توصیف وضعیت موجود:

من زهرا بخشی 28 ساله ،متولد مشهد،دانشجوی کارشناسی نا پیوسته آموزش حرفه و فن در مرکز تربیت معلم شهید هاشمی نژاد مشهد،دبیر حرفه و فن در منطقه رضویه  با سابقه هشت سال تدریس هستم .ادر حال حاضر در مدرسه راهنمایی دخترانه فاطمه زهرا (س) واقع در روستای تنگل شور در 20 کیلومتری جاده مشهد – سرخس مشغول تدریس حرفه و فن می باشم . این مدرسه دارای سه کلاس درس،نماز خانه و آزمایشگاه می باشد و از هیچ گونه امکانات کارگاهی حرفه و فن برخوردار نمی باشد.تعداد کل دانش آموزان مدرسه 35 نفر است.کادر اجرایی و آموزشی مدرسه از یک مدیر،هشت دبیر و یک نفر مربی پرورشی تشکیل شده است.کلاس دوم دارای 15دانش آموز می باشد / بعد از گذشت چند جلسه از ابتدای سال تحصیلی و شناختی که از دانش آموزان پیدا کردم ،آنها را به گروه های چهار نفره تقسیم کردم .در جلسات بعدی با توجه به فعالیت های دانش آموزان در گروه و پرسش و پاسخی که با هر کدام  داشتم متوجه دانش آموزی به نام زهره شدم که در کار های گروهی شرکت نمی کندو تنها با دوست صمیمی اش که  کنار او مینشیند صحبت می کند. در کلاس فقط شنونده است و به هیچ عنوان در بحث هایی که در کلاس مطرح می شود شرکت نمی کند.اگر از او سوالی پرسیده می شود با وجود اینکه جواب سوال را می داند یا اصلا پاسخ نمی ده د و یا بسیار مختصر و کوتاه پاسخ می دهد. اگر سوال درسی داشته باشد از دوستش می خواهد که سوال او را مطرح کند.قابل توجه است که زهره در انجام تکالیفش بسیار دقیق و منظم است و در ارزش یابی کتبی نمره ی بسیار بالاتری نسبت به ارزش یابی شفاهی کسب می کند. راجع به این مشکل زهره با یکی از همکارانم که چهار ساعت در هفته با کلاس دوم درس دارد و ریاضی تدریس می کند صحبت کردم و متوجه شدم که زهره در کلاس او نیز دانش آموزی آرام و ساکت بوده و در بحث ها و کار های گروهی شرکت نمی کند و در ارزش یابی شفاهی در کلاس بسیار مضطرب است. بعد از مصاحبه ای که با مادر زهره داشتم با توجه به صحبت های ایشان متوجه شدم که زهره در مهمانی های خانوادگی نیز همین طور آرام و گوشه گیر بوده و نمی تواندارتباط مناسبی با اقوام و خویشاوندان برقرار کندو به همبن دلیل هم در بسیاری از مجالس خانوادگی شرکت نمی کند.البته قابل توجه است که مادر زهره طبق گفته خودش فردی کم حرف و آرام است و گاهی اوقات نیز نمی تواند از حق خودش در برابر دیگران دفاع کند. این مسئله از ابتدای سال تحصیلی فکر من را بسیار مشغول کرده است و بسیار علاقه مند هستم که بتوانم به زهره کمک کنم تاکم رویی او در کلاس و جامعه کاهش یابد.بنابراین  بر آن شدم که این مسئله را به عنوان موضوع پژوهش خود در درس طراحی مسائل یادگیری انتخاب کنم تا بتوانم با مطالعه و پژوهش و همچنین با استفاده از راهنمایی های استاد ارجمند جناب آقای غفاریان راه حلی برای این مسئله پیدا کنم و زهره دانش آموزی فعال در کلاس باشدکه بتواند به راحتی و در جمع با همه ی دوستان،هم کلاسی ها و معلمانش ارتباط برقرار کند و بدون اضطراب در جمع صحبت کندو همچنین در فعالیت های گروهی کلاس با توجه به توانمدی بالایش مشارکت خوبی داشته باشد. سوالات پژوهش 1-چگونه میتوانم به زهره کمک کنم تا بتواند با دیگران در اجتما ع به راحتی ارتباط برقرار کند؟ 2-چگونه میتوانم به زهره کمک کنم تا در فعالیت ها و بحث های گروهی مشارکت خوبی داشته باشد؟ 3-چگونه می توانم به زهره کمک کنم تا در جمع به راحتی و بدون اضطراب صحبت کند؟4-چگونه می توانم به زهره کمک کنم تا قدرت دفاع از حقوق خود در برابر همکلاسی هایش را پیدا کند؟

تعریف واژگان : چگونه:از چه نوع،در چه وضع،چه طوری،چه جور              (فرهنگ لغت معین) در این تحقیق چگونه عبارت است از حالت و کیفیت را تغییر دادن می توانم :توانایی داشتن،قادر بودن                                 (فرهنگ لغت معین)

کم رویی:نشانگر صفت فردی است که به خاطر ترسویی ،احتیاط کاری و بی اطمینانی نزدیک شدن به او مشکل است.فرد کم رو هوشیارانه از مواجه شدن با افراد یا چیز های مشخص یا انجام کاری همراه ان ها بیزار است،از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسو است.(فرهنگ لغت معین)

کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه با دیگران،زیرا کم رویی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرداز مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد. از دیدگاه روانشناسی،کم رویی بر چسبی است که فرد به خود می زند.یعنی اگر شما معتقد هستید که کم رو هستید حتما همانگونه عمل خواهید کرد.کمبود اعتماد به نفس باعث رنجش افراد کم رو است و احتمالا افرادی که به کم رویی مبتلایند دلایل رفتار خود را نمی دانند.این خود باعث می شود تا آن گونه افراد در برخورد با دیگران به سهولت ناراحت و دستپاچه شوند.(مقاله آسیب شناسی و درمان کم رویی(www.tebyan-ardebil.ir)

دانش آموز:آن که علم بیاموزد،شاگرد مدرسه (فرهنگ معین) پایه :جایگاه،رتبه ،مرتبه(فرهنگ عمید) دوم :عدد ترتیبی ،صفت نسبی(لغت نامه دهخدا)

راهنمایی:هدایت ،راهبری(فرهنگ معین)دوره راهنمایی بعد از دوره ابتدایی آغاز می شود و مرحله دوم آموزش همگانب به شمار میرود.طول مدت تحصیل در آن سه سال تعیین شده استو معمولا گروه سنی 11تا13 سال در آن تحصیل می کنند.(www.aftabir.com)

کاهش :کاستن،کم شدن و نقصان پذیرفتن(فرهنگ معین)

یافته های علمی:

