که اطلاعات خارج از قاعده و بیش از حد به دانش آموزان ارائه شود و ذهنشان انباشته گردد. (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص81)

عواملی که چگونه فرایند یا عمل تدریس را تعیین می کند یا درآن اثر مستقیم دارند عبارتند از :

1- عوامل بدنن مانند :  چگونگی کارکرد حواس مخصوصا شنوائی وبینایی در دا نش آموزان   

2- عموامل شناختی مانند : هوش ,عادت های ذهن , استعدادها , و توانایی های دا نش آموزان

3- عوامل اجتماعی مانند : زمینه های اجتماعی و تجربه های گروهی پیشین ایشان

4- عوامل عاطفی : شامل رغبت ها , آرزو ها وانتظارات و گرایش های دا نش آموزان

5- عوامل زبان ( عمدتا زبان کلامی ) که زبان وسایر وسایل ارتباطی را در بر می گیرند. (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص436)

سبک های پدری / مادری

بیشتر کارشناسان تربیتی خانواده , پدران ومادران را چنین طبقه بندی می کنند :

والدین های مقتدر با این خصایص : عاطفی ومهربان هستند ,  در صورت لزوم کنترل می کنند و محدودیتهایی به وجود می آورند به فرزندان اجازه می دهند که اظهارنظر کنند یا در ( بده وبستان کلامی )

شرکت کنند فرزندان چنین والدین ها معمولا متکی به خویشتن , شایسته , واز نظر اجتماعی مسئولیت پذیر بار می آیند . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص543)

والدین های خود کامه با این خصایص :

خواهن فرمان برداری بدون چون وچرا هستند برای کنترل رفتار کودکان از تنبیه بدنی استفاده می کنند , کم تر مهربان اند فرزندان ایشان معمولا نا شاد , بی اعتماد , در تعامل اجتماعی ناتوان وغالبا بزرگسا لان وابسته بار می آیند . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص543)

والدین آسانگیر , با این خصایص :

کم تر امر ونهی می کنند به فرزندان شان اجازه می دهند شخصا تصمیم بگیرند انضباط ناهمسان به کار می برند , فرزندان این گونه والدین ها معمولا رشد نایافته , وفاقد خویشتن داری هستند وکم تر کارش می کنند. (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص543)

شاید از جمله مهم ترین چیزهایی که می توان فرزندان خود آموزش دهیم و آن ها را پایه سلامت ایشان بدانیم این است که :

 الف – چکونه با دیگران ارتباط بر قرار کنند .      

ب – چگونه دیگران را دوست بدارند  .

ج – چگونه تفاوت های میان خود ودیگران را محترم شمارند .

د – چگونه این پرسش ها را برای خویشتن ومردم مطرح کنند که هدف زندگی چیست ؟ (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص546)

جامعه        

گفته اند فرزند سالم را در خانواده سالم و خانواده و مدسه سالم را هم در جامعه سالم جست وجو کرد بنابر این سالم بودن جامعه از شرایط ضروری سالم بودن خانواده ها ومدارس است از دیگاه روان شناس و آموزش وپرورش جامعه را سالم می خوانیم که :

گردانندگان آن از هماهنگی نسبی هماهنگی بر خوردار باشد .

سرمایه گذاری در بهبود وسالم سازی مدارس را در اولویت قرار بدهند .

نسبت به مدرسه و فعالیت های آموزشی گرایش مثبت داشته باشند .

از فرهنگ متکامل یا انعطاف پذیر بر خوردار باشند .

مدرسه را وسیله تبلغ تلقی نکنند .

استقلال مالی و عملی مدرسه را همیشه محترم بشمارند .

مدرسه را جایگاه یا منبع علمی ویادگیری معتبر تلقی کنند .

در سرمایه گذاری برای مدرسه وتحصیل خسیس نباشند .

از آنچه گفته شد می توان به این نتیجه کلی رسید که خانه ومدرسه وجامعه در حکم سه زاویه یک مثلث هستند.

