X
تبلیغات
طراحی و مطالعه مسائل یادگیری و آموزش - راه های افزایش انگیزه برای ادامه تحصیل از طریق درس حرفه و فن

پیشینه تحقیق:

فاطمه بهرامي و شيوا رضوا ن1385 دربررسي رابطة بين انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه شهر اصفهان با ويژگيهاي آموزشگاهي آنان به مواد زیر اشاره کرده اند.

 

چكيده

هدف اين پژوهش بررسي رابطة بين ويژگيهاي آموزشگاهي با ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دختر و پسردورة متوسطه شهر اصفهان بوده است. متغير هايي كه در اين پژوهش مورد بررسي قرار گرفته اند ، عبارتند از:

عوامل آموزشگاهي شامل : ١ - اسنادهاي دبيران؛ ٢ - ساختار كلاس درس؛ ٣ - سيستم تنبيه و تشويق آموزشگاه؛ ٤ - روابط عاطفي درون مدرسه؛ ٥ - روش تدريس؛ ٦ - آراستگي دبير؛ ٧ - نظام ارزشي مدرسه.

 

جامعة پژوهش كلية دانش آموزان دختر و پسر دورة ٨٢ بودند. نمونه گيري به صورت تصادفي طبقه اي صورت گرفت و ٣٥٠ دانش آموز - متوسطه شهر اصفهان در سال تحصيلي ٨٣- دختر و پسر انتخاب شدند. ابزار اين پژوهش دو پرسشنامه بوده است: ١ - پرسشنامة انگيزش پيشرفت تحصيلي؛ ٢-پرسشنامة عوامل آموزشگاهي كه به صورت محقق ساخته بوده، روايي آنها با استفاده از نظرات اساتيد و پايايي پرسشنامه ها با روش بازآزمايي بررسي و سپس مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصيفي و استنباطي شامل رگرسيون ساده،رگرسيون چندگانه، تحليل عاملي و ضريب تفكيكي تحليل شد و اين نتايج به دست آمد: بين متغير اسنادهاي دبيران و انگيزش پيشرفت تحصيلي رابطه معنا دار نبود، اما بين متغير ساختار كلاس درس، روش تدريس، متغير آراستگي دبير، سيستم تنبيه وتشويق، نظام ارزشي مدرسه و روابط عاطفي درون مدرسه با انگيزش پيشرفت رابطه معنا دار بود. نتيجة حاصل از رگرسيون چندگانه آن بود كه بيشترين تأثير بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي را به ترتيب شيوه هاي روابط عاطفي درون مدرسه، نظام ارزشي مدرسه و ساختار كلاس درس داشتند.

 

واژه های كليد ي: انگيزش پيشرفت تحصيلي، عوامل آموزشگاهي ( روابط عاطفي درون مدرسه، نظام ارزشي مدرسه،اسنادهاي دبيران، ساختار كلاس، سيستم تنبيه و تشويق مدرسه، روش تدريس، آراستگي دبير  

 

مقدمه

نياز به پيشرفت يكي از نخستين انگيزه هايي است كه به تفصيل مورد مطالعه قرار گرفته است مك كلند ١ ، اتكينسون ٢، كلارك ٣ ، لاول٤  ١٩٥٣ ). پژوهش دربارة اين انگيزه امروزه نيز ادامه دارد (اسپنس ١٩٨٣٥.

افرادي كه نياز به پيشرفت در آنها نيرومند است، مي خواهندكامل شوند وعملكرد خود را بهبود بخشند . آنان وظيفه شناسند و ترجيح مي دهند كارهايي را انجام بدهند كه چالش برانگيز باشد و به كاري دست بزنند كه ارزيابي پيشرفت آنان به نحوي، خواه با مقايسه آن با پيشرفت ساير مردم يا بر حسب ملاکهاي ديگر امكان پذير باشد . به بيان رسمي تر، پيشرفت رفتاری مبتني بر وظيفه است كه اجازه مي دهد عملكرد فرد طبق ملاکهاي وضع شدة دروني يا بيروني مورد ارزيابي قرار گيرد كه در برگيرندة فرد در مقايسه با ديگران است يا به نحو ديگري در بر گيرندة نوعي ملاکهاي عالي است  ). اسميت ٦، ١٩٦٩ ، اسپنس و هلم رايش ٧ ،١٩٨٣ (

انگيزش پيشرفت را در بسياري از حوزه هاي فعاليت مثل شغل، مدرسه، هنرهاي خانگي يا مسابقات ورزشي و قهرماني ميتوان مشاهده كرد . سازة انگيزش پيشرفت تحصيلي در مدرسه به رفتارهايي كه به يادگيري وپيشرفت منجر می شود ، اطلاق گردد . يكي از بهترين پژوهشهاي مروري كه انگيزش را به محيط تربيتي ارتباط داده است،توسط پينتريچ ٨ و دوگوروت٩ انجام شده است) . ١٩٩٠ ( آنها نتيجه گرفتند  كه اين ارتباط از سه طريق ميسر است:

1 - دلايل اهدافي كه دانش آموز براي انجام تكاليف دارد ؛

٢ - باور فرد در مورد تواناييهاي خودش براي انجام تكاليف كه به انتظار از فرد مربوط ميشود؛

٣ - واكنشهاي عاطفي دانش آموزان نسبت به تكليف مثل اضطراب، خشم، غرور، شرم و احساس گنا ه به نقل از شاهسوني، ١٣٧٩

1. Macclelland

2. Atkinson

3. Clark

4. Lowell

5. Spence

6. Smith

7. Helmreich

8. Pintrich

9. Degroot

باتل١ ١٩٦٤و ١٩٦٥  معتقد است كه انگيزش پيشرفت تحصيلي عبارت است از گرايش همه جانبه به ارزيابي عملكرد خود با توجه به عالي ترين معيارها، تلاش براي موفقيت در عملكرد وبرخورداري از لذتي كه با موفقيت در عملكرد همراه است .