تعریف کمرویی کمرویی و کناره گیری کودک، کوششی برای خودداری از ارتباط با محیط اطراف است. کودک کمرو و گوشه گیر ممکن است از برقرارنمودن تماس با افراد و شرکت در فعالیت های اجتماعی، تقلیل یافتن علائق ذهنی و عاطفی به محیط خارج همراه باشد. این دسته از کودکان ممکن است از موقعیت هایی مانند؛ شکست، انتقاد، کمبود، اعتماد به نفس، دستپاچگی یا تحقیر ترس داشته باشند. کودکان کمرو و گوشه گیر معمولا از داشتن دوست محروم هستند و یا تک دوست بوده و بسیار به آنها وابسته می باشند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن های خود لذت نمی برند و به فعالیت های گروه علاقه نشان نمی دهند. متاسفانه کودکان کمرو و کناره گیر معمولا موردتوجه قرار نمی گیرند، علت نیز آن است که نسبت به کودکان دیگر، کمتر توجه اطرافیان را به خود جذب می کنند. روابط اجتماعی این دسته از کودکان در مقایسه با همسالان در عملکردهایشان دچار کمبود و کاستی است و احتمالا حالت هایی از افسردگی و ناشادی را تجربه خواهند کرد و با مشکلات آموزشی خود، مواجه خواهند گردید.(مدرسه- مقالات آموزشی و پرورشیwww.classro.blogsky.com) کم رویی چیست؟ کمرویی یک توجه غیرعادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه ی آن فرد دچار نوعی تنش روانی – عضلانی می شود، شرایط عاطفی و شناختی اش متأثر می گردد و زمینه ی بروز رفتارهای خام و ناسنجیده و واکنش های نامناسب در وی فراهم می شود. به دیگر سخن ، پدیده ی کمرویی به یک مشکل روانی – اجتماعی و آزار دهنده ی شخصی مربوط می شود که همواره به صورت یک ناتوانی یا معلولیت اجتماعی ظاهر می گردد. به کلام ساده، کمرویی یعنی «خود توجهی» فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیراکمرویی نوعی      اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد. ترس  یا اضطراب بنابراین: 1. کمرویی رو به رو شدن با افراد جدید را برای فرد نگران کننده و دشوار می کند. 2. کمرویی وارد شدن به اماکن جدید و کسب و کار و تجارت تازه را برای فرد سخت می نماید. 3. کمرویی مخفی شدن از انظار و احساس عجز در عین توانمندی را سبب می شود. باید توجه داشت که احساس کمرویی افراد همیشه در برابر انسان ها متبلور می شود و نه در برابر حیوانات، اشیاء و موقعیت های طبیعی و جغرافیایی. کمرویی از دیدگاه بین فرهنگی کمرویی پدیده ی گسترده و متنوعی است که نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی دارد. کودک یا نوجوانی ممکن است از نظر روان شناسی اجتماعی فردی کمرو باشد، اما از نظر خانواده یا مدرسه به یک کودک یا نوجوان  مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی ها افراد کمرو  عنوان انسان هایی ساکت، مؤدب و محترم می دانند و تصور می کنند که این قبیل افراد، شهروندان سالم و بی آزاری هستند و برخی نیز افراد کمرو را انسان هایی مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می دانند. بعضی نیز کمرویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می کنند و آن را برای پسرها یک ویژگی یا منش ناپسند می دانند، در حالی که کمرویی همان گونه که قبلاً اشاره شد، یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت  است و برای هر دو جنس امری است نامطلوب و نابهنجار. برخی دیگر، کمرویی را در افراد، بخصوص نزد دختران مترادف باحیا و عفت می دانند و آن را تأیید، تمجید و تشویق می کنند؛ در حالی که «حیا» یکی از برجسته ترین صفات انسان های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری است ارادی و ارزشمند و برعکس کمرویی پدیده ای کاملاً غیر ارادی، ناخوشایند و حکایتگر ناتوانی و معلولیت اجتماعی است. پدیده ی کمرویی در کشورهای مختلف و از دیدگاه مطالعات بین فرهنگی، حاکمیت نظام های ارزشی متفاوت و غالب بودن بعضی از اهداف خاص تربیتی در خانه و مدرسه نیز بسیار مهم و قابل توجه است. در بسیاری از جوامع غربی که کارگزاران آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم مشوق و مروج رقابت های گسترده، فزون خواهی های فردی، آزادی های فوق العاده ی شخصی و سلطه طلبی و لجام گسیختگی فرهنگی هستند، به لحاظ شایع بودن همین اندیشه ی خودمحوری، برتری جویی، منفعت طلبی و پرخاشگری  در خانواده و کلاس و مدرسه درصد افراد مبتلا به کمرویی فوق العاده کمتر از جوامعی است که کودکان و نوجوانان را به سختکوشی و تلاش، قناعت و سازگاری و تواضع تشویق می کنند. اما در کشورهایی که مردم عمدتاً با تبعیت پذیری محض و شخصیت انفعالی زندگی می کنند، حکومت های دیکتاتورمنش، آزادی های مشروع فردی و اجتماعی را کاملاً محدود می کنند، فرصت تقویت احساس خودپنداری و رشد مطلوب شخصیت افراد فراهم نمی شود و زمینه ی پدیدآیی رفتارهای پرخاشگرانه، کمرویی و اجتماع گریزی بیشتر مشاهده می گردد. بر همین اساس در جوامع کمونیستی، کمرویی در میان اقشار مختلف جمعیت به مراتب بیش از جوامع دیگر است. انتظار این است که در جوامع اسلامی با توجه به ارزش های والای قرآنی و وظایف و تکالیف شرعی فردی و گروهی، ضرورت پذیرش مسئولیت های اجتماعی و اتصاف به فضیلت های اخلاقی، کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به دور از افراط و تفریط، در تربیت اجتماعی رشدی متعادل و متوازن داشته باشد و افراد، با تجلی شجاعت اخلاقی در گفتار و رفتار ایشان از کمرویی، جسارت و پرخاشگری برکنار باشند. بدون تردید مسلمانان کمرو نمی توانند در انجام بعضی از وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود موفق باشند. فی المثل خمیر مایه ی ایفای وظیفه ی مهم امر به معروف و نهی از منکر برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مؤثر و مفید است.(افروز غلامعلی-1374-صفحه13) ● مشخصه های رفتاری کودکان کمرو و گوشه گیر رفتار گوشه گیری یا انزواطلبی به عنوان یکی از مشکلات عمده در کودکان و نوجوانان محسوب می شود و متاسفانه برای آنکه در مدرسه ایجاد دردسر و مشکل نمی کنند دیرشناخته شده و گاه به عنوان فردی مودب و بی دردسر از طرف دیگران معرفی می گردند. در نتیجه تشخیص و شناخت آنها به تاخیر می افتد و زمانی متوجه مشکل می گردند که کار درمان سخت تر و وضعیت شاگرد حادتر شده است. این کودکان و نوجوانان دارای احساس بی کفایتی بوده و به دنیای درون خود پناه می برند و بیش از حد متواضع هستند و حتی اگر با مسئله ای مخالف باشند جرات بیان مخالفت یا نظرات خود را ندارند.این افراد نسبت به مسائل اطراف خود حساسیت بیش از حدی دارند و اگر مسئله ای مخالف نظر آنها باشد یا مجبور به شرکت در کار جمعی باشند، در گوشه ای کز کرده و با کسی حرف نمی زنند و گاه در هنگام شدت ناراحتی ناخن های خود را می جوند.رفتار چنین کودکانی همواره با شک و تردید همراه است و دور از اطمینان که جهش های ناشیانه و پس روی های ناگهانی به دنبال دارد. همه این حرکات این تصور را ایجاد می کند که شخص کمرو بین دو نیروی متضاد در کش و واکش است.هر کودک کمرویی دارای خصوصیاتی است که ناتوانی او را در نظر خودش بزرگ تر و در نظر دیگران نمایان تر جلوه می دهد. مثل این است که کودک با کمرویی خود می خواهد بگوید؛ «می بینید که من چقدر رنج می برم، پس راحتم بگذارید!»بدین ترتیب کودک با رفتار تردیدآمیز خود به جایی می رسد که از ارتباط های اجتماعی که برای او رنج آور و دشوار است پرهیز می کند، زیرا می ترسد نتواند به صورت مناسبی با آنها روبه رو شود. ● نشانه های دیگر دست های کودک کمرو غمناک است. کودکی که از کمرویی خود به ستوه آمده است جرات نمی کند دست کسی را که به سوی او دراز شده است بفشارد، زیرا می ترسد که او متوجه غمناک بودن دست هایش بشود. دشواری دیگر برای بعضی از کودکان انزواطلب احساس نیاز رفتن به دستشویی است، زیرا می ترسند برای رفتن به دستشویی از معلم اجازه بگیرند و معلم اجازه ندهد، این دسته از کودکان گاهی موقع حرف زدن دچار دشواری هایی می شوند. از ترس اینکه نتوانند منظور خود را شرح دهند، به لکنت زبان دچار می شوند. این نقص بیشتر در مقابل کسانی مطرح می شود که کودک از قضاوت ایشان بیمناک است. حرف زدن با کسی که مورد اطمینان اوست و به او محبت دارد برایش آسان است. بعضی از معلمان گاهی دیده اند که کودک کمرویی که مورد پرسش قرار گرفته، چنان دست و پای خود را گم کرده است که به ادعای خود سوال را نشنیده است. کودک کمرو با کناره گیری از گروه کودکان، از بازی هایی که به فعالیت گروهی نیاز دارد خودداری می کند و این رفتار او را از آموختن اصول زندگی اجتماعی باز می دارد و مانع رشد احساس اجتماعی بودن در او می شود. کودک کمرو از نوعی احساس حقارت رنج می برد، او به توانایی هایی که دارد اعتماد ندارد و آنها را ناچیز می شمارد. خود را برای زندگی ضعیف و نامجهز می بیند و چنین می پندارد که برای دفاع در مقابل مشکلات آماده نیست. (مدرسه-مقالات آموزشی و پرورشیwww.classro.blogsky.com)  آثار و نشانه های کمرويی: 1-    جلوه های فيزیولوژيک شامل: -        ناراحتی های ترشحی (عرق کردن ، به خصوص در نوک انگشتان) ، داشتن دست های مرطوب -        سرخ شدن چهره -        تشديد ضربان قلب ، اختلال در آهنگ تنفس و سرفه کردن هنگام صحبت -  خشک شدن بزاق دهان و گرفتن گلو ، سفت و سخت شدن تارهای صوتی که در آن ناگهان قدرت تکلم از بين می رود ، نفس می گيرد و کودک به لکنت می افتد (بخصوص در موقعيت های اجتماعی) -        خستگی شديد ، دلتنگی و بی حسی و عرق ريختن بعد از احساس خجالت (کمرويی) 2-    جلوه های رفتاری ، شامل: -        آهسته صحبت کردن -        داشتن دوستان کم -        عبوس بودن -        پافشاری نکردن روی عقيده -  نداشتن ارتباط بصری : يکی از رفتارهای آزار دهنده برای کودک کمرو، نگاه کردن مستيم به مخاطبان است . او در بيشتر اوقات با گرفتن سر به پايين و چشم دوختن به زمين ، با مخاطب صحبت می کند. -        بازی با انگشتان 3-    جلوه های روانی ، شامل : -  ضعف در اعتماد به نفس : آنان به دليل ضعف در اعتماد به نفس ، در ارتباطات اجتماعی احساس بی کفايتی می کنند و در نتيجه در مقايسه با همسالان ، خود را کمتر از آن ها می دانند . اما علی رغم آن که از اجتماع دوری می کنند به ارزشيابی ديگران در مورد نحوه ی عملکرد خويش اهميت فراوانی می دهند . -  ترديد و نداشتن اطمينان : ناتوانی در تصميم گيری و ترديد فراوان از کمرويی در فرد حکايت دارد. عدم نداشتن ابتکار عمل      اضطراب فراوان شخص کمرو موجب می شود تمام قوای شناختی او نظير هوش و حافظه را تحت تأثير قرار گيرد و خصوصاً حافظه او مختل گردد . از آن جا که فرد کمرو بيش از هرچيز توجه عادی و مفرطی به خویشتن دارد، از توجه به محيط و اموری که در اطراف او در جزيان هستند ، باز می ماند و اين خود ، موجب کاهش تمرکز فکر و خلاقيت می گردد . نگرانی و تشويش      فرد کورو نگران است که مبادا مورد بی توجهی ديگران قرار گيرد . به اين سبب نمی داندکه کارها را چگونه انجام دهد و از خود می پرسد آيا تأثير ذهنی خوبی بر ديگران گذاشته است يا خير ؟ هم چنين ممکن است از اين که ديگران نظر مثبتی نسبت به او نداشته باشند ، نگران باشد. -  داشتن شخصيت انفعالی : چنين فردی تلفيق پذير است و سخنان ديگران را خيلی زود مي پذيرد ، عقايد و نظريات  خود را بيشتر اوقات بر اساس عقايد و نظريات ديگران پی ريزی می کند و آرای خود را به راحتی تغيير می دهد. تمايل به تنهايی کودک کمرو در کلاس و اماکن عمومی غالباً کنج خلوتی را انتخاب می کند و اين ويژگی خصوصاً در دانش آموزان کمرو مشهود است که غالباً در انتهای کلاس می نشينند. (ماهنامه رشد آموزش ابتدايی -1381 – ص75 ● سبب شناسی مشکل گاه گفته می شود که کمرویی نوعی بیماری خانوادگی است. اما این گفته صحت کامل ندارد. کمرویی در اغلب موارد یک نقص موروثی نیست (به جز در مواردی که با نشانه هایی از بیماری اسکیزوفرنی همراه است) بلکه رفتار نامناسبی است که کودک از محیط کسب می کند که سبب شناسان برای آن عللی را برشمرده اند. مشکلات و اختلافات ریشه دار خانوادگی، محرومیت از محبت، فعالیت های اجتماعی بیش از حد پدر و مادر، نقص عضو یا بیماری های دیگر جسمانی، شکست های متعدد در زندگی، تحقیر کودک در مقابل جمع، انتقاد و تمسخر در حضور دیگران، نداشتن معیارهای خاصی که کودک و نوجوان برای محبوب شدن، برای خود در نظر بگیرد، توقع بیش از حد داشتن از کودک، تغییراتی که در خانواده پیش می آید مانند تولد خواهر یا برادر کوچک تر از جمله عواملی است که منجر به گوشه گیری و کمرویی در کودک خواهد شد.  