میان آن ها تعامل مداوم وجود دارد ودر عین حال که کدام یک سیستم است همگی هم سیستم بزرگتری را تشکیل می دهند هر گونه کم توجهی به یکی از آن ها وهر گونه کم توجهی به یکی ازآن ها به دو مجموعه دیگر بدون تردید به ضررهای مزمن وجبران ناپذیر هرسه یا سیستم بزرگ تر خواهد انجامید به بیان دیگر سلامت روان شناختی کودکان و نوجوانان بستگی دارد به این که :

1- خانه ومدرسه وجامعه همدیگرورا دریابند وبپذیرد .

2- هر سه سودمند وموثر مداوم برخوردار باشد .

3- هماهنگی نظری وعملی نسبی میان آن ها بر قرار باشد .

 4- آموزش وپرورش را وظیفه همگانی بدانند .

5- آموزش وپرورش را کشتی زندگی تلقی کنند که هر سه ارکان آن به شمار می روند وشانس نجات یافتن یا غرق شدن همه آن ها برابر است .

6- آموزش وپرورش کودکان و نوجوانان را نه یک حرفه بلکه یک مسئولیت اجتماعی بدانند وهرکدام نقش اختصاصی خود را به موقع , صادقانه وصمیمانه ایفا کنید بدون اینکه چگونهگی ایفای نقش بقیه غافل باشد .

7- سرانجام مدارس هر کشور آینه تمام نما وشفاف چگونگی خانواده ها وکلا جامعه آن کشورند . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص563)

یکی از موارد منظور از مدیریت کلاس ( کلاسداری ) چیست ؟ این است که :

نیازهای عاطفی یا هیجانی , احساس ارزش شخص , موفقیت , خود گردانی , ماجرا جوی , شناختگی , هماهنگی با واقعیت , پایگاه داشتن میان همگان , احترام داشتن , همدردی ومحبت . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص601)

نیازهای اجتماعی :

به نیازهای عاطفی بستگی دارند یعنی نیاز به محبت کردن , اعتماد به دیگران , شرکت اجتماعی , خدمت به دیگران , بر خورداری از روابط خوب با دیگران

به موقع ارضاء نشدن این نیازها طبعا به خشم وپرخاشگری تا نشان دادن رفتار نا مطلوب سنی خواهد انجامید همه افراد بشر گاه وبی گاه عمدتا هنگام بر خورد با موانع دشوار در ارضای نیاز های خود فشار روانی ( استرس ) البته با درجات متفاوت پیدا می کنند . (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص601)

علل مهم فشار روا نی در مدرسه وکلاس عبارتند از :

متقاضیان مبهم مدرسه یا کلاس

تعارض نقشه های اولیای مدرسه یا معلمان

سنگینی یا سبکی دروس به نسبت سن واستعداد دا نش آموزان

فقدان حمایت اجتماعی از برخی دانش آموزان

نبودن فرصت های شرکت دانش آموزان در بعضی از تصمیم گیری های درسی

ابهام نقش یا انتظارات دانش آموزان

عوامل شخصی از قبیل : نابسامانی خانوادگی , بیماری های مزمن , موقعیت اقتصادی , اجتماعی نا مطلوب , سازمان فرهنگی خانواده و ............ (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص601)

اقدامات لازم برای آموزش مهارت های همکاری

معلمان ممکن است درحین بازدید از فعالیت های گروه های یادگیری با دانش آموزانی مواجه شوند که مهارت کافی برای همکاری ندارند و گروه ها را با معضلاتی روبه رو می کنند . انتظار می رود که معلمان پا پیش بگذارند و روش درستی را برای همکاری ارائه دهند . همچنین، آنان می توانند با مشاهده نشانه های رفتاری مطلوب به تقویت بپردازد و بازخوردهای لازم رفتاری را به دانش آموزان عرضه کنند. زمانی مشاهده می شود که اعضای گروه رفتار مطلوبی برای همکاری نشان نمی دهند . در این حالت معلم وظیفه دارد به صورت اساسی مهارت های مناسب را آموزش دهد . به هر روی گفتنی است که بهترین زمان برای آموزش مهرت های همکاری ، زمانی است که فراگیرندگان نیاز دارند. مهارت ها را باید به دانش آموزانی که تازه کار هستند آموخت تا در کارهای بعدی هم مورد استفاده قرار دهند . وقتی به دانش آموزا ااطلاعاتی درباره ی مهارت های همیاری داده می شود فقط مفاهیم مربوط را یاد می گیرند، ولی زمانی که مهارت ها را به کار می گیرند ، اصل مهارت را فرا می گیرند .بهتر است گفته شود که خوش بختانه مهارت های همیاری را می توان همانند دیگر مهارتها آموزش داد و یاد گرفت . دانش آموزان برای یادگیری مهارت های همیاری دست کم به موارد اشاره شده در زیر نیاز دارند :