دانش آموزان از سطوح متفاوتي از انگيزه پيشرف ت تحصيلي برخوردارند،به همين علت ، در زندگي خود به شيوههاي كاملا متفاوتي رفتار مي كنند . به عنوان نمونه، اشخاصي كه از نظر نياز به پيشرفت در سطح بالايي قرار دارند، نسبت به افرادي كه نياز به پيشرفت ضعيف تري دارند، بيشترمتمايل به تحصيلات دانشگاهي، كسب نمره اي بالاتر و فعاليتهاي فوق برنامه هستند (اتكينسون١٩٨٠)

 

انگيزش پيشرفت تحصيلي در مدرسه به رفتارهايي اطلاق ميگردد كه منجر به يادگيري وپيشرفت مي شود . انگيزش پيشرفت با عوامل بسياري در ارتباط است كه ميتوان دو مقولة ويژگيهاي آموزشگاهي و اجتماعي را از مهمترين آنها دانست .

عوامل آموزشگاهي متفاوتي مي تواند در ايجاد انگيزش تحصيلي مؤثر باشند مثل اسنادهاي دبيران، كلاس درس، سيستم تنبيه و تشويق در مدرسه، روابط عاطفي درون مدرسه، روش تدريس، و آراستگي دبير .

 

واكنش دبيران هنگام ناكامي يك دانش آموز بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان مؤثر است برخي از دبيران عصباني ميشوند و بعضي همدردي نشان ميدهند.. تحقيق گرانلاند ١٩٨٦٢  نشان ميدهد علت اين كه معلمي نسبت به شكست دانش آموزش عصبانيت نشان مي دهد اين است كه او معتقد است دانش آموز براي موفقيت تلاش كافي نكرده است و عملكرد ضعيف او را به كم هوشي او نسبت نميدهد . به دنبال چنين اسنادي، هيجان و خشم پديد مي آيد . اما اگر معلمي همدردي نشان دهد، اسنادي كه در پشت اين هيجان وجود دارد، باور به عدم توانايي فراگيرنده است و دانش آموزان به دنبال اين خشم يا همدردي اسنادهاي معلمان خود را مي پذيرند .

آنها باور مي كنند كه هوششان كافي نبوده يا توانايي آنها براي موفقيت بسيار ضعيف است؛ درنتيجه انتظار خواهند داشت كه عملكردشان همين اندازه باشد (واينر ٣ ١٩٨٦)

1. Battle

۲. Gronlund

۳. Winner

 

مدرسه جامعة كوچکي است كه فضاي اجتماعي معيني را به وجود مي آورد و داراي اثرات انگيزشي است . در واقع، نگر شهايي كه مدارس به صورت پنهان و نه به صورت رسمي به دانش آموزان منتقل مي كنند، در ميزان انگيزش تحصيلي آنها مؤثر است .

شوا هدي وجود دارد كه الگوهاي انگيزش بسياري از دانش آموزان وابسته به ارزش و بهايي است كه اولياي مدرسه براي پيشرفت تحصيلي آنها قايل هستند، زيرا ارز شها با نظام انگيزشي رابطه نزديكي دارند سوپر١ ١٩٧٣  و اين رابطه در پژوهش ها با ضريب همبستگي بالايي نشان داده شده است پوفام ٢ ١٩٩٥.يكي از عوامل مؤثر بر انگيزش پيشرفت تحصيلي روابط عاطفي درون مدرسه است . به نظر اسپالدينگ٣ ١٩٩٦اولين هدف معلم بايد برقرار كردن رابطة مطلوب و دوستانه با دانش آموزان باشد . هر معلمي در برقراري ارتباط روش خاصي دارد كه ناشي از شخصيت معلم، شخصيت دانش آموز و موقعيت است ) . رضايي١٣٧٢ (طي پژوهشي نشان داد كه بين رابطة عاطفي معلم ودانش آموز با پيشرفت تحصيلي فراگيران ارتباط وجود دارد .

روش تدريس معلم نيز ميتواند يك عامل انگيرش باشد؛ روشي كه بيشتر بتواند دانش آموز را درگير مسائل عاطفي بكند، ميتواند انگيزش بيشتري براي يادگيري ايجاد كند .

نوع ساختار كلاس نيز مي تواند در افزايش انگيزش دانش آموزان به كار و تلاش بيشتر مؤثر باشد . در يك كلاس با ساختار رقابتي، دانش آموزاني كه توانايي بالا دارند، احساس غرور خواهندكرد . اما در مورد دانش آموز اني كه توانايي آنها كم است، ميزان انگيزش كاهش مييابد . دركلاس با ساختار غير رقابتي، اثرات شكست، حتي شكست هايي كه پس از تلاش بسياراتفاق مي افتد، آنچنان ويرانگر نيست، زيرا در اين گونه كلاسها، يادگيري انفرادي را مورد تأكيد قرار مي دهند به اين ترتيب خود بهبودي از خود كوشي پديد مي آيد گيج ٤ و برلاينر ٥   1373.

 كاوينگتون ٦ ١٩٨٤ معتقد است كه درساختار رقابتي كلاس دانش آموزان داراي توانايي بالا،احساس غرور و دانش آموزان داراي توانايي كم، احساس شرم خواهند كرد و شكستهاي آنها به احساس عدم توانايي آنها نسبت داده ميشود.

