باسمه تعالی

توصيف وضعيت موجود:

اینجانب سید محمد  حجت حسینی   دانشجوی ترم آخر  کارشناسی حرفه و فن درمرکز تربیت معلم شهید بهشتی می باشم ودارای20سابقه آموزشي هستم. درناحیه 4 مشهد مقدس در مدرسه پسرانه  علامه مجلسی ودرمدرسه راهنمایی فقلی ناحیه6به صورت حق التدریس  مشغول به تدریس می باشم. 15 سال از خدمت خودرا در شهرستان محروم چناران مشغول تدریس بودم و 10سال سابقه فعا لیت در گروهی های آموزشی در این شهرستان را دارم و2سال بعنوان معلم نمونه در این شهرستان انتخاب شده ام.

 مدرسه ای که درآن تدریس دارم مدرسه راهنمایی قفلی ناحیه 7 است که از نواحی خوب مشهد بوده و در منطقه جاهد شهر واقع گشته است که اکثر خانواده ها کارمند و دارای مدرک عالیه هستند .. مدیر این آموزشگاه فردی با تجربه و دارای 8 معاون و حدود 40 نفر پرسنل که 95% آنها دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس هستند.

 فضای آموزشی مدرسه شامل:18کلاس درسه پایه تحصیلی ،نمازخانه دیتا،آزمایشگاه،کارگاه می باشد  و بصورت دو نوبته با500دانش آموز اداره می شود.در کلاس دوم 1این مدرسه دانش آموزانی هستندکه دردرس حرفه و فن (تئوری وکارگاه) مشکلات آموزشی دارندبا توجه به نمرات نوبت اول که مشاهده گردید واین موضوع رابا مدیر مدرسه و معاون آموزشی در میان گذاشته وآن تایید نمودند وهمین عوامل باعث گردید که بنده به فکر درصدد علت آن برایم.و این موضوع را انتخاب نمودم:

و اما مشكلي كه من دراین کلاس  احساس مي‌كنم افت تحصلی در میان  تعدادي از دانش‌آموزان (6 نفر) نسبت به بقيه دانش‌آموزان است. دليل اين مدعا هم سطح بسيار پايين نمرات اين دانش‌آموزان در تمام دروس به استثناء دروس ورزش و هنر (كه نياز به مطالعه ندارد) و همچنین با توجه به نمرات سالانه و كارنامه پايان‌ ترم اول است. كه تمام معلمين شاغل در آموزشگاه نيز از وضع موجود اظهار نارضايتي مي‌كنند.

حال با وضعيت موجود سعي داريم با ارائه راهكارهاي عملي افت تحصیلی موجود درميان اين دانش‌آموزان کاهش دهیم و ارتقای سطح تحصیلی آنان را افزایش دهیم.

 چگونه می توانم افت تحصیلی دانش آموزان کلاس دوم 1 درس حرفه و فن مدرسه راهنمایی فقلی را کاهش دهم؟

واژگان کلیدی

چگونه:(ادات استفهام ) از چه نوع ، در چه وضع . 2 - (ادات تعجب ) چه جور، چه طور  (فرهنگ معین،صفحه 1467)

  می توانم :توانایی داشتن، قادر بودن ( فرهنگ معین ،صفحه 1540)

چگونه می توانم :از چه طریق ،چه طور ،به چه سبب،چگونگی ،راه و روش ،متد ،کیفیت ،چنانکه . (فرهنگ معین،صفحه 556 )

افت تحصیلی: کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.(فرهنگ معین ،صفحه 1920)

دانش آموز:شاگرد مدرسه،طالب علم،آموزنده علم در اصطلاح مدارج تحصیلی (لغت نامه دهخدا جلد اول صفحه 2240)

کلاس :هریک از شعبه های مدرسه که شاگردان آن هم قوه و هم درس دریک اطاق درس می خوانند.(جلد دوم لغت نامه دهخدا صفحه 2299)

مدرسه راهنمایی:مدرسه ای که دانش آموزان پس از گذراندن دوره ی پنج ساله ابتدایی در آنها با آموختن مقدماتی از فنون و حرف متداول برای خدمات آزاد اجتماعی آماده شونداین مدارس در نظام جدید آموزشی ایران جانشین دوره ی اول دبیرستان هاست. (جلد دوم لغت نامه دهخدا صفحه2646)

ناحیه:کرانه،جهت،طرف،سوی،حوزه،جانب.(جلد دوم لغت نامه دهخدا صفحه2907)