1- دانش آموزان باید کاستی های مهارتی خود را بازشناسی کنند .

2- مهارت مورد نظر برای یادگیری باید به صورت دقیق و درست به دانش آموزان معرفی شود.

3- دانش آموزان برای تمرین مهارت ها باید تشویق شوند .

4- به دانش آموزان باید فرصت و زمان کافی برای بحث درباره ی نحوه ی استفاده از مهارت ها داده شود .

5- دانش آموزان باید در تمرین مهارت ها پشتکار داشته باشند تا انکه مهارت مورد یادگیری درونی شود.

(راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص82)

راه حل های موجود در یافته های علمی به شرح زیر است:

 منصفانه كار كردن ‌
مشخص كردن كارهاي هر يك از افراد گروه يكي از مراحل مهم كار گروهي است. اتفاقي كه در بيشتر كارهاي گروهي در مدرسه مِي‌افتد آن است كه يك نفر تمامي كارهاي كل گروه را به تنهايي انجام مي‌دهد. يكي از دلايل اصلي بي‌علاقگي به كار گروهي و ترجيح كارهاي فردي نيز همين مساله است. حتي بسياري از پدر و مادرها نيز زماني كه متوجه مي‌شوند كودكشان به عنوان عضوي از گروه به انجام فعاليتي بپردازد با يادآوري خاطرات تلخ خود نظر مساعدي در اين زمينه نشان نمي‌دهند و به جاي ترغيب بچه‌ها به گروهي عمل كردن، آن‌ها را به سمت فردگرايي سوق مي‌دهند. براي آن كه كار در ميان اعضاي گروه به صورت منصفانه‌اي تقسيم شود، بهتر آن است كه معلم خود براي كاري كه انجام داده است، توضيحاتي به صورت كتبي يا شفاهي ارائه كند.

هدايت گروه
براي آن كه بچه‌ها بتوانند در كنار يكديگر به طور صميمانه كار كنند، بهتر است علاوه بر آن كه معلمان بر كارشان نظارت دارند، يك نفر هم به عنوان سرگروه به كارها نظم بدهد. در واقع كليد برگزاري جلسات موفق گروهي، داشتن يك سرگروه است، كسي كه جلسه را هدايت مي‌كند. البته لازم نيست كه رياست را هميشه به يك نفر سپرد، بلكه بهتر است همين كار به صورت گردشي به اعضاي گروه سپرده شود.

منبع: روزنامه اطلاعات ٢١/١١/١٣٨٦

http://www.farzanegandokhtaran.blogfa.com/post-4.aspx

مشخص نمودن تشویق های مشترک برای گروه،تشویق دانش آموزان برای تقسیم کارو تنظیم وظایفی که شاگردان رابرای رسیدن به تفاهم وتوافق عمومی وادارمیکند