انزواجوئی مثبت:      بدين سان که ديديم گاهی ممکن است انزواجوئی در افراد باشد ولی با هدف مثبت مثلاً سرگرم انحام کاری باشند و در طريق خير و نفع و مصلحتی گام بردارد . و يا در محيطی به دور از سر و صدا و ناراحتی به کار و تلاش سازنده ای اشتغال ورزد .      طبيعی است اگر کودک يا نوجوانی قصد داشته و بخواهد برای زندگی تحصيلی سرو سامانی را فکر کرده و يا در طريق خير و سعادتی اقدام کند ناگزير است از جمع کناره گيری گرفته و در گوشه ای سرگرم گردد . می خواهيم بگوئيم هر آنگاه که طفل را بدو راز جمع و در گوشه ای ديديم چنان تصوری برای ما پديد نيايد .      در عين حال کسانی هم هستند که بيمارند و يا به علل احساس گناه همواره در کار تنبيه خويشند و يا خويش را مستحق عذاب می دانند و بدين خاطر سر از عزلت و انزوا در می آورند. ريشه و علل کمرويي :      اينکه چه علت يا عللی سبب بروز اين حالت در افراد است بايد گفت انزواجوئی را علت واحد نيست . گاهی دو يا چند عامل دست به دست هم داده و موجبات آن را در فردی فراهم می آورند . ما را در اين بحث ادعای آن نيست که همه جوانب و علل را در نظر داريم آنچه بيان می شود شامل بخشی از علل آن هم را رعايت اختصار است .  اما آن علل : الف – علل شخصی : در اين زمينه از مسائل و جوانبی بايد بحث کنيم که برخی از آن ها به قرار زيرند : عامل وراثت : عوامل مربوط به گذشته زندگی و روابط خونی و ارثی خود می تواند عملی در اين رابطه به حساب آيد . ازدواج های هم خونی در اين رابطه نقشی مهم دارند . -  عامل زيست : شامل کم کاری برخی از غدد در اين زمينه مؤثر است . ويا ممکن است برخی از افراد از لحاظ انرژی و فعاليت روانی و جسمی دچار ضعف و سستی شوند و نتوانند وضع عادی داشته باشند . -  عامل عاطفی : شامل حسادت ، ناشی از تولدی جديد و يا حقارت موجب اين امر است . در سنين مدرسه به عات فشار و هيجاناتی که ممکن است تحمل کند سبب می شود که کودک افسرده و دلشکسته شود و همه را دشمن و مخالف خود بداند و از آن ها دوری گيرد . بررسی های محققان نشان می دهد که اغلب افسردگی و انزوای کودکان با اختلال عاطفی در رابطه است . -  عامل خودخواهی و غرور : که در سايه ی آن طفل نمی تواند شکست را متحمل باشد و يا احساس کند که مورد غفلت والدين است و توان پايداری برای او نيست . او نمی تواند در برابر قيد و بند ها انزجار خود را نشان ندهد . -  عامل محروميت و ناکامی : که خود عامل مهم است . حتی افراد بزرگ تر را به انزوا و دوری از اجتماع می کشاند . خواه به خاطر شرم از مردم ، خواه به علت مقصر دانستن آن ها ، از دست دادن عزيزی هم می تواند در اين رابطه مؤثر باشد . -  عامل برتری جوئی : به دين معنی که می خواهد بر ديگران پيروز باشد و به خاطر سلطه طلبی خود را به اصطلاح ع.ام دم دست ديگران قرار ندهد و عادت به آن امر خود سبب ناراحتی روانی و يا اختلال رفتار باشد. -  عامل مرگ : مرگ مادر برای کودک حادثه ای ناگوار است و در مواردی می توان عامل افسردگی و انزواجوئی شود و ممکن است پدر يا مادر زنده باشند ولی به علت خستگی و فرسودگی به کودک نرسد و متحمل آن نباشد . -  عامل ترس : اگر دائمی باشد و مخصوصاً اگر مقصود پنهان کردن آن باشد ممکن است زمينه را برای تمارض و انزواجوئی فراهم کند . گاه ممکن است ترس از تحقير ، پرسيدن ، استهزا احساس کمتری مزمن باشد  . -  عامل نقص : برخی از کودکان دچار انزوا می شوند بدان خاطر که نقص عضوی دارند ، نمی توانند همگام و همپای ديگران به پيش روند و برای پوشاندن ضعف خود منزوی می شوند. زشتی قيافه هم از اين عوامل است . عوامل اجتماعی: عوامل اجتماعی خود از عوامل مهم انزواجوئی است . اگر اجتماع بر ذهن ها فشار وارد نمی کرد و اگر آدمی به صورت های مختلف مورد باز خواست قار نمی گرفت شايد آدمی بدين اندازه دچار انزوا عزلت نبود . ما در اين زمينه مواردی را می توانيم ذکر کنيم که برخی از آن ها بدين قرارند : -  فشار اجتماعی : کودک يا نوجوان منزوی می شود بدان خاطر که فشار وارده بر او بسيار است . امر و نهی ها بسيار و نظم خواهی شديد است و يا اوقات تلخی بسيار و تحقير و آزار زياد است . انتظارات بسيار از او دارند . -  عدم پذيرش : ممکن است کودک در خانواده به علت جنس يا اشکلاتی پذيرفته نشود ، پدران و مادران عملاً با او رابطه ای نداشته باشند و کودک هم چنان در وضع و شرايط اجتماعی خاص خود می ماند . -  ابتلای والدين : پدر و مادر بيمارند و شور و نشاطی در محيط خانه نيست و تبادل انديشه ای و شعری ، سخنی بين فرزندان و والدين رد و بدل نمی شود . در حقيقت والدين شان آن ها را به خود رها کرده اند . طرد از خانه و مدرسه : اين امر برای کودکانی که از حساسيت شديد برخوردارند  بيشتر صدمه آفرين هستند.ممکن است طردها نسبتاً معقول باشند ولی برای کودک قابل قبول نيستند . (قائمی،علی- 1374 – ص 26) v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}  کمرویی واصلی ترین زمینه های آن کمرویی  یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه ی رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی» ، متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند. در اینجا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می شود. کمرویی ناشی از ترس  کمرویی  ناشی از ترس عموماً از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالباً در شش ماه دوم آن) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می آیند، دیده می شود؛ به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت کودک خردسال از این رو کمروست که مردم برایش ناآشنا هستند، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد. بعد از 6 ماهگی، کودکان خردسال به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی، می توانند تا افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص بدهند. همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و همنشینی با دیگران، بخصوص آشنایان لذت می برد، ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است. خانواده و فرزندان کمرو در بررسی علل کمرویی  به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد. محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد. زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراری روابط عاطفی – اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند، بدون شک طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو  باشند به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه ی یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند. کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده ی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آنها به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، (در حضور مهمانان، به هنگام مهمانی رفتن، حضور در مجالس جشن و مراسم عمومی، در کوچه و خیابان، در اتومبیل و اتوبوس، به هنگام لباس پوشیدن، غذاخوردن، نگاه کردن، صحبت کردن، راه رفتن و ...)،سختگیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند. مشاهده ی دوگانگی و تعارض  در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت  کودک، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی می گردد، اضطراب  شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت. تک فرزندها و فرزندان اول خانواده کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است. به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب  فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود. به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند. مدرسه، تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود. در غالب موارد، اولیای مدرسه رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می نمایند، بعضاً با تأیید و تشویق  های خود، به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. واقعاً جای بسی تعجب و تأسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره ی انضباط از آن کمروست! برچسب زدن ها و القای ویژگی های خاص به بعضی از کودکان، مانند این که معلم مرتباً بگوید که فلان کس، دانش آموزی است بسیار آرام، ساکت و مؤدب و اعمال فشارهای اخلاقی و وادار کردن کودک به سکوت های اجباری و رفتارهای به اصطلاح مؤدبانه ی مصنوعی سبب می شود که وی به تدریج به یک موجود کاملاً کمرو با شخصیتی انفعالی تبدیل گردد. در اینجا نیز اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، اجرای مقررات خشک و غیرقابل انعطاف، برخوردهای قالبی و دیکتاتور منشانه، رقابت های فشرده و نابرابر، ترسیم فاصله یا شکاف فوق العاده زیاد و غیر عادی بین وضع موجود و وضع مطلوب برای دانش آموزان، اظهار نگرانی مداوم نسبت به آینده ی شاگردان و کنترل شدید رفتارهای فردی و اجتماعی ایشان، کمال جویی ها و آرمان خواهی ها، تحقیرها و تهدیدها، تنبیه ها و محدودیت های غیرمنطقی و تقویت روحیه ی تسلیم پذیری و احساس عدم کفایت اجتماعی و ... می تواند زمینه های اضطراب و کمرویی را در کودکان ایجاد و یا تقویت کند. فشارهای اجتماعی و کمرویی علاوه بر خانه و مدرسه، عواملی همچون محرومیت ها و آسیب های اجتماعی ، ناسازگاری های شغلی، سلطه ها و فشارهای گروهی، مقایسه ها و برتری طلبی های قومی و نژادی، تقویت شخصیت انفعالی، پرخاشگری ها و قدرت مداری ها، کنترل شدید اجتماعی، بی احترامی به حقوق و آزادی های مشروع فردی، ویرانگری خلاقیت های ذهنی، تقبیح و تهدید صراحت ها و شجاعت  های اخلاقی توسط صاحبان زور و والیان تزویر، ترویج فرهنگ خصومت و خشونت  و لجام گسیختگی نفسانی در جامعه می تواند از دیگر عوامل زمینه ساز فزونی اضطراب تشدید کمرویی و رفتارهای گوشه گیرانه باشد. (افروز غلامعلی-1374-صفحه 26) راه های پيشگيری از کمرويی در کودکان 1- از کودکان خود آدمی خجول نسازيد: آدمی در ابتدا بسان شاخه ی تری است که به هر شکلی در می آيد و شخصيت او رفته رفته و در ارتباط با محيط اطراف ساختار اصلی خود را بدست می آورد . خانواده دنيای نخستين کودک را تشکيل می دهد و شخصيت او در ابتدای امر به تيغ از برخوردها و مراقبت هايی که از وی در آن به عمل می آيد . قوام می يابد و ساخته می شود .      حتی در يک خانواده که نحوه ی تعليم و تربيت به طور کلی برای تمام فرزندان آن يکسان باشد ، بهره گيری خاص هر يک از آن ها ، از اين امر به علت عوامل متعددی که به چگونگی تعليم و تربيت در خانواده و برخورداری فردی از آن بستگی پيدا می کند ، تفاوت خواهد داشت : مثل ميل و رغبت عميق کودک ، وضع زناشويی والدين به هنگام تولد کودک ، ساختار جسمانی طفل و غيره . با اين ترتيب ، هنگامی که کودک نشانه هايی از خجلت از خود بروز می دهد که معمولاً اين علائم را در خواهران و برادران او نمی توان يافت ، آنگاه بايد در صدد يافتن انگيزشهای ديگری بر آمد که اين حالت را در او به وجود آورده و به عبارت بهتر طبيعت روابط مشخصی که او را هدف خود قرار داده ، معين و معلوم ساخت : بيشتر اوقات خجالت هنگامی در طفل ايجاد می شود که او در متن زندگی روزمره خانوادگی (روابط ، تعليم و تربيت) قادر به فراهم ساختن تگيه گاه مطمئنی برای ساختن و تثبيت شخصيت خود نمی شود . اين کمبود در کودک نوعی ترس مفرط از مقابله با تجارب و وقايع تازه و عجِب در محيط خانوادگی به وجود می آورد . فرد کمرو خود کار خويش را به قاعده و درست می پندارد ، اطرافيان و مربيان بايد مواظب باشند که بر آن صحه نگذارند که با کمروها بايد با ظرافت خاصی رفتار کرد . 2- کودک را لوس بار نياوريد :      چه بسا ممکن است فرزندتان در کودکی دچار بيماری سختی شده و ناچار او را تحت مراقبت شديد قرارداده باشيد  و يا بعد از مرگ بچه ی اولتان به دنيا آمده و در نتيجه در محيطی پر ناز و نعمت و سرشار از مراقبت بزرگ شده است تا مبادا چشم زخمی به وی برسد و او هم به سرنوشت کودک بزرگتر مبتلا شود و خلاصه کودک نازپروده را در محيطی شکننده بار می آورند تا حادثه ای برايش اتفاق نيفتد . بهتر است بداند که اگر از او در پيه ای عايق محافظت می کنيد بيشتر آسيب پذيرش می سازد ، زيرا او را محکوم بدان ساخته ايد که نتواند از خودش دفاع کند . چنين کودکی خود را خلع سلاح شده می يابد و فاقد هر گونه امکان ابداع و ابتکار در مقابله با مسائل و مشکلات زندگی و طبعاً در رويارويی با هر حادثه نوظهور که آن را خطرناک می يابد و اين امر بخصوص زمانی حادث می شود که او حامی خويش را که معمولاً خود را بين او و وقايع روزانه سپر قرار می دهد، غايب می بيند .      