۱. Super

۲. Popham

۳. Spaulding

٤. Gage

٥. Berliner

٦. Cavington

 

 ايمز ١ و ايمز ١٩٨٤.بيان ميدارند كه در اين كلاسها بيشترين دانش آموزان بازنده هستند تا برنده .سيستم تشويق و تنبيه درآموزشگاه نيز عاملي است كه م يتواند انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را تحت تأثير قرار دهد .

پژوهشهاي موجود در ايران نشان ميدهند كه استفاده از روشهاي تشويقي نتايج رضايت بخشي به دست ميدهد و از تشويق به عنوان عاملي كه در ايجاد انگيزه و كارايي دانش آموزان مؤثر است ياد شده است دانش پژوه، ١٣٧٤.

 

روابط عاطفي درون مدرسه نيز ميتواند با انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه داشته باشد شاهسوني، ١٣٧٩ (به نظر ميرسد كه هر چه با دانش آموزان دبيرستاني محترمانه وصميمانه تر برخورد شود، ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي آنها افزايش مي يابد .روش تدريس و آراستگي نيز ميتواند به صورت دو متغير جداگانه بر روي انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان اثر بگذارد .

با توجه به اهميت عوامل آموزشگاهي در افزايش ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي، اين پژوهش درصدد است كه به بررسي رابطة بين ويژگيهاي آموزشگاهي با انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بپردازد كه اين عوامل شامل اسنادهاي دبيران ، ساختار كلاس درس، سيستم تنبيه و تشويق در مدرسه، روابط عاطفي درون مدرسه، روش تدريس و آراستگي دبيران است

 

بحث و نتيجه گيری

نتايج پژوهش نشان داد، روابط عاطفي درون مدرسه بيشترين تأثير را بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان داشته است . رابطة مطلوب و دوستانه، تعامل بين معلم و دانش آموز تأثير بسياري بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي دارد . اين نتيجه با نتايج تحقيق اسپالدنيگ ١٩٩٦ و رضايي١٣٧٢ (همسوست.

 همچنين مك كيچي 1 ١٩٦١ طي پژوهشي نشان داد كه وجود معلمان گرم و صميمي انگيزه تحصيلي و پيوندجويي دانش آموزان را افزايش ميدهد . نتيجه فوق با نتيجه تحقيق مهابادی ١٣٧٧ و شاهسوني ١٣٧٩ همسو است . آنها نتيجه گرفته اند در كلاسهايي كه معلم مانند ديكتاتور عمل ميكند، جو كلاس براي رشد و تربيت دانش آموزان مناسب نيست .

نگرشهايي كه مدارس به صورت پنهان و نه به صورت رسمي به دانش آموزان منتقل ميكنند، بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي آنها مؤثر است . اين نكته كه اگر اوليای مدرسه به صورت غيرمستقيم بر ارزش تحصيلات تأكيد كنند، بر ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مؤثر است، به عنوان دومين عامل مؤثر مشخص شده است . نتيجة اين پژوهش با نتيجة تحقيق پا پ ٩٩٥كه به نظام ارزشها در مدرسه و تأثير آن بر انگيزش اشاره كرده است، همسوست .

ساختا ركلاس درس سومين عامل تأثيرگذار بر ميزان پيشرفت تحصيلي بوده است . ساختار كلاس درس مي تواند در احساس دانش آموزان نسبت به ارزش و شايستگي آنها تأثير بگذارد. نتيجة اين پژوهش با نتايج تحقيقات كاوينگتون1984)  ايمز و ايمز ( ١٩84 همسو بوده است كه بيان د اشته اند در كلاسهاي با ساختار رقابتي بتدريج از ميزان انگيزش پيشرفت كاسته مي شود .

دبيران بايستي هر چه بيشتر در جهت تغيير كلاسهاي خود از ساختار رقابتي به ساختار غير رقابتي بكوشند و سعي در تقويت توانايي دان شآموزان داشته باشند، زيرا شكست موقعيت رقابتي عواطف منفي قدرتمندي را فرا مي خواند كه به سوي فرد ناموفق جهت گيري شده است، و از آنجايي كه رقابت الزامًا موقعيتي است كه در آن تعداد بسياري بازنده و تعداد اندكي برنده هستند، تهديدي براي عزت نفس آنها خواهد بود . بنابراين، معلمان بايد راههايي را به كار ببرند كه دانش آموزان خود به داوري در مورد خويش بپردازند، زيرا تحقيقات نشان داده كه پيشرفت بالا با بسياري از رفتارهاي مطلوب آموزشگاهي همبسته است . گيج و برلاينر، ١٣٧٤

انگيزة موفقيت را ميتوان آموزش داد . دانش آموزان ميتوانند ياد بگيرند كه بهتر انجام دادن يك تكليف معين را بخواهند . با كمك به دانش آموزان در يادگيري قوتها و ضعفهايشان، انتخاب هدفهاي واقع گرايانه، طرح ريزي براي رسيدن به اهدافشان و ارزشيابي كارشان، ميتوان آنها را ياري كرد تا بر رفتار خود اعمال كنترل نمايند . احساس در كنترل بودن، بخشي مهمي از انگيزش براي پيشرفت است . معلم مي تواند از طريق تدريس و مدل دادن براي شيوه هاي خود بازبيني، خودآموزي و خود - تقويتي به تغيير الگوهاي اسنادي دانش آموزان كمك كند .