در اکولوژی کلاس , نیاز به همکاری رجوع کنیم 

بدیهی است که فعالیت سازنده در یک گروه بدون همکاری اعضای آن غیر ممکن است وکلاس هم گروهی تلقی می شود که معلم ومحصلان اعضای آن گروه به شمار می روند نوع همکاری دانش آموزان در مراحل گوناگون آموزش ( تحصیل ) فرق می کند مثلا نوع هم کاری کودکان خرد سال با نوع همکاری دبستانی ها متفاوت خواهد بود وظیفه اساسی مدیریت کلاس این است که همکاری محصلان در فعالیت ها کلاس رابر انگیز دو نگه دارد این همکاری ممکن است به شکل های گوناگون انجام گیرد شرکت در برنامه ریزی , آماده سازی وسایل , تامین خواسته های رفتاری وتحصیلی خاص , آماده سازی زمینه های گردش های علمی , دعوت کردن از والدین به مدرسه , ترتیب جلسه های بحث وگفت وگوی مدرسه با اولیای دانش آموزان تمیز نگه داشتن کلاس , کنترل حضور وغیاب , پیش بینی مسائل احتمالی وپیشگیری به موقع آن ها انتخاب وتنظیم فعالیت های فوق برنامه و.................. (نگاهی نو به روانشناسی آموختن یا روانشناسی تغییر رفتار- جلد دوم-علی اکبر شعاری نژاد , چاپ اول 1380 انتشارات چاپخش-ص621)

 سیروتنیک شکلهای ارزشیابی ، شاگردان را در مقایسه با شاگردان ارزشیابی می کند . بسیاری از الگو پردازان اجتماعی معتقدند که طرح های فرد گرایانه ی آموزشی که با شکل دوباره خوانی معلم محور ترکیب شده اند ، در واقع برای افراد و اجتماع به لحاظ کاستن از یادگیری ، خلق جو ، غیر طبیعی و حتی ضد اجتماعی  وشکست در فراهم آوردن فرصت هایی برای شاگردان که توانمندی خود و افراد دیگر را به حداکثر برساند بازدارنده است و نمی گذارد شاگردان توانمندی خود را در همیاری به عمل در آورند. آنان می گویند مردم در ذات خود اهل همیاری هستند و سرکوب همیاری شاگردان را از یکدیگر دور و آنانر ا از بعد مهم شایستگی خود محروم می سازند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 58)

جان دیویی این مفهوم را در خلال نیمه ی اول قرن بیستم به خوبی معرفی می کند . همیاری برحسب نظر دیویی به عنوان اولین اساس و پایه ی تحول تعدادی از الگوهای آموزش و فعالیت انجمن پیشرو در آموزش و پرورش محسوب می شود و از داوره ی فعلی تحقیق و رشد الگوهای اجتماعی در آموزش و پرورش حمایت می کند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 58)

خانواده الگوهای اجتماعی

الگوهای اجتماعی ، چنانکه از نام آن پیداست ، بر ماهیت اجتماعی ، نحوه ی یادگیری رفتار اجتماعی ، و نحوه ی افزایش یادگیری تحصیلی بر حسب تعامل اجتماعی تاکید می کند .تقریبا همه کسانی که الگوهای اجتماعی راپدید آورده اند براین باورند که نقش عمده ی آموزش و پرورش آماده سازی شهروندان برای بروز رفتار منسجم به منظور بهبودی زندگی فردی و اجتماعی و تامین نظم اجتماعی ثمربخش و مردم سالار است . آنان عقیده دارند مشارکت در کارها به صرف خود کیفیت زندگی مارا بهبود می بخشد ، شادی و احساس لذت و دوستی را برایمان به ارمغان می آورد و از خود بیگانگی و تعارض اجتماعی نابجا را کاهش می دهد. علاوه بر آن ، رفتار توام با همیاری برانگیزنده یعقل و رفتار اجتماعی است . بنابراین می توان وظایف و تکالیف لازمه ی تعامل اجتماعی را برای تقویت یادگیری تحصیلی طراحی کرد . بهبود مهارت های تحصیلی و شناخت با یکدیگر ترکیب می شوند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 57)

نظریه پردازان اجتماعی بسیاری از الگوهای توانمندرا برای افزایش ذخایر ذهنی معلمان و تدوین محیط های آموزش به وجود آورده اند .این اشخاص مدرسه را جامعه ی کوچک و مولد و نه جمع گشتی از دانش آموزان که هر یک به تنهایی و مستقل آموزش می گیرند، می دانند . شاگردان در فرهنگ آموزش مبتنی بر همیاری می توانند یاد بگیرند از سایر خانواده الگوهای تدریس برای کسب دانش و مهارت های مورد نظر آن الگوها استفاده کنند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 57)