کاهش: کم شدن ،نقصان،پذیرفتن،کمی مقابل افزایش کم شدن و کاستن و پایین آمدن ارزش وشخصیت . .(جلد دوم لغت نامه دهخدا صفحه 2234)

مفاهیم کلیدی:

منظور از افت تحصیلی چیست؟

افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

یک نظام آموزشی کارآمد کمترین افت تحصیلی و بالا ترین بازدهی را دارد.به عبارت دیگر افت تحصیلی شامل جنبه های مختلف شکست تحصیلی چون غیبت مطلق از مدرسه ، ترک تحصیل دانش آموز و سالهای مقرر آموزشی ، تکرار پایه ی تحصیلی کیفیت نازل تحصیلات دانش آموز در مقایسه با آنچه که باید باشد،کسب محفوظات به جای معلومات است.

افت تحصیلی را به افت کمی و افت کیفی تقسیم می کنند:

افت کمی عبارت است از درصد دانش آموزان یک دوره ی آموزشی که سبب مردود شدن یاترک تحصیل نتوانسته اند آن دوره را با موفقیت بگذرانند و منظور از افت کیفی نارسایی در رسیدن به هدفهای تعیین شده یا عدم تحقیق بخشی از این هدفهاست. بنا براین تفاوت میان دانش و مهارت فارغ التحصیلان یک دوره آموزشی و هدف های تعیین شده برای این دوره،افت کیفی را نشان می دهد(کاکیا،1379؛27).

چرا دانش آموزان دچار افت تحصیلی می شوند؟

افت تحصیلی یا اتلاف به صورت های زیر در آموزش و پرورش بروز می نماید:

1-افت بر اثر قصور نظام اجتماعی در آموزش و پرورش همگانی: چون تعلیم و تربیت ، شکوفایی استعدادهای انسان را بر عهده دارد و انسان شدن و تحقق یافتن انسانیت در گرو تعلیم وتربیت است ، لذا حق تعلیم تربیت یکی از مهمترین حقوق اساسی هر انسانی است و فراهم کردن امکانات آموزش و پرورش همگانی برای شکوفایی ابعاد معنوی و مادی انسانها ، و تامین حقوق همه ی انسان های یک جامعه ضروری است . بدین لحاظ جامعه و کشوری که در فراهم آوردن آموزش و پرورش همگانی قصور داشته باشد ، وظایف خود را در برابر شهروندانش خوب انجام نداده است و بدین قرار بخشی از منابع انسانی خود را که توسعه و تکامل بخشیده از دست خواهد داد تلف کرده است .

2-افت بر اثر قصور نظام آموزشی در کودکان و نوجوانان و جوانان داخل نظام آموزش و پرورش : این نوع افت هنگامی وقوع می یابد که حتی امکانات تحصیلی هم برای افراد فراهم گردیده،اما به علل مختلف از جمله نگرش خانواده نسبت به تحصیل کودکان ، نوجوانان و جوانان خود را از نظر جنسیت آنها و با توجه به نیازی که خانواده به کار فرزندان خود دارد ، یا به علت نامتناسب بودن هدف ها و برنامه های تعلیم و تربیت با نیاز ها،علائق و انتظارشان و علل و عوامل دیگر که باعث می شود آنان از فرستادن فرزندان خود به موسسات آموزشی خودداری کنند .

3-افت بر اثر قصور آموزشی در نگهداری افراد در داخل نظام آموزشی : به همین ترتیب با عنایت به این اصل مهم ، توانایی نگهداری افراد در نظام های آموزشی ، چه در سطح آموزش و پرورش اجباری و چه اختیاری ، به عوامل داخلی و خارجی نظام آموزش و پرورش بستگی دارد.یعنی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه ممکن است چنان باشد که مدرسه نتواند آنچنان که در نظر دارد تا حد لازم افراد را در مدرسه نگه دارد و یا تعدادی از آنان مدرسه را ترک کنند .

4-افت بر اثر قصور نظام آموزشی در برقراری هدف ها و برنامه های متناسب آموزشی و پرورشی : در این نوع افت ، افراد به موسسات آموزشی آمده و تحصیلات خود را نیز ادامه داده و از مرحله یا دوره ای از آموزش و پرورش نیز فارغ التحصیل شده اند ، لیکن به علت نامتناسب بودن هدف هاو برنامه های این موسسات ، شایستگی ها مهارت های لازم را کسب نکرده اند . لذا آموزش و پرورش نامتناسب اینگونه افراد نوعی افت به حساب می آید.