شايان ذکر است که به دليل اينکه زير مقياسهای سيستم تنبيه و تشويق و آراستگی دبير دارای شش سؤال است، بايستی در تعميم نتايج احتياط کرد .

ميترا طالب زادگان ضمن بررسي عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موفق دختر سال سوم راهنمايي شهر اهواز به مطالب زیر اشاره کرده است.

خلاصه :

موضوع كانوني اين تحقيق بررسي عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موفق دختر سال سوم راهنمايي شهر اهواز مي باشد .امروزه نظام تعليم وتربيت هر جامعه اي زيربناي توسعه اجتماعي، اقتصادي، سياسي وفرهنگي آن به شمار مي رود.بررسي عوامل جوامع پيشرفته نشان مي دهد كه همه اين كشورها از آموزش وپرورش توانمند، مؤثر وكارآمد برخوردار بوده اند.اگرچه هيچ نظام آموزشي صددرصد به اهداف آموزشي خود نرسيده است اما موفق بودن هر نظام آموزشي به نزديك تر شدن هرچه بيشتر به اهداف تعيين شده آن نظام بستگي داردبنابراين هرجا كه موفقيت نظام آموزشي عنوان مي شود منظور همان ميزان موفقيت آن نظام در نزديك تر شدن هرچه بيشتر با اهداف ازپيش تعيين شده است وهرجاكه عدم موفقيت نظام آموزشي عنوان مي شودمنظور همان ميزان عدم موفقيت آن نظام در نزديك شدن به اهداف مي باشد. يكي از جلوه هاي نمايان موفقيت نظام آموزشي موفق بودن فراگيران آن مي باشد.موفقيت دانش آموزاني كه توانسته اند عملكرد هاي خوب ومثبت از خود نشان دهند.

تحقيق حاضر كوشيده است تا با بررسي عوامل مؤثر در موفقيت تحصيلي دانش آموزان موفق ابتدا به شناسايي اين عوامل دست يافته وسپس با ارائه آنها به مديران و برنامه ريزان نظام تعليم وتربيت آنان را در راستاي دست يابي به موفقيت هاي آموزشي ياري رساند.جامعه آماري اين تحقيق شامل كليه دانش آموزان موفق دختر سال سوم راهنمايي مدارس شهر اهواز درسال تحصيلي 76-75 مي باشد كه محقق با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي تعداد 650 نفر دانش آموزداراي  معدل 17 يا بالاتر را از 44 مدرسه واز چهار ناحيه شهر اهواز به عنوان جامعه نمونه آماري خود وتعداد 60 نفر را نيز براي جلوگيري از افت آزمودني ها مازاد بر تعداد مورد نظرانتخاب نموده است.اين پژوهش از نوع علي يا پس از وقوع مي باشد.

نتيجه گيري :

يافته ها ونتايج اين تحقيق به شرح ذيل مي باشد :

1-بين ميانگين عملكرد تحصيلي دانش آموزان موفق با امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل، نقش اجتماعي وفرهنگي خانواده و عوامل انگيزشي همبستگي منفي ومعني داري وجود دارد.

2-بين ميزان سواد مادر دانش آموزان موفق و امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل و عوامل انگيزشي همبستگي منفي وبا نقش اجتماعي وفرهنگي خانواده همبستگي مثبت ومعني داري وجود دارد.

3-بين ميزان سواد پدر دانش آموزان موفق با امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل و عوامل انگيزشي همبستگي منفي وبا نقش اجتماعي و فرهنگي خانواده همبستگي مثبت و معني داري وجود دارد.

4-بين منزلت شغلي مادر دانش آموزان موفق با عوامل انگيزشي همبستگي منفي ومعني داري وجود دارد.

5-بين منزلت شغلي پدر دانش آموزان موفق با امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل، معلم وشيوه تدريس او و دانش آموز و مشوق هاي تحصيلي همبستگي منفي ومعني داري وجود دارد.

6-بين ترتيب تولد دانش آموزان موفق با امكانات و شرايط مناسب براي تحصيل و دانش آموز ومشوق هاي تحصيلي همبستگي منفي و معني داري وجود دارد.

7-ضريب همبستگي چند متغيري بين عوامل امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل، نقش اجتماعي وفرهنگي خانواده و عوامل انگيزشي با ميانگين عملكرد تحصيلي دانش آموزان موفق به طور معني داري بزرگ تر از ضرايب ساده آنهاست.

8-ضريب همبستگي چند متغيري سواد مادر دانش آموزان موفق با امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل، نقش اجتماعي وفرهنگي خانواده و عوامل انگيزشي به طور معني داري بزرگ تر از ضرايب ساده آنهاست.

9-ضريب همبستگي چند متغيري سواد دانش آموزان موفق با امكانات وشرايط مناسب براي تحصيل، نقش اجتماعي وفرهنگي خانواده و عوامل انگيزشي به طور معني داري بزرگ تر از ضرايب ساده آنهاست.

پيشنهادها:

با توجه به يافته ها ونتايج تحقيق پيشنهادهايي به شرح ذيل ارائه مي گردد :

1-رعايت صحيح اصول بهداشتي ومراقبت هاي بهداشتي در مدارس و خانواده ونظارت وكنترل بيشتر مديران مدارس بر بهداشت محيط هاي آموزشي.

2-احداث فضاهاي آموزشي وكاهش تعداد دانش آموزان در هر كلاس.

3-استفاده از امكانات مناسب چاپ تكثير در مدارس ونظارت بر چاپ خواناي مواد درسي و امتحاني.

4-نظارت بر وضعيت آموزشي واستانداردهاي آموزشي مدارس توسط بازرسان ونهادهاي ذيربط .