بسیاری از نظریه پردازان اجتماعی ضمن ارائه استدلال هایی برای الگوهای خود ، کفایت طرح های آموزشی در وضع موجود را زیر سوالات جدی خود برده اند . معلمان در مدارس ما بسیاری از تکالیف یادگیری را برای شاگردان تعیین می کنند . اکثر تعامل بین معلمان و شاگردان به شکل دوباره خوانی است که در آن معلم سوالاتی درباره ی آنچه که خوانده می شود مطرح می کند ، از شاگردی می پرسد و او پاسخ می دهد و سپس معلم پاسخ اورا تایید یا تصحیح می کند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 57)

 

استفاده از روش تدریس بحث گروهی

روش تدریس بحث گروهی از دسته روش های تدریسی دانش آموز – محور است . به طور معمول در این روش ها دانش آموزان تلاش زیادی برای فراگیری دانش ، مهارت و نگرش ها می کنند . در مقایسه با روش تدریس سخنرانی  که معلم – محور است و عمده فعالیت های کلامی برای زمینه سازی به منظور کسب مهارت و دانش به عهده معلم است ، در روش تدریس بحث گروهی دانش آموزان به نحوی فعال در تدارک زمینه های لازم برای یادگیری تلاش می کنند . (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص332)

روش تدریس بحث گروهی در پی تحقق اهداف زیر است :

1- آماده سازی دانش آموزان برای شرکت در یادگیری

2- ایجاد تحریک و انگیزش در دانش آموزان

3- ترغیب دانش آموزان به تحلیل انتقادی مفاهیم ، مهارت ها و نگرشها

4- ایجاد تحریک در دانش آموزان به منظور ارائه راه حل های خلاقانه برای مسائل

5- پرورش مهارت های همیاری و مشارکت

(راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص333)

راه حل های مشکلات احتمالی در اجرای روش تدریس همیاری

با دانش آموزی که نمی پذیرد در فعالیت های گروه یادگیری همیار شرکت کند چه باید کرد ؟ (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص375)

راه حل :

1- با دانش آموز ناراضی یا سرکش از پیش صحبت کنید و همان کاری را که در گروه از وی انتظار می رود به او بیاموزید . در این کار به شیوه مثبت و تشویق کننده عمل کنید چنانکه گویی مطمئن هستید او مشارکت خواهد کرد ، هرچند امکان دارد مطمئن نباشید .

2- از برگه های مشاهده ای استفاده کنید . روی هر برگه اسامی اعضای گروه را بنویسید . زمانی که از گروه ها دیدن می کنید براساس کارکرد افراد در گروه علایمی در برگه ثبت کنید که نشانگر کیفیت کار است . اگر دانش آموز ببیند که حضور در گروه ارزشمند تلقی می گردد و ارز ش فعالیت های وی شناخته می شود به مشارکت رغبت بیشتری نشان می دهد .

3- از اعضای گروه های یادگیری برای حل مشکل کمک بگیرید و به راه حل های آنها توجه نشان دهید .

4- اگر راه حل های فوق اثرگذار واقع نشد به دانش آموز مشکل دار اجازه دهید به تنهایی کار کند . از آنجا که مسائل درسی در گروه بهتر حل می شوند این امر عامل ترغیبی برای مشارکت دانش آموز سرکش در فعالیت های گروهی است. (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص376)

اگر دانش آموزا نخبه ( زرنگ ) به این سبب که نمره آنان پایین می آید ، نخواهند در گروه کار کنند ،چه کنم ؟

راه حل :

1- پیش از آنکه دانش آموزان کلاس را به گروه های همیاری تقسیم کنید ،اهمیت یادگیری مشترک را به آنان در میا ن بگذارید .به دانش آموزا ن اطمینان دهید که نه فقط نمره آنان در گروه کم نخواهد شد بلکه مهارت هایی هم فرا خواهند گرفت که همیشه به آنان کمک خواهد کرد .

2- برای آنان توضیح دهید که بیش از حد انتظار خواهند آموخت زیرا یاددادن به دیگران به فرد کمک می کند تا آموخته های خود را بهتر بفهمد .