5- افت بر اثر قصور نظام آموزشی در دستیابی کارآمد نسبت به هدف ها و برنامه های نظام آموزشی: این نوع افت حاصل عدم کارایی مناسب نظام آموزشی در دستیابی به هدفها و برنامه های خود حاصل می شود که عامل اصلی این افت را می توان افت بر حسب کمبود محصول برای نظام آموزشی برای هر پایه ی تحصیلی در هر زمان ، نسبت به آنچه که نظام آموزشی پذیرفته است ، در دستیابی به معیار ها و ملاک هایی که برای موفقیت آنان در هر سال تعیین گردیده است نسبت داد عامل اصلی این نوع افت دانست (کاکیا،1379؛29-31).

سابقه ی تاریخی افت تحصیلی و رکود تحصیلی

شکست و ناکامی در تحصیل ، و محیط اجتماعی شاگردان نتیجه یک بررسی بزرگ است که توسط سازمان علمی – فرهنگی ملل متحد (یونسکو) صورت گرفته است .در سال 1971 کنفرانس بین المللی تعلیم و تربیت برگزار گردید و نمایندگان 90 کشور عضو در آن شرکت داشتند. دفتر بین المللی تعلیم تربیت که اکنون جزء یونسکو به شمار می رود تحقیقاتی را شروع کرد تا مشخص کند که دولت ها چگونه با این مسئله بر خورد می کند و برای حل آن از چه راه حل هایی استفاده می نمایند . در راستای این حرکت یک اقدام در فرانسه به عمل آمد که بر لزوم توسعه و تساوی امکانات تکیه می کند .

در سال 1958 در اتحاد جماهیر شوروی سابق اقداماتی صورت گرفت و یک سلسله برنامه های آموزشی و اداری پیش بینی شد. در آمریکا هم در این زمینه بررسی های متعددی صورت گرفته است در اسرائیل نیز یک سلسله اقدامات مخصوص مدارس و کودکانی را که از نظر آموزشی محروم بودند در سال 1963 پیش بینی شده بود. در هلند مطالعاتی در خصوص افت تحصیلی فرزندان کارگران بعمل آمد . یونسکو به منظور ترسیم تصویری دقیق ، از موارد ترک تحصیل و افت تحصیلی دانش آموزان بررسی در سراسر جهان در سال 1969 توسط دفتر آمار انجام شد.و نتایج آن را به صورت زیر اعلام کرد:

1-  نسبت مردود شدگان کلاس اول ابتدائی در چاد و گابون یک نفر از هر دو نفر بوده است .

2-  نسبت مردود شدگان اول ابتدائی در مالی و تونس یک نفر از هر سه نفر بوده است .

3-  نسبت مردود شدگان در کلاس اول ابتدائی در مراکش و کلمبیا ، السالوادور و پاناما یک نفر از هر چهار نفر بوده است .

4-  نسبت مردود شدگان کلاس اول ابتدائی در الجزایر یک نفر از هر ده نفر بوده است .

5-  نسبت مردود شدگان کلاس اول ابتدائی در ایران یک نفر از شش نفر بوده است(کاکیا،1379؛69).

 

 

 

راههاي كاهش افت تحصيلي وافزايش انگيزه:

       براي مقابله باافت تحصيلي وايجادانگيزه دربين دانش آموزان،برنامه ريزي درازمدت وزيربنايی نيازاست.برنامه هايي كه براساس واقعيت هاي اجتماعي باشندوضمانت اجرايي به عنوان يكي ازاصول برنامه ريزي آموزشي راداشته باشند.

الف- برنامه هاي درازمدت يابنيادي:اين برنامه هاتدابيرزيربنايي است که  يك سياست كلي رادرنظام آموزشي مي طلبد.برخي ازجزئيات اين روشهاعبارتنداز:

1- تجديدنظردرنظام آموزشي.

2- كاهش تعداددانش آموزان هركلاس.

3- ارزيابي هوشي دانش آموزان قبل ازدبستان.

4- فراهم كردن امكانات آموزش وپرورش.

ب:برنامه هاي كوتاه مدت :جزئيات اين برنامه هابه شرح زيراست:

1- تهيه به موقع كتابهاي درسي وفراهم آوردن وسايل كمك آموزشي.

2- همكاري نزديك اولياءمدرسه ووالدين.

3- ارزيابي عملكردمعلمان وتشويق معلمان كارآمد.

4- تقويت انگيزه هاي دروني دانش آموزان .

همچنين تغييردرنگرش هاي آموزشي معلمان،تغييردرسبك هاي مديريتي مدارس،نوآوري در روشهاي تدريس،اصلاح فرايندهاي ياددهي- يادگيري وتوجه به مشاركت مردمی                          مي توانددركاهش مسائل آموزش وپرورش وافزايش انگيزه تحصيلي مثمرثمرباشد.

      بهره گيري ازمطالعات تطبيقي يعني استفاده ازتجربيان سايركشورها دراين زمينه مي تواندموثرباشدبه عنوان مثال درهندراههاي زيررابه كاربرده اند:

1- روش هاي موثرتدريس عرضه گرديد.

2- بازآموزي معلمين آغازشد.

3- بين معلمين و والدين رابطه نزديك ترايجادشد.

      دركشورپاكستان بيشترروي بازآموزي تاكيدشده وبازآموزي معلمين راسرلوحه كارخودقرارداده اندومعتقدندكه اين كاربايدشامل آموزش مهارتهاي تدريس،بازنگري محتواي دروس وآموزش مهارت هايي باشد كه انگيزه دانش آموزان رابه درس وتحصيل بيشتركند. همچنين براي كاهش افت تحصيلي وافزايش انگيزه علاوه برراههاي درون سازماني به راههاي برون سازماني نيزنيازاست.مثلاًكاهش علايق افرادبه تحصيلات به ويژه درپسران به خاطرنبودبازاركارمناسب وشايسته براي دانش آموختگان است كه اين مهم عامل جدي دركاهش انگيزش تحصيلي درآنهامي شود.به طوري كه نابرابري هاي آموزشي درشهروروستا ونيزنابرابريهاي جنسيتي (دختران درمقابل پسران)درتحصيلات عاليه كه دريك دهه اخيربرعكس چنددهه قبل درنظام آموزش وپرورش ونظام آموزش عالي كشورمارخ داده است.به دليل عدم تطابق نيازهاي بازاركاربه تخصص فارغ التحصيلان مدارس ودانش آموختگان دانشگاههاست (شیخ1386، 12).

 

 

 

 

 

عوامل افت تحصیلی دانش آموزان

بنا بر شواهد موجود عمده عواملی که باعث افت تحصیلی در میان دانش آموزان می شود به سه دسته تقسیم می گردد ، که هرکدام از آنها نیز به موارد مختلفی مربوط می گردد که در اینجا به مهمترین این موارد پرداخته می شود.

 

الف )عوامل فردي

1- يكي از مهمترين عواملي كه بر افزايش يادگيري دانش‌آموزان تأثير مي‌گذارد، داشتن هدف است. بديهي است دانش‌آموزاني كه براي تحصيل خود اهدافي در نظر مي‌گيرند از آن‌هايي كه هدف خاصي را دنبال نمي‌كنند موفقيت بيشتري را تجربه خواهند كرد. هدف جهت خاصي به موضوع‌هاي درسي مي‌دهد و روش مطالعه و يادگيري را آسان‌تر مي‌كند (بيابانگرد 1378، 15).

2- اغلب انگيزه را عاملي دانسته‌اند كه رفتاري مبتني بر هدف پديد مي‌آورد و آن را استمرار مي‌بخشد. در روان‌شناسي تربيتي و يادگيري اصطلاح انگيزش در مورد عاملي بكار مي‌رود كه دانش‌آموز يا به طور كلي يادگيرنده را براي آموختن درس به تلاش و كوشش وا مي‌دارد و به فعاليت او شكل و جهت مي‌دهد. انگيزه، حالات و شرايط دروني است كه رفتار شخصي را تحريك مي‌كند و در جهت معيني سوق مي‌دهد و همچنين عبارت از حالات و شرايط دروني فيزيولوژيك و رواني فرد است كه او را به فعاليت در جهت معين يا براي رسيدن به هدف خاص وادار مي‌كنند. انگيزه از لحاظ تأثيرش در رفتار هميشه متوجه هدفي است. مثلاً شخصي گرسنه به جست‌وجوي غذا مي‌پردازد و تا آن را به دست نياورد و نخورد و سير نشود تلاش و جست‌وجوي خود را ادامه مي‌دهد.

نظريه‌پردازان و پژوهشگران در مورد انگيزش انسان به دو مقوله نظر دارند: انگيزه بيروني و انگيزه دروني. در انگيزه بيروني يك عامل خارجي فرد را به انجام كاري خاص برمي‌انگيزد براي مثال دانش‌آموزي كه تكاليفش را به خوبي انجام مي‌دهد تا اجازه داشته باشد در بازي فوتبال شركت كند. در اين مورد مي‌بينيم كه كودك تكليف خود را به خاطر خود آن كار انجام نداده‌اند، بلكه تلاش آن فقط براي دستيابي به چيز ديگري است. اما هنگاميكه انسان، با انگيزه دروني كاري را به انجام مي‌رساند، صرفاً آن را براي خود آن مي‌خواهد و نتيجه‌اي جداگانه را نمي‌طلبد و حتي اگر از كار خود هيچ نتيجه مطلوبي هم نگيرد، باز هم از اين كه آن را انجام داده است احساس پشيماني نمي‌كند. اما آنچه در بيشتر كلاس‌هاي درس مشاهده مي‌كنيم انگيزه بيروني دانش‌آموزان است. مثل نمره خوب، جايزه دادن، تشويق كردن و ... البته نشانه‌هاي انگيزه دروني نيز گاه به گاه در مدارس يافت مي‌شود. براي مثال بعضي از دانش‌آموزان به مطالعه كردن علاقه‌مند مي‌شوند، چرا كه آن را زمينه‌اي براي تحقيقات خود در موضوعي خاص مي‌يابند (بیابانگرد، 1378 ، 28و 25 ).

3- عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار، احساس‌ها، عواطف و تجربياتمان در طول زندگي ناشي مي‌شود. عزت نفس تحصيلي و پيشرفت تحصيلي يكي از مفاهيمي كه به مفهوم نگرش به آموزشگاه و يادگيري آموزشگاهي بسيار نزديك است. مفهوم نگرش به خود و عزت نفس تحصيلي در مورد يادگيري آموزشگاهي است. موفقيت و تأييد يا شكست و عدم تأييد در تعداد از تكاليف يادگيري و در مدتي نسبتاً طولاني به عزت نفس كلي درباره آموزشگاه و يادگيري آموزشگاهي مي‌انجامد .

بالبي (1973) عزت نفس را قسمتي از شخصيت مي‌داند و اهميت كسب امنيت در دوران كودكي را نيز بعنوان اصل كلي و پايه‌اي براي دروني كردن اعتماد به خود متذكر مي‌شود. در پي مطالعاتي كه اليسون (1983)انجام داد مشخص شد كه از دست دادن حس كنترل و ايجاد نارضايتي فردي يكي از جنبه‌هاي مشخص عزت نفس پايين بوده است.

از طرف دیگر نتایج پژوهشی که توسط محمدی در سال 1383 انجام شد ،نشان داد که در بخش کمی تاثیر نوع ارزشیابی بر عزت نفس معنادار است و میزان عزت نفس دانش اموزانی که با روش توصیفی ارزشیابی شده اند ، بیشتر از دانش آموزانی است که با روش سنتی ارزشیابی شده اند.

4- اضطراب امتحان: هنگامي كه فرد نسبت به كارآمدي، عملكرد، توانايي و استعداد خود در شرايط امتحان و يا در موقعيت‌هايي كه در آن‌ها مورد ارزشيابي قرار مي‌گيرد دچار نگراني، تشويش و ترديد شود مي‌توان از اضطراب امتحان سخن گفت.

مطالعات متعددي نشان داده است كه اگر اضطراب شديد باشد، كاهش پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان را به همراه خواهد داشت. به بيان ديگر، يكي از دلايل اساس افت تحصيلي، تجديدي و يا مردودي دانش‌آموزان، اضطراب امتحان است كه در برخي مطالعات در حدود 15 تا 30 درصد داشته است.

ليبرت و موريس (1967) معتقدند كه اضطراب امتحان مركب از دو مؤلفه مهم نگراني و هيجان‌پذيري است. مؤلفه نگراني به صورت دلواپسي ذهني در مورد عملكرد توصيف شده است. هيجان‌پذيري جنبة برانگيختگي غيرارادي اضطراب است .

5- مطالعه همانند انجام هركار يا فعاليت ديگر نيازمند استفاده از روش درست است. رشد و شكوفايي انديشه، توانايي‌ها و فرهنگ هر انسان به كميت و كيفيت مطالعه او بستگي دارد. اگر به دقت بررسي كنيم خواهيم ديد كه يكي از دلايل افت تحصيلي برخي از دانش‌آموزان اين است كه شيوة مطالعة آنها بر طبق روش‌ها و اصول صحيح مطالعه نيست و نه اينكه لزوماً كم مطالعه مي‌كنند. عدم رعايت اصول و بهداشت مطلعه موجب پايين آمدن سطح كارايي و بازدهي انسان، تضعيف روحيه، كاهش اعتماد به نفس و خستگي و دلزدگي از مطالعه مي‌شود(بیابانگرد،1378،63).

6- هوش: بدون شك يكي از عوامل مهم در افت تحصيلي كمبود هوش و توانايي‌هاي ذهني است. هوش هر فرد را مي‌توان به دو نوع هوش عمومي و اختصاصي تقسيم كرد. هوش عمومي نوعي توانايي است كه در اغلب فعاليت‌هاي انسان خود را نشان مي‌دهد. هوش اختصاصي استعداد و توانايي خاصي است كه فرد در يك يا چند زمينه خاص دارد.

مطالعات مختلف نشان داده است كه درصد بسيار اندكي (بين 10 تا 15 درصد) از موارد افت تحصيلي بعلت ناتواني ذهني و عدم كشش فرد است (بیابانگرد ،1378 ،62).

 

عوامل آموزشگاهي

1- روابط معلم و دانش‌آموز: آموزش بدون ايجاد رابطه، معنايي نخواهد داشت. معلمان در همان آغاز كار خود پي مي‌برند كه نحوة برقراري ارتباط با دانش‌آموزان بسيار اهميت دارد. در اينجا بايد گفت كه روابط مبتني بر محبت، احترام و اعتماد متقابل ميان معلم و دانش‌آموز هم موجب مي‌شود تا دانش‌آموز به معلم وابسته شود و هم انگيزة تحصيلي وي را افزايش مي‌دهد. نظريه‌پردازان انگيزش به معلمان توصيه مي‌كنند كه در روزهاي اول به دانش‌آموزان نشان دهيد كه به آنها علاقه دارد و متقابلاً به عنوان فردي بالغ و قابل اعتماد براي دانش‌آموزان مطرح گردد (بیابانگرد 1378 ، 92).

2- مهارت معلمان: معلماني كه در نظر دانش‌آموزان سخت‌گيرتر هستند معلماني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارا هستند، معلماني كه به طور منظم از كار خود ارزيابي مي‌كنند و بر آنچه يك دانش‌آموز يادگرفته يا يادنگرفته در برابر همه آنچه بايد ياد مي‌گرفت به درستي واقفند و به دانش‌آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته‌اند، فرصت فراگيري مجدد را مي‌دهند و معلماني كه به دانش‌آموزان كمك مي‌كنند تا به اهميت مطالعه پي ببرند و بتوانند بين مطالب اصلي و فرعي تميز دهند و همچنين معلماني كه از روش‌هاي تدريس متنوع و متعددي بهره مي‌برند، در حرفه معلمي موفق‌تر از معلمان ديگرند و دانش‌آموزان آنها از پيشرفت تحصيلي بالاتري برخوردارند (ماشيني ،1370).

3- شرايط آموزشي و امكانات مطلوب تحصيلي: عدم امكانات و تسهيلات مطلوب آموزشي يكي ديگر از عوامل مؤثر در افت تحصيلي دانش‌آموزان است. كمبود معلمان مجرب، باسواد و توانا در انتقال مطالب و موضوع‌هاي درسي به دانش‌آموزان به خصوص در مقاطع تحصيلي راهنمايي و دبيرستان، وجود ضعف در روش‌هاي تدريس و تكيه بر محفوظات، تراكم جمعيت در كلاس فشردگي برنامه‌هاي درسي، كمبود كتاب‌هاي درسي و كمك آموزشي و بعضاً داير نبودن رشته‌هاي تحصيلي مورد علاقه دانش‌آموزان در مدرسه و منطقة تحصيلي، نارسايي در سرويس‌هاي بهداشتي مدارس، دوري فوق‌العادة مدرسه از محل سكونت دانش‌آموزان، سختي رفت‌وآمد و ده‌ها مسأله ديگر در مورد شرايط مطلوب آموزشي و امكانات و تسهيلات تحصيلي از عوامل قابل توجه در ايجاد افت تحصيلي است .

4- ارزشيابي: ارزشيابي يا امتحان يكي از بخش‌هاي جدايي ناپذير فرآيند آموزش و پرورش است و به معلم اين امكان را مي‌دهد تا در حين آموزش يا بعد از پايان بخشي از كتاب يا بعد از اتمام يك دروه آموزشي آموخته‌هاي دانش‌آموزان را ارزيابي كند. نوع آزمون‌ها و محتواي پرسش‌هاي امتحاني يكي از مسائل مهم در ميزان افت تحصيلي است. اغلب سؤالات امتحاني كه در امتحانات كلاسي و يا امتحانات رسمي پايان سال تحصيلي بكار مي‌روند بر محفوظات و يادآوري مفاهيم استوارند تا بر هدفهاي رفتاري كه كتاب درسي به خاطر آنها تهيه شده است. اينگونه سؤالات فرآيندهاي عالي ذهن مانند درك و فهم، بكار بستن، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي را مورد سنجش قرار نمي‌دهند وفقط مستلزم يادآوري محفوظات به طور طوطي‌وار است (بیابانگرد 1378 ،101-102).در نظام فعلی ارزشیابی عملکرد یادگیرندگان فقط در قالب مقیاس کمی است و مقایسه ای با هدف های آموزشی صورت نمی گیرد . این نوع ارزشیابی با چگونگی یادگیری ، مراحل آن و میزان تلاش فرد برای یادگیری اهمیتی قایل نیست و برای معلم و دانش آموز سودی ندارد.

5- كتاب‌هاي درسي و مواد آموزشي: هر جا كه كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد، پيشرفت تحصيلي پايين‌تر است. فولر (1986) نشان داد كه كمبود كتاب درسي در برخي از مواد درسي مسئله‌اي وخيم‌تر از ديگر دروس است ولي همواره اين كمبود بر ميزان پيشرفت دانش‌آموزان تأثير مي‌گذارد. در مورد مواد آموزشي، امكان دسترسي دانش‌آموزان به كتابها از طريق كتابخانه مدرسه نيز مطرح است. مطالعات فولر (1986) نشان مي‌دهد كه هرچه تعداد كتاب‌هايي كه در گوشه اتاق‌هاي درس قرار داده مي‌شود بيشتر باشد، ميزان پيشرفت دانش‌آموزان در خواندن بيشتر خوهد بود. از طرف دیگر در بررسی های یک پژوهش که توسط مهدیان در سال 1383 انجام شد نشان داد که محتوای کتاب های درسی زمینه ی مساعدی برای کمک به دبیران به منظور استفاده از روش های خلاق تدریس فراهم نمی آورند.

 

عوامل خانوادگي

1- شرايط عاطفي و امنيت محيط خانواده: خانواده يك نهاد اجتماعي كوچك است كه اولين كانون تربيتي كودكان به حساب مي‌آيد و كودك مقدار قابل توجهي از وقت خود را در آن مي‌گذارند. شايد بتوان گفت مهمترين عامل مؤثر در شكل‌گيري نگرش دانش‌آموز نسبت به تحصيل، خانواده است. اينكه والدين با دانش‌آموز و درس و تحصيل او چگونه برخورد كنند و در الگوهاي تربيتي خود براي چه نوع رفتارهايي ارزش قائل شوند، يكي از اجزاي اساسي در شكل‌گيري نگرش دانش‌آموز نسبت به تحصيل است. در موارد بسياري علت افت تحصيلي و يا شكست تحصيلي به وجود نگرش‌هاي منفي، تضادها، مساعد نبودن شرايط خانواده از نظر عاطفي و رواني و ... برمي‌گردد. پدران و مادراني كه درس را كاري بيهوده و اتلاف وقت تلقي مي‌كنند همين نگرش را به فرزندان خود منتقل ساخته و براي پيشرفت درسي آنها هيچ‌گونه كوششي انجام نمي‌دهند.

رضويه (1371) در اين زمينه معتقد است در كشورهاي پيشرفته موقعيت اقتصادي خانواده در درجة اول و سواد والدين در درجة دوم نقش اصلي را در ميزان پيشرفت تحصيلي بازي مي‌كنند، ولي در ايران احتمالاً اولويت اين دو عامل جابه‌جا مي‌شود.

خير (1365) در تحقيقي تحت عنوان «رابطه شكست تحصيلي با زمينه‌ها و شرايط خانوادگي» درصد يافتن برخي از عوامل يا ويژگي‌هاي خانوادگي گروهي از شكست خوردگان تحصيلي بوده است. نتايج حاصله‌شان نشان مي‌دهد كه عواملي چون شغل پدر، ميزان تحصيلات والدين، حضور يا نبود يكي از والدين در خانه، وضعيت اقتصادي و اندازة خانواده، از جمله عواملي هستند كه با موفقيت و يا شكست تحصيلي دانش‌آموزان رابطه دارند.

مطالعات نشان مي‌دهد خانواده نقش بسيار مهمي در پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان ايفا مي‌كند. مهمترين نقش والدين ايجاد محيطي آرام و مساعد براي مطالعه و انجام تكاليف درسي است (بيابانگرد 1378 ، 118).

66

2- تحصيلات و سطح فرهنگ خانواده: سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده، همانند ساير عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي به اشكال مختلف در پيشرفت تحصيلي و يا افت تحصيلي تأثير مي‌گذارد. پائين بودن سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده در درجه اول سبب مي‌شود كه خانواده نتواند كمك‌هاي درسي لازم را به دانش‌آموزان نموده و در حل مشكلات درسي آن‌ها را ياري كند در چنين خانواده‌هايي به دلايل فقر فكري نمي‌توانند نگرش‌هاي لازم را به فرزندان خود براي ادامة تحصيلات مناسب بدهند. والدين كم سواد و بي‌سواد معمولاً كمتر به مسأله پيشرفت تحصيلي فرزندان خود فكر مي‌كنند. آنها به دنبال روال عادي زندگي خود هستند و از روابط و همكاري نزديك با اوليا مدرسه آگاهي لازم را ندارند، در صورتيكه دانش‌آموزاني كه والدين آنها تحصيلات بالاتري دارند بهتر مي‌توانند از امكانات و راهنمايي و كمك والدين در رفع مشكلات درسي خود مدد گيرند.

در تحقيقي مشخص شد كه 39% از مردودين داراي پدران بي‌سواد و بيش از 50% آنها داراي مادران بي‌سواد بودند. در حاليكه 48% از افراد موفق سواد پدرانشان بين سوم راهنمايي تا ليسانس و 35% سواد مادرانشان در همين حد بوده است (بیابانگرد،1378، 126).

3- تعداد اعضاي خانواده: ازدياد بي‌رويه جمعيت خانواده‌ها باعث مي‌شود كه كودكان به خوبي رشد نكنند و تربيت درستي بر روي آنها انجام نگيرد. جفري (1976) مي‌نويسد: «خانواده‌هايي كه تعدادشان زياد است به مراتب احتمال به انحراف كشيدن كودكانشان بيشتر از خانواده‌هايي است كه تعدادشان كم است .

در مطالعه‌اي ديگر نشان داده شد كه معدل درسي دانش‌آموزاني كه در خانواده‌هايي سه تا چهار نفري و يا كمتر زندگي مي‌كنند به مراتب بيشتر از دانش‌آموزاني است كه در خانوادهي بيش از پنج نفر زندگي مي‌كنند (بیابانگرد،1378،129). صرف نظر از تعداد اعضاي خانواده، نكته معم در اين مورد چگونگي ارتباط ميان اعضا است. اگر در خانواده بيشتر افراد همواره مشغول مطالعه باشند، دانش‌آموز به مطالعه رو آورده و از لحاظ درسي پيشرفت خواهد كرد. برعكس، اگر در خانواده خواهران و برادران به امور ديگر مشغول باشند روحية مطالعه و درس خواندن در دانش‌آموز تضعيف مي‌گردد (بيابانگرد 1378، 130).

4- ارتباط بين اوليا و مربيان: از جمله عوامل مهم ديگر در پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان وجود رابطه و هماهنگي بين اوليا و مربيان مدرسه است. پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان قبل از هر چيز مستلزم برخورداري آنان از يك فضاي متعادل و هماهنگ در خانه و مدرسه است. وظايف خانه و مدرسه نسبت به رشد و تربيت دانش‌آموزان متقابل و مكمل است. تحقيقات و مطالعات فراواني كه در كشور ما و ساير كشورها انجام گرفته، نشان دهنده اين نكته است كه اگر خانواده درگير و علاقه‌مند به مسائل تحصيلي فرزندان خود گردد كودكان نيز با ذوق و شوق بيشتري تحصيل خواهند كرد (بيابانگرد ،1378 ، 134).

5- حاكميت ارزش‌هاي مادي: يكي ديگر از عوامل مهم افت تحصيلي و عدم علاقه دانش‌آموزان به تحصيل و درس و معلمان به كار و حرفة خويش بسط و گسترش ارزش‌هاي مادي و اقتصادي در جامعه است. وقتي دانش‌آموز ببيند كه از يك سو در جامعه ملاك برتري و تفوق افراد وضعيت اقتصادي و مالي آنها است و از سوي ديگر، راههاي بسيار ساده‌تري به جز تحصيل براي ثروتمند شدن و كسب اعتبار اجتماعي وجود دارد، طبيعي است كه ممكن است مأيوس و نااميد شده و يا ترك تحصيل نموده و يا با بي‌علاقه‌گي و تحت فشار ديگران درس بخواند. متأسفانه روزبه‌روز ديدگاههاي مادي و اقتصادي در حوزة علم و دانش بيشتر نفوذ كرده و آن را بيشتر در چنبرة خود مي‌گيرد. در حاليكه اگر به گذشته‌اي نه چندان دور برگرديم چنين نبوده است (بيابانگرد 1378 ،141).

 

+ نوشته شده در  91/01/27ساعت 22:29  توسط مدیروبلاگ - احمد غفاریان  |