5-تجهيز مدارس به امكانات ورزشي مناسب وتشويق دانش اموزان به انجام فعاليت هاي ورزشي.

6-تجهيز مدارس به امكاناتي از قبيل آزمايشگاه، وسايل كمك آموزشي، كتابخانه وكتاب هاي مفيد.

7-تاسيس مراكز مشاوره و راهنمايي درمدارس.

8-تجهيز مدارس به سالن مخصوص امتحانات با صندلي هاي مناسب.

9-تامين معلمان در رشته هاي مختلف براي تدريس دراين دوره.   

10-تجديد نظر در محتوا وروش هاي تربيت معلم ومراكز آموزش ضمن خدمت و آشناسازي معلمان با روش هاي تدريس فعال، روان شناسي تربيتي وساير مهارت هاي معلمي.

11-شركت دادن دانش آموزان در فعاليت هاي كلاسي و پاسخگويي به سؤالات دانش آموزان و بررسي مشكلات درسي آنها.

 

نيلوفر ميكائيلي(1386) بررسي شيوه هاي فرزند پروري با انگيزه پيشرفت و رابطه متغير اخير با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دختر دوره راهنمايي اهواز به موارد زیر دست یافته است.

خلاصه :

موضوع كانوني اين تحقيق بررسي شيوه هاي فرزند پروري با انگيزه پيشرفت و رابطه متغير اخير با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دختر دوره راهنمايي اهواز مي باشد. اهميت ونقش نهاد خانواده به عنوان اولين جايگاه اجتماعي و مهم ترين عامل تعيين كننده رفتار كودك بر كمتر كسي پوشيده است . لذا آگاهي والدين از روش هاي پرورش كودك لازم وضروري مي باشد. يكي از مشكلات عمده اي كه معمولا“ والدين با آن روبرو مي باشند عدم اطلاع كافي از چگونگي كاربرد شيوه هاي تربيتي مناسب در مورد فرزندانشان است. والدين معمولا“ از نتايج برخورد هاي خود با كودكانشان بازخوردي دريافت نمي كنند وبعضا“ شكست ها وكجروي هاي فرزندانشان را ناشي از عوامل اجتماعي مي دانند. در صورتي كه بسياري از اوقات رفتاري كه فرزندان از خود نشان مي دهند وشكست ها و موفقيت ها ي آنها نتيجه مستقيم برخورد ورفتاري است كه در خانواده نسبت به آنها اعمال شده است . از طرف ديگر تحقيقات نشان داده است  افرادي كه انگيزه پيشرفت زيادي داشته اند با كوشش وجديت بيشتري به تحصيل پرداخته اند وشايد بتوان يكي از مهم ترين دلايل افت تحصيلي را ناشي از كمبود انگيزه پيشرفت در دانش آموزان دانست .

با توجه به نقش واهميت انگيزه پيشرفت در سرنوشت فرد وجامعه وبا توجه به نقش مؤثر ومهم والدين در افزايش و يا كاهش انگيزه پيشرفت انجام اين تحقيق ضروري به نظر مي رسد جامعه آماري اين تحقيق دانش آموزان دختر دوره راهنمايي شهرستان اهواز بوده كه محقق بر اساس نمونه گيري تصادفي تعداد 144 نفر از آنها را به عنوان جامعه نمونه آماري انتخاب نموده است. روش تحقيق از نوع همبستگي مي باشد.

 

نتيجه گيري :

نتايج ويافته هاي اين تحقيق به شرح ذيل مي باشد :

1-بين سن استقلال آموزي دانش آموزان دختر وانگيزه پيشرفت آنها همبستگي منفي معناداري وجود دارد.بدين معنا كه هرچه والدين زودتر به آموزش استقلال به كودكان اقدام نمايند انگيزه پيشرفت در آنان بيشتر خواهد بود.

2-بين سن تسلط آموزي دانش آموزان با انگيزه پيشرفت آنان همبستگي منفي معناداري وجود دارد.  بدين معنا كه پايين بودن سن تسلط آموزي در دختران باعث به وجود آمدن انگيزه پيشرفت بيشتر در آنان خواهد شد.

3-بين سن مراقبت آموزي دانش آموزان و انگيزه پيشرفت آنان همبستگي منفي معناداري وجود دارد.بدين معنا كه هرچه والدين زودتر به آموزش مراقبت به كودكان اقدام نمايند انگيزه پيشرفت در آنان بيشتر خواهد بود.

4-بين انگيزه پيشرفت در دانش آموزان و معدل كل درسي به عنوان شاخص پيشرفت تحصيلي رابطه مثبت معناداري وجود دارد .

5-بين وضعيت اجتماعي اقتصادي دانش آموزان با شيوه هاي سه گانه فرزند پروري (سن استقلال آموزي، تسلط آموزي و مراقبت آموزي ) آنان رابطه معني دار منفي وجود دارد.بدين معني كه هر قدر پايگاه اجتماعي اقتصادي بالاتر باشد سن آموزش شيوه هاي فرزند پروري پايين تر است .

6-بين وضعيت اجتماعي اقتصادي دانش آموزان و انگيزه پيشرفت آنان رابطه معنا داري وجود دارد.

7-بين وضعيت اجتماعي اقتصادي دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معناداري وجود دارد.

پيشنهاد ها:

با توجه به نتايج ويافته هاي تحقيق پيشنهاد هاي ذيل ارائه مي گردد :

1-اجراي تحقيق در سايردوره هاي تحصيلي .

2-برگزاري جلسه توجيهي با اولياء در زمينه آشنايي با موضوع اين پژوهش.

3-آشنا سازي زوج هاي جوان با روش هاي تربيتي كودك توسط نهاد هاي فرهنگي و آموزشي.

4- توجه معلمان به ابعاد شخصيتي وانگيزشي دانش آموزان.

 

عبدالاحد شيخ نگرشي بر ديدگاه هاي دانش آموزان دختر مقطع متوسطه در خصوص عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي آنان داشته است که به شرح زیر است.

 

خلاصه :

موضوع كانوني اين تحقيق بررسي نظرات دانش آموزان دختر دوره متوسطه در باره عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي آنها مي باشد.با كمي دقت و تامل در خلقت انسان ها به اين نكته پي خواهيم برد كه هيچ انساني با انساني ديگر شبيه نبوده وداراي تفاوت هايي در ابعاد مختلف از جمله جسمي، ذهني و توانايي هاي ذاتي مي باشد.لذا تقسيم بندي دانش آموزان تنها بر اساس سن آنان در كلاس هاي مختلف نمي تواند دليلي بر همگوني و يكسان بودن توانايي ها ونياز هاي آنها باشد. بنابراين دانش آموزان از لحاظ خصوصيات اخلاقي، هوشي و رواني با يكديگر تفاوت داشته و توجه به اين موضوع مي تواند باعث موفقيت دانش آموزان در يادگيري شود.

روش اين تحقيق پيمايشي يا زمينه يابي بوده و جامعه آماري آن دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه شهرستان گنبد كاوس بوده كه محقق با استفاده از نمونه گيري تصادفي تعداد 114 نفر ار دانش آموزان دختر را به عنوان جامعه نمونه آماري خود انتخاب نموده است.

 

نتيجه گيري :

نتايج ويافته هاي اين تحقيق به شرح ذيل مي باشد :

1-بين شناخت انگيزه وعلاقه دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي آنها رابطه معني داري وجود دارد.

2-بين شناخت والدين از توانايي فرزندان وعدم مقايسه آنان با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه معني داري وجود دارد.

3-بين محيط و شكوفايي استعداد هاي دانش آموزان رابطه معني داري وجود دارد.

4-نحوه تدريس معلم و استفاده از وسايل كمك آموزشي و توجه به تفاوت هاي فردي در ميزان يادگيري دانش آموزان مؤثر است.  

 

پيشنهادها :

باتوجه به يافته ها و نتايج تحقيق پيشنهادهاي ذيل ارائه مي گردد :

1-ايجاد محيط سالم در خانواده و رعايت عوامل وراثتي

2-عدم مقايسه فرزندان توسط خانواده هخا وپرهيز از ايجاد تبعيض بين فرزندان.

3-تشويق دانش آموزان ضعيف در كنار ساير دانش آموزان.

4-ترغيب دانش آموزان به شركت در فعاليت هاي گروهي و افزايش مهارت هاي اجتماعي.

5-ايجاد محيطي به دور از تشويش توسط معلمان در كلاس درس.

 

مهدي رمضان پور ارتباط مطالعه كتابخانه اي درمدارس ابتدايي باپيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايه پنجم درشهرستان علي آبادكتول بررسی کرده است که به موارد زیر منتج شده است.

خلاصه:

موضوع كانوني اين تحقيق بررسي ميزان تاثيرمطالعه كتابخانه اي برپيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايه پنجم ابتدايي مي باشد.يكي ازابزارهاي آموزش وپرورش به صورت غيرمستقيم (كتابهاي كمكي وجنبي وادبيات كودكان) است كه امروزه به دليل وجوداستعدادهاي قوي وسرشاردركودكان بايدبيش ازهرزمان ديگري موردتوجه مربيان ودست اندركاران امرتعليم وتربيت قرارگيرد.ازآنجايي كه به دليل محدوديت اوقات رسمي مدرسه اين امكان براي معلم فراهم نمي گرددكه فعاليت هاي تربيتي خودرادرحدكطلوب انجام دهدلذابه منظورپاسخگويي به نيازهاوعلائق دانش آموزان تمامي معلمان ومربيان ودست اندركاران تعليم وتربيت بايدتلاش نمايندتامقدمات مطالعه كتاب هاي غيردرسي رادركلاس درس وحتي خارج ازمدرسه فراهم سازند.اهداف اصلي اين تحقيق كمك به ايجادوگسترش عادت به مطالعه دردوران طفوليت واستفاده بهينه ازامكانات موجودبراي ايجادجذابيت وگسترس فرهنگ كتابخواني    مي باشد. براي جمع آوري اطلاعات اين تحقيق ازروش تدوين وتهيه پرسشنامه وبراي تجزيه وتحليل اطلاعات ازروش درصد،فراواني ،ميانگين وتفاوت ازميانگين گروه استفاده شده است.

جامعه آماري اين تحقيق دانش آموزان ومعلمان پايه پنجم ابتدايي آموزشگاههاي شهرستان علي آبادكتول بوده كه تعدادآموزشگاهها103باب،تعدادمعلمان 130نفروتعداددانش آموزان 3929 نفرمي باشدكه به دليل رعايت پاره اي ازملاحظات به جاي مطالعه درموردتمام افرادجامعه بااستفاده ازروش نمونه گيري تصادفي ساده تعداد20آموزشگاه و50نفرمعلم و200نفردانش آموزموردمطالعه قرارگرفته است.(توضيح اينكه محقق درتعيين نمونه آماري خويش ازروش هاي علمي استفاده ننموده ونمونه انتخابي نميتواند معرف جامعه مورد مطالعه وي باشد.)

 

نتيجه گيري:

  نتايج ويافته هاي اين تحقيق رامي توان اينگونه خلاصه نمود:

1-معدل دانش آموزاني كه درآموزشگاه خودازكتابخانه اي منظم بهره مي جوينددرمقايسه بادانش آموزاني كه فاقدكتابخانه اي منظم ومرتب هستند17/1بيشترمي باشد.

2-ميانگين نمرات درسي دانش آموزاني كه معلمان ومديران آنهادوره هاي خاصي رادر زمينه هاي نقش وتاثيركتب جنبي وكمكي گذرانده انددرمقايسه بادانش آموزان مشابه كه معلمان ومديران آنهااين دوره رانگذرانده اندنسبت 17به 15 مي باشد.

3-80درصددانش آموزاني كه به طورمنظم ازكتب غيردرسي  استفاده مي كنندعلاقه وتوجه خاصي به يادگيري داشته وازپيشرفت تحصيلي برخوردارمي باشند.

4-تمامي معلمان بادايرنمودن كتابخانه درآموزشگاه واداره آن توسط خوددانش آموزان موافق بودند.

5-92درصدهمكاران اعتقاددارندكه مطالعه كتابهاي غيردرسي تنهااختصاص به مدرسه نداشته بلكه دانش ا‚وزان بايددرمنزل هم به مطالعه پرداخته تامنجربه پيشرفت تحصيلي آنان شود.

6-6/70درصددانش آموزاني كه درارتباط بامطالعه كتاب هاي غير درسي  ازسوي مدرسه وخانواده موردحمايت وتشويق قرارگرفتندازپيشرفت تحصيلي خوبي برخوردارمي باشند.

7-61درصددانش آموزان جامعه آماري كه به خلاصه نويسي ونقل داستان مبادرت مي نماينددرمقايسه بادانش آموزاني كه به خلاصه نويسي وبيان داستان براي ديگردوستان خودنمي پردازندازپيشرفت تحصيلي برخورداربوده وميانگين نمرات درسي آنان 37/1بيشترمي باشد.

 

پيشنهادها:

باتوجه به نتايج ويافته هاي تحقيق فوق مي توان پيشنهادهايي به شرح ذيل ارائه نمودبااين اميدكه باكاربست يافته هاي پژوهش وتوجه جدي به پيشنهادهاوتوصيه هاي ارائه شده توسط محققان شاهدارتقاي سطح كيفي وكمي فعاليت هاي آموزشي وپرورشي درسطح مدارس باشيم.

الف-باتوجه به نتايج تحقيق به نظرمي رسدكه احياء وتجهيزكتابخانه ها،تشكيل كتابخانه هاي كلاسي وعضويت دانش آموزان دركتابخانه بايدموردتوجه قرارگيردئتاشاهدگرايش دانش آموزان  به مطالعه كتاب هاي غيردرسي ودرنتيجه پيشرفت تحصيلي آنان باشيم.

ب-باتوجه به تاثيرميزان آشنايي دانش آموزان باكتاب درمطالعات آنهابرپايي نمايشگاه هاي عمومي ازتازه هاي كتاب ونيزمعرفي كتاب به دانش آموزان براساس گروههاي سني ومراحل رشدكودك پيشنهادمي گردد.

ج-باعنايت به نقش قصه گويي وداستان سرايي درپيشرفت تحصيلي دانش آموزان ،توجه به فرهنگ قصه گويي براساس مطالب علمي واخلاقي واعتقادي توصيه مي گردد.

د- ازآنجايي كه پايه واساس هرفعاليت سامان يافته واصولي آموزش مي باشدپيشنهادمي شودتادرمحيط هاي آموزشي مهارت هاي اوليه مطالعه وكتابخواني به دانش آموزان آموزش داده شده وكودكان راباكتابخانه آشناسازند.

ه-ازآنجاكه ميزان يادگيري دانش آموزان بسته به عوامل مختلف، متفاوت مي باشدلذاتوجه به تفاوت هاي فردي كودكان درايجادميل به مطالعه وكتابخواني بسيارمؤثرخواهدبود.

6-باتوجه به لزوم آگاهي معلمان برگزاري دوره هاي ضمن خدمت جهت آموزش معلمان باكتابهاي جنبي وكمكي توصيه مي گردد.

7-برنامه هاي تشويقي وحمايتي درمدارس درارتباط باكتاب گسترش يافته واهداي كتاب به عنوان يك رسم معمول درمدارس مطرح گردد.

8-به خانواده درارتباط بانقشي كه مي توانددرجهت گرايش كودكان به مطالعه وبه دنبال آن پيشرفت تحصيلي آنان داشته باشدتوجهي خاص شود.

9-درهنگام احداث فضاهاي اموزشي به ايجادفضاي مناسب جهت كتابخانه وياسالن مطالعه توجه جدي شود.

10-درمدرسه پرونده مطالعاتي براي هريك ازدانش آموزان تشكيل شود.

11-درصورت امكان زنگي به نام زنگ كتابخواني درساعات هفتگي مدارس گنجانده شود.

 

تعیین هدف:

شناخت عوامل موثر بر بی انگیزگی شدن دانش آموزان در نتیجه ترک تحصیل آنها و یافتن  راه هایی که به کمک درس حرفه و فن تاثیر این عوامل را به حداقل رساند.

فلوچارت:

عوامل موثر بر بی انگیزگی دانش آموزان

 

4.عوامل مدرسه ای

 

3.عوامل اجتماعی

 

2.عوامل فردی

 

1.عوامل خانوادگی

شیت کد:

1.             عوامل خانوادگی

1.1.  مخالفت والدین

1.1.1.               شرایط اقتصادی

1.1.2.               تحصیلات والدین

1.1.3.               شغل والدین

1.1.4.               طرز فکر

1.2.  تعداد فرزندان

1.2.1.               تحصیلات خواهر و برادران

1.3.  آشنایی والدین با علایق فرزندان

2.             عوامل فردی

2.1.  جنس

2.1.1.               پسر

2.1.1.1.    نقش در چرخه اقتصادی خانواده

2.1.1.2.    بازماندگی از تحصیل و اعزام به سربازی

2.1.2.               دختر

2.1.2.1.    مخالفت با رفتن به محل دیگر برای ادامه تحصیل

2.1.2.2.    ازدواج زود رس

2.2.  سن

2.3.  علایق

2.4.  استعداد

3.             عوامل اجتماعی

3.1.  موقعیت وشرایط افراد تحصیل کرده در جامعه

3.2.  عوامل اقتصادی

3.2.1.               مقایسه میزان در آمد افراد تحصیل کرده و بی سواد

3.3.  توجه به تحصیل و جایگاه آن در جوامع روستایی

4.             عوامل مدرسه ای

4.1.  محیط مدرسه

4.1.1.               امکانات آموزشی

4.1.2.               تشویقهای بجا و بموقع دانش آموزان

4.1.3.               هدایت صحیح دانش آموزان در رشته های تحصیلی

4.1.4.               برگزاری جلسات توجیهی با والدین

4.2.  عوامل مربوط به معلم

4.2.1.               تدریس جذاب و محیط کلاسی فعال

4.2.2.               ترسیم تصاویر افراد موفق در کلاس

4.2.3.               شناخت استعدادها و علایق دانش آموزان

4.3.  عوامل جغرافیایی

4.3.1.               نبود مدرسه در نزدیکی محل تحصیل دانش آموزان

4.3.2.   مشکلات جابجایی دانش آموزان از محل سکونت تا تحصیل بخصوص برای دانش آموزان دختر

 

سوالات مصاحبه:

مصاحبه با همکاران:

پاسخها: بشدت زیاد o  خیلی زیادo زیادoبی نظرoکمoخیلی کمoبشدت کمo

 

1. آیا شما هم بی انگیزگی دانش آموزان را در کلاس درس خود مشاهده کرده اید؟

2. عوامل موثر بر بی انگیزگی دانش آموزان از نظر شما چیست؟نام ببرید.

3. معلم در رفع این بی انگیزگی تا چه حد مهم است؟(2-4)

4. تاثیر مدرسه در این زمینه تا چه حد جدی است؟(1-4)

5. آیا تعامل بین معلم و والدین دانش آموز تاثیری در رفع این حالت دارد؟(4-1-4)

6. عدم وجود امکانات آموزشی در مدرسه تا چه اندازه در ایجاد این حالت موثر است؟(1-1-4)

 

مصاحبه با والدین :

1.       آیا شما با ادامه تحصیل فرزندتان مخالفید؟(1-1)

2.       میزان تحصیلات شما چقدر است؟(2-1-1)

3.       شغلتان چیست؟-3-1-1)

4.       فرزند شما نقشی در نان آوری خانواده دارد؟(1-1-1-2)

5.       تعداد فرزندانتان چندتاست؟(2-1)

6.       سایر فرزندانتان درسشان را ادامه داده اند؟(1-2-1)

7.       تا چه حد از علایق و استعدادهای فرزندانتان آگاهید؟(3-1)

8.  تا چه حد روستاییان نسبت به ادامه تحصیل فرزندانشان نظر مثبتی دارند؟(4-1-1)

9.  میزان تشویق فرزندانتان برای ادامه تحصیل از طرف مدرسه را چقدر مناسب می بینید؟(3-2-1-4)

10. آیا معلمان فرزندانتان در ایجاد انگیزه برای ادامه تحصیل در آنها تاثیر بسزایی داشته اند؟(2-4)

11.  نبود مدرسه در محل سکونت تا چه اندازه در مخالفت شما با ادامه تحصیل فرزندتان تاثیر گذار است؟(1-3-4)

 

پرسشنامه:

1-1-1:والدینم بنا به دلایل اقتصادی با ادامه تحصل من مخالفند.

2-1-1:تحصیلات پایین پدر ومادرم در عدم ادامه تحصل من تاثیر گذار است.

4-1-1:عدم شناخت استعدادها و علایق من از طرف والدینم در بی انگیزه شدن من تاثیر بسزایی دارد.

1-1-1-2:رفتن به سربازی یکی از دلایل بی انگیزگی در من است.

2-2-1-2:ازدواج در سنین پایین یکی از دلایل بی انگیزگی من است.

3-2:علاقه ای به ادامه تحصیل ندارم.

4-2:احساس می کنم برای ادامه تحصیل استعداد کافی ندارم.

3-3:توجه به امر تحصیل در روستا ضعیف است.

1-1-4:امکانات آموزشی پایین در مدرسه در بی انگیزه شدن من تاثیر گذار است.

3-1-4:هدایت تحصیلی درستی از طرف مدرسه صورت نمی پذیرد.

2-4:تدریس نا مناسب معلمان در کلاس من را نسبت به ادامه تحصیل بی انگیزه می کند.

1-3-4:نبود مدرسه در محل سکونت ما یکی از عوامل ابزدارنده ما از ادامه تحصیل است.

2-3-4:والدینم با رفت وآمد با به روستایی دیگر برای ادامه تحصیل مخالف اند.

 

+ نوشته شده در  89/02/15ساعت 20:17  توسط مدیروبلاگ - احمد غفاریان  |