3- کار می کنید که برای آنان منفعت داشته باشد : اگر همه افراد گروه به حد مشخصی رسید ، نمره ارفاقی بدهید . چون دانش آموزا ن نخبه به نمره علاقه مندند ، خیلی دوست دارند که نمره 20 یا در حد بالائی نمره بگیرند. (راهنمای روشهای نوین تدریس،دکترمحرم آقازاده،آییژ،نوبت اول تابستان84،ص376)

 

مقاصد و فرض ها

فرض هایی ناظر بر گروه های یادگیری مبتنی بر همیاری کاملا مشخص می باشند .

1- انگیزش ناشی از همکوشی به وجود آمده در محیط های مبتنی بر همیاری برای رفتار بیش از محیط های مبتنی بر رقابت و فرد گرایی است . تاثیر گروه های منسجم اجتماعی بیش از مجموع اجزای آن می باشد . احساس یکپارچگی توان مثبتی را ایجاد می کند .

2- اعضای گروه ها از یکدیگر می آموزند و هر فراگیری از دست های یاریگر بیشتری نسبت به ساختاری که ایجاد انزوا کند برخوردار است .

3- تعامل با یکدیگر در مقایسه با روش مطالعه ی جدا از دیگران به افزایش شناخت ناشی از ترکیبات بیشتر ذهنی و خلق فعالیت بیشتر عقلی منجر شده که آن خود سبب افزایش یادگیری می شود .

4- همیاری به افزایش احساسات مثبت نسبت به یکدیگر ، کاهش جدایی و تنهایی ، ایجاد روابط و نگرش های مثبت به افراد دیگر می شود .

5- همیاری منجر به تقویت عزت نفس از طریق افزایش یادگیری و احساس شخص از اینکه مورد احترام و توجه افراد دیگر در محیط قرار گرفته منجر می شود .

6- دانش آموزان توان خود را برای کار ثمر بخش بایکدیگر افزایش داده و با آن می توانند به تجربه مورد نیاز در تکالیفی که به همیاری انجام می شوند پاسخگو باشند . به عبارت دیگر دانش آموزان با افزایش فرصت بیشتر برای انجام کار بایکدیگر، آن کار را بهتر انجام می دهند و از مهارت های کلی اجتماعی بیشتری برخوردار می شوند .

7- دانش آموزان از جمله کودکان دبستانی ، می توانند یاد بگیرند از طریق مهارت آموزی در کار جمعی توان خود را برای کار با یکدیگر افزایش دهند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 64)

دانش آموزان در کلاس های با چنان سازمانی در گروه های دو نفره یا گروه های با اعضای بیشتر کار می کنند، به یکدیگر آموزش می دهند و از پاداش های مشترک برخوردار می شوند و نسبت به روش بررسی فردی و معمول در طرح بازخوانی از چیرگی بیشتری بر مطالب درس برخوردارند . همچنین مسئولیت مشترک و تعامل احساسات مثبت تری نسبت به تکالیف و افراد دیگر ایجاد می کند ، روابط بهتر بین گروهی بوجود می آورد ، و منجر به تصویر بهتری از خویشتن برای دانش آموزان با پیشینه ی پیشرفت تحصیلی ضعیف می شود . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 65)

یک نمود این الگو برای کسانی که  یادگیری مبتنی بر همیاری برای آنان یک نوآوری محسوب می شود ، آسان بودن سازمان دهی دانش آموزان در گروه های دو یا سه نفره است . ترکیب پشتیبانی اجتماعی و افزایش پیچیدگی شناخت مبتنی بر تعامل اجتماعی ، دارای اثرات ملایم ولی سریع بر یادگیری محتوی و مهارت ها است . علاوه بر آنها یاوری در یادگیری ، آزمایشگاه جالبی برای رشد مهارت های اجتماعی و هم دلی با دیگران است . رفتار خارج از وظیفه و مخل نظم تا اندازه ی قابل توجهی محو می شود . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 66)

دانش آموزان در محیط های مبتنی بر همیاری احساس خوبی به دست می آورند و در آنان احساسات مثبت درباره ی خود و دیگران افزایش می یابد . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 66)

افزایش کارآیی یاوران

1- عادت آموزی برای همیاری : راهنمایی هایی چون اندازه یگروه ، ترکیبات و تمرین برای کمک به دانش آموزان برای مجربق و اثربخش شدن وجود دارد . این راهنماییها مرتبط با اندازه ی گروه ، پیچیدگی و انجام کار است .