اگر ترس شما زياده از حد و مفرط باشد ، ناخودآگاه آن را به کودکتان منتقل می سازيد به طوری که او حتی تجاربمعمولی زندگی را نيز در زاويه ی خطرناکی مشاهده می کند و همين امر شخصيت او را دچار تشتت و تجزيه خواهد کرد .همه چيز را از قبل برای او حاظر و آماده نسازيد و بالعکس اين آمادگی را به او بدهيد و کمکش کنيد تا در مقابله با موقعيت هايی که احتمال خطر دارد ، بتواند عکس العمل مناسبی نشان دهد و در ضمن سن و سال او را از ياد نبرد که از عهده فعاليت های ساده تشويق نماييد که از هر عامل ديگری در تصحيح رفتارش مناسب تر است .      3- از سختگيری بی جا بپرهيزيد : سختگيری و مؤاخذه بي جا نيز همچون مورد قبلی در ساختار شخصيت تأثيری منفی به جای می گذارد. همان گونه خود را دور نگاه داشت ، از شدت عمل و باريک بينی در تعليم و تربيت بايد خودداری نمود . موجودی که تازه پای به عرصه حيات می گذارد و گام به گام در آن پيش می رود. نياز به جاپای محکم دارد تا بتواند ثبات و استحکام لازم را برای خوش فراهم آورد و به اين ترتيب بر اعتباری صحه گذارد که لازمه هرزندگی به شمار می رود .اين قبيل اقدامات برای قوام يافتن شخصيت او کاملاً ضروری می نمايد و به وی امکان می دهد تا رابطه خويش را با دنيای خارج سامان دهد و به عبارت ساده تر روحيه و حالت نفسانی خود را شکل دهد . مقصود نوعی قانون طبيعی رشد است که کودک بايد هر چه زودتر با آن آشنا شود تا بتواند هويت خود را در شالوده های مستحکم آن پی ريزی نمايد ، روشن است که اين جای پاها و يا بهتر است بگوييم پايگاه ها بايد توسط قدرت اعتبار و جذبه ای که کودک را در کانون هدف خود قرار می دهد ، برای او فراهم گردد و کودک برای آن احترام قائل شود . 4- از کودک خود توقع انجام کارهای محال را نداشته باشيد: گاهی اوقات والدين انتظار دارند فرزندانشان کارهای سخت و دشواری را انجام دهند و اين بدترين نوع کاربرد کسب اعتبار اولياء است که در باره کودکان خود را می داند . هر کودک زمانی قادر به برآورده ساختن توقعات پدر و مادر و بزرگترها ی خويش می شود که در آن لحظات بتواند از عهده ی کاری که به او محول کرده اند ، بر آيد . فی المثل کودکان در دورانی از عمر خود گرفتار انواع ترس های کودکانه می شوند که به هيچ قيمتی قادر به از بين بردن آن ها نيست . مثل ترس از تاريکی ، برخی جانوران يا حشرات ، آب و آب تنی و غيره ... .      اين هراس های کودکانه که با رشد طبيعی از ميان می رود ، بايستی از جمع جهات مورد توجه قرار گيرد و به عبارتی ريشه اضطرابات که قاعتاً چندان هم نمی تواند ساده باشد ، مشخص و واضح گردد . حال اگر با اقدامات نسنجيده کودک را در محيطی قرار دهيم تا به قول عوام ترسش بريزد ، در آن صورت بر هراس و وحشت باطنی او خواهيم افزود : به عنوان مثال اگر کودکی را از آب می ترسد ، ناگهان به داخل حوض يا استخر پرتاپ کنيم و يا او را پيش حيوانی که از او به شدت وحشت دارد ، ببريم و از او بخواهيم که به سرآن حيوان دست بکشد ، طبيعی است که با اين کار خود طفل بيچاره را در مهلکه ای قرار خواهيم داد که شايد تا آخر عمر اين صحنه خوفناک را از ياد نبرد . 5- ابتکارات و ابداعات کودک خود را دست کم نگيريد. به خاطر داشته باشيد که تجزيه ی اندونزی از مسائل زندگی امری است کاملاً طبيعی و ضروری و اساسی و رشد کلی آدمی که حرکتی ، حسی ، روحی و نفسانی است ، بر اين پايه صورت می گيرد . پس اين را هيچگاه از ياد نبريد که به رفتارهايي مکاشفه گرانه کودک نبايد بی اعتنا بماند و آن ها را کوچک بشماريد و اين را بدانيد که او در حد توان و استعداد خود توانسته چنين کارهايي (هرچند کوچک) را انجام دهد، مثلاً در آغاز به اکتشاف پيکر خود نايل می شود و همين او را بسيار شاد و خوشحال می سازد گوئی قاره ای ناشناخته را کشف کرده است! پس از آن که اندکی بزرگتر شد ، به اکتشاف و بررسی محيط دور و بر خود می پردازد . مهم آن است که دورادور مراقب او باشيد تا بازرسی ها و سرکشيدن های او مخاطراتی برايش ايجاد نکند و احياناً زيان های عمده ای به بار نياورد . او را در اين تجربه آموزی کمک کنيد و حتی اگر دست و پايش هم کمی صدمه ديد و خراش سطحی برداشت ، مانع ادامه تفحص و تجسس او نشويد و يا اگر در اين گشت و گذار به گريه افتاد ، بدان اهميت ندهيد که گفته اند اشک کودک و ابر بهار پايدار نيست و زود تمام می شود . 6- بگذاريد کودکتان به تنهايي کارهای خودش را انجام دهد: کودک تا 3 سالگی ( بطور متوسط) نياز به مساعدت و همراهی دارد تا بتواند رفته رفته بر حرکات مفيد خود مسلط شود . با اين حال او را نبايستی کاملاً به خود وابسته کرد تا از هر حرکتی باز ماند .      بهترين روشي که می تواندبه او مساعدت کند تا اعتماد به خويش را به دست آورد ، اين است که گاه گاهی به او فرصت داده شود کارهای روزمره اش را خود به تنهايي انجام دهد . در اين صورت والدين او نبايد بيمی از کثيف شدن او به خود راه بدهند و هر چند دورادور مواظب او هستند ، ولی کودک از اينکه می تواند غذايش را بدون کمک بزرگترها بخورد ، احساس شادی و شعف بی سابقه ای می کند و همين در تکوين و تکميل شخصيت او نقش به سزايي ايفا می نمايد . يا اگر می خواهد خود لباس هايش را به تن کند، مانع اين کار او نشويد و به اصطلاح تو ذوقش نزنيد و حتی او را تشويق به انجام اين کار کنيد و خود در گوشه ای بايستيد و نظاره گر او شويد و خلاصه شو و شوق و حس ابتکار را در او خفه نکنيد . 7- عرصه برخوردها و تماسهای او را در خارج از محيط خانواده گسترش دهيد : شرايط زندگی مدرن ، تعداد افراد خانواده را تقليل داده است . در سابق اگر کودک معمولاً با دو سه نسل بالاتر از خود – پدر و پدربزرگ و جد و خاله و دائی و غيره – ارتباط روزمره داشت ، اکنون اين برخورد به حد اقل تنزل يافته و چه بسا روزها می گذرد و او جز پدر و مادر و احياناً خواهران و برادران خود کسی ديگر را نمی بيند .      اين قبيل تنگ ناهای ارتباطی در سلول خانوادگی امری تأسف بار تلقی می شود ، زيرا امکان تقابل برخورد ها را از کودک سلب می کند و او را يک بعدی بار می آورد . به اين علت است که نسل های فعلی کودکان دارای اين نقيصه عمده روحی هستند که برای گذرا از محيط خانواده و اجتماع و محيط خارج دچار اشکالات و ناراحتی هايي می شوند و يا در برخورد با افراد سوای اولياء خويش ، گرفتار شرم و خجلت فراوان می گردند و لحظه ورود به زندگی اجتماعی و تحصيلی برايشان به صورت عذابی اليم در می آيد .      8- کودک را با ديگران دمساز نماييد:      کودکانی که در ييلاق و دشت و کوه بزرگ می شوند ، خلقياتی متفاوت با کودکان شهری که به تنهايي جرأت بيرون آمدن از خانه را ندارند ، پيدا می کنند . در شهر ، کودک شما به دليل مخاطراتی که در هر گوشه و کنار تهديدش می کند ، ناچار تا حدودی وابسته می شود (و در اين مورد بايد بشود) ولی اين نقص اخلاقی زمانی مرتفع خواهد شد که شما او را با خود به باغ و پارک و دشت و صحرا ببريد و او را با طبيعت و محيط های بزرگتر آشنا سازيد . او در آنجا امکان برخورد و ارتباط و معاشرت و همصحبتی با اطفال ديگر را پيدا خواهد کرد و هزاران خاطره تلخ و شيرين از آن کسب خواهد کرد .      کودک خود را تشويق کنيد تا با ديگران دمساز شود . حتی اگر از اين امتزاج و برخورد ، حوادث کوچکی زاده شود . برای او مهم آن است که از همان آغاز شيوه های مختلف مبادلات اجتماعی را فرا بگيرد و حتی اگر در اين راه چشم زخمی هم به او برسد – چون قادر به شناخت خود و محيط خود می شود- اهميت چندانی نبايد برای آن قائل شد . تازه اگر هم چنين اتفاقی بيفتد و ناراحتی مختصری هم پيش بيايد ، شما برای دلداری و تخفيف درد او کنارش حضور داريد . به هرحال هرگونه کسب تجربه ای از اين دست ، باعث می شود تا کودک وارد عرصه جديد شود و حتی آمادگی لازم را برای ورود به محيط مدرسه پيدا کند . 9- فرزندتان را از مدرسه نترسانيد:      بسياری از کودکانی که محيط مهد کودک و کودکستان و غيره را نديده اند ورود به مدرسه برايشان تجربه ای تازه و شگفت انگيز می شود ، زيرا اين محيطی است که هيچ ارتباطی با عادات قبلی آن ها به هم نمی زند . کارکنان و محيط مدرسه برای اين کودکان ساده دل بيگانه هستند و آن ها خود را در آن گروه و جمع غريبه احساس می کنند و ديدن بزرگترها به وحشتشان می اندازد . در اينجاست که نقش پدر و مادر در آشنا ساختن کودک با محيط مدرسه از اهمِت خاصی برخوردار می شود .      10- اگر ناگهان فرزندتان خجول و کمرو شد ، سعی کنيد علت آن را بفهميد :      رفتاری کاملاً   ناگهانی و غير قابل پيش بينی همواره نشانه ی آن خواهد بود که حادثه مهمی در زندگی دانش آموز در شرف وقوع است و بروز شرم و خجالت گواه بر آن است که اختلالاتی نفسانی در او روی داده است .      ظهور اين حالت را نمی توان پديده ای زودگذر بشمار آورد . که با مرور زمان تخفيف بيابد و يا از بين برود . واقيت اين است که کودکی که ناگهان دچار شرم وخجالت شده ، به طور قطع شوکی روحی و عصبی را تحمل کرده و در نتيجه تعادل روانی خود را از دست داده است . پس بايد در صدد يافتن علت و محرک آن بر آمد و اين کار را نيز با تدبير و فراست فراوان انجام داد . گاهی اوقات علت های اين پديده مکن است متنوع و مختلف باشد و در سطوح کم و بيش آگاهانه شعور و روشن رخنه کند و حتی امکان دارد، خود سوژه از منشأ آن بيخبر مانده و مکانيسم تدافعی او را مورد حمله قرار داده باشد . به اين علت هرگز نبايد با سرعت و شتابزدگی در صدد يافتن توضيحی برای آن بر آمد و روح کودک را بيش از پيش نامتعادل و مختل ساخت .      در وهله نخست به تحقيق و بررسی در خانواده بپردازيد . چه بسا ممکن است حادثه ناخوشايندی مثل تولد نوزادی که کودک او را رقيب خود می پندارد ، و طلاق و جدايي ، و يا مرگ فردی که برای او بسيار عزيز بوده ، او را تحت تأثير قرار داده است . اين رخداد ، امکان دارد مدت زمانی قبل از تغييراخلاق دانش آموز روی داده و واکنش ظاهری آن بعدها بوجود آمده . اين قبيل حوادث ، معمولاً دانش آموز را که تا آن زمان در محيط امن و آرام خانواده زندگی می کرد ، منقلب و پريشان می سازد و دنيای سرشار از آرامش او را بر هم می زند وتکيه گاه های مطمئن و سنگرهای ايمنی او را در خانواده از وی باز می ستاند . دانش آموز که در اثر اين رويدادها خود را درمعرض تهديد می يابد و احساس می کند که معيارهای دنيای عاطفی او بر هم خورده و فاقد منابع مطمئن و مستحکمی برای جانشينی آن هاست ، احساس تزلزل و بی ثباتی بيشتری می کند . در اين صورت بايد به او امکان داده شود تا سر فرصت و ب  احوصله تمام سرمايه و منبع از دست رفته ی خويش را ترسيم و جبران کند پردازيم. جدائی يا طلاق : اين يکي از دشوارترين موقعيت هايي است که ممکن است برای هرپدر و مادری پيش آيد . در اين موقع ابتدا بايستی تدابيری بينديشيد تا اختلافات و نقارها و کدورت ها را که با شريک زندگيتان پيدا کرده ايد ، از بين ببريد تا بتوانيد کودک خود را که با ادراک ساده و بچگانه خود نگران و پريشان شده است ، از ناامنی خاطر و در خود خزيدن نجات دهيد. در اينجا مسأله نگهداری و مراقبت از کودک مطرح نيست و اين موضوع بار دل کودک را سبک نمی کند ، چون او می خواهد بار دیگر در کنار پدر و مادری که اکنون ديگر وجود ندارند ، زندگی کند و مجداً سايه ی آن ها را بر سر خود ببيند و احساس آرامش کند . هر قدر هم که موقعيت شما با همسرتان وخيم و پرتنش و تند باشد ، کودک را بايد از آن مخمصه برکنار نگه داريد و او را در ماجراهای ناخوشايند زندگيتان وارد نسازيد ، در غير اينصورت اعتمادی را که تا بحال به شما داشته متزلزل خواهيد کرد و معيارهای والای او را از بزرگترها (پدر و مادر و غيره) بر هم خواهيد زد . شکست های تحصيلی ناکاميهای تحصيلی اغلب با ضربات سختی روحيه ی کودکی را که يکی دو سالی است وارد مدرسه شده ، به تازيانه می گيرد . وبه بارت ديگر اختلالات روحی او از همين موضوع به ظاهر ساده ناشی می شود . در اين گونه مواقع ، وادين فهيم و با تجربه ، به سختگيری خود نمی افزايند ، زيرا در صورت اقدام به چنين عملی ، بر وخامت حال فرزند خود خواهند افزود . بهتر آن است که بعد از ريشه يابی قضايا ، به جای سرزنش و توبيخ و مؤاخذه کودک که "چرا نمره کم گرفته ای و تنبلی مي کنی" ، رفتارهای معقولانه ای با او در پيش گيرند . ابتدا به سراغ معلمان او برويد: آن ها بهتر خواهند توانست شما را در جريان وضع تحصيلی و عقب ماندگی او قرار دهند و در نتيجه شما هم امکان کمک و مساعدت بيشتری به او پيدا خواهيد کرد . سعی کنيد با کودکی که در امر تحصيل عقب افتاده است ، با ملايمت و مدارا رفتار کنيد و از تند خويي بپرهيزيد و کاری کنيد تا استعدادهای نهفته اش به کمکش بيايند و به اي« ترتيب نشان خواهيد داد که اهميت زيادی برای شکست او قائل نخواهيد شد و اعتماد به نفس او را باز خواهيد آورد و احتمالاً با از بين رفتن عقب ماندگی های درسی و تحصيلی ، مسائل روانی او نيز خود به خود حل خواهد شد .  (ژان شارتيه – 1373 -83) تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره از مهمترین روش های درمان کمرویی،توجه دادن فرد کمرو به قدرت تفکر، نحوه ی نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه ی شناختی اش است. هرگونه تغییر در نگرش ها و بازخوردهای فرد کمرو نسبت به خود و محیط اطراف، مقدمه ی لازمی برای خود پنداری و تغییر رفتار خواهد بود. کمرویی یک رفتار است، نامطلوب است. هر رفتاری قابل تغییر است، اما باید توجه داشت که هر روشی، به توسط هر کسی و در هر شرایطی ممکن است مؤثر واقع نشود. - خانواده و تربیت اجتماعی توجه خاص اولیاء و مربیان به مبانی تربیت اجتماعی و تقویت مهارت های ارتباطی، از اساسی ترین مسائل در پیشگیری و درمان کمرویی کودکان و نوجوانان است. همه ی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان باید به نقش فردی، وظیفه ی خانوادگی و رسالت اجتماعی خویش در موقعیت های مختلف کاملاً واقف و در ایفای مسئولیت ها پیشگام باشند. در تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان و نوجوانان، پیشگیری از معلولیت اجتماعی ایشان و درمان کمرویی،بیشترین مسئولیت ها بر عهده الگوهای رفتاری بزرگسال است. بنابراین پدران و مادران و نزدیکان کودکان و نوجوانان، به مثابه محبوبترین و مؤثرترین الگوهای رفتاری در تعلیم و تقویت مهارت های اجتماعی و یا پدیدآیی کمرویی در ایشان به طور جدی سهیم هستند؛ چرا که بچه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم از الگوهای رفتاری بزرگسال در موقعیت های مختلف خانوادگی و نقش آفرینی های اجتماعی یاد می گیرند و با ایشان همانندسازی می کنند. لذا تردیدی نیست که در درمان کمرویی نوجوانان ، قبل از همه و بیشتر از اطرافیان و درمانگران، مسئولیت اصلی بر عهده ی مادران و پدران است. بدیهی است هر کس که بخواهد کمرویی دیگران را برطرف سازد، می بایست ابتدا خود درمانگری کند، یعنی مطمئن شود که خودش از آدم های کمرو به شمار نمی آید و از کفایت های اجتماعی و مهارت های مؤثر ارتباطی برخوردار است. اجتناب از غالب ساختن تکروی، عصبانیت ، پرخاشگری و دیکتاتور منشی در کانون خانواده، این ارزشمندترین حلقه ی زنجیره ی اجتماع انسان ها، و تلاش در غنی کردن پیوندهای عاطفی، کلامی و ارتباطی میان اعضای خانواده و تقویت رغبت ها و انگیزه های معاشرت اجتماعی در بین کودکان خواهد بود، بلکه اصلی ترین گام در جهت درمان کمرویی و مؤثرترین روش پیشگیری از اختلالات رایج عاطفی و رفتاری آنان نیز همین است. کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده ها  تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود. بر همه ی پدران و مادران، به خصوص کسانی که فرزند کمرویی در خانه دارند فرض است که به رغم همه ی اشتغالات فکری و شغلی، کوشش کنند که در شبانه روز، ساعت و ساعاتی را صرفاً به گفت و گوهای صمیمی با کودکان و نوجوانان گوش جان سپردن به سخنان زیبا و دوست داشتنی ایشان اختصاص دهند. باید مواظب بود که مبادا تنوع برنامه های تلویزیونی و گذراندن اوقات فراغت در خانه به صورت کاملاً انفعالی وایستا، زمینه ساز کمرویی ها و کژروی ها در کودکان و نوجوانانی که تشنه ی کلام شیرین و نگاه های محبت آمیز اولیای خود هستند، نشود. (درصد قابل توجهی از کوکان و نوجوانانی که دچار مشکلات گوناگون عاطفی و اختلالات رفتاری نظیر: کمرویی، حساسیت فوق العاده، گوشه گیری، لجبازی  و پرخاشگری  می باشند، متعلق به خانواده هایی هستند که به دلایل مختلف، به خصوص عادت به تماشای برنامه های تلویزیونی، ویدئویی و استفاده از برنامه های ماهواره ای، فرصت برقراری ارتباط کلامی و عاطفی با یکدیگر را ندارند و بعضاً میانگین زمان گفت و گوهای والدین با فرزندانشان به یک دقیقه در شبانه روز هم نمی رسد!) توجه ویژه به فرزندان خانواده و تکریم شخصیت ایشان در گفت و شنودها، اظهار نظرها و تصمیم گیری های خانوادگی بسیار حائز اهمیت است. خانواده هایی که از نعمت وجودی فقط یک فرزند برخوردارند نیز باید توجه داشته باشند که فرزند ایشان علاوه بر این که نیاز دارد با اولیای خود مصاحبت دلنشینی داشته باشد، لازم است از معاشرت و مصاحبت با کودکان و نوجوانان همسال خود نیز برخوردار شود و بر تجارب خوشایند اجتماعی خویش بیفزاید. مسلماً فراهم کردن چنین تجارب ارزشمندی با نظارت، هدایت و حمایت روانی والدین فوق العاده مؤثر و مفید است و در تربیت اجتماعی این قبیل کودکان و درمان کمرویی احتمالی ایشان کاملاً مؤثر و مفید خواهد بود.   هنر درمانی مشاهده ی بعضی از برنامه های نمایشی (برنامه های سینمایی و تلویزیونی، تئاتر، نمایش عروسکی و ...) که در آن کودک یا نوجوان کمرو نقش اصلی را عهده دار است و با تغییر نگرش، برانگیختگی روانی و تقویت اراده و خودباروی، به تدریج در گروه ها و عرصه های مختلف اجتماعی مشارکتی فعال پیدا می کند و بعضاً رهبری گروه را نیز عهده دار می شود، می تواند در ذهن کودکان تماشاگر کمرو بسیار مؤثر واقع شود و در درمان کمرویی شان مفید باشد؛ چرا که کودکان کمرو با قهرمان نمایش همانند سازی می کنند و تلاش می کنند که مثل او باشند. همچنین تشویق کودک یا نوجوان کمرو برای شرکت در برنامه های نمایشی (در مراکز پیش دبستانی و مدارس) و ایفای نقش های مؤثر به گونه ای که فشار روانی چندانی متوجه او نباشد، روش مناسبی برای کاهش اضطراب اجتماعی و درمان کمرویی خواهد بود.   فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی ایشان داشته باشد. واضح است که ترغیب و تشویق کودکان کمرو برای شرکت فعال در برنامه های گروهی نظیر: تهیه ی کاردستی  مشترک، آماده کردن پوستر یا روزنامه ی دیواری، مطالعه و مسابقه ی علمی، قصه گویی و داستان سرایی، اجرای برنامه ی نمایشی، شرکت در گروه سرود، ورزش ها و بازی های چند نفره، فعالیت های عمرانی، فرهنگی و بسیجی و ... توجه به نقطه ی قوت و ویژگی مثبت و قابل تأیید و تشویق کودک و سوق دادن وی به طرف فعالیت های جمعی، به خصوص در مراحل اول در جمع های آشنا و صمیمی و بعضاً کم سن و سال تر از طریق همان نقطه ی مثبت و قابل عرضه ی وی صورت می گیرد. به نحوی که کودک یا نوجوان قادر می شود در اولین تجارب گروهی خود از ویژگی مثبت و مهارت برتر خود بهره بگیرد و با تأثیر توفیق نسبی در گروه و جلب تأیید ایشان، احساس خودپنداری و خود ارزشمندی اش تقویت گردد. صحبت کردن، شعر خواندن، خاطره گفتن و نقل مطالب کتاب دلخواه، تعریف موضوع و محتوای یک فیلم سینمایی، اظهار نظر درباره ی مسائل خانوادگی و اجتماعی، قصه گویی و داستان سرایی، توضیح یک مسئله و یا تدریس یک موضوع درسی مورد علاقه توسط نوجوان یا بزرگسال کمرو به مخاطبان مختلف، به ترتیب اهمیت و اقتدار ایشان از نظر فرد کمرو، از مخاطبان خردسال آشنا و صمیمی نظیر خواهرزاده ها، برادرزاده ها و فرزندان کوچک خانه و بستگان گرفته تا مخاطبان خردسال آشنا، اما غیرصمیمی و غیر فامیل؛ از مخاطبین خردسال غریبه تا مخاطبان همسال آشنا و صمیمی؛ از مخاطبین همسال آشنا، اما غیرصمیمی تا مخاطبان همسال غریبه؛ از مخاطبین بزرگسال آشنا و صمیمی تا مخاطبان بزرگسال آشنا، اما غیر فامیل و غیر صمیمی؛ و سرانجام از مخاطبین بزرگسال مقتدر و متنفذ، اما غیر نقاد گرفته تا مخاطبان مقتدر، متنفذ و نقاد و برقراری و حفظ ارتباط بصری طبیعی با ایشان، با چهره ای گشاده و متبسم، صدایی محکم و مطمئن، با آرامش روان، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس کامل و احساس خود ارزشمندی؛ مؤثرترین روش اصولی و تدریجی اضطراب زدایی و افزایش مهارت اجتماعی و درمان کمرویی است.   - افزایش خودآگاهی، تقویت خودپنداری مثبت و کاهش کمرویی به راستی شما چقدر کمرو هستید؟ کمرویی خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ در چه مواقعی، چگونه و به چه میزان دچار کمرویی می شوید و علتش را چه چیز می دانید؟ وقتی دچار کمرویی می شوید چه احساسی پیدا می کنید؟ در برخورد با چه کسانی کمتر دچار کمرویی می شوید؟ در کدام موقعیت ها و در حضور چه افرادی بیشتر دچار کمرویی می شوید و چرا؟ در مقایسه با دوستان و اطرافیان، خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ چه برداشتی از کمرویی خود دارید؟ آیا وقتی تنها هستید باز هم احساس کمرویی دارید؟ چه احساسی پیدا می کنید؟ اندیشه ی شما برای یافتن پاسخ های صریح و جامعه به این قبیل سؤالات، گام مهمی است برای درک بهتر خود و شناخت ویژگی ها، توانمندی ها و نقاط قوتی که در خویش سراغ دارید. بدون شک شما می توانید خودتان را تغییر دهید، به شرط آن که بر این باور باشید که توان انجام این کار را دارید. شما باید تصور و برداشت مثبتی از خود داشته باشید و ماهیت کمرویی خودتان را مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار دهید و با تقویت خودپنداری مثبت، احساس خود ارزشمندی و توسعه ی مهارت های خاص و موفقیت آمیز اجتماعی نه تنها خودتان را تغییر دهید و کمرویی تان را برطرف کنید، بلکه در درمان کمرویی افراد دیگر نیز نقش مهمی را عهده دار شوید و به آنها کمک کنید که خودشان را تغییر دهند و بر پدیده ی نامیمون کمرویی غالب شوند. برای این که در درک بهتر و کشف وجود گرانقدر خود و برخورداری از خود پنداری تازه حرکت حدی داشته باشید، دستورالعمل های زیر را با دقت انجام دهید. الف) تصویر خودتان را بکشید، (هر طور که می توانید) و سپس: به عکس خود نگاه کنید. آیا تصویر شما تصویر کاملی است؟ آیا در قسمت یا نقطه ای از عکستان نقصی را مشاهده می کنید؟ آیا در تصویر خود حالت هیجانی می بینید؟ آیا وقتی که به خودتان خوب می نگرید، خود را آدمی فعال می یابید یا فردی کاملاً منفعل و تحت فرمان دیگران؟ ب) به آیینه نگاه کنید و تصویر وجود ارزشمندتان را در آن ارزیابی نمایید. دوباره به خودتان خوب نگاه کنید. با کدام حالت و چه قیافه ای می توانید تأثیر بیشتری روی دیگران بگذارید؟ ج) چنانچه برای شما یا خانواده تان مقدور است فیلمی از زندگی 24 ساعته ی خودتان تهیه کنید و یا برنامه ی زندگی 24 ساعت گذشته ی خود را بر روی کاغذ بنویسید و در ذهنتان مرور کنید. در شرایط و موقعیت های گوناگون چه کرده اید؟ چگونه؟ چرا؟ آیا می توانستید رفتار بهتری و مؤثرتری داشته باشید؟ شما فردا و فرداها را پیش رو دارید، پس با ارزیابی مجدد از شخصیت و توانمندی های خود آمادگی تان را بیشتر کنید. برای امنیت شخصی خود احترام و ارزش خاص قائل شوید، آن را حفظ کنید. د) برای زندگی روزانه ی خود برنامه ریزی کنید. مطابق برنامه ی تعیین شده، روز خودتان را آغاز کنید و بر همان اساس گام بردارید، سخن بگویید، بپرسید، تلفن کنید، به محل، شخص یا اشخاصی که در نظر دارید مراجعه کنید و کاملاً فعال باشید. ه) احساسات و خاطرات خود را درباره ی تجارب ناخوشایند ناشی از کمرویی تان بنویسید. و) برداشت و نگرشتان را نسبت به خانواده ی خود بنویسید. ز) برای خودتان نامه بنویسید. بدون رودربایستی و با صراحت احساسات خویش را بر روی کاغذ آورید، گله ها را بیان کنید و انتظارات خود را یادآور شوید! ح) اگر خودتان بر این باور باشید یا به شما بگویند که فقط یک ماه دیگر از حیات شما باقی است، عمر یک ماهه ی خودتان را چگونه خواهید گذراند؟ چه می کنید؟ به کجاها می روید؟ چه می گویید؟ روی سخنتان بیشتر با چه کسانی خواهد بود؟ آخرین کلامتان چه خواهد بود؟ آیا باز هم کمروباقی خواهید ماند؟(افروز-غلامعلی-1374-35)

پیشینه تحقیق:

1-نقش معلم در کاهش کمرويی دانش آموزان -خانم فریبا بنی عامریان شهرستان سنقر و کلیائی اهداف تحقيق اهم اهداف تحقیق به شرح زیر است : 1- شناخت علل و عواملی که در گوشه گیری و انزواطلبی دانش آموزان مورد نظر در کلاس مؤثرند . و کوشش در جهت حل مشکلات اين کودکان از طرف معامان در مدارس . 2- توجه به کودکان منزوی از جانب والدين و معلمان آن ها و جلوگيری از عواقب بعدی اين اختلال رفتاری. 3- کمک به کودکان گوشه گير و خجالتی و تلاش برای اجتماعی شدن آن ها و کشف استعداد و توانايی های بالقوه آن ها و ايجاد روحيه مشارکت و تعامل اجتماعی در آنان. اهميت و ضرورت تحقيق اهميت موضوع در این است که ، چون دانش آموزان دوره راهنمايی در سنين حساس و بحرانی بلوغ قرار دارند ، اگر اين اختلال رفتاری در اين مقطع سنی مورد توجه و سپس درمان قرار نگيرد ، سبب يافتن هويت و جايگاه فرد در جامعه و در سنين بالاتر خواهد شد .      اگر نتايج اين تحقیق به گونه ای باشد که بتواند رهنمون های مفيدی به معلمين در اين زمينه ارائه دهد شايد کمکی باشد در جهت مبارزه با کمرويی دانش آموزان در مدارس . نمونه در اين تحقيق از مجموع 30 دانش آموزدختر در کلاس تعداد  5 نفر که دچار عارضه کمرويي بودند مورد بررسی قرار گرفتند . 2 – 5 نتايج کل پژوهش 1- دانش آموزانی که کمرويي ارثی دارند ، دير تر از دانش آموزانی که به علت های ديگر دچار کمرويي هستند تغيير رفتار می دهند . 2- دخالت دادن همکلاسی ها در درمان کمرويي دانش آموزان ، گاهی جزء موارد بازدارنده درمان می باشد . البته را راهنمايي و تشويق آن ها به همکاری و مساعدت با دوستانشان در گروه های کلاسی به کار درمان سرعت می بخشد . 3- تشويق کارهای مثبت از طريق جايزه و کلمات تشويقی ، نه تنها باعث خود باوری مثبت در اين گونه دانش آموزان می شود ، بلکه به محبوبيت آن ها نزد همکلاسان کمک می کند . پيشنهادات باتوجه به تجربه ای که ضمن انجام پژوهش کسب نمودم چند مطلب را به عنوان پيشنهاد عرض می کنم . 1-    بهتر است معلمين پايه اول به شناسايي دانش آموزان کمرو اقدام کرده و بعد با اوليای اين دانش آموزان جلسه ای ترتيب دهند و از خصوصيات خانوادگی ، رفتاری و همچنين دلايل کمرويي آن ها اطلاعاتی به دست بياورند . 2-    پس از شناسايي و به کار گيری روش های درمانی ، با صبر و حوصله منتظر نتايج باشند و زود مأيوس نشوند . زيرا دانش آموزان کمرو خيلی سخت تغيير رفتار می دهند. 3-    در هنگام درمان از طريق فعاليت های گروهی و دادن مسئوليت ، خودشان متوجه نشوند که شما رفتار آن ها را زير نظر داريد

2- موضوع: نقش معلم در کاهش کمرویی دانش آموزان            محقق: سجاد نامداری دره دنگ بهار1389 استاد راهنما: آقای مجتبی جلالی محمدی  مجتمع آموزشی پیامبر اعظم (ص) مرکز تربیت معلم شهید باهنر اراک کارشناسی مطالعات اجتماعی جامعه آماری:مهدی.ش دانش آموز کلاس اول راهنمایی درمدرسه شهیدعبدالحسین روستای عمارت ازتوابع شهرستان دورود نتایج پژوهش: نتایج به دست آمده از تحقیق بایافته های ژان شارتیه (1373)وعلی قایمی (1374)که کمرویی را توجهی غیرعادی مضطربانه به خویشتن در موقعیت های اجتماعی می دانند وهم عوامل ارثی وهم عوامل محیطی رادر کمرویی موثر می دانندهمسو وهم راستا است وهمچنبن این نتایج رابامجله پیوند (1379)وتحقیق روح اله محمدی (1387)مقایسه نمودم که به نتایج یکسانی دسترسی پیدا کردم همچنین همانگونه که همکاران نیز اظهار نظرداشتند علایم کمرویی که قبلا در دانش آموز مشاهده می شدتقریبا در او کمتر مشاهده می شود وراهکارهای صورت گرفته سودمند وموثر واقع شده اند یس می توان گفت نتایج به دست آمده از تحقیق از اعتبار قابل قبولی برخوردار است . پیشنهادات کاربردی -        کودکان کم رو را به شرکت در فعالیت عای دسته جمعی و بازی های گروهی تشویق کنید که تاثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی آنها دارد. -        ترغیب و تشویق ک.دکان کم رو به شرکت فعال در برنامه های گروهی مانند کار دستی مشترک آماده کردن روزنامه دیواری شرکت در تیم ورزشی بازی های چند نفری و توجه به نقاط قوت و ویژگی های مثبت اوو سوق دادن او به طرف فعالیت های جدید -        حمایت کردن و قبول بدون قید و شرط کودکان کم رو حتی اگر بعضی از رفتارها مورد پسند نباشند  زیرا باید آنان احساسات خود را ابراز دارند و آنگاه به تغییرات آن بپردازند . -        افزایش اعتماد به نفس کوذکان از طریق القای توانایی و یادآوری ویژگی های مثبت آنان -        در خواست نکردن کارها و اعمالی  از فرد که خارج از توانایی اوست -        پذیرفتن احساسات مثبت فرد و پاسخ دادن به آنها از طرف والدین و معلمین باعث تقویت روحیه اعتماد به نفس فرد می شود و کم رویی او کاهش می یابد -        کوشش معلمان در اجتماعی کردن کودکان از اهمیت زیادی در کاهش کم رویی ودکان دارد -        توجه خاص اولیا و مربیان به مبانی تربیت اجتماعی و تقویت مهارت های اجتماعی و تقویت مهارت های ارتباطی از اساسی ترین مسایل در پیشگیری و درمان کم رویی است -        تشویق اعمال مثبت فرد همراه تقویت آن تا منجر به بالا رفتن روحیی خود باوری در فرد شود -        یافتن علل کم رویی و جدی گرفتن ؟آن و سپس تلاش برای حل نمودن آن -        آشنا کردن دانش آموزان با عواقب کم رویی و اراِیه راهکارهای کاهش آن -        ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی درکلاس پیشنهاد به محققیق بعدی کم رویی مقوله ای است  که برای رفع آن باید هم عوامل ارثی و هم عوامل محیطی (مدرسه – همسالان - ...) را در نظر داشت  با توجه به این که در این تحقیق بیشتر به عوامل محیطی تاکید شده است و آنها را از زئایای گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار ذاذه ایم لذا  محققین بعذبی لارم است به عوامل ارثی نگاهی عمیق تر و کارشناسی تر داشته باشند .

3-چگونه توانستم کم رویی یا کم حرفی و خجالت را در دانش آموزان از بین ببرم؟(محمدامین امینی کیا)-        ۱- موضوع تحقيق: چگونه توانستم کم رویی یا کم حرفی و خجالت را در دانش آموزان از بین ببرم؟ سال اقدام: 78-77 مرکز تربیت معلم شهید ثانی محل اقدام ( منطقه ومدرسه): دورود مدرسه تقوا نتيجه گيري وتوصيه هاي شما به معلمان و والدين: من به اولیا توصیه می کنم تا جایی که امکان دارد به خواسته های بچه هایشان توجه کنند و از هرگونه عواملی که باعث چنین مشکلی می شود جلوگیری کنم و به معلمان توصیه می کنم که از هرگونه تنبیه و عوامل مخرب که باعث ترس و وحشت در وجود دانش آموز می شود جلوگیری کنند و در شغل معلمی صبور باشند و به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه کنند.

-4- چگونه کم رویی و گوشه گیری فاطمه در کلاس را کاهش دهم؟     محقق:فاطمه انوری پور جامعه آماری :فاطمه ،دانش آموز پایه پنجم ابتدایی در آموزشگاه دادخواه 3 شهرستان گنبد نتایج:پس از ارزشیابی و اطلاعات به دست آمده به این نتیجه رسیدم که این طرح بسیار ساده  ولی پر بار و مثبت بود و این موفقیت و اطلاعات بدست آمده را به دلیل همکاری عوامل زیر می دانم: 1-دانش آموزان        2- مدیر       3-معلم سال قبل     4-مشاور         5- اولیاء  

+ نوشته شده در  91/01/17ساعت 0:46  توسط مدیروبلاگ - احمد غفاریان  |