2- عادت آموزی برای کارآمدی : می توان از علائم ساده دست برای جلب توجه گروه های مشغول به کار استفاده کرد یکی از روش های معمول ، آموختن این عادت به دانش آموزان است که هر موقع مربی دستش را بلند کند باید هریک از شاگردان به آن مربی توجه و دستش را بلند کند . این نوع روش کار از آن جهت که معلم دیگر نیازی  ندارد تا فریاد بلند تر از هیاهوی یاران مشغول به کار سر دهد ، کارآمد است و به شاگردان مشارکت در جریان مدیریت را آموزش می دهد .

کاگان روش های متعددی برای آموختن همکاری دانش آموزان در جهت حصول به هدف ها و اطمینان از مشارکت برابر همه ی دانش آموزان در تکالیف گروهی به وجود آورده است . اختصاص شماره ای به شاگردان است که او آن را شماره ای کردن دانش آموزان می نامد . در این الگو از شماره ای کردن برای اطمینان از این که بعضی دانش آموزان همیشه (یادگیران ) و ( سخنگویان ) گروه خود نشوند و دیگران بر شانه ی آنان سواری نکنند استفاده می شود . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 67)

 

3- عادت آموزی برای به هم پیوستگی : ساده ترین روش هموابستگی تفکر بر جریان گروهی و مباحثات در باب راه های همکاری اثر بخش با یکدیگر است . پیچیده ترین روش ، تدارک برای تکالیفی است که رفتار هم بسته ای را مورد نظر دارد . مثلا بازی هایی با کارت وجود دارد که موفقیت در آن هنگامی به دست می آید که کارت های با ارزش ، (تسلیم) بازیگر دیگر شود و بازی های مقابله یپیامی وجود دارد که موفقیت در آن بستگی به فتح موضع طرف مقابل دارد . روش های چرخش تکالیف نیز وجود دارد که در آن فرد از تکالیف فرمان پذیری به فرماندهی در تکلیف تغیییر مقاوم می دهد و اعضا وظیفه ی هماهنگ کنندگی را به نوبت می پذیرند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 68)

4- تقسیم کار : تخصصی شدن

تکالیف در واقع به نحوی ارائه می شود که تقسیم کار کارآمدی را افزایش دهد . توجیه منطقی این است که تقسیم کار همبستگی گروه برای یادگیری اطلاعات و مهارت ها را افزایش می دهد و همه ی اعضا دارای مسئولیت یادگیری و ایفای نقش عمده خود در آن گروه می شوند . یا به همین ترتیب وقتی تکالیفی که نیاز به یادسپاری دارد به کلاس داده می شود ، گروه مسئولیت ایجاد یادیار برای جنبه هایی از اطلاعات را تقسیم می کند . یا گروه هایی به وجود می آورد که مسئولیت بخش هایی از اطلاعات را که قرار است یاد گرفته شود بپذیرند . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 69)

روشی به نام ( شکل سازی ) به منظور ایجاد سازمان های رسمی برای تقسیم کار به وجود آمده است این روش به عنوان معرفی جریانات تقسیم کار ازشکلی کاملا سازمان یافته و مناسب برخوردار است در حالی که سازمان کلاس درس متمایل بر فرد گرایی به افراد اجازه می دهد بهترین مهارت رشدیافته ی خود را تمرین کنند روش های تقسیم کار بر گردش نقشها ، رشد مهارت های دانش آنوزان در همه ی زمینه ها استوار است. (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 69)

5- تشویق رفتار مناسب نتیجه بخش است . اگر سطح کار دو گروه مختلف است ، تشویق گروه مثمرثمرو سپس شرکت بی سر و صدا در گروه کمتر ثمر بخش و رهبری آن همواره می تواند مفید افتد . (الگوهای تدریس 2000،بروس جویس،مارشاویل،امیلی کالهون،ترجمه محمدرضا بهرنگی،چاپ دوم ،انتشارات دیدآور،1381،